روایتی از عفاف حضرت زینب(سلاماللهعلیها) حضرت زینب کبری(سلاماللهعلیها)، دختر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) و حضرت فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها)، از بانوان برجسته خاندان پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) است؛ بانویی که در کنار دانش و فصاحت، به عفاف،
مظلومیت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در طول تاریخ، بر ارباب علم و صاحبان فهم و شعور و بر متتبع خبیر، هرگز پوشیده نیست؛ بلکه این امر از خورشید آسمان نیز واضحتر است.
روزهای پایانی زندگی امام حسن عسکری(علیه السلام) بود. بیماری ناشی از سمی که به حضرت خورانده بودند، شدت گرفته بود و خانه امام، در سامرا، حال و هوایی متفاوت داشت.
«ثَوْبًا لَبِسْتَ مِنَ الْإِمَامَةِ ثَانِيًا ... عَنْ فَضْلِ حَيْدَرَ فِي الْأَنَامِ تُحَدِّثُ» دومین لباس امامت بر قامت رعنای تو نشست؛ آمدی تا از حیدر کرار برای مردم بگویی خطابهای که
برخورد امام سجاد (علیهالسلام) با هشام بن اسماعیل حاکم معزول مدینه سال ۸۶ هجری بود. عبدالملک بن مروان پس از بیستویک سال حکومت استبدادی از مُرد و فرزندش ولید بر
بعد از شهادت امام کاظم(علیه السلام) فتنه ای بسیار بزرگ رخ داد که واقفه یا واقفیه نامیده شد. فتنه ای که به دست برخی از وکلای حضرت موسیبن جعفر(علیهما السلام)
به سند معتبر از حضرت امام رضا (عليه السّلام) منقول است كه ایشان فرمودند: «أَنَّهُ قَالَ: إِذَا كَانَ يَوْمُ اَلْقِيَامَةِ....» چون روز قيامت فرارسد، چهار روز را به زیبایی تمام نزد عرش
داستان پیرآهن عزیز خراسان عبد السلام بن صالح هروى گويد دعبل بن على خزاعى در مرو شرفياب خدمت ابى الحسن على بن موسى(عليهما السّلام)گرديد و عرض كرد يا ابن رسول
سدير صيرفى نقل کرده است، من و مفضل بن عمر و داوود بن كثير رقى و ابو بصير و ابان بن تغلب به محضر مبارك مولايمان امام صادق(عليه السّلام)
حکایت یوسف بن یعقوب و بشارت امام هادی علیهالسلام هبةُ اللّه بن أبی منصور الموصلی گوید: در دیار ربیعه، کاتبی نصرانی بود از اهل کفرتوثا، نامش یوسف بن یعقوب؛ مردی











