بعد از شهادت امام کاظم(علیه السلام) فتنه ای بسیار بزرگ رخ داد که واقفه یا واقفیه نامیده شد. فتنه ای که به دست برخی از وکلای حضرت موسی‌بن جعفر(علیهما السلام) که وجوهات شرعی کلانی در اختیار داشتند و به‌طمع همین اموال، امامت امام رضا (علیه السلام) را انکار کرده و شهادت امام هفتم را نپذیرفتند. آنها برای تأیید عقیده قائم‌بودن امام کاظم(علیه السلام) ، روایات را تأویل یا جعل کردند و از فضای انتظار شیعه برای ظهور منجی بهره بردند. حتی نداشتن فرزند از سوی امام رضا(علیه السلام) در ابتدا را دستاویز تشکیک در امامت ایشان قرار دادند، و عده ای را فریب داده و به نحله فکری منحرف خود جذب کرده بودند.

با ولادت حضرت جواد(علیه السلام) هرچند که دست از تلاش برای تخریب حضرت شمس الشموس (علیه آلاف التهیه و ثنا) برنداشتند اما بسیار تضعیف شده و ناکام ماندند. پس از شهادت امام رضا (علیه السلام) و امامت امام جواد(علیه السلام)  در سن شش سالگی بزرگان واقفیه بسیار خوشحال و امیدوار شدند تا شکست های خود را جبران کنند به این نحو که اگر ثابت شود که محمدبن‌علی‌بن موسی یعنی امام جواد(علیه السلام)  امام نیست یعنی پدرش هم امام نبوده و امامت به امام قطعی قبلی یعنی امام کاظم(علیه السلام)  برمیگردد و باید آنجا وقف نمود (همان عقیده باطل واقفیه). همان طور که بعد از امام صادق(علیه السلام)  عبدالله افتح ادعای امامت کرد و بعد از چهل پنجاه روز از دنیا رفت و مردم به امام کاظم(علیه السلام) یعنی یکی دیگر از فرزندان امام صادق(علیه السلام)  برگشتند.

بنابر این با ایجاد سوالاتی از حضرت جواد(علیه السلام)  سعی در تخریب علمی حضرت کردند و شهوت این که فقط یک نفر یک سوال از حضرت بپرسد تا ایشان از جواب آن عاجز شود موجب شد مجالسی برپاشود تا سوالاتی از ایشان بپرسند و در نهایت همین امر باعث شهرت علمی حضرت جواد(علیه السلام)  شد.

مناظره با یحیی بن اکثم یکی از این مجالس است که به صورت نمونه آن را ذکر می‌کنیم:

یحیی‌بن اکثم که می خواست حضرت جواد(علیه السلام) را به وسیله پرسش یک مساله آزمایش نماید، متوجه مامون شد و گفت: ای امیرمؤمنان! اجازه می دهید ازحضرت جواد مساله ای بپرسم؟
مامون گفت: از خود آن حضرت، کسب اجازه کن!

یحیی از حضرت جواد(علیه السلام)  اجازه خواست؟

آن بزرگوار فرمود: مجازی.

یحیی گفت: چه می فرمایی درباره این مساله که شخصی محرم (کسی که در مکه لباس احرام پوشیده) باشد و صیدی را بکشد؟

حضرت جواد(علیه السلام)  فرمود:

  1. آن شخص در حل (خارج از محیط مکه) بوده یا در حرم؟
    عالم به احکام بوده یا جاهل؟
    3. عمدا این عمل را انجام داده یا از روی خطا؟
    4. آزاد بوده یا غلام ؟
    5. صغیر بوده یا کبیر؟
    6. آن اولین صید او بوده (که شکار کرده) یا بیشتر؟
    7. آن صید از پرندگان بوده یا غیر از آنها؟
    8. آن صید کوچک بوده یا بزرگ؟
    9. آن شخص محرم، بر این عمل اصرار دارد یا پشیمان شده است؟
    10. شب این عمل را انجام داده یا روز؟
    11. احرام عمره بوده یا احرام حج؟
    یحیی از شنیدن این فروع و مسائل متحیر شد، هوش از سرش رفت، علامت عجز از صورتش ظاهر شد، زبانش دچار لکنت گردید و مقام علمی حضرت برای اهل مجلس واضح و روشن شد.
    در همین هنگام بود که مامون از حضرت جواد(علیه السلام) تقاضا کرد و گفت: چنانچه مایل باشید، جواب مسائل شخص محرم را بفرمایید تا مستفیض شویم؟
    حضرت جواد(علیه السلام)  فرمود:
    1. اگر شخص محرم صیدی را در غیر حرم (مکه و محیط آن) بکشد و صید از کبیر پرندگان باشد، یک گوسفند کفاره آن خواهد بود که باید قربانی کند.
    2. اگر آن صید در حرم باشد، باید دو گوسفند قربانی نماید.
    3. اگر جوجه مرغی را زمانی که لباس احرام نپوشیده، بکشد، باید یک بره قربانی کند که تازه از شیر گرفته شده باشد، ولی قیمت آن جوجه بر او واجب نخواهد بود.
    4. اگر صید از حیوانات وحشی باشد، باید یک گاو قربانی کند.
    5. اگر صیدی که کشته، شتر مرغ باشد، باید یک شتر قربانی کند.
    6. اگر صیدی که کشته آهو باشد، باید یک گوسفند قربانی نماید واگر یکی از آنها را در حرم کشته باشد، باید دو برابر قربانی کند و هدیه کعبه قرار دهد.
    7.  اگر آن کسی که صید را کشته برای حج احرام بسته باشد، باید در منا قربانی کند و اگر برای عمره احرام بسته باشد، باید در مکه قربانی نماید.
    8. اگر عمدا صید را بکشد، گناه کرده، ولی چنانچه از روی خطا باشد، چیزی (کفاره و قربانی) بر او واجب نیست.
    9.  کفاره شخص حر و آزاد بر خودش واجب می شود، ولی کفاره شخص غلام بر مولای او واجب می گردد.
    10. شخصی که صغیر باشد، کفاره بر او واجب نیست، ولی کفاره بر شخص کبیر (بالغ) واجب است.
    11. شخصی که از کشتن صید پشیمان شود، همان پشیمانی باعث ساقط شدن عذاب آخرت از او خواهد شد، ولی شخصی که بر کشتن صید اصرار داشته باشد، دچار عذاب آخرت می گردد.

با پاسخ حضرت همه حاضران انگشت به دهان و حیرت زده بودند آری تفاوتی نمی‌کند امام کودک باشد یا جوان همانطور که علی بن جعفر عموی امام رضا فرمود: «کمال العقل لایستنکر لحجج الله مع صغر السّن» کمال عقل این است که در برابر حجت‌های خدا اگر چه خرد سال باشند انکار و مقاومت نکند.

نتیجه :

برای تخریب یک دانشمند ندانستن جواب یک سوال کافی نیست چرا که هیچ عالمی و دانشمندی ادعای دانستن همه چیز را ندارد، اما برای تخریب کسی که ادعای امامت دارد یعنی جهل ندارد حتی عجز از پاسخ به یک سوال هم کافی است. لذا واقفیه در همان چاله ای مأمون برای تخریب علمی امام رضا(علیه السلام)  بوسیله مناظرات ایجاد کرده بودند افتادند وبه وسیله سوالاتشان بطلان عقاید خود را فریاد زدند.

اشتراک‌ها:
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *