از رَیّان بن شَبیب نقل شده است که گفت:
در روز اول ماه محرم به محضر امام رضا(علیهالسلام) رسیدم. حضرت به من فرمودند:
ای پسر شبیب! آیا امروز روزه گرفتهای؟
عرض کردم: نه.
امام فرمودند:
امروز همان روزی است که حضرت زکریا(علیهالسلام) در آن به درگاه خداوند دعا کرد و گفت:
﴿رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعَاءِ﴾ (آل عمران۳۸) پروردگارا! از جانب خود فرزندى پاک و شایسته به من عطا کن؛ زیرا تو شنونده دعا هستی.
خداوند دعای زکریا را پذیرفت و فرشتگان را مأمور کرد تا در حالی که او در محراب عبادت ایستاده و مشغول نماز بود، به او بشارت دهند:
﴿إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْیَى﴾(آل عمران ۳۹) خداوند تو را به فرزندی به نام یحیی بشارت میدهد.
سپس امام رضا(علیهالسلام) فرمودند:
هر کس در این روز روزه بگیرد و خدا را بخواند، خداوند دعایش را مستجاب میکند؛ همانگونه که دعای حضرت زکریا(علیهالسلام) را به اجابت رساند. (عیون أخبار الرضا علیه السلام جلد۱ صفحه۲۹۹)
در خبری که از سعد بن عبد اللّه قمى نیز آمده که میگوید همراه با احمد بن اسحق به خدمت حضرت عسگری(علیه السّلام) رسیدیم، من طومارى تهیه کرده بودم و در آن چهل و چند مسأله مشکل که کسى جواب آنها را نمیداد ثبت کرده بودم تا از حضرت بپرسم.
خدمت حضرت عرض کردم:
«فَأَخْبِرْنِی یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ عَنْ تَأْوِیلِ کهیعص» یا ابن رسو اللّه مرا از تاویل کهیعص خبر ده
حضرت فرمود:
«قَالَ هَذِهِ اَلْحُرُوفُ مِنْ أَنْبَاءِ اَلْغَیْبِ أَطْلَعَ اَللَّهُ عَلَیْهَا عَبْدَهُ زَکَرِیَّا…»
این حروف رمز اخبار غیبت است که خدابندهاش زکریا را به آن مطلع ساخته و سپس براى محمد(صلّى الله علیه و آله) نقل کرده و شرحش اینست که زکریا(علیه السلام) از پروردگار خود خواست که باو اسماء خمسه طیبه را بیاموزد،جبرئیل نازل شد و آنها را بوى آموخت زکریا چون محمد و على و فاطمه و حسن(علیهم السّلام) را یاد میکرد همش برطرف میشد و گرفتاریش زائل مىگردید و چون حسین(علیه السّلام) را یاد میکرد گریه گلویش را میگرفت و مبهوت میگردید یک روز عرضکرد معبود من مرا چه مىشود که چون چهار نفر از خمسه طیبه را یاد میکنم به یاد آنان از غمهاى خود آرام میشوم و چون حسین(علیه السّلام) را یاد میکنم چشمم اشک میریزد و نالهام بلند مىشود خداى تبارک و تعالى او را از قصه حسین(علیه السّلام) خبر داد و فرمود «کهیعص» کاف نام کربلا است و یا هلاک عترت است و با یزید علیه اللعنه است که او ظالم بر حسین(علیه السّلام) است عین عطش حسین(علیه السّلام) است و ص صبر او است، چون زکریا این مطلب را شنید نالان و غمگین گردید و تا سه روز از مسجد خود بیرون نیامد و به مردم اجازه نداد در آنجا نزد او بروند و گریه و ناله سرداد و باین عبارات نوحهخوانى میکرد:
« کَانَتْ نُدْبَتُهُ إِلَهِی أَ تُفَجِّعُ خَیْرَ خَلْقِکَ بِوَلَدِهِ إِلَهِی أَ تُنْزِلُ بَلْوَى هَذِهِ اَلرَّزِیَّهِ بِفِنَائِهِ إِلَهِی أَ تُلْبِسُ عَلِیّاً وَ فَاطِمَهَ ثِیَابَ هَذِهِ اَلْمُصِیبَهِ إِلَهِی أَ تُحِلُّ کُرْبَهَ هَذِهِ اَلْفَجِیعَهِ بِسَاحَتِهِمَا»
معبودا من دل سوختهام براى بهترى خلق تو بواسطه فرزندش،آیا بلاى این مصیبت در آستانش فرود مىآیدمعبودا آیا جامه این مصیبت را بتن على و فاطمه خواهى پوشید؟ معبودا آیا گرفتارى این فاجعه در محیط زندگانى آنها وارد مىشود؟سپس عرض کرد :
« ثُمَّ کَانَ یَقُولُ اَللَّهُمَّ اُرْزُقْنِی وَلَداً تَقَرُّ بِهِ عَیْنِی عَلَى اَلْکِبَرِ وَ اِجْعَلْهُ وَارِثاً وَصِیّاً وَ اِجْعَلْ مَحَلَّهُ مِنِّی مَحَلَّ اَلْحُسَیْنِ »
معبودا به من فرزندى روزى کن که در پیرى چشمم بدو روشن شود و او را وارث و وصى من قرار ده و مقام او را نسبت بمن چون مقام حسین(علیه السّلام) قرار بده و چون او را به من دادى مرا فریفته دوستى او کن و به غم شهادت او گرفتار کن چنانچه حبیبت محمد(صلّى الله علیه و آله) را به غم فرزندش گرفتار میکنى. خداوند یحیى(علیه السّلام) را باو داد و او را بغم شهادت وى گرفتار کرد دوره حمل یحیى شش ماه بود و ایام حمل حسین(علیه السّلام) هم شش ماه بود و براى او داستان طولانی است. (کمال الدین , جلد۲ , صفحه۴۵۴)

