عقل سلیم ما را به سوی نیایش دعوت می‏کند

دعا کردن یعنی انجام دادن مهمترین کاری که می‏توان پیش از هر چیزی برای حل مشکل‏ خود انجام دهیم، زیرا دعا کردن تنها عملی است که می‎توانیم برای ایجاد تغییرات انجام دهیم؛ کاری از درون برای عملی در برون.

کلمه دعا و مشتقاتش که حدوداً بیش از 200 بار در آیات قرآن کریم به کار رفته از ریشه دَعَوَ و به معنی خواندن و حاجت خواستن و استمداد است و گاهی مطلق خواندن از آن منظور است. مثل «فلم یزدهم دعا الا فراراً». پس خواندنم جز فرار و اعراض آنها نیفزود.(سوره نوح ایه 6).

گاهی مراد از دعا همان درخواست و استمداد است. مثل:« الحمدلله الذی وهب لی علی الکبر اسمعیل و اسحق انٌ ربی لسمیع الدٌعا.(سوره ابراهیم- علیه السلام- آیه 39) ستایش خدایی را سزاور است که به من در زمان پیری، اسماعیل و اسحاق را عنایت فرمود، همانا پروردگار من البته دعای بندگان را خواهد شنید.

دعا در لغت به معنی صدا زدن و به یاری طلبیدن و در اصطلاح اهل شرع، گفتگو کردن با حق تعالی به نحو طلب و حاجت و درخواست حل مشکلات از درگاه او و یا به نحو مناجات و یاد صفات جلال و جمال ذات اقدس اوست. برای نیل به خدا انجام تشریفات پیچیده نیست؛ نیایش آسان و طریقه‏اش نیز ساده، برای نیایش تنها باید کوشید تا بسوی خداوند کشیده شد این کوشش باید با دل باشد.

ساده ‏ترین کلمات ما که تضرع و ستایش را بیان می‏کند همچون زیباترین استغاثه ‏ها و دعاها، در پیشگاه پروردگار هرچه هست مقبول به نظر می‏رسد. نیایش در مرحله عالی‏ترش از سطح درخواست و عرض حال فراتر می‏رود. انسان در برابر پروردگار هستی نشان می‏دهد که او را دوست دارد. نعمات او را شکر و سپاس می‎گذارند و آماده است تا خواست او را، هرچه باشد انجام دهد. در اینجا نیایش به صورت یک سیر روحانی و مکاشفه درونی است.

دعا ما را به خداوند که همانا اصل و منشأ ماست متصل می‎کند، وقتی این چنین شود دعا ما را به حرکت در می‏آورد. در حقیقت دعا کردن به نوعی انرژی را آزاد می‏کند که معمولاً آنقدر خوب و نیکوست که از نظر فیزیکی قابل ثبت نیست. با وجود این وقتی دعا می‎کنیم از نظر ذهنی و معنوی گسترش می‏یابیم. ذهن خط اتصال میان خداوند و انسان است. دعا کردن شیوه‏ای از فکرکردن است که انسان را به خداوند پیوند می‏دهد شخص با فکر و ذهن خود دعا می‎کند.

عقل سلیم ما را به سوی نیایش دعوت می‏کند

اگر فرصت ورق زدن کتاب عمر خویش یا دیگران را پیدا کرده باشیم لاجرم در می‏یابیم که هر کس در مقام عمل و در کشاکش زندگی شدیداً خود را به قاعده «دفع ضرر احتمالی عقلاً واجب است» پایبند کرده است. آدمی در عرصه زندگی به طور دایم خویشتن را مواجه با ضرر و زیان می‏بیند و سخت می‏‎کوشد تا در دام آن نیفتد و جز منفعت کسبی نداشته باشد.

امور را به تدبیر پیش می‏برد و جوانب امور را بررسی و با آینده نگری و برنامه‏ریزی می‎کوشد تا مبادا ضرر و زیانی مادی و معنوی و... به چیزی که آن ندارد و به آسانی قادر به تحصیل آن نیست و یا مالک چیزهایی است که ترس از دست دادن آنها عذابش می‏دهد. گاه نیز قبلاً به ضعف و مرض و بلا و گرفتار می‎شود که در نتیجه امنیت وجودی او را به مخاطره می‏افکند و سخت به خود مشغولش می‏دارد.

همه اینها و سایر عوامل تهدید کننده دیگر، همچون ناراحتی‏های روحی و روانی که هنوز شاید به مرحله فعلیت نرسیده و لیکن به عنوان یک امر محتمل الوقوع مطرح هستند، همانا تهدید کننده آدمی و آزار رسان آرامش انسانی به شمار می‏روند.

به راستی چگونه می‏توان در فکر دفع خطر و ضرر نبود در حالی که در دنیایی پر از حوادث به سر می‏بریم؟ دنیایی که گاه در لحظه‏ای حال آدمی با لحظه قبلی‏اش تفاوتی همچون تفاوت زمین تا اسمان را پیدا می‏کند!

آیا در این دنیا، عقل سلیم به ما حکم نمی‏کند تا برای دستیابی به آنچه که به راحتی دست یافتنی نیست و یا جهت حفظ و صیانت آن چیزهایی که به ما تعلق دارد و نیز برای دوری از گزند دشمنان بیرونی و درونی دست به دعا برداریم و از بارگاه قدس مدد بجوییم؟



شیعه نیوز