متن شبهه:

بارها گفته شده که ائمه معصومین با ایرانیان دشمنی نداشته اند، به طوری که مشارکت امیر مومنان و فرزندان ایشان در جنگ علیه ایرانیان مردود شناخته شده.

اما در فراز ۲۷ از صحیفه سجادیه در می‌یابیم که امام چهارم مردم ایران را در ردیف مشرکان و دشمنان خدا قرار داده و آنان را نفرین کرده اند (جایی که به خزر و دیالمه اشاره میشود).

در حالی‌ که میدانیم ایران و روم نه تنها مشرک نبوده اند، بلکه یکتا پرست بودند: ایران بر آیین زرتشت و روم بر دین مسیحیت بود. چگونه می‌توان این امر را توضیح داد؟

فراز ۲۷ یکی‌ از مواردی است که به عنوان سندی از دشمنی پیشوایان اسلام با ایرانیان استفاده میشود.

پاسخ:

در فراز مورد نظر از دعای ۲۷ صحیفه سجادیه حضرت سجاد علیه السلام میفرمایند:

… اللَّهُمَّ وَ اعْمُمْ بِذَلِکَ أَعْدَاءَکَ فِی أَقْطَارِ الْبِلَادِ مِنَ الْهِنْدِ وَ الرُّومِ وَ التُّرْکِ وَ الْخَزَرِ وَ الْحَبَشِ وَ النُّوبَهِ وَ الزَّنْجِ وَ السَّقَالِبَهِ وَ الدَّیَالِمَهِ وَ سَایِرِ أُمَمِ الشِّرْکِ…

ترجمه ی این فراز:

…. خدایا، همه‌ی دشمنان خود را در هر گوشه و کنار که هستند، چنین سرانجامی ده: از هند و روم و ترکستان و خزر و حبشه و نوبه و زنگبار و سرزمین سقالبه و دیالمه گرفته تا دیگر امت‌های مشرک…

آیا این فرمایش حضرت نسبتی با جمله ی”اما در فراز ۲۷ از صحیفه سجادیه در می‌یابیم که امام چهارم مردم ایران را در ردیف مشرکان و دشمنان خدا قرار داده و آنان را نفرین کرده اند…”دارد؟

مگر آنکه بپذیریم طبق معمول حمله‌هایی که در پوشش ایران پرستی بر تشیع وارد می‌شود از طرف کسانی است که بی بهره از الفبای ادبیات عرب هستند!

امام سجاد علیه السلام نافرجامی را برای”دشمنان خدا”از هربلد و دیار که باشند از هند و روم و… و نیز برای سایر امت‌های مشرک طلب می‌کنند!

آیا دشمن خدا را می‌توان از موحدان دانست؟ ایا در برابر دشمن خدا که بر مسلمان تعدی می‌کند باید خاموش بود؟

(علاوه بر توجه به لفظ <اعدائک> و <بعضیه بودنِ حرفِ”مِن”> در این فراز، خواندن فرازهای قبلی دعا هم خالی از لطف نیست)

هیچ گاه در سیره پیامبر صلی الله علیه و آله، ظلم و تعدی بر قوم و نژاد خاصی صورت نگرفته… هیچگاه با یهود و مسیحی جنگی صورت نگرفته مگر آنکه جنبه ی دفاعی داشته و نتیجه توطئه ی آنها علیه اسلام بوده… حتی مشرکین مکه هم با رحمت و رافت پیامبر مواجه شدند.

و نیز هیچگاه در سیره ی امیرالمومنین و ائمه علیهم السلام نشانی از تعدی بر عباد یا تبعیض نژادی دیده نشده است و برای چنین نسبت‌های ناروایی چاره ای جز توسل به تاریخ تحریف شده -در داستان حضور حسنین در فتوحات- و یا ترجمه ی ناصواب فرمایشات ائمه نبوده است!

استناد به این فراز در نسبت دادن خشونت ائمه به ایرانیان میتواند بعنوان سندی بر بیسوادی و یا غرض شبهه کنندگان قلمداد شود!

 

//


اشتراک‌ها:
2 دیدگاه
  • ناشناس
    ناشناس
    مرداد ۹, ۱۴۰۵ در ۱۲:۲۹ ب٫ظ

    خصیصه اسلام وادیان ابراهیمی دین ستیزی است دعوای حق وباطل داستند وبرای دین گستری حکومت را لازم میدانستند لذا ابتدا جنگ روانی ونرم رو توطئه میکردند فتنه میکردند با طعنه زدن وایراد وتمسخر از دین پیرامونی یا حاکم!کاری که اگر فردی دردینشان تنجام دهد حکمش مرگ وارتداد ویاتبلیغ علیه دین میدانند وبحبس ومجازات حکم کنندبنابراین خود آنچه بر نمیتابند بت پرستان یا سایر ادیان برنتافتند!دفاع آنها همانقدر مشروع بود که خود برای خود قائل هستند واما وقتی اسلام مدنی در مدینه تجهیز به سپاه وحکومت شد بااسلام مکی مظلوم فرق داشت با اقتدار شمشیر وزور تحمیل دین وعقیده کردند وبا همین منطق به سایر کشورها تاختند کاری که شیعه آنرا قبول ندارد اما قراین نشان میدهد که موافق عمر بودند نمونه همین داستان نفرین سجاد درصحیفه سجادیه که از غفلت نوبسندگانش چاپ شده!اینکه مردمی درگوشه ای از سرزمینشان بدفاع از دین وفرهنگ ووطنشان باشند چرا باید بحمایت از متجاوزان بخاک کشوری دعا از سر حمایت وتشویق خواند وچرا باید بمردم مدافع وطنشان نفرین کرد این نشان از همراهی سیاسی وعقیدتی امامان تشیع باحاکمان وقتشان است!مگر همه حق را خدادرجیب مسلمان گذاشته؟!دینی که اساسش قابل نقد بسیاری ازمتفکران وعاقلان است چه حقی به تازیدن واشغال گری دارد؟اگر امروز ایران مسلمان بهندیان واروپاییان به بهانه خود حق پنداری بتازند سرزمینشان را اشغال کنند ودین ورسوماتشان راباطل کنند آیا اگر در گوشه ای از سرزمین مردمی بپا خیزند بدفاع از وطن وارزشهایشان شایشته نفرین وهمداهی با مهاجمین است؟ این دور از انصاف وعدل است!منطقی که اگر آنان له سرزمین مسلمانان بتازند مسلمین به همین دلایل قبول نمیکنند ایستادگی ومقاومت میکنند مثل غزه در برابر یهودیان!سرزمین ایران برای عرب نبوده ومرزهایشان درایران امتداد نداشته،بلکه انها اشغالگر بودند!ومادین اشغالگران رانمی پذیریم وحقی هم دران نمیابیم.

    پاسخ
    • امیر
      امیر
      شهریور ۱۲, ۱۴۰۵ در ۱:۱۳ ب٫ظ

      همراهی امامان شیعه با حاکمان وقت؟! 😄 لااقل دو ورق تاریخ رو نگاهی بندازید بعد منبر برید…علی بن الحسین (سجاد) پدرش توسط حکومت اموی به قتل رسیده به فجیع ترین شکل ممکن و خود او اسیر شده…پدر بزرگش علی بن ابی طالب سالها با معاویه ی اموی جنگیده ، عموی او حسن توسط بنی امیه با توسط ترور شده. و حتی پسرش! یعنی زید بن علی بن الحسین بعد ها قیام کرده علیه بنی امیه و با وضع خیلی وحشیانه کشته شده ….پسر زید هم ، یعنی یحیی در خراسان علیه بنی امیه قیام کرده و کشته شده!
      اینا همه نشونه ی حمایت امامان شیعه است 🤔🙄 آدم خوبه حداقل درباره ی اون چیزی که میخواد سخنرانی کنه به اطلاعات عمومی بدونه بعد بپره وسط.
      در مخالفت اونها با خاندان اموی شکی نیست ، مسئله اینجاست که چرا دیلمی ها رو نفرین کرده ، اونم دلیلش رو از کتب تاریخ باید پرسید… در قرن اول اسلامی یه چندتا قبیله از دیلمی ها رو به راهزنی و غارت آورده بودن و مسلمانان عادی رو میکشتن. آیا منطقیه که وقتی با یه حکومت مبارزه می‌کنی به مردم عادی اون قلمرو هم رحم نکنی! شاید در مسلک شما ها عادی باشه اما برای امامان شیعه اینکار پذیرفتنی نبود…امام هشتم شیعیان برادر خودش رو به خاطر همین کارها طرد کرد و او رو سرزنش کرد و گفت که تو از اسلام خارج شدی ، چرا ؟! چون زید بن موسی ( معروف به زید النار) به بهانه‌ی ی مبارزه با حکومت بنی عباس به مردم شهر کوفه یورش برد و خونه ها رو آتیش زد و مردم عادی طرفدار حکومت رو کشت!!! امامان شیعه چنین چیزی رو قبول نداشتن ‌و از قیام های مسلحانه ای که مردم عادی و بی گناه کشته بشن نهی میکردن.
      حالا یه سوال : مسلمانانی که از شر دیلمی ها در امان نبودن کجایی بودن؟! پاسخش برای کسی که جغرافیای تاریخی بدونه راحته ، اون کسانی که دیلمیان بهشون هجوم می‌بردند و قتل و غارت میکردن خود مسلمانان ایرانی بودن. عرب ها که فرسخ ها با دیلمیان فاصله داشتن ، یعنی اون کسانی که از آسیب اونها در امان نبودند خود ایرانیان مسلمان بودن. اسلام شیعه تعصب نژادی نداره ، هر قومی و قبیله ای جنایت کنه پلیده و شایسته ی لعن و نفرین. چه اون قبیله دیلمیان ایرانی باشه (که از قضا مادر خود علی بن الحسین طبق معروف ترین اقوال یک زن ایرانی بوده) چه عرب اصیل قبیله ی قریش مثل بنی امیه که اشراف عرب بودن… که شاید توی این دعا نفرین نکرده بر بنی امیه اما رفتارش کاملا واضحه که دوست بودن یا دشمن ، و دلیل لعن و نفرین علنی هم معلومه ،چون در زمان حساسی بوده و نمیشد لعن علنی بر امیه فرستاد…….. تایید ادعای من اون جایی هست که در زمان پسرش محمد بن علی ( الباقر) و نوه ی او جعفر بن محمد ( الصادق) زیارت عاشورا رو به شیعیان تعلیم میدن که سراسر لعن و نفرین بنی امیه است…حالا یک انسان متعصب جاهل نژادپرستی مثل شما هزارتا لعن و نفرین زیارت عاشورا بر معاویه و یزید و عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد بن ابی وقاص و شمر بن ذی الجوشن و آل مروان که همه هم عرب بودن و اکثراً قریش و هم قبیله ی خود امام سجاد بودن رو نشونه ی ضد عرب بودنش و ضد بنی امیه بودنش نمی‌بینی و ساده لوحانه میگی : نشان از همراهی سیاسی وعقیدتی امامان تشیع باحاکمان وقتشان است!!! اما یک نفرین به قومی که به خود مسلمانان ایرانی حمله میکردن رو نشونه ی ضد ایرانی بودن می‌دونید!….این ها همه نشونه ی گندیده شدن مغز انسان از تعصباته که کور میشه و نمیتونه واقعیت رو اونجوری که هست ببینه…وگرنه اگه واقعا او از همه ی ایرانیان نفرت داشت دیگر مردم ایران رو نفرین میکرد و می‌گفت : اهل فارس (که در ادبیات عرب اون عصر اشاره ای به کل ایران بود) یا اگه با همه ی زرتشتی ها مشکل داشت می‌گفت: مجوس! نتیجه اینکه برخی از دیلمی ها در اون عصر میخواستن با بنی امیه بجنگن و در این زمینه هدف با امامان شیعه مشترکه اما دیلمی ها به مسلمانان نزدیک سرحدات خودشون هجوم میبردن و غارت میکردن پس با منطق امامان شیعه نمیسازه ، چه ایرانی دیلمی باشه چه ترک باشه چه رومی باشه چه حتی عرب اصیل قبیله ی قریش و اهل مکه !

      پاسخ
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *