محو آثار نبوی به همین سادگی؟! برای عمربنخطاب خبرمیآورند که مردم نزد درختی که بیعت رضوان در زیر آن شکلگرفت، میروند. وی دستورمیدهد که آن درخت را قطعکنند... (۱)دیروز درخت بود،
یک بام و آنقدر هوا که دل هواکند! روزی خلیفه دوم به هنگام قضاوت بر خلاف آن چه، بار گذشته حکمرانده، حکممیکند...در این باره به وی تذکّرمیدهند: خلیفه! تو اوّل امسال
مستی از ظرف او، حد نیز به دست او؟! از نوشیدنی که برای شخص خلیفه ی دوّم فراهم آورده بودند، فردی بنوشید و از قضا مست و دستافشان شد. خلیفه آن
تله تصویری از زندگی خلیفه دوم... جناب عمربنخطاب از زمان جاهلیت شرب خمر داشته و با وجود این که آیات الهی در موضوع نهی از شرب مسکرات - به نقلهایی -
در پاسخ به این سؤال شرکت کنید! انسان معمولا در جهت رشد و کمال خود آرزو میکند...حتما شنیدهاید که میگویند انسانها را به آرزوهایشان بشناسید! چرا که هر چه انسان والاتر،
چرا صدای لبّیک دیگر نمیآید؟! نسایی و بیهقی هر کدام در «السنن الکبری»(۱) خویش و حاکم در مستدرک (۲) از طریق سعید بن جبیر این روایت را ثبت کرده اند:ابن عبّاس
خلیفه! بر ما ببخشای و توبه کن! برخی از مورّخین اهل تسنّن این حکایت را نقل کردهاند:«چند دزد را نزد معاویه آوردند. دستور داد دستشان را قطع کنند. تا این که
عجب اشتباه بزرگی، ابن حزم!در مدارک اهلتسنّن وقوع ترور رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله توسّط گروهی از منافقین به فراوانی به چشم میخورد. اگرچه در این اسناد خبری از اسامی این منافقین
چرا نمیگذارند امام احمد در مورد کتاب خویش تصمیم بگیرد؟ جمال الدّین القرشی در کتاب «تفریح الاحباب» حدیث سفینه را به سند ابوذر و به نقل از احمد آورده است که:
چرا خلیفه در کوچه و بازار پی پاسخ میگردد؟ دو نفر نزد خلیفه میآیند، از طلاق کنیز پرسش میکنند، خلیفه راه میافتد...او به دنبال پاسخ است؟ او به دنبال کسی میگردد؟

