شئون امامت و ویژگیهای امام


شماره صفحه: 1

گفته می‎شود: مگر نمی‎گویید خلافت حق علی بود؟ پس چرا پس از آنکه عثمان به دستور عایشه و دیگران به قتل رسید و مردم به حضرت علی (ع) رو آوردند، ایشان ابتدا قبول نکردند؟ اگر خلافت حق بوده و وظیفه ای از جانب خدا، ایشان باید بی درنگ می‎پذیرفتند نه اینکه بعد از آن همه اصرار، قبول کنند.


عثمان را کشتند؛ خودشان کشتند؛ با همین دستانشان و با همین زبان‌هایشان. یکی با دست تیغ کشید و یکی با زبان فرمان داد. از او بد گفتند. بی امان هم بد گفتند. مردم شوریدند. آنها خروشیدند. حمله ور شدند. سرانشان گفتند حمله ها را بیشتر کنید و هجوم ها را دوچندان. حمله ها را بیشتر کردند و هجومشان


پذیرش توانمندی، غلو نیستبرای کودکی که شاهد انجام کارهایی از سوی بزرگترهاست که خودش نمی‎تواند انجامشان دهد، آن کارها بسیار مهم و عجیب تلقی می‎شوند. اما با رشد و نمو آن کودک، مجموعه مهارتهایش بیشتر می‎شوند. او از همان کودکی متوجه تفاوت در برخی توانمندی‎ها خواهد شد. توانمندی‎هایی که او را از بزرگترها م


هان ای مدعی!تو اگر دینت، دین علی بود که ظلم نمی‌‎کردی! نامردی نمی‌‎کردی! زیر و رو نمی‌‎کشیدی!تو اگر دینت، دین علی بود، که با دشمنان علی نمی‌‎پلکیدی و با آنها هم‌پیاله نمی‌‎شدی!تو اگر دینت، دین علی بود، اینقدر دروغ نمی‌‎بافتی و حیله نمی‌‎ساختی و نیرنگ نمی‌‎کردی و بازی درنمی‎‌آوردی!تو اگر دینت، دین عل


 در اسلام به رسم علی بن ابیطالب (ع) کسی دروغ نمی‎گوید، خیانت نمی‎کند، دزدی و اختلاس نمی‎کند، ظلم و ستم روا نمی‎دارد، حق کسی را  ضایع نمی‎کند، مال و ثروت را نابود نمی‎کند، نعمت‎های خدا را ذایل نمی‎کند، بر یتیمان و مستمندان بی‎خیال و بی‎تفاوت عبور نمی‎کند...در اسلام به رسم علی بن ابیطالب (ع)


 مسلمانان به هوش که فاطمه را مسلمانان کشتندمسلمانان به هوش که حسین بن علی را مسلمانان کشتنندمسلمانان به هوش که معاویه و یزید مسلمان بودندمسلمانان به هوش که بنی العباس مسلمان بودندمسلمانان به هوش، که مسلمانی داریم تا مسلمانیمسلمانی به رسم علی بن ابیطالب یک حرف استو مسلمانی به سبک خلفای بنی العبا


 وقتی در هزاره سوم می‎گویی که پیرو مذهب و آیینی هستم که در آن مذهب، باید فرمانبردار ۱۴ فرد مشخص بود و اوامر اونها رو بی چون و چرا قبول کرد...وقتی می‎گویی پیامبر خدا در روزی به نام غدیر جانشین و جانشینان بعدی خودش را برای چندمین بار اعلام کرد و این بار پیمان را محکم کرد و دو ماه و اندی بعد از دن


 گفتم: از علی (ع) بگو.یکی گفت: علی مظهر شجاعت است.آن یکی گفت: علی انسان خوبی بود.یکی از آن دور با صدای بلند گفت: اسوه و الگوی خوبی بود.آن دیگری جواب داد: جوانمرد...کسی که کنارم بود گفت: اما...؟گفتم اما چه؟گفت: اما اینها همه بود، اما علی اینها نبود.گفتم: پس چه بود؟ گگفت: فقط میدانم که نامش علی ب


 یوم الانذار روزی بود که پیامبر، نزدیکان خود را در مهمانی فراخواند و رسالتش را به آنها ابلاغ کرد. مهمانی را چندبار به هم زدند و پیامبر دوباره همان مهمانی و همان حرفها را تکرار کردند.جالب اینجاست که هنوز آنها به پیامبر ایمان نیاورده بودند که حضرتشان علی بن ابیطالب علیه السلام را به عنوان جانشین


 از من پرسید به نظرت حق با کیست؟ با علی یا دیگران؟گفتم: دیگران؟ کدام دیگران؟ علی را با کدام دیگران مقایسه میکنی؟ مگر وقتی پای علی به میان باشد اصلا این سؤال مطرح شدنی است؟تو داری از آفتاب حرف می زنی و حالا میگویی حق با آفتاب است یا یک تکه شمع، آنهم شمع بی فروغ، آنهم بدون نور، آنهم....


مطالب‌‌مان را دنبال کنید




logo-samandehi

کپـی‌برداری از مطالب سایت فطرت با ذکر منبع در راه رضای خدا مجاز می‌باشد.