هر یک از سخنان نورانی امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، شرح و تفسیری گسترده از سوی اهل فضل و ادب و معرفت میطلبد تا شاید قطرهای از این اقیانوس بیکران به لبان تشنه طالبان حضرتش برسد.
یکی از این سخنان، خطبه ۷۲ در کتاب شریف نهج البلاغه است، کلامی که در آن امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به یاران خود، شیوه صلوات فرستادن بر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) را میآموزد، اما صلواتی که به آنان تعلیم میدهد، آنقدر عمیق و پرمغز است که در خلال آن، تصویری شگفتانگیز از مقام رسول خدا(صلی الله علیه وآله)، رسالت او، جهاد او، نور هدایتش و جایگاهش نزد خداوند ترسیم میشود.
صلواتی که امیرالمومنین(علیه السلام) به ما آموخت
قرار بود علی (علیهالسلام) از محبوبترین انسان عالم سخن بگوید؛ قرار بود صلواتی به یارانش بیاموزد، درودی بر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)؛ همان کسی که علی از کودکی و جوانی در کنار او زیسته، در خانهاش بزرگ شده و در سختترین روزهای رسالت، دوشادوش او با دشمنان اسلام جنگیده بود.
اما بسیاری از مردم، کسی که چراغ هدایت بشریت و محبوبترین خلق خدا بود را نمیشناسند؛ علی بن ابی طالب(علیهما السلام) نمیتوانست در برابر این بیمعرفتی سکوت کند. پس این صلوات را بهانهای کرد تا مردم را با مقام و جایگاه رسول الله(صلیاللهعلیهوآله) آشنا کند.
هوا گرم بود و آفتاب بر دیوارهای گِلی خانهها و کوچههای خاکی میتابید. عده ای در مسجد گرد هم، چشم به امیرالمومنین(علیهالسلام) دوخته بودند.
لحظاتی گذشت تا آنکه سکوت مجلس شکسته شد. حضرت که آرام نشسته بود ایستاد. اگرچه نگاهش به جمعی بود که در برابرش قرار داشتند، اما با خداوند سخن میگفت، لب به سخن گشود.
آغاز کلام:
«اللَّهُمَّ دَاحِیَ اَلْمَدْحُوَّاتِ وَ دَاعِمَ اَلْمَسْمُوکَاتِ وَ جَابِلَ اَلْقُلُوبِ عَلَى فِطْرَتِهَا شَقِیِّهَا وَ سَعِیدِهَا»
خداوندا! ای آنکه زمینهای گسترده را گستردی، آسمانهای برافراشته را استوار ساختی و دلها را بر سرشت و فطرتشان آفریدی؛ چه دلهایی که شقی و بدبختاند و چه دلهایی که سعادتمند و نیکبختاند.
چند لحظه سکوت کرد. سپس سخنش به نام محمد (صلیاللهعلیهوآله) رسید.
«اِجْعَلْ شَرَائِفَ صَلَوَاتِکَ وَ نَوَامِیَ بَرَکَاتِکَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ اَلْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ وَ اَلْفَاتِحِ لِمَا اِنْغَلَقَ وَ اَلْمُعْلِنِ اَلْحَقَّ بِالْحَقِّ »
خداوندا! بر محمد، بنده و فرستاده خویش، برترین درودها و روزافزونترین برکاتت را قرار ده؛ همان پیامبرى که خاتم پیامبران پیشین بود کسى که درهاى بسته(علم) را گشود و و همان کسی که حق را به حق آشکار ساخت.
کلمات امیرالمومنین (علیهالسلام) آرام، اما استوار بود، اما حس غریبی داشت گویا دلتنگ رسول الله(صلی الله علیه وآله) بود؛ بسیاری از این مردم رسول خدا(صلی الله علیه وآله) را ندیده بودند. تا به حال کسی پیامبر را آنچنان که علی(علیه السلام) معرفی میکرد معرفی نکرده بود.
«وَ اَلدَّافِعِ جَیْشَاتِ اَلْأَبَاطِیلِ وَ اَلدَّامِغِ صَوْلاَتِ اَلْأَضَالِیلِ»
همان کسى که غوغاى باطل را دفع کرد و حملات گمراهى ها را درهم شکست.
حضرت ادامه داد:
«کَمَا حُمِّلَ فَاضْطَلَعَ قَائِماً بِأَمْرِکَ مُسْتَوْفِزاً فِی مَرْضَاتِکَ غَیْرَ نَاکِلٍ عَنْ قُدُمٍ وَ لاَ وَاهٍ فِی عَزْمٍ»
آنگونه که رسالت را بر دوش او نهادی، او آن بار را بر دوش گرفت و به فرمان تو قیام کرد؛ با تمام توان در راه خشنودی تو شتابان بود و با سرعت گام بر مىداشت، نه در پیشروی سستی کرد و نه در عزم و ارادهاش ناتوان شد.
امیرالمومنین(علیهالسلام) از رسول الله(صلی الله علیه وآله) سخن میگفت، اما در پسِ هر جمله، مردی را معرفی میکرد که سالهای سال سختی دیده بود و بیشتر از همه در راه خدا مجاهدت کرده بود مردی که در برابر دشواریها ایستاده بود و هیچگاه از راهی که خدا برایش تعیین کرده بود بازنگشته بود.
«وَاعِیاً لِوَحْیِکَ حَافِظاً لِعَهْدِکَ مَاضِیاً عَلَى نَفَاذِ أَمْرِکَ»
این در حالى بود که وحى تو را با آگاهى گرفت و عهد تو را پاسدارى کرد و در انجام فرمانت _ با قدرت و جدّیت_ پیش رفت.
رسول خدا(صلی الله علیه وآله) پیامبری که آمد تا دلهایی را که در تاریکی سرگردان بودند، به سوی روشنایی ببرد.
سپس فرمود:
«حَتَّى أَوْرَى قَبَسَ اَلْقَابِسِ وَ أَضَاءَ اَلطَّرِیقَ لِلْخَابِطِ وَ هُدِیَتْ بِهِ اَلْقُلُوبُ بَعْدَ خَوْضَاتِ اَلْفِتَنِ وَ اَلْآثَامِ وَ أَقَامَ بِمُوضِحَاتِ اَلْأَعْلاَمِ وَ نَیِّرَاتِ اَلْأَحْکَامِ»
او همچنان در این راه به پیش رفت تا شعله حق را براى طالبانش برافروخت و راه را براى ناآگاهان روشن ساخت، و دل هایى که در فتنه ها و گناهان فرو رفته بود، به برکت وجودش هدایت شد. او پرچم هاى آشکار کننده حق را برافراشت و احکام نورانى اسلام را برپا ساخت
سپس سخن به مقام رسول الله(صلی الله علیه وآله) نزد پروردگار رسید؛ و اینجا بود که امیرالمومنین(علیهالسلام) با واژههایی کوتاه، جایگاه ایشان را توصیف کرد:
«فَهُوَ أَمِینُکَ اَلْمَأْمُونُ وَ خَازِنُ عِلْمِکَ اَلْمَخْزُونِ وَ شَهِیدُکَ یَوْمَ اَلدِّینِ وَ بَعِیثُکَ بِالْحَقِّ وَ رَسُولُکَ إِلَى اَلْخَلْقِ»
آرى، او امینِ معتمد و گنجینه دارِ مخزن علوم تو و شاهد و گواه روز رستاخیز و برانگیخته ات براى بیان حقایق و فرستاده ات به سوى خلایق است.
تعبیر به «امین مامون» در واقع تاکیدى است بر کمال امانت آن حضرت و اشاره اى است به مقام عصمت که از شرایط حتمى نبوّت است و منظور از «خزانه دار بودنِ علم مخزون»، آگاه بودن رسول الله(صلى الله علیه وآله) از اسرار غیب است که پیامبران و امامان بدون آگاهى از این اسرار نمى توانند رسالت خود را به طور کامل انجام دهند.
قرآن دراین مورد مى فرماید: «عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَى غَیْبِهِ اَحَداً * الَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَاِنَّهُ یَسْلُکُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَد اً* لِیَعْلَمَ اَنْ قَدْ اَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ»(جنّ، آیات ۲۶ تا ۲۸)
خداوند داناى غیب است و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمى سازد مگر رسولانى را که برگزیده و مراقبینى از پیش رو و پشت سر آنها قرار مى دهد تا بداند پیامبرانش رسالت هاى پروردگار را ابلاغ کرده اند.
آنگاه برای پیامبر دعا کرد:
«اَللَّهُمَّ اِفْسَحْ لَهُ مَفْسَحاً فِی ظِلِّکَ وَ اِجْزِهِ مُضَاعَفَاتِ اَلْخَیْرِ مِنْ فَضْلِکَ»
خداوندا! برای او در سایه خویش جایگاهی گسترده فراهم آور و از فضل خود، پاداش نیکیهای چندین برابر به او عطا فرما.
«اَللَّهُمَّ وَ أَعْلِ عَلَى بِنَاءِ اَلْبَانِینَ بِنَاءَهُ وَ أَکْرِمْ لَدَیْکَ مَنْزِلَتَهُ وَ أَتْمِمْ لَهُ نُورَهُ»
خداوندا! بنای او را بر فراز بناهایی که دیگران برپا کردهاند، بلند گردان، جایگاهش را نزد خود گرامی بدار و نور او را برایش به کمال برسان.
«وَ اِجْزِهِ مِن اِبْتِعَاثِکَ لَهُ مَقْبُولَ اَلشَّهَادَهِ مَرْضِیَّ اَلْمَقَالَهِ ذَا مَنْطِقٍ عَدْلٍ وَ خُطْبَهٍ فَصْلٍ»
و در برابر برانگیختنت او را، پاداشی به او عطا فرما که گواهیاش پذیرفته، سخنش پسندیده، گفتارش عادلانه و خطابهاش روشن و قاطع باشد.
آخرین کلام:
علی (علیهالسلام) پس از آن همه ستایش از رسول خدا(صلی الله علیه وآله)، دعایی کرد که شاید بیش از هر چیز، دلتنگی و محبت او را نشان میداد. پس فرمود:
«اَللَّهُمَّ اِجْمَعْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ فِی بَرْدِ اَلْعَیْشِ وَ قَرَارِ اَلنِّعْمَهِ وَ مُنَى اَلشَّهَوَاتِ وَ أَهْوَاءِ اَللَّذَّاتِ وَ رَخَاءِ اَلدَّعَهِ وَ مُنْتَهَى اَلطُّمَأْنِینَهِ وَ تُحَفِ اَلْکَرَامَهِ »
خداوندا! میان ما و او را در آسایش زندگی، آرامش و قرار نعمت، برآورده شدن آرزوها، بهرهمندی از لذتها، فراخی و آسودگی، نهایت اطمینان و آرامش و تحفههای کرامت، گرد آور.
مجلس همچنان خاموش بود، هرکس به چیزی فکر میکرد اما علی (علیه السلام) منتظر روزی بود تا خدا، او و رسولش را دوباره در کنار یکدیگر جمع کند.

