مصحف فاطمه سلام الله علیها کتابی است که به املاء جبرییل و خط امیر المؤمنین علیه السلام نوشته شده و در آن تمامی حوادث واتفاقات آینده عالم تا روز قیامت ثبت شده و چیزی در باره حلال و حرام در آن وجود ندارد.

این مطلب از روایات فراوانی استفاده می‌شود که ما به دو روایت بسنده می‌کنیم که با تدبر در همین دو روایت به جواب تمام سؤالاتتان خواهید رسید.

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ تَظْهَرُ الزَّنَادِقَةُ فِی سَنَةِ ثَمَانٍ وَ عِشْرِینَ وَ مِایَةٍ وَ ذَلِکَ أَنِّی نَظَرْتُ فِی مُصْحَفِ فَاطِمَةَ (علیها السلام) قَالَ قُلْتُ وَ مَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَمَّا قَبَضَ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه وآله وسلم) دَخَلَ عَلَی فَاطِمَةَ (علیها السلام) مِنْ وَفَاتِهِ مِنَ الْحُزْنِ مَا لَا یَعْلَمُهُ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَرْسَلَ اللَّهُ إِلَیْهَا مَلَکاً یُسَلِّی غَمَّهَا وَ یُحَدِّثُهَا فَشَکَتْ ذَلِکَ إِلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَقَالَ إِذَا أَحْسَسْتِ بِذَلِکِ وَ سَمِعْتِ الصَّوْتَ قُولِی لِی فَأَعْلَمَتْهُ بِذَلِکَ فَجَعَلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) یَکْتُبُ کُلَّ مَا سَمِعَ حَتَّی أَثْبَتَ مِنْ ذَلِکَ مُصْحَفاً قَالَ ثُمَّ قَالَ أَمَا إِنَّهُ لَیْسَ فِیهِ شَیْ‏ءٌ مِنَ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامِ وَ لَکِنْ فِیهِ عِلْمُ مَا یَکُون‏ .

حمادبن عثمان می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم فرمود: در سال 128 مخالفان مذهب و دعوت کنندگان به باطل اعلام وجود خواهند کرد. این موضوع را در مصحف فاطمه (سلام الله علیها) دیدم. پرسیدم: مصحف فاطمه چیست فرمود: با فوت رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) غم واندوه فراوان فاطمه را فرا گرفتکه اندازه آن را خدا می داند. به همین جهت خداوند فرشته ای را نزد فاطمه فرستاد تا با هم سخن شدن با وی غم واندوهش زدوده شود. فاطمه(سلام الله علیها) جریان را به علی(علیه السلام) گزارش کرد علی(علیه السلام) فرمود: هر وقت آمدنش را احساس نمودی و صدایش را شنیدی به من خبر بده. فاطمه آمدن فرشته را به علی(علیه السلام) خبر داد. علی(علیه السلام) آنچه را می شنید می نوشت تا در نهایت همانند کتابی کامل گردید.

سپس امام صادق(علیه السلام) فرمود: در این کتاب ازحلال وحرام چیزی نیست بلکه آنچه درآن دیده می شود دانش وآگاهی از حوادث واخبار آینده است.

الکافی ج‏1 ص: 240.

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِیَابٍ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ قَالَ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ الْجَفْرِ... قَالَ فَمُصْحَفُ فَاطِمَةَ (علیها السلام) قَالَ فَسَکَتَ طَوِیلًا ثُمَّ قَالَ إِنَّکُمْ لَتَبْحَثُونَ عَمَّا تُرِیدُونَ وَ عَمَّا لَا تُرِیدُونَ إِنَّ فَاطِمَةَ مَکَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) خَمْسَةً وَ سَبْعِینَ یَوْماً وَ کَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِیدٌ عَلَی أَبِیهَا وَ کَانَ جَبْرَیِیلُ (علیه السلام) یَأْتِیهَا فَیُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَی أَبِیهَا وَ یُطَیِّبُ نَفْسَهَا وَ یُخْبِرُهَا عَنْ أَبِیهَا وَ مَکَانِهِ وَ یُخْبِرُهَا بِمَا یَکُونُ بَعْدَهَا فِی ذُرِّیَّتِهَا وَ کَانَ عَلِیٌّ (علیه السلام) یَکْتُبُ ذَلِکَ فَهَذَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ علیها السلام .

الکافی ج‏1 ص: 241.

أبو عبیده می گوید: بعضی از شیعیان از امام صادق علیه السلام سؤالاتی کردند از جمله سؤال کردند: مصحف فاطمه چیست حضرت مدتی سکوت کرد و سپس فرمود: شما از آنچه می خواهید و نمی خواهید بحث می کنید (یعنی بعضی از پرسش ها به قصد فهمیدن نیست یا به دردت نمی خورد) فاطمه بعد از پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله هفتاد و پنج روز در دنیا بود و از فراق پدر بسیاراندوهگین بود. جبرییل علیه السلام محضرش می‏آمد و او را در مرگ پدر تسلیت می داد و خوشحالش می کرد وغم واندوهش را تخفیف می داد و از احوال و مقام پدرش خبر می داد و سرگذشت اولادش را پس از او برایش می گفت و علی علیه السلام آن مطالب را می نوشت که مجموع آن نوشته‏ها مصحف فاطمه علیها السلام شد.

امکان گفتگوی ملایکه با غیر انبیاء:

اهل تسنن از دیرباز اشکال می‌کنند که چگونه ممکن است که ملایکه با غیر پیامبر صحبت کند آیا این مطلب با خاتمیت پیامبر در تعارض نیست

در جواب می‌گوییم: خود علمای اهل سنت از این شبهه جواب داده‌اند. آلوسی مفسر بزرگ اهل سنت بعد از نقل روایتی در همین باره می‌گوید:

والأخبار طافحة برؤیة الصحابة للملک وسماعهم کلامه وکفی دلیلا لما نحن فیه قوله سبحانه: * (إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلایِکَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی‏ کُنْتُمْ تُوعَدُون‏) * (فصلت: 30) الآیة فإن فیها نزول الملک علی غیر الأنبیاء فی الدنیا وتکلیمه إیاه ولم یقل أحد من الناس: إن ذلک یستدعی النبوة وکون ذلک لأن النزول والتکلیم قبیل الموت غیر مفید کما لا یخفی .

تفسیر الآلوسی - الآلوسی - ج 22 - ص 40.

روایات بسیاری وارد شده که صحابه ملایکه را می‌دیدند و سخن آنان می‌شنیدند. برای اثبات آن این دلیل کافی است که خداوند کریم فرموده است: « بی‏تردید کسانی که گفتند: پروردگار ما خدا است سپس [ در میدان عمل بر این حقیقت ‏] استقامت ورزیدند فرشتگان بر آنان نازل می‏شوند [ و می‏گویند: ] مترسید و اندوهگین نباشید شما را به بهشتی که وعده داده شده اید بشارت باد. » این آیه ثابت می‌کند که ملایکه بر غیر انبیاء در دنیا نازل می‌شوند و با آن‌ها سخن می‌گویند و کسی هم نگفته است که این سخن گفتن مستلزم نبوت است و ازطرفی این گفتگو از قبیل مرگ است و فایده ای ندارد.

مصافحه با ملایکه :

روایات بسیاری در منابع اهل سنت وارد شده است که اگر انسان آنگونه که خداوند می‌خواهد در این دنیا زندگی کند واجبات را انجام داده و از محرمات نیز پرهیز کند می‌تواند مستقیماً با ملایکه در ارتباط بوده و با آنان سخن بگوید.

مسلم نیشابوری نقل می‌کند:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ إِنْ لَوْ تَدُومُونَ عَلَی مَا تَکُونُونَ عِنْدِی وَفِی الذِّکْرِ لَصَافَحَتْکُمْ الْمَلَایِکَةُ....

صحیح مسلم - مسلم النیسابوری - ج 8 - ص 95.

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: قسم به خدایی که جانم در دست او است ‌ اگر شما همان حالتی را که اکنون دارید حفظ نمایید و بر آن استقامت ورزید ملایکه با شما دست خواهند داد.

البانی که وهابیت از او به عنوان «بخاری دوران» تعبیر می‌کنند و بن باز مفتی اعظم عربستان سعودی گفته بود که ایشان را باید امام الحدیث بنامیم این روایت را در صحیح سنن ابن ماجة ج2 ص415-416 و صحیح الجامع الصغیر ج2 ص931 و 1190 و سلسلة الأحادیث الصحیحة ج4 ص606 صحیح دانسته است.

و باز در روایت دیگری مسلم نیشابوری می‌نویسد:

لو کانت تکون قلوبکم کما تکون عند الذکر لصافحتکم الملایکة حتی تسلم علیکم فی الطرق .

صحیح مسلم - مسلم النیسابوری - ج 8 - ص 95.

اگر قلبتان را به همان حالی که در حال راز و نیاز با خداوند دارید حفظ کنید ملایکه با شما دست خواهند داد و حتی در راه‌ها به شما سلام خواهند کرد .

از این دو روایت استفاده می‌شود که اگر انسان تقوای الهی را حفظ کرده و دستورات الهی را انجام دهد می‌تواند با ملایکه در ارتباط باشد و با آن‌ها گفتگو کند. و فاطمه زهرا سلام الله علیها که قرآن در آیه تطهیر شهادت بر عصمت او داده و طبق نص صریح روایات صحیح بخاری و مسلم سیده زنان اهل بهشت است قطعاً دارای این مقام بوده است.

گفتگوی حضرت مریم با ملایکه :

قرآن کریم صراحت دارد که حضرت مریم سلام الله علیها با ملایکه صحبت می کرده در حالی که او نیز پیامبر نبوده است. خداوند در سوره مریم آیات 16 تا 21 می‌فرماید :

وَ اذْکُرْ فیِ الْکِتَابِ مَرْیمَ‏َ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَکاَنًا شَرْقِیًّا. فَاتخََّذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِیًّا. قَالَتْ إِنیّ‏ِ أَعُوذُ بِالرَّحْمَانِ مِنکَ إِن کُنتَ تَقِیًّا. قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلَامًا زَکِیًّا. قَالَتْ أَنیَ‏ یَکُونُ لیِ غُلَامٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنیِ بَشَرٌ وَ لَمْ أَکُ بَغِیًّا. قَالَ کَذَالِکِ قَالَ رَبُّکِ هُوَ عَلیَ‏َّ هَینِ‏ٌّ وَ لِنَجْعَلَهُ ءَایَةً لِّلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِّنَّا وَ کاَنَ أَمْرًا مَّقْضِیًّا.

و در این کتاب (آسمانی) مریم را یاد کن آن هنگام که از خانواده‏اش جدا شد و در ناحیه شرقی (بیت المقدس) قرار گرفت‏. و میان خود و آنان حجابی افکند (تا خلوتگاهش از هر نظر برای عبادت آماده باشد). در این هنگام ما روح خود را بسوی او فرستادیم و او در شکل انسانی بی‏عیب و نقص بر مریم ظاهر شد!. او (سخت ترسید و) گفت: «من از شرّ تو به خدای رحمان پناه می‏برم اگر پرهیزگاری!. گفت: «من فرستاده پروردگار توام (آمده‏ام) تا پسر پاکیزه‏ای به تو ببخشم!». گفت: «چگونه ممکن است فرزندی برای من باشد! در حالی که تا کنون انسانی با من تماس نداشته و زن آلوده‏ای هم نبوده‏ام!». گفت: «مطلب همین است! پروردگارت فرموده: این کار بر من آسان است! (ما او را می‏آفرینیم تا قدرت خویش را آشکار سازیم) و او را برای مردم نشانه‏ای قرار دهیم و رحمتی باشد از سوی ما! و این امری است پایان یافته (و جای گفتگو ندارد)!» .

وقتی حضرت مریم سلام الله علیها بتواند با ملایکه در ارتباط باشد فاطمه زهرا سلام الله علیها که سیده تمامی زنان اهل بهشت و از جمله مریم بنت عمران است می‌تواند با ملایکه در ارتباط باشد.

سلام ملایکه به عمران بن حصین:

از روایات اهل سنت استفاده می‌شود که ملایکه با برخی از صحابه سلام و علیک داشته با آن‌ها مصافحه کرده اندو آن‌ها نیز ملایکه را با چشمان خود دیده‌اند. مسلم نیشابوری در صحیحش به نقل از عمران بن حصین می‌نویسد:

وَقَدْ کَانَ یُسَلَّمُ عَلَیَّ حَتَّی اکْتَوَیْتُ فَتُرِکْتُ ثُمَّ تَرَکْتُ الْکَیَّ فَعَادَ.

صحیح مسلم - مسلم النیسابوری - ج 4 - ص 48.

فرشته بر من سلام می کرد تا این که آلوده به گناه غیبت وعدم کنترل زبان شدم و او را نمی دیدم پس از آن که دست از این گناه کشیدم دوباره تماس بر قرار شد.

ابن حجر عسقلانی در ترجمه عمران بن حصین می‌نویسد:

عمران بن حصین... وکانت الملایکة تصافحه ... .

تهذیب التهذیب - ابن حجر - ج 8 - ص 112.

عمران بن حصین کسی بود که ملایکه با او دست می‌دادند.

همچنین ذهبی در ترجمه وی می‌نویسد:

عمران بن حصین... وکان ممن یسلم علیه الملایکة .

تذکرة الحفاظ - الذهبی - ج 1 - ص 29.

عمران بن حصین از کسانی بود که ملایکه بر او سلام می کردند.

از این احادیث استفاده می‌شود که جمعی از صحابه توانسته‌اند با ملایکه ارتباط برقرار کرده آن‌ها را دیده و ملایکه به آن‌ها سلام می کرده‌اند. وقتی افرادی مثل عمران بن حصین که قطعاً مقام آن‌ها از مقام ا میر المؤمنین و سیده زنان اهل بهشت علیهما السلام پایین تر است بتوانند کلام ملایکه را بشنوند و با آن ها ارتباط برقرار کنند چه انگیزه‌ای وجود دارد که اهل سنت اصرار بر انکار آن در حق امیر المؤمنین و صدیقه طاهره دارند آیا انکار آن در حق امیر المؤمنین و فاطمه زهرا علیهما السلام طعن آشکار به خاندان رسالت نیست

سخن گفتن حذیفه با ملایکه :

روایات بسیاری در کتاب‌های اهل سنت وجود دارد که برخی از صحابه کلام ملایکه را شنیده‌ و با آن‌ها صحبت کرده‌اند. احمد بن حنبل استاد بخاری و مسلم در مسندش می‌نویسد :

عَنْ حُذَیْفَةَ بْنِ الْیَمَانٍِ أَنَّهُ أَتَی النَّبِیَّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ بَیْنَمَا أَنَا أُصَلِّی إِذْ سَمِعْتُ مُتَکَلِّمًا یَقُولُ اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ کُلُّهُ وَلَکَ الْمُلْکُ کُلُّهُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ کُلُّهُ إِلَیْکَ یُرْجَعُ الْأَمْرُ کُلُّهُ عَلَانِیَتُهُ وَسِرُّهُ فَأَهْلٌ أَنْ تُحْمَدَ إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی جَمِیعَ مَا مَضَی مِنْ ذَنْبِی وَاعْصِمْنِی فِیمَا بَقِیَ مِنْ عُمْرِی وَارْزُقْنِی عَمَلًا زَاکِیًا تَرْضَی بِهِ عَنِّی فَقَالَ النَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ذَاکَ مَلَکٌ أَتَاکَ یُعَلِّمُکَ تَحْمِیدَ رَبِّکَ .

مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 5 - ص 395 – 396.

نقل شده است که روزی حذیفه نزد نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم آمد وعرض کرد: من در حال نماز بودم شنیدم که گوینده ای می‌گفت: اللهم لک الحمد.... پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آن شخص ملکی بوده که آمده به شما یاد دهد چگونه خداوند را حمد و سپاس بگویید.

سخن گفتن جبرییل با ابی بن کعب:

همچنین آلوسی مفسر معروف اهل سنت در تفسیرش می‌نویسد:

وأخرج ابن أبی الدنیا فی کتاب الذکر عن أنس قال: قال أبی بن کعب لأدخلن المسجد فلأصلین ولأحمدن الله تعالی بمحامد لم یحمده بها أحد فلما صلی وجلس لیحمد الله تعالی ویثنی علیه إذا هو بصوت عال من خلف یقول: اللهم لک الحمد کله ولک الملک کله وبیدک الخیر کله وإلیک یرجع الأمر کله علانیته وسره لک الحمد إنک علی کل شیء قدیر اغفر لی ما مضی من ذنوبی واعصمنی فیما بقی من عمری وارزقنی أعمالا زاکیة ترضی بها عنی وتب علی فأتی رسول الله صلی الله علیه وسلم فقص علیه فقال: ذاک جبریل علیه السلام .

تفسیر الآلوسی - الآلوسی - ج 22 - ص 40.

عمر بن خطاب صدای جبرییل را می شنید!

از همه این‌ها گذشته بسیاری از علمای اهل سنت یکی از فضایل عمر بن الخطاب را شنیدن اذان از جبرییل علیه السلام ذکر و آن را با آب و تاب فراوان نقل کرده‌اند. حارث بن أبی اسامه در مسندش می نویسد:

أول من أذن بالصلاة جبریل فی سماء الدنیا فسمعه عمر وبلال فسبق عمر بلالا فأخبر النبی صلی الله علیه وسلم ثم جاء بلال فقال له سبقک بها عمر.

بغیة الباحث عن زواید مسند الحارث - الحارث بن أبی أسامة - ص 51 و فتح الباری - ابن حجر - ج 2 - ص 63 و عمدة القاری - العینی - ج 5 - ص 107 و تنویر الحلک - جلال الدین السیوطی - ص 23 و السیرة الحلبیة - الحلبی - ج 2 - ص 302 و ...

نخستین کسی که در آسمان دنیا اذان گفت جبرییل بود و عمر بن الخطاب و بلال آن را شنیدند !! عمر پیش دستی کرد و زودتر به پیامبر خبر داد بعد از او بلال آمد پیامبر فرمود: عمر زودتر از شما خبر داده است.

جالب این است که ابن حجر عسقلانی و عینی بعد از نقل حدیث هیچ حاشیه‌ای نمی‌زنند. سرّش این است که وقتی بحث فضایل عمر بن الخطاب باشد آن‌ها چشم و گوش بسته تمام آن چه را که نقل می‌شود می‌پذیرند اما اگر کسی عین همان را برای امیر المؤمنین و یا صدیقه طاهره علیهما السلام نقل کند فوراً او را متهم به کفر و غلو می‌کنند روایات او را نمی‌پذیرند و....

اگر عمر بن الخطاب می‌توانست صدای جبرییل را بشنود چه استبعادی دارد که فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین علیه السلام نیز آن را شنیده باشند.

عمر بن خطاب با ملایکه گفتگو می‌کرد:

محمد بن اسماعیل بخاری در صحیحش می‌نویسد:

عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ قَالَ النَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لَقَدْ کَانَ فِیمَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ مِنْ بَنِی إِسْرَایِیلَ رِجَالٌ یُکَلَّمُونَ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَکُونُوا أَنْبِیَاءَ فَإِنْ یَکُنْ مِنْ أُمَّتِی مِنْهُمْ أَحَدٌ فَعُمَر .

صحیح البخاری - البخاری - ج 4 - ص 200.

أبوهریره گوید که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: به درستی که پیش از شما در میان بنی اسراییل کسانی بودند که با ملایکه سخن می‌گفتند با این که پیامبر نبودند اگر در امت من چنین کسی باشد آن شخص عمر بن الخطاب است.

قسطلانی عالم معروف اهل سنت در شرح این روایت می‌نویسد:

لیس قوله "فإن یکن"للتردید بل للتأکید کقولک: إن یکن لی صدیق ففلان. إذ المراد اختصاصه بکمال الصداقة لا نفی الأصدقاء وإذا ثبت أن هذا وجد فی غیر الأمة المفضولة فوجوده فی هذه الأمة الفاضلة أحری.

إرشاد الساری شرح صحیح البخاری ج6 ص 99.

این که پیامبر اسلام فرمود:"فإن یکن = اگر باشد"برای این نیست که بگوید عمر با ملایکه صحبت نمی‌کرده بلکه تأکید می‌کند که او حتماً این چنین بوده است. مثل این که شخصی بگوید: اگر من دوستی داشتم فلانی بود که در این صورت مراد وی این است که این شخص بهترین دوست من است نه این که من دوستی ندارم.

ونیز وقتی ثابت شود که در امت‌های گذشته چنین چیزی دیده شده در امت اسلامی که از امت‌های دیگر برتر است به طریق اولی یافت خواهد شد.

از این گذشته برخی از علمای اهل سنت تصریح کرده‌اند که عمر با ملایکه گفتگو می‌کرد. ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق و متقی هندی در کنز العمال می‌نویسند :

قال الشعبی إن لکل أمة محدثا وإن محدث هذه الأمة عمر بن الخطاب.

تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 44 - ص 95 و کنز العمال - المتقی الهندی - ج 12 - ص 600 .

شعبی گفته است که هر امتی محدَّث (کسی که با ملایکه صحبت می‌کند) داشته است و محدث این امت عمر بن الخطاب است.

وقتی عمر بن الخطاب که تا سال هشتم بعثت هنوز مسلمان نشده بود و در صف مشرکین قرار داشت و در برابر اسلام موضع می‌گرفت تا جایی که بسیاری از مشرکین از ترس او نمی‌توانستند اسلام بیاورند بتواند با ملایکه هم سخن شود چرا امیر المؤمنین علی بن أبی طالب و فاطمه زهرا سلام الله علیهما که حتی لحظه‌ای به خدا شرک نورزیده‌اند نتوانند با ملایکه این رابطه را داشته باشند

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج



موسسه حضرت ولیعصر(عج)