تنها فاتح خیبرنبود، دوست خدا ورسول (صلی الله علیه وآله) هم بود
(۱۲ جمادی الاخری، روز حرکت به سمت خیبر در سال هفت هجری)


پیامبر اسلام در سال هفتم هجرت تصمیم به خلع سلاح یهودیان خیبر گرفت. انگیزه پیامبر در این اقدام دو امر بود:

۱- خیبر به صورت کانون توطیه و فتنه بر ضد حکومت نو بنیاد اسلامی در آمده بود و یهودیان این قلعه بارها با دشمنان اسلام در حمله به مدینه همکاری داشتند, بویژه در جنگ احزاب نقش مهمی در تقویت سپاه احزاب داشتند
۲- ممکن بود که یهودیان خیبر آلت دست کسری(ایران) یا قیصرروم گردند و با آنها برای کوبیدن اسلام همدست شوند

این مسایل پیامبر را بر آن داشت که با هزار و ششصد نفر سرباز رهسپار خیبر شود

با مجاهدتها و دلاوریهای سربازان اسلام قلعه ها یکی پس از دیگری اما به سختی و کندی سقوط کرد ولی دژ)) قموص ((که بزرگترین دژ و مرکز دلاوران آنها بود, همچنان مقاومت می کرد و مجاهدان اسلام قدرت فتح و گشودن آن را نداشتند و سر درد شدید رسول خدا (ص) مانع از آن شده بود که خود پیامبر (ص) در صحنه نبرد شخصاً حاضر شود و فرماندهی سپاه را برعهده بگیرد, از اینرو هر روز پرجم را به دست یکی از مسلمانان می داد و ماءموریت فتح آن قلعه را به وی محول می کرد ولی آنها یکی پس از دیگری بدون اخذ نتیجه باز می گشتند. روزی پرچم را به دست ابوبکر و روز بعد به عمر داد و هر دو نفر بدون اینکه پیروزی به دست آورند به اردوگاه ارتش اسلام باز گشتند.
تحمل این وضع برای رسول خدا (ص) بسیار سنگین بود. حضرت با مشاهده این وضع فرمود:

“فردا این پرچم را به دست کسی خواهم داد که خداوند این دژ را به دست او می گشاید; کسی که خدا و رسول خدا را دوست می دارد و خدا و رسولش نیز او را دوست می دارند.”
آن شب یاران پیامبر اسلام)ص) در این فکر بودند که فردا پیامبر (ص) پرچم را به دست چه کسی خواهد داد؟ هنگامی که آفتاب طلوع کرد سربازان ارتش اسلام دور خیمه پیامبر (ص) را گرفتند و هر کدام امیدوار بود که حضرت پرچم را به دست او دهد.
در این هنگام پیامبر فرمود: علی کجاست؟
عرض کردند: به درد چشم دچار شده و به استراحت پرداخته است.
پیامبر فرمود: علی را بیاورید.
وقتی علی (ع) آمد, حضرت برای شفای چشم او دعا کرد و به برکت دعای پیامبر ناراحتی علی (ع) بهبود یافت. آنگاه پرچم را به دست او داد. علی ع رهسپار این ماموریت شد و آن قلعه محکم و مقاوم را با شجاعتی بی نظیر فتح نمود.
گر چه فتح خیبر، کاری بزرگ برای امیرالمومنین علیه السلام به حساب می آید ولی دوستی او با خدا و رسول (صلی الله علیه وآله وسلم) فضیلت کمتری نیست.

منبع: کتاب"سیره پیشوایان" نوشته ی مهدی پیشوایی

 



سایت فطرت