بخاری در ترازوی نقد «بخش دوم»

تدلیس بخاری

بسم الله الرحمن الرحیم در ادامه نقد و بررسی آرا و میزان علم بخاری، به یکی دیگر از موارد نقد وی می پردازیم. یکی از اموری که در مورد بخاری بیان می شود و این عالم مقبول اهل تسنن را مورد جرح قرار می دهد، اتهام وی به تدلیس در روایات می باشد. ابتدا قدری درباره زشتی تدلیس نزد اهل سنت سخن گفته و سپس تدلیس بخاری را نشان می دهیم. موضع علمای اهل تسنن در مورد تدلیس در حدیث *** ابن عبدالبر در"التمهید"ج 1 ص 16 از قول شعبة بن حجاج چنین می گوید: "لان ازنی احب الی من ان ادلس " (اگر زنا کنم بهتر است از اینکه تدلیس کنم ) *** عثمان بن عبدالرحمن شهرزوری در"مقدمه ابن الصلاح"ص 60 از قول محمد بن ادریس شافعی چنین می گوید: "التدلیس اخو الکذب " (تدلیس کردن برادر دروغگویی می باشد ) *** خطیب بغدادی در کتاب"الکفایه"ص 359 با سند خود از شافعی روایت کرده و گفته است: "قال شعبة بن الحجاج: التدلیس أخو الکذب... وقال غندر: سمعت شعبة یقو ل: التدلیس فی الحدیث أشد من الزنا، ولأن أسقط من السماء أحب إلی من أن أدلس... المعافی یقول: سمعت شعبة یقول: لأن أزنی أحب إلی من أن أدلس.... خرب الله بیوت المدّلسین، ما هم عندی إلا کذابون، التدلیس کذب" ( شعبه بن حجاج گفته است: تدلیس، برادر کذب است... و غندر گفته است: از شعبه شنیدم که می گفت: قبح تدلیس در حدیث از زنا بیشتر است، و اگر من از آسمان به زمین سقوط کنم برایم بهتر از آن است که در روایت تدلیس کنم... معافی می گوید: از شعبه شنیدم که می گفت: اگر من زنا کنم برایم از تدلیس کردن بهتر است. (و خطیب بغدادی عبارات دیگری را درباره تدلیس آورده مانند) خداوند خانه های مدّلسان را خراب کند که آنان نزد من جز گروهی کذّاب و دروغ گو نیستند ؛ تدلیس همان کذب و دروغ است) بخاری، متهم به تدلیس برخی از علمای اهل تسنن در کتبشان، نام بخاری را در زمره مدلسین آورده اند. *** ابن حجر عسقلانی، نام بخاری را در لیست مدلسین آورده است . ابن حجر در"طبقات المدلسین"چنین می گوید: "23 ق س محمد بن إسماعیل بن إبراهیم بن المغیرة البخاری الامام وصفه بذلک أبو عبد الله بن مندة فی کلام له فقال فیه اخرج البخاری قال فلان وقال لنا فلان وهو تدلیس " (محمد بن اسماعیل بن مغیره بخاری امام [در علم حدیث] است. این وصف (یعنی تدلیس) را ابن منده در مطلبی که درباره او بیان داشته به او نسبت داده و گفته: بخاری روایاتی با این عبارات نقل کرده که فلانی گفت یا فلانی به ما گفت، و این کار نوعی تدلیس است.) "طبقات المدلسین ص 24، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: مکتبة المنار - عمان - 1403 - 1983، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. عاصم بن عبدالله القریوتی" *** سبط ابن العجمی نیز نام بخاری را در کتاب" التبیین لاسماء الدلسین "آورده است . " 64 ت محمد بن إسماعیل بن إبراهیم بن المثیرة شیخ الإسلام البخاری ذکر بن مندة أبو عبد الله فی جزء له فی شروط الأیمة فی القراءة والسماع والمناولة والاجازة اخرج البخاری فی کتبه الصحیحة وغیرها قال لنا فلان وهی إجازة وقال فلان وهو تدلیس " " التبیین لأسماء المدلسین، ح 174 شماره 64 ، اسم المؤلف: إبراهیم بن محمد بن سبط ابن العجمی أبو الوفا الحلبی الطرابلسی، دار النشر: مؤسسة الریان للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت - 1414 - 1994، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمد إبراهیم داود الموصلی" الف) تدلیس شیوخ یکی از انواع تدلیس، تدلیس شیوخ می باشد. ابن حجر عسقلانی در"طبقات المدلسین"چنین می گوید: " وأما تدلیس الشیوخ فهو أن یصف شیخه بما لم یشتهر به من اسم أو لقب أو کنیة أو نسبة ایهاما للتکثیر غالبا وقد یفعل ذلک لضعف شیخه وهو خیانة ممن تعمده کما إذا وقع ذلک فی تدلیس الإسناد والله المستعان " (و اما تدلیس شیوخ آن است که کسی استاد خود را به اسم، لقب، کنیه و یا نسبتی که به طور غالب برای بسیاری مبهم است و موجب شامل شدن تعداد زیادی از افراد می شود. و این کار، گاهی برای تضعیف استاد صورت می گیرد و این نوعی خیانت است که از روی تعمد صورت می گیرد. چنانکه این تدلیس گاهی در تدلیس اسناد رخ می دهد ) " طبقات المدلسین،ص 17 ،اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی الوفاة: 852، دار النشر: مکتبة المنار - عمان - 1403 - 1983، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. عاصم بن عبدالله القریوتی " علمای اهل تسنن در کتبشان تصریح کرده اند که بخاری دچار این نوع تدلیس یا به قول ابن حجر خیانت شده است!! چند مورد را با هم می بینیم. 1- تدلیس در مورد ذهلی *** حافظ المزی در"تهذیب الکمال"در ترجمه ذهلی چنین می گوید: " روی عنه: البخاری فی مواضع من"الصحیح"فتارة یقول: حدثنا محمد فلا ینسبه، و تارة یقول: حدثنا محمد بن عبد الله فینسبه إلی جده، و تارة یقول: حدثنا محمد بن خالد فینسبه إلی جد أبیه. و لم یقل فی موضع منها: حدثنا محمد بن یحیی " (بخاری در مواضع گوناگونی از کتاب صحیح خود از او روایت کرده است. یک بار می گوید: محمد برای ما حدیث کرد و نسب وی را بیان نمی کند ؛ یکبار می گوید: محمد بن عبدالله برای ما حدیث کرد و او را منتسب به جدش می کند ؛ یکبار هم می گوید: محمد بن خالد برای ما حدیث کرد و او را منتسب به جد پدرش می کند. و در هیچ موضعی نمی گوید: محمد بن یحییبرای ما حدیث کرد ) تهذیب الکمال، ج 26 ص 622، اسم المؤلف: یوسف بن الزکی عبدالرحمن أبو الحجاج المزی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1400 - 1980، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. بشار عواد معروف *** ذهبی در"سیر اعلام النبلاء"شبیه همین در ترجمه ذهلی را گفته است: " روی عنه خلایق منهم.... ومحمد بن إسماعیل البخاری ویدلسه کثیرا لا یقول محمد بن یحیی بل یقول محمد فقط أو محمد بن خالد أو محمد بن عبدالله ینسبه إلی الجد ویعمی اسمه لمکان الواقع بینهما غفر الله لهما " ( گروه فراوانی از ذهلی روایت کرده اند، از جمله.... محمد بن اسماعیل بخاری که در بسباری از موارد، استاد خود را مورد تدلیس قرار داده و نگفته است محمد بن یحیی، بلکه فقط گفته محمد یا محمد بن خالد و یا محمد بن عبدالله که ذهلی را به جدش نسبت داده و اسمش را پوشانده است. این همه به خاطر مشکلی بوده که بین این دو ایجاد شده بوده است . خداوند هر دو را مرود بخشش خود قرار دهد!!!) " سیر أعلام النبلاء، ج 12 ص 275 ،اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی " این مطلب را بدرالدین عینی در"عمده القاری"چنین بیان می کند: "الذهلی (قلت) هو محمد بن یحیی بن عبد الله بن خالد بن فارس الذهلی أبو عبد الله النیسابوری الإمام روی عنه البخاری فی مواضع یدلسه فتارة یقول حدثنا محمد ولم یزد علیه وتارة ینسبه إلی جده فیقول حدثنا محمد بن عبد الله " عمدة القاری شرح صحیح البخاری، ج 14 ص 194، اسم المؤلف: بدر الدین محمود بن أحمد العینی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت *** ابن حجر در"لسان المیزان" نیز به این تدلیس بخاری اشاره کرده است و در ترجمه ذهلی می گوید: " و عنه البخاری و یدلسه " (بخاری از وی (ذهلی) روایت کرده و در روایات وی تدلیس نموده است ) " لسان المیزان، ج 7 ص 507 ، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی الوفاة: 852، دار النشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت - 1406 - 1986، الطبعة: الثالثة، تحقیق: دایرة المعرف النظامیة - الهند " *** مبارکفوری نیز"تحفه الاحوذی"نیز این مطلب را در ترجمه ذهلی بیان کرده است: "وروی عنه البخاری ویدلسه " ( بخاری از وی (ذهلی) روایت کرده و در روایات وی تدلیس کرده است ) " تحفة الأحوذی بشرح جامع الترمذی، ج 3 ص 217 ، اسم المؤلف: محمد عبد الرحمن بن عبد الرحیم المبارکفوری أبو العلا الوفاة: 1353، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت " 2- عبد الله بن صالح بن محمد الجهنی المصری *** ذهبی در"میزان الاعتدال"در ترجمه"عبد الله بن صالح بن محمد الجهنی المصری"چنین می گوید: "قلت وقد روی عنه البخاری فی الصحیح علی الصحیح ولکنه یدلسه فیقول حدثنا عبد الله ولا ینسبه " (می گویم: بخاری از وی در کتاب صحیح خود روایت کرده است ولی در روایات او تدلیس کرده و گفته: حدیث کرد ما را عبدالله! ولی نسبت وی (نام پدر یا کنیه و...) را بیان نکرده است.) "میزان الاعتدال فی نقد الرجال ج 4 ص 122، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد الذهبی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1995، الطبعة: الأولی، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود " ب) تدلیس روات 1- محمد بن سعبد المصلوب *** ذهبی در"میزان الاعتدال"در ترجمه"محمد بن سعید المصلوب الشامی"که متهم به زندقه می باشد می گوید: "و قد غیروا اسمه علی وجوه سترا له و تدلیسا لضعفه.... قلت وقد أخرجه البخاری فی مواضع وظنه جماعة " (- برخی روات و علما - نام این راوی را برای مخفی نگه داشتن ضعف او تغییر می دادند... از جمله بخاری در مواضعی از او روایت کرده و فکر کرده که افراد دیگری هستند!!) " میزان الاعتدال فی نقد الرجال ج6 ص 166، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد الذهبی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1995، الطبعة: الأولی، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود " بخاری از این زندیق روایت کرده است و توجیه ذهبی در این مطلب، عدم اطلاع بخاری بر حال راوی می باشد (که این خود نوعی جرح بخاری می باشد). ولی با وجود تعاریف علمای اهل تسنن بر بخاری، به نظر می رسد که بخاری نیز همانند اسلاف اهل تسنن در نام این راوی زندیق، تدلیس کرده و سپس از او روایت کرده است. 2- یحیی بن عبدالله بن بکیر بن القرشی المخزومی *** بدر الدین عینی در"عمده القاری"چنین می گوید: "أبو زکریا یحیی بن عبد الله بن بکیر بضم الباء الموحدة القرشی المخزومی المصری نسبه البخاری إلی جده یدلسه" (ابوزکریا یحیی بن عبدالله بن بکیر – به ضم باء – الموحده قرشی مخزومی مصری ؛ بخاری او را منتسب به جدش نام می برد و نامش را تدلیس می کند ) عمدة القاری شرح صحیح البخاری، ج 1 ص 47، اسم المؤلف: بدر الدین محمود بن أحمد العینی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت این سخنان نشان می دهد که بخاری – صاحب صحیح ترین کتاب روایی و اعتقادی اهل تسنن – نه تنها در روایت رعایت امانت نمی کرده بلکه اهل تدلیس در سند حدیث بوده است. نویسنده: مقداد علوی

سایت اسلام تکس