بانویی که خداوند بر او سلام فرستاد!

رسول خدا فرمود: «خَدیجَةُ وَ أیْنَ مِثْلُ خَدیجَةَ، صَدَّقَتْنی حِینَ کَذَّبَنی النَّاسُ وَ وَازَرَتْنی عَلی دینِ اللهِ وَ أعانَتْنی بِمالِها؛ خدیجه و کجاست مثل خدیجه؟ او مرا تصدیق کرد آنگاه که مردم مرا تکذیب نمودند و با مال خود مرا بر دین خدا کمک و یاری کرد.» (۱)

حضرت خدیجه (س) ۱۵ سال قبل از عام الفیل و ۶۸ سال قبل از هجرت نبوی در شهر مکه دیده به جهان گشود و پس از ۶۵ سال زندگی با شرافت و فضیلت سرانجام در تاریخ دهم رمضان سال دهم بعثت و سه سال قبل از هجرت رسول خدا به مدینه به لقاءالله پیوست.(۲)

نام او خدیجه و کنیه اش «ام هند» و القابش«اُمُّ الَّزهراء»، مادر ارجمند زهرا علیهاالسلام ؛ «اُمُّ الصّعالیک» و «اُّم الْیتامی»، مادر یتیمان و بینوایان؛«اُمُّ الْمُؤْمِنینَ»، مادر توحیدگرایان می باشد. نام پدرش «خویلد ابن اسد» و نام مادرش « فاطمه دختر زایدة بن الاصم» است، پدر و مادر خدیجه با چند واسطه به «لویّ بن غالب» می رسد که جدّ اعلای پیامبرخدا (ص) است و مادر مادر خدیجه «هاله» دختر عبدمناف از اجداد پیامبر اسلام است. بنابراین خدیجه هم از طرف پدر و هم از سوی مادرش با پیامبر اسلام هم نسب است.(۳) درنتیجه او به ابراهیم نیای بیست و نهم پیامبر می‌‌رسد.

* سلام مخصوص خداوند برحضرت خدیجه (س)

در مقام و منزلت حضرت خدیجه (س) همین بس که خداوند متعال برا او سلام می فرستد: «إنَّ جَبْرَییلَ أتی النَّبِیَّ (ص) فَقالَ إقْرَءْ خَدیجَةَ مِنْ رَبِّها السَّلامَ فَقالَ رَسولُ الله (صلی الله علیه و آله): یا خَدیجَةُ هذا جَبْرَییلُ یُقْرِیُکَ مِنْ رَبِّکِ السلامَ، قالَتْ خَدیجَةُ: اللهُ السَّلامُ وَ مِنْهُ السَّلامُ وَ عَلی جَبْرییلَ السَّلامُ (۴)؛ به حقیقت جبرییل نزد پیامبر آمد پس گفت: به خدیجه از طرف پروردگارش سلام برسان، پس حضرت فرمود: ای خدیجه این جبرییل است که از طرف پروردگارت سلام می‌رساند. خدیجه گفت: خدا سلام است و سلام از اوست و بر جبرییل سلام باد».

در روایت دیگری با سند صحیح از طریق بزرگان رواة شیعه، به این صورت نقل شده است: «عَنْ زُرارة وَ حَمْران بنِ أعْیَنْ وَ مُحَمَّد بن مُسْلِمْ عَنْ أبی جَعْفَر علیه السلام، قالَ: حَدّثَ أبو سَعید الخِدِری أنَّ رَسولَ الله قال: إنَّ جَبْرَییلَ

أتانی لَیْلَةً اُسری بی فَحینَ رَجَعْتُ قُلْتُ: یا جَبْرَییلُ هَلْ لَکَ مِنْ حاجَةِ؟ قالَ: حاجَتی أنْ تَقْرَءَ عَلی خَدیجَةَ مِنَ اللهِ وَ مِنِّی السّلامَ وَ حَدَّثَنا عِنْدَ ذلِکَ أنَّها قالَتْ حینَ لَقِیَها نَبیُّ الله فَقال الَّذی قالَ جَبْرَییلُ فقالَتْ: إنَّ الله هُوَ السَّلامُ وَ مِنْهُ السَّلامُ وَ إلَیْهِ السَّلامُ وَ عَلَی جَبْرَییلَ السَّلامُ (۵)؛ امام باقر علیه السلام به زراره و حمران و محمد بن مسلم چنین روایت کرد که ابوسعید خدری نقل کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: آن شبی که در معراج بودم، به هنگام بازگشت جبرییل نزد من آمد. به جبرییل گفتم: ای جبرییل! آیا حاجتی داری؟ پاسخ داد: حاجت من این است که از طرف خدا و من به خدیجه سلام الله علیها سلام برسانی. و نقل کرد که: چون رسول خدا پیغام جبرییل را به خدیجه رسانید، خدیجه پاسخ داد: همانا خدا سلام است و سلام از اوست و سلام به سوی اوست و بر جبرییل سلام باد».

* خدیجه، بهترین مادر ایمان آوردگان است

آنچه که حضرت خدیجه را از سایر زنان عصر خود برتر و برجسته می‌کند، به طوری که به عنوان یکی از ۴ زن برتر عالم نام برده می‌شود، عبارتند از:

۱ ـ دختر طاهره (پاک روش):

در آن محیط پرخطر، به گونه‌ای پاک منش می‌زیست که آشنا و بیگانه او را «طاهره» می‌خواندند، و هرگاه بانویی هوای معنویت و آزادگی می‌کرد، به سرای خدیجه (س) می‌شتافت و از اندیشه بلند و منش پاک و تجربه و مدیریت درخشان او درس می‌آموخت. یکی از دانشمندان اهل سنّت می‌نویسد: خدیجه در روزگار سیاه جاهلیت نیز ـ به سبب معنویتش ـ پاک‌روش، یا «طاهره» خوانده می‌شد؛ «وَ کانَتْ تُدْعی فِی الْجاهِلیّة بِالطّاهِرَةِ لِشِدَةِ عِفافِها....»

۲ ـ سالار بانوان «قریش»:

در کلمات برخی موّرخان به این جملات برمی‌خوریم: «کانَتْ خَدیجَةُ إمْرَأةً عاقِلَةً شَریفَةً مَع ما أرادَ اللهُ بِها مِنَ الکرامَةِ وَالْخَیْرِ وَ هِیَ یَوْمَیذٍ أفْضَلُهُمْ نَسَباً وَ أعْظَمُهُم شَرَفاً وَ أکْثَرُهُمْ مالاً؛ خدیجه با آنچه خداوند از بزرگی و خیر که نسبت به او اراده کرده بود، بانوی خردمند شریفی بود. او در آن دوران از برترین افراد در نسب و بزرگترین شخصیت در شرف و ثروتمندی بود.» (۶)

جالب این است که راهب نصرانی این مسأله را قبل از رسالت پیامبر و ازدواج او با خدیجه به خوبی پیش‌بینی کرد که اگر خدیجه پیغمبر را رها نکند به مقامات و فضایل عظیمی دست خواهد یافت؛ آنجا که به میسره غلام خدیجه گفت: «ای میسره به خانم و مولای خود سلام مرا برسان و به او اعلام کن که به آقای مردم [حضرت محمد] دست یافته است. و به زودی برای او (خدیجه) شأن و جایگاهی خواهد بود و بر تمامی خاص و عام برتری می‌یابد و بترسان او را از این که نزدیک شدن به این آقا (محمد صلی الله علیه وآله) را از دست بدهد؛ زیرا خداوند بلند مرتبه به زودی نسل او را از نسل محمد قرار خواهد داد و نام [نیکش] تا آخر الزمان خواهد ماند.» (۷)

یکی از دانشمندان در این مورد می‌نویسد: خدیجه در آن روزگار، به سبب باور مترقی و معنویت بسیارش، پاک‌منش خوانده می‌شد و به راستی سالار زنان قریش و حجاز بود؛ «... وَ کانَتْ تُسَمّی سَیّدَةُ نِساءِ قُرَیش.»

۳ ـ بانوی خجسته یا «مبارکه»:

از دیگر لقب های او «مبارکه»، یا بانوی «خجسته» و پربرکت است. محدّث قمی آورده است: خدیجه علیهاالسلام از چنان موقعیت پرفرازی در بارگاه خدا بهره ور بود که پیش از ولادتش در پیامی به مسیح از سوی خدا، «مبارکه» و همدم مریم در بهشت خوانده شد؛ چراکه در انجیل به هنگام ترسیم ویژگی های پیامبر، آمده است که: نسل او از بانویی خجسته خواهد بود؛ «نَسْلُهُ مِنْ مُبارَکَةٍ، وَ هِیَ ضَرَّةُ أُمِکَ فِی الْجَنَّةِ.»

۴ ـ سالار زنان گیتی:

دختر فرزانه حجاز به سبب نواندیشی و تصمیم خردمندانه و پایداری تحسین برانگیز و بخشش شگفت آورش در راه عدالت، نه تنها سالار زنان قریش، که سرور زنان گیتی شناخته شد، و پیامبر در وصف او فرمود: «اِنَّ اللّه َ اختارَ مِنَ النِّساءِ اَرْبَع: مَرْیَمَ وَ آسِیَةَ وَ خَدِیجَةَ وَ فاطِمَةَ.» «خدا از میان زنان، چهار زن را برگزید: مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه را.» باز فرمود: «یا خدیجه! اَنْتِ خَیْرُ أُمَّهاتِ الْمُؤْمِنینَ وَ اَفْضَلُها وَ سَیِّدةُ نِساءِ الْعالَمِینَ.» «ای خدیجه! تو بهترین مادر ایمان آوردگان، برترین آنان و سالار زنان گیتی هستی.»

۵ ـ بانوی راستی و درستی:

از نام‌های بلند آوازه بانوی خردمند حجاز، «صدّیقه» است. این واژه، به مفهوم انسان بسیار راستگو و درست کرداری است که راستی و درستی، سیره اوست و گفتارش را با رفتار زیبایش گواهی می‌کند.

۶ ـ بانوی بلندمرتبه:

لقب دیگر آن بانوی آزادمنش از سوی پیامبر این بود که او را «خدیجه کُبری» یا بانوی بلندمرتبه تر عنوان داد؛ چراکه او در شرایطی بود که پیامبر در تدبیر امور، او را به عنوان وزیر و مشاور خود می نگریست و از خِرد بزرگ و مدیریت تحسین برانگیزش بهره می گرفت.

۷ ـ بانوی پرفراز و پرمعنویت

۸ ـ «زکیّه» یا بانوی پاک‌روش و بالنده:

واژه «تَزْکِیَه» در فرهنگ واژه‌ها به مفهوم پاکی و طراوت و بالندگی است؛ همین گونه در آیات و روایات، و جالب است که یکی از عنوان های دختر ارجمند حجاز، به تناسب پاکیزگی و بالندگی و آراستگی به ویژگی های اخلاقی و انجام کارهای شایسته، «زکیّه» است.

۹ ـ بانوی موردپسند خدا

۱۰ ـ «راضیه» یا خشنود از تدبیر و تقدیر حکیمانه خدا:

از والاترین درجات ایمان، آن است که انسان در اوج آگاهی و عشق، از تدبیر حکیمانه خدا خشنود، و به آنچه او برای بنده‌اش تقدیر فرموده است، دلگرم باشد. این وصف خوش، از امتیازهای بانوی خردمند حجاز در زندگی تاریخ‌سازش بود. او در اوج آگاهی به همه فراز و فرودها و زیبایی‌ها و ناگواری‌های زندگی خشنود بود و در اوجی از ایمان و عرفان بود که همان را می‌پسندید که خدا بپسندد. به ویژه پس از مفتخر شدن به همراهی پیامبر، دست در دست او در راه به دوش کشیدن بار مسیولیت، انواع شکنجه و آزار و تبعید و فشار واپسگرایان را به جان پذیرفت و توانمند و پرصلابت افتخار آفرید و تاریخ ساخت و به عنوان نمونه درخشان زن آزاده، به راه ماندگاری گام سپرد. او به گونه‌ای اندیشید و رفتار کرد که خدا از او خشنود شد و پیش از رسیدن مرگ، بشارت بهشت خدا را از زبان پیامبرش دریافت داشت: «فَاقْرَأ عَلَیْها السَّلامَ مِن رَبِّها وَ مِنّی وَ بَشِّرها بِبَیْتٍ فِی الْجَنَّةِ...»از امام صادق در مورد ایمان استوار و مقام خشنودی خدیجه از تقدیر حکیمانه خدا پرسیدند، که فرمود: «علی و خدیجه ـ که همراه پیامبر بودند و او را راستگوترین روزگاران می‌شناختند ـ پس از اندیشه بسیار در مورد او و پیامبریش، به رسالت او ایمان آوردند؛ امّا روزی پیامبر آن دو را فراخواند و فرمود: این فرشته وحی است و می گوید: اسلام دارای برنامه ها و پیمان هایی است:

یک. ایمان و باور قلبی بر یکتایی خدا؛

دو. ایمان به رسالت محمّد صلی الله علیه و آله ؛

سه. ایمان به جهان پس از مرگ و پاداش و کیفر؛

چهار. زندگی براساس مقررات جدید؛

پنج. و آراستگی به منش انسانی؛ اینک آیا این شرایط را می پذیرید؟

خدیجه علیهاالسلام پس از اندیشه ای عمیق گفت: من به همه این اصول و ارزش ها ایمان آوردم، همه را گواهی کردم، از جان و دل باور کردم و بر این پیام و پیمان خشنودم، و در برابرش سر فرود می آورم.»

* پیامبر(ص) با رحلت خدیجه (س) بزرگترین حامیش را از دست داد

هنگامی که پیامبر (ص) به همراه مسلمانان ـ از سال هفتم تا دهم بعثت ـ سه سال را در شعب ابی‌طالب در محاصره شدید اقتصادی و شرایط بد زندگی می گذراندند، حضرت خدیجه (س) در این سه سال، هیچ‌گاه پیامبر (ص) را تنها نگذاشت و چون همیشه به یاری او شتافت و همه ثروت خود را در جریان شعب خرج کرد؛ تا جایی که گفته‌اند پس از پایان محاصره اقتصادی، دیگر ثروتی نداشت. او همچنین از خویشان خود خواست تا به یاری مسلمانان بشتابند. خدیجه سه سال رنج و مشقت شعب را تحمل کرد که می‌توان آن را اوج فداکاری او در خدمت به اسلام به شمار آورد. پیامبر (ص) همواره از این خدمت و فداکاری خدیجه یاد می‌کرد و او را به سبب این ایثار و ازخودگذشتگی می‌ستود.

پس از خروج مسلمانان از شعب ابی‌طالب، مدتی نگذشت که ابوطالب، عموی فداکار پیامبر (ص) درگذشت و او را در حزن و اندوه فرو برد. چندی بعد، دیگر پشتیبان پیامبر (ص)، یعنی خدیجه (س) بیمار شد و درگذشت. این بانوی گران‌قدر، در دهم رمضان سال دهم بعثت، یعنی حدود سه سال پیش از هجرت از دنیا رفت. ازاین‌رو، سالی که این دو مصیبت بزرگ بر پیامبر(ص) وارد شد، «عام الحزن» نامیده شد، چنان که در تاریخ آمده است: «وَردَ عَلَی رَسولِ الله أمْران شدیدانِ عَظیمانِ وَ جَزَعَ جَزَعاً شدیداً؛ دو امر بزرگ و سخت بر پیامبر وارد شد به گونه‌ای که فریاد و ناله شدید حضرت بلند شد».

حضرت خدیجه (س) هنگام وفات، شصت و پنج سال داشت. او بیست و چهار سال از عمر شریفش را در کنار پیامبر (ص) سپری کرده بود. پیامبر (ص) در وفات خدیجه (س) بسیار گریست و با دست مبارک خویش او را داخل قبر گذاشت و برایش دعا کرد خدیجه کبری (س) در لحظات احتضار «اسماء بنت عمیس» را به نزد خویش طلبید و در مورد دخترش فاطمه زهرا سلام الله علیها به او سفارشاتی کرد. آنگاه فاطمه را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله واسطه قرار داد که از رسول خدا، خواهش کند تا یکی از لباس‌های خود را کفن خدیجه قرار دهد. وقتی فاطمه نزد پدر رفت و درخواست مادر را مطرح کرد، اشک از چشمان حضرت جاری گشت، چیزی نگذشت که جبرییل نازل شد در حالی که کفنی از بهشت همراه خویش داشت که خداوند آن را برای خدیجه فرستاده بود.

در یکی از زیارت‌نامه‌های پیامبر(ص) آمده است: «سلام بر همسران پاک و نیک تو، مادران مؤمنان، به ویژه بانوی راستین و پاک و پاکیزه، خشنود و پسندیده، خدیجه، بانوی بزرگ، مادر مؤمنان».(۸)

منابع:

۱ـ‌ سفینة البحار، ج۱، باب خاء، ص ۳۸۰

۲ـ سیمای زنان در قرآن، انتشارات لوح محفوظ، ص۲۳

۳ـ شیخ عباس قمی، سفینة البحار، جلد یک، ص۳۷۹

۴ـ همان، ص ۱۱، روایت ابن هشام، و ر.ک: ص ۸

۵ـ بحارالانوار، ج۱۸، ص۳۸۵، ح۹۰

۶ـ تاریخ خمیس، ج۱، ص۲۶۳

۷ـ بحارالانوار، همان، ج۱۶، ص۴۴

۸ـ فضیلت خدیجه در گفتار بزرگان، گلستان قرآن، ش ۷، ‌آذر ۱۳۸۰، ص ۲۵.



سایت ابنا