قریب یکصد و هفتاد سال قبل ایران سرزمین پاکان شاهد ادعای دروغین وبی اساس یکی دیگر از مکذّبین و سوءاستفاده کنندگان از احساسات و عواطف بسیط جامعه بشری بود.در کتاب «دید»از کتب مقدس هندوان آمده:«در آخر الزمان ملکی ظهور خواهد کرد که پیشوای مردم و مقتدای آنها خواهد بود و نامش منــــصــور است وبر تمام اهل عالم چیره خواهد شد وتمام انسانهای مؤمن و کافر را می‌شناسد.»(بشارات العهدین –ص۲۴۵) وما نیز با این نام حضرت را در دعای زیارت عاشوراءمی نامیم. 
در کتاب «جاماسب »شاگرد زرتشت آمده:«.. مردی ظهور خواهد کرد که بر دین جدش می‌باشد و زمین را پراز عدل وداد خواهد کرد و از شدت عدالت او گرگ و میش با هم دریک ظرف تناول خواهند کرد.»(بشارات العهدین –ص۲۵۸). نظیر همین تعابیر در کتاب «زند»نیز موجود می‌باشد.(همان مصدر –ص۲۳۸) 
در کتاب آسمانی «تورات»متعلق به امت یهود آمده است:«در باره ی نسل اسماعیل نیز شنیدم و من نیز مبارک و خجسته می‌دانم واز نسل آن پیامبر دوازده امام و سید بزرگوار می‌آیند و آنها را امتی بزرگ قرار می‌دهم.» (کتاب التکوین -۲۰: ۱۷) در قرآن کریم نیز آیات و روایات فراوانی دال بر این موضوع وجود دارد
(سو ره مبارکه:انبیاء-آیه شریفه:۱۰۵)(سو ره مبارکه:نور-آیه شریفه:۵۵) (سو ره مبارکه:قصص-آیه شریفه:۵) (سو ره مبارکه:توبه-آیه شریفه:۳۳). 
در کتب برادران شریف اهل سنت نیز اشارات زیادی شده است که ازبا ب اختصار به چند کتاب اشاره می‌شود:

(تفسیرابن کثیر دمشقی –ج۲-ص۴۵///ج۳-ص۴۰۱)(تفسیر قرطبی –ج۸-ص۱۱۱)(الدر المنثور – سیوطی –ج۷-ص۴۸۳-۴۸۴)(روح المعانی –آلوسی-ج۷-ص۱۱۱///ج۱۲-ص۱۴///ج۱۳-ص۱۷۱)(المنار المنیف –محمد ابن ابی بکر ایوب الزرعی-ج۱-ص۱۵۵)(فتح الباری –ابن حجر العسقلانی-ج۷-ص۱۶۹)(ابن حجر هیثمی –الصواعق المحرقه-ج۲-ص۴۸۰)(الفتوحات الاسلامیه-احمد زینی دحلان –ج۲-ص۲۹۹-۳۰۰)(التاج الجامع للاصول-شیخ منصور علی ناصف-ج۵-ص۳۴۱-۳۶۰)(نور الابصار –محمد شبلنجی-ص۱۸۹)و...
که ذکر همه ی آنها در حوصله ی این مقال نمی‌گنجد. این اسناد و کتب گواه و شاهدی بر ظهور سیدی مطهر از ذریه ی غضنفر و از احفاد ابی قاسم طوبی و سقر و نسل ابی شبیر و شبر حضرت صاحب العصر و القدر می‌باشند. 
نکته ای که در بحث و گفتگوی محترمانه با اتباع فرقه ی معدود بهاییت به ذهن هر انسان ساده اندیشی خطور می‌کند آن است که:کدام کتاب آسمانی و الهی مژ ده و بشارت به ظهور"بهاءالله"داده است؟"قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین. بدون تردید در کتب عهد عتیق موجود نمی‌باشد.وشاید درآینده با کمک بنی اسراییل زمان در این کتب ارجمند دستبردی شود و آیاتی مفتریه ساخته شود که جای تعجب نیز نمی‌باشد چون محصول خود شان می‌باشد. 
جالب است کج فهمی و عدم درایت مبررین این فرقه را در فهم بعضی از آیات کریمه الهی اشاراتی داشته باشم. 

۱-سوءبرداشت از کریمه ۵ از سوره مبارکه"سجده": 
بسیار تلاش نمودند تا بتوانند آیه ی شریفه پنجم از سوره مبارکه سجده را سند قرآنی در بشارت به ظهور پیامبر!!خود قرار دهند۩ یدبّر الأمر من السماءإلی الأرض ثم یعرج إلیه فی یوم کان مقداره ألف سنه مما تعدّون ۩صد ق الله العلی العظیم 
"او امر عالم را (نظام اکمل و احسن)از آسمان تا زمین تدبیر می‌کند سپس روزی که مقدارش به حساب شمابندگان هزار سال است باز به سو ی او بر میگردد(ترجمه ی مرحوم الهی قمشه ای). 
فرقه بهاییت معتقد است با شهادت امام حسن عسکری علیه السلام به سال ۲۵۹ قمری با استناد به این کریمه عدد۱۲۵۹حاصل می‌گردد که به زعم آنها سال ظهور طلعت باب است. چرا با این همه غفلت دوران ولایت امام زمان علیه السلام را نادیده انگاشتید؟ حال آنکه این موضوع چنانکه پیشتر اشاره شد بر کسی جز جناب بهاءالله پوشیده نیست و بشارت به ظهور کسی دادید که در هیچ کتاب آسمانی و معتبر ارضی وجودش قابل اثبات نیست. البته نگارنده در سطور بعدی وجودش را ثابت خواهد کرد. 
در کتب تعلیمی فرقه ی بهاییت در شرح و بررسی کریمه ۱۰۵و۱۰۶از سوره مبارکه"انبیاء"که مژده به ارث بردن زمین توسط عباد صالح خداست آورده اند:«از امام باقر علیه السلام نقل شده است مقصود از بندگان در این آیه همان یاران مهدی موعود است و دلیل درستی این روایت اتفاق عامه و خاصه از فرق شیعی و سنی است».(گلگشتی در قرآن مجید –ص۶۰-چاپ:کانادا) 
چگونه است در کتب سماوی بطور مباشر و غیر مباشر به ظهور حضرت در آخر الزمان اشاره شده و لی فرقه بهاییت معتقد است تدبیر و تنظیم عرش الهی بوسیله محمد بن عبدالله و یازده وصی او کامل شد و حال آنکه در دیگر کتب آورده اند: پیغمبر گفت: اگر نماند از دنیا مگر یک روز خدای آن روز را چنان درازش گرداند تا برانگیزد مردی صالح از اهل بیتم وآن مرد از اولاد فاطمه سلام الله علیها است. (مسند احمد حنبل –ج۱ص۳۷۶ //ص۴۳۰ //ص ۹۹) (المستدرک علی الصحیحین – ج ۴-ص ۵۵۷) 
کدام مفسر و عالم علوم قرآن از صدر اسلام تا کنون از این آیه کریمه برداشت بشارت به ظهور داشته که وی چنین برداشت نمود.؟؟؟!!! نگارنده این مقال که خداوند او را توفیق مطالعه هفتادو نه دوره از کتب ارجمند تفسیری شیعه وسنی داده تا کنون به چنین موضوعی برخورد نکرد. 

۲- سوءاستفاده از واژه ی"خاتَم"و اراده باطل از این سخن حق. 
در کریمه ی چهل از سوره مبارکه ی احزاب این واژه شریف آمده در فرهنگهای لغت عربی مانند لسان العرب ابن منظور آمده است:"ختَم یختِم ختماً و ختاماً و الختَم و الخاتِم و الخاتَم و الخاتام: من الحلی کأنّه اوّل وهله خُتم به: به معنی:از زیبایی است گویا آن نخستین مرتبه چیزی است که بدان نیز پایان یافته است (لسان العرب ابن منظور ماده ختم) این معنی را قوامیس ذیل نیز آورده اند: 
(العین – خلیل بن احمد //النوادر –ابوزید انصاری //جمهره اللغه –ابن درید //تهذیب اللغه-–ازهری //الصحاح –جوهری //اساس البلاغه –زمخشری // القاموس المحیط –فیروز آبادی //تاج العروس ---–زبیدی //مفردات القرآن – راغب اصفهانی) و بسیاری از کتب لغت عربی و تفسیری که این معنی را تایید نمودند. با این معنی فرقه بهاییت که معتقد است این واژه اسم فاعل نیست و معنی پایان بخشی از آن اراده نمی‌شود نه تنها اثبات ظهور نیست بلکه اثبات ختم نبوت است چون معتقدیم پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم اول و آخر نبوت است و سایر انبیاء و رسل از نور وجودی ایشان بهره مندند. 
در صورتی که این معنی را نپذیرند و این واژه را به معنی مهر و انگشتر بدانند بازهم چنانکه بر جامعه بشری و مناسبات انسانی و اجتماعی حاکم است مهر را در پایان و ختم هر قرار داد و قانون می‌زنند 
و سطو ر و مطالب بعد از آن فاقد هر گونه اعتبار است. 
چگونه است خط دهندگان فرقه بهاییت این آیات الهی را در قرآن نمی‌بینند: 
۩إنَّ الدین عند الله الاسلام ۩(آل عمران: ۱۹) ۩رضیت لکم الاسلام دینا ۩(مایده: ۳) ۩ من یبتغ غیر الاسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فی الآخره من الخاسرین ۩(آل عمران: ۸۵) ۩الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی ۩(مایده:۵) صد ق الله العلی العظیم.ُ 
عوام فریبی در نزد فرقه بهاییت: 

۱- سوره مبارکه بقره آیه شریفه ۱۱۳ به اختلافات دو گروه یهود و نصاری اشاره دارد: 
۩ و قالت الیهود لیست النصری علی شیءو قالت النصری لیست الیهود علی شیءو هم یتلون الکتاب۩ 
صد ق الله العلی العظیم. این دو گروه در حالی که صاحب شریعت الهی می‌باشند یکدیگر را 
تحقیر می‌نمودند. فرقه بهاییت معتقد است: 
« بدیهی است حل این اختلافات و بیان حقیقت مسائل بایستی در این جهان شود تا شاید سبب هدایت شود. این کیفیت در ظهور اعظم الهی و نزول آیات محکمه شریعت بهایی به تمام معنی تحقق یافت.» 
(گلگشتی در قرآن مجید –ص۱۳۹-چاپ:کانادا). و گفته اند حل این مشکلات در قرآن به قیوم قیامت موکول شد در حالی که در شریعت بهایی حل شد. 
جناب بهاء! 
پیروان شما شاهد جنگهای جهانی اول و دوم و سوزاندن سه میلیون یهود در کوره‌های آدم سوزی نبودند؟ و همین امروز شاهد هتاکی و بی حرمتی یهود و نصاری نسبت به هم نمی‌باشند. در یک اندیشه عقلانی این اختلاف موجود چگونه در فرقه بهاییت حل شده و کشور غاصب اسراییل که به لحاظات مختلف مورد توجه این فرقه است قادر به حل مشکلات فیمابین نمی‌باشد؟ چگونه همین رژیم غاصب از تفکرات شما استفاده نمی‌کند؟ پس همان پیش بینی قرآنی صحیح می‌باشد.

۲- عرفان در نزد فرقه بهاییت: 
«برای شناخت آن مراحل شما را به مطالعه کتاب"هفت وادی"نازله از قلم حضرت بهاءالله 
توصیه می‌کنیم: 
وادی اول: طلب 
دوم: عشق 
سوم: معرفت 
چهارم: توحید 
پنجم: استغناء 
ششم: حیرت 
هفتم: فناء فی الله ». 
جناب بهاء

اگر قریب ۱۷۰سال قبل این موضوعات در دیدگاه شما بکر و جدید وبااستعانت حق با قلم شما نازل گردید بهتر است بدانید و به اتباع خود بگویید ۱۲۰۰سال قبل از ولادت خودتان عرفاء و حکماء اسلام شکل کاملتر آنرا بیان نمودند که ازباب اختصار نام چند تن از این بزرگان را که هرگز مانند.......ادعایی ننمودند یاد آور می‌شوم: 
رابعه عدویه – سفیان ثوری – فضیل عیاض – معروف کرخی – با یزید بسطامی – سری سقطی – سهل بن عبدالله تستری – جنید بغدادی – شبلی – ابونصر سراج - ابوعلی دقاق - شیخ ابوالحسن خرقانی – شیخ ابوسعید ابوالخیر – خواجه عبدالله انصاری – امام محمد غزالی – احمد غزالی – شیخ احمد جام – سنایی غزنوی – عبدالقادر گیلانی – شیخ شهاب الدین سهروردی – ابوحفص سهروردی – شیخ عطار - ابن عربی 
صدر الدین قونیوی – مولوی – حافظ – سعدی – محمود شبستری – صفی الدین اردبیلی –علاءالدوله سمنانی --اوحدی - عماد فقیه – سیدقاسم انوار- جامی – شمس الدین لاهیجی و عثمان هجویری و...

۳- نوروزدر نزد بهاییان است؟؟؟!!!! 
در کتاب"اقدس"آمده:« یا قلم الاعلی قل یا ملأالانشاء....وجعلنا النیروز عیداً لکم بعد اکما لها» (اقدس –ص ۱۵-بند ۴۳) 
قطعاً ایرانیان پاک سرشت و فرخ نهاد و صاحب بیش از ۷۰۰۰سال تمدن و فرهنگ می‌دانند چنانکه تمام ایران شناسان فرهیخته همچون پروفسور گوستاولوون و پروفسور آرتور کریستن سن و ریچارد و...نیک میدانند نوروز و رسوم وآداب وابسته به آن قبل از ظهور بسیاری از ادیان الهی وحتی دین 
مبین اسلام در ایران اجراء می‌شد و اینک نیزمی شود و در آینده نیز خواهد شد. 
آیا نوروز متعلق به تمام جهانیان است یا متعلق به پارسی زبانان خوش گفتار؟ آیات و احکام یک دین متعلق به بشریت است یا یک قوم خاص؟؟.اسلام نیز با آشنایی کامل از نوروز واین سنت حسنه ایرانی آنرا تصدیق نمود وبدان سفارش نمود.این موضوع چه ارتباطی با اقدس دارد جای بسی اندیشه است.و اگر قرار باشد این آیه الهی باشد باید برای تمام آداب و سنن کشورهای جهان آیه آید و در آن صورت اقدس وکتب مشابه آن باید چند صد جلد باشد و این از خصایص کتب الهی دور به نظر می‌رسد.واعلم 

۴- ایرادات ادبی"اقدس": 
اشکالات صرفی و نحوی و زبان شناسی و بلاغی در کتاب"اقدس"که در دیدگاه آنان منزل الهی است 
بسیاردیده می‌شود.چگونه تاکنون ابناءالبشر حتی یک اشتباه قابل اثبات از قرآن مطرح ننموده اند ولی هرکسی تنها با مطالعه یک دوره زبان وادبیات عربی متوجه بسیط ترین اشکالات مذکور در این کتاب خواهد شد. اگر آسمانی است چگونه این همه اشکال وجود دارد؟! آیا نعوذ بالله من الشیطان وشبهه دانش خداوند به هنگام نزول این کتاب دچار نوسان می‌شده؟؟؟؟!!!! بنا براین خلاف این مدعی به سهولت ثابت است. 

۵- زبان"اقدس": 
در قرآن کریم بیان شده: ۩وماأرسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبّین لهم۩ صد ق الله العلی العظیم. 
(ابراهیم:۴) 
خداوند می‌فرماید:هر پیامبری را با زبان قوم خود فرستادیم.. 
آقا میرزا حسینعلی خــــــــــان نـــــــوری مازندرانی از توابع مازندران-که افتخار علوی بودن و اولین نژاد ایرانی در محبت وعشق به اهل البیت علیهم السلام را دارند-می بایست کتاب منزلش یا به لهجه مازندرانی باشد یا به زبان فارسی.ولی چنانکه مشهود است به زبان عربی می‌باشد. نیک می‌دانیم تورات به زبان (عبری)و انجیل به زبان (سریانی) و قرآن به زبان (عربی) و اقدس به زبان (عربی)!!!!!!!شاید شما نیز مانند نگارنده ی این مقال گمان کنید"مردم مازندران وبه دیگر تعبیر ایرانیان پارسی گوی در۱۶۹ سال قبل عربی صحبت می‌نمودند و دوباره ایرانی گشتند؟؟!!!!!!!!!و یا باید و به ناچار به بطلان این کتاب و....معتقد باشیم. 

۶- رد نبوت بهاءاز زبان فرزندش: 
عبد البهاء غصن اکبر بهاءالله به میرزا حسن نامی اطلاع داده است:«ما داعیه نداریم ما که دعوی نبوت و امامت و رسالت نکرده ایم چه سؤالی وچه جوابی؟من بنده ای از بندگان جمال مبارکم. ودر راه محبت در بین بشر خدمت می‌کنم.آقای میرزا حسن اگر سؤ الی دارد علماءوفقهاءو حکماءدر عالم بسیارند مشکل غامضه و مطالب معضله حل می‌کنند وما که دعوی علم و دانش نکرده ایم وبه ما چه کار دارد؟»(خاطرات نه ساله /ص۱۰۷). نوشته‌های عبد البهاء ویارانش تناقض دارد و آنانکه سخن او و پدرش را وحی میدانند حکم دلسوزان مشفق تر از مادر دارند. 
ادعای شگفت انگیز"خدا بودن(الوهیت)"جناب بهاءالله در کتب فرقه ی بهاییت: 
قبل از بیان این بخش استعاذه می‌کنم و گویم:اعوذبالله من الشیطان الرجیم و شبهه 
۱-میرزا حسینعلی خان نوری معروف به"بهاءالله"در کتاب"بدیع"گفته:"«اننی انا الله لا اله الا انا کما قال النقطه (میرزا علی محمد الشیرازی)من قبل و بعینه یقول من یأتی من بعد». 
بدون تردید من خدا هستم و خدایی جزمن نمی‌باشد چنانکه میرزا علی محمد شیرازی هم گفت خداست و بعد از این افرادی مدعی این مقام خواهند شد.!!!!!!!! (بدیع –ص۱۵۴) 
۲-عباس افندی در کتاب"تاریخ صدر الصدور گفته:«مقام حضرت اعلی میرزا علی محمد الو هیت شهودی و مقام جمال اقدس و اقدم (میرزا حسینعلی)احدیت ذات هویت وجودی ورتبه این عبد (عباس افندی)عبودیت حقیقی وهیچ تفسیر و تاویلی ندارد.!!!!!!!!!! (تاریخ صدر الصدور –ص۲۰۷) 
۳-جمال مبارک (میرزا حسینعلی) در قصیده ورقاییه می‌گوید:«کل الالوه من رشح امری تالهت کل الربوب من طفح حکمی تربت» همه خدایان از اثر من به خدایی می‌رسند وتمام پروردگاران از ریزش حکم من به مقام ربوبیت رسیدند.!!!!!!!!(مکاتیب –ج۲-ص۲۵۴/۲۵۵) 
۴-یکی از بهاییان از عبد البهاء پرسید:مقصود ا زمالک دنیا در انجیل چیست؟ پاسخ داد:مالک دنیا جمال مبارک (میرزا حسینعلی) است..!!!!!!!!(مکاتیب –ج۳-ص۴۰۴) 
۵- عباس افندی وخواهرش (ورقه علیا)بهاییان را به پرستش وبندگی وستایش بهاءالله تشویق می‌کردند و عبودیت اغنام در برابر بهاءرا می‌ستو دند و بهاییان را"بندگان جمال مبارک ابهی و بندگان صادق جمال مبارک"خطاب می‌کردند.!!!!!!!!(مکاتیب –ج۲-ص۵۶/ص۱۲//۱۴//۳۳//۳۷) 
۶-« اسجدوا الله ربکم العلی الاعلی الذی کان فی جبروت البقاء باسم البهاءوفی ملکوت السماء بالعلی مذکورا.» 
در برابر پروردگار علی اعلی سجده کنید که در جبروت بقا آسمانها با نام بهاء است ودر ملکوت اسما بانام علی خوانده می‌شود.!!!!!!!(مبین –ص۱۶۷) 
هویت جناب بهاءالله با استفاده از کتب فرقه ی بهاییت: 

۱-صفت ونعت"عِلّیه"از آن دولت ایران و صفت"فخیمه"از آن دولت بریطانیا و صفت و 
نعت"بهیه"از آن دولت روسیه بود. با پناهندگی جناب بهاء به سفارت روس قول داد دینش را به پاس داشت خدمات آنها به وی"بهایی"نامد.و دخترش را"بهیه"نامید.و آواره مینویسد:طاهره اولین کسی بود که میرزا حسینعلی خان را"بهاء"لقب داد.(کواکب –ج۱-ص۲۵۷//۲۷۱//۲۷۲) 
۲- مورخان بهایی معتقدند: لقب"بهاءالله"از روی قرعه در دشت بدشت انتخاب گردید.!!!(ظهور الحق –ص۱۱۰-)(کتاب حضرت بهاءالله-ص۳۹) 
۳-شوقی افندی می‌گوید:هدف ما در تلاشهای روس بهیه و انگلیس فخیمه ایجاد دین و مذهب نبود.(کتاب خصایل اهل بهاء –ص۹۱)(نظر اجمالی –ص۱۱۵) 
۴-بهاء مشوق معاشرت بهاییان با تمام ادیان با روح و ریحان است الا درباره ی مسلک خود که هیچ بهایی حق تحری حقیقت را ندارد. 
بنده مخلص جناب میرزا حسینعلی (بهاءالله)و آقای عبد البهاء که در عوامفریبی دست اسلافش را 
بسته گوی سبقت را از ایشان ربود افتخار کشور انگلستان بود ودر ازای خدمات صادقانه اش!!مورد توجه دولت انگلیس قرار گرفت و مفتخر به لقب"سر عبد البهاء"گردید. (کواکب –ج۲-ص۲۹۶) 
۵-سخن تاریخی بهاءپیامبر ادب و عرفان!!!! 
هرکس بهاءرا منکر شود سزاوار است از مادرش وضع خود را بپرسد و هرکس دشمن او با شد قطعا شیطان در بستر و رختخواب مادر ش رفته است(گنج شایان -ص۷۸//۷۹)(مایده آسمانی –ج۴-ص۳۵۵) 

جناب بهاء! 
عزت قلمم را بیش از آن می‌دانم که ادامه دهم و شرمنده ی خواننده ی محترم این مقال گردم.شما که با وحی ارتباط داشتید نپرسیدید"ادب نبوت چیست؟؟"
یک حرکت خزنده و فریبنده در فرقه ی بهاییت: 
بهاییان در یک حرکت خزنده و حالتی حق به جانب قصد انتخاب دوست برای"بهاءالله"دارند وبا تعابیر خدعه آمیز"اعراض از آیات الهی ظلم است و معرضین به علت انکار آیات دلهایشان مختوم 
و گوش‌هایشان نا شنوا است و هرگز راه هدایت را نخواهند یافت". جملات در ظاهر زیباست وبدون ایراد. اما نیت آنها در زیر نهفته است و می‌گویند یهودیان کتب بسیاری را در رد عیسی بن مریم علیهما السلام و عیسویان آثار زیادی را در رد پیامبر اسلام نگاشتند و مسلمین نیز دیباجه‌هایی در رد بهاییت به زیور طبع رساندند. 
به هوش باشیم: 
اولا: میان پیامبران هیچ اختلافی نیست و هرچه هست متعلق به افراد کم دانش و متعصب آنهاست. وبه فرموده خداوند در سوره مبارکه"بقره"لا نفرق بین احد منهم. 
ثانیا:شما نخست"نبوت"بهاءالله رابا کتب آسمانی ثابت کنید سپس وارد این تظلم و دادخواهی شوید.و بقول عامه:اول برادری را به اثبات برسان بعد ادعای ارث نما. 
ثالثا:هیچ پیامبری رسول قبل از خود را رد نکرده و پیامبر بعد از خود را نیز معرفی نمود و در ختم رسل بودن پیامبر عظیم الشأن اسلام و ختم اوصیاءبودن حضرت صاحب العصر و الزمان نه تنها شکی نیست که مجال برای بحث نمی‌ماند.و ازبا ب یاد آوری به چند کتاب دگر باره مراجعت می‌نماییم. 

۱-در جزءدوم از کتاب پنجم (سفر خامس)تورات آمده: 
«نابی أقیم لاهیم مقارب اجیهیم کاموخا ایلا وشیما عون»ترجمه عربی آن:نبیّا أقیم لهم من وسط اخوتهم مثلک به فلیؤمنوا.یعنی:از میان خودتان پیامبری برای آنها انتخاب شده مانند خودت پس به او ایمان آورید.(افحام الیهود –سموأل المغربی – ج۱-ص۱۱۳-تحقیق د. شرقاوی) 
۲-در کتاب مقدس"کتاب دانیال"ص۱۵۶۷-فصل ۱۲ –بند ۳۱///و کتاب اشعیای نبی -باب ۵۹- کتاب حیقوق نبی -فصل ۲ –بند ۳ /// وهمان کتاب ص۱۲۲۰ –فصل ۱۱ –بند ۱۰۱ اشاره مستقیم به ظهور امام زمان سلام الله علیه در آخر الزمان دارند. 
۳- در کتاب مقدس"انجیل"(متی)باب ۲۵- ص۶۰-بندهای ۳۱/۳۳/////// در کتاب مقدس"انجیل"(لوقا) 
باب ۱۲- ص۱۵۴-بندهای ۳۵/۳۷////// در کتاب مقدس"انجیل"(مرقس)باب ۱۳- بندهای ۳۲/۳۷/////// 
در کتاب مقدس"انجیل"(یوحنا)باب ۵- -بندهای ۲۶/۲۸ نیز به ظهور آقا صاحب الامر در آخر الزمان اشاره دارند. 
۴- در کتاب"زند بهمن یسن"ص۱۹ و جاماسب نامه ص۲۵ و بشارت ظهور ص۲۰نیز با چنین مفاهیمی برخورد می‌کنیم. 
در مکتب ارجمند اهل البیت علیهم السلام نیز ۱۴۸ روایت پیرامون ذریه امام حسین بودن و ۱۴۷ روایت در فرزند امام حسن عسکری بودن و ۳۹ روایت در اقتدای حضرت عیسی بن مریم پیامبر محبت به وجود نازنین امام زمان در زمان ظهور موجود می‌باشد. 
این کتب موجود است و فنا وری اطلاعات نیز پیشرفته است. حال نوبت شماست که جناب"بهاءالله"را در کتب پیشین ثابت کنید.ولن تفعلوا. 
نگارنده قصد تبیین تاریخ پنهان را داشته و بنا بر تعالیم زیبای قرآنی"لا اکراه فی الدین"نیت دعوت نداشته و رجای واثق دارد که با مطالعه وکنکاش رهِ گم کرده ی خویش را بیابید.

والسلام علی من اتبع الهدی

 

/



دکتر حسین قدمی استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان