جنیان آدم کش!!
جنیان آدم کش!!
جنیان آدم کش!!
سال یازدهم هجری بود، پس از ماجرای سقیفه، چند روز او را به حال خود گذاشتند و بعد از اینکه آبها از آسیاب افتاد، در پی او فرستادند که بیا و بیعت کن.
اما جواب همان جواب روز اول بود : نه نه نه
آخر او علی بن ابیطالب نبود که اگر بیعت نکند، به زور شمشیر و ریسمان و تهدید به قتل مجبورش کنند بیعت کند.هرچند که فرزند ابوطالب با این حال هم بیعت نکرد و خلیفه خودش دستش را به دست علی زد.
بگذریم، موضوع چیز دیگری بود، کجا بودیم؟ آهان....
سعد در پاسخ اصرار آنها گفت: تا آنجا که در توان داشته باشم با شما میجنگم و دست بیعت در دست شما نمیگذارم.
آنها زیاد سخت نگرفتند و سعدبن عباده تا پایان خلافت بوبکر کماکان زنده بود.به هر حال او رییس گروه انصار بود و نمیشد زیاد سر به سرش گذاشت، از سویی آنها به هدف اصلی خود رسیده بودند.
چند سال بعد....در زمان خلافت عمر....
سعد که از هسایگی با خلیفه ی مهربان ناخرسند بود به شام سفر کرد.
چند وقت بعد یک آقایی به نام محمد بن مسلمه انصاری، صرفاً جهت یکسری امور اداری وارد شام شد و بعد هم برگشت.راستی در همان زمان، سعد بن عباده کشته شد.و بعد هم گفته شد جنیان او را به قتل رسانده اند.
امان از این جنیان آدم کش!!
ارسال نظرات