جریان فکری ـ سیاسی زیدیه

مقدمه

زیدیه جریانی است که در عرصه قدرت حضور دارند و جمعیت قابل توجهی دارا هستند.

نزدیکی تفکر زیدیه به شیعیان اثنی عشری قابل توجه است زیدیه از اسماعیلیه نیز به شیعیان نزدیکترند.

در طول تاریخ شاهد همکاری زیدیه و امامیه در علوم قرآن، تفسیر، حدیث، کلام و اخلاق هستیم.

ویژگی خاص زیدیه در بلند کردن علم قیام، مبارزه و درگیر شدن با قدرت است و در این حوزه از اسماعیلیه جلوترند و تجربه زیادی دارند. 

زیدی ها در گسترش تشیع تاثیرگذار بودند در بخش زیادی از گسترش شیعه مرهون زحمات زیدیه هستیم آل بویه با همه خدمات خاستگاه زیدی دارند آل بویه از زیدیان دیلم و گیلان بودند بعدا تغییر مذهب دادند.
تا زمان ظهور صفوی ها حتی تا زمان شاه طهماست، شاهد حضور زیدیها در منطقه شمال ایران هستیم.

تاریخ زیدیه

زید بن علی ابن الحسین فرزند امام سجاد(علیه السلام) است زیدیان به وی امام می‌گویند.

زیدیان در بحث‌های کلامی مانند شیعه و معتزلی ها، عدل گرا هستند بعضی ها می‌گویند زیدیها در کلام، معتزلی اند ولی زیدی ها این مطلب را قبول ندارند و می‌گویند که در کلام مستقل هستیم.

زیدی ها تفاسیر عقلی و نقلی دارند در حالی که در اسماعیلیه جز یک سری تفسیرهای ذوقی، تفسیر قرآن نداریم. برای نمونه؛ تفسیر فرات کوفی تفسیر زیدی است ولی در منابع شیعی مورد قبول است.

در حوزه حدیث زیدی ها محدثانی دارند و میراث زیدی ها در حدیث قابل توجه است.

در فقه زیدی ها مدعی فقه مستقل اند فقه زیدی ها با فقه حنفی شباهتهایی دارد ولی زیدی ها قبول نمی‌کنند که فقهشان حنفی است.

شباهتهای فقه زیدی ها با فقه حنفی

۱ ـ زیدی ها همانند حنفی ها عقلگرایند و به قیاس معتقدند.

۲ ـ ابوحنیفه و زیدیان هر دو از عراق بودند 

۳ ـ ابوحنیفه مواضع انقلابی داشته است و به همین خاطر ابوحنیفه را زیدی ها، زیدی می‌دانند.

زید در مقابل امام صادق(علیه السلام) مدعی بود ولی در استراتژی امر به معروف و نهی از منکر هردو موافق بودند امام صادق(علیه السلام) با قیام زید موافق نبود و دایم توصیه می‌کرد که قیام نکن تفکر زید با امام صادق(علیه السلام) در تباین بود و نقطه اتحاد هر دو در استراتژی یعنی مبارزه با ظلم بود و اختلاف در تاکتیک داشتند ولی زید در قیامش خود سری کرد.

علت خودسری زید این است که آنچنان که امروزه ما در مورد امامت شناخت داریم آنها مقام امام را نمی‌شناختند و به خاطر این استضعاف زید، امام صادق(علیه السلام) وی را مدح کرده و روایات مدح بعد از قیام زید صادر شد.

زیدیان امام ما را به عنوان تابعان زید می‌دانند یعنی معتقدند امام صادق(علیه السلام) یکی از سربازان زید است که زید به ایشان اجازه قیام نداد.

زیدی ها امامت مفضول را بر فاضل قبول نمی‌کنند و می‌گویند که امام علی(علیه السلام) در خلافت کوتاه آمد.

نهج البلاغه و صحیفه سجادیه جزء میراث مشترک بین شیعیان و زیدیه است همچنین زیدیها سید رضی را زیدی می‌دانند.

زیدیان در امامت نقلی مسلک اند و دلیل عقلی را قبول ندارند(برای نمونه قاعده لطف را قبول ندارند) امام علی(علیه السلام)، امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) را به خاطر حدیث ثقلین و سایر احادیث وارده قبول دارند و بعد از عاشورا برای امام بودن منتظر بودند که قیامی صورت بگیرد امام حسن(علیه السلام) هر چند قیام نکرد ولی به عنوان امام قبول دارند چون امامت وی منصوص است. 

زیدی ها عترت(در حدیث ثقلین) را همه فرزندان پیامبر می‌دانندغیر از امام علی(علیه السلام) امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) بقیه امامان را معصوم نمی‌دانند امامان ما را به عنوان شخصیت علمی قبول دارند ولی به عنوان امام قبول نمی‌کنند. 

امام زیدی ها عدد معینی ندارد از نظر زیدی ها هر سیدی می‌تواند مهدی(عج) باشد امام خمینی(ره)، آیت الله خامنه ای، سید حسن نصرالله و مقتدی صدر از نظر زیدی ها امام هستند.

مشکل زیدی ها با ما شیعیان این است که اگر امام خمینی(ره) به امام غایب معتقد نبود و خود را امام می‌نامید وی را قبول می‌کردند مشکل شان این بود که امام خمینی(ره) خود به امام غایب دیگری معتقد بود.

همه شرایط رهبری که در قانون اساسی ماست به علاوه سیادت را برای شرایط رهبری خود شرط می‌کنند.

اشتراکات زیدیه و امامیه

عدل الهی، مرجع بودن اهل بیت(علیه السلام) و اعتقاد به حدیث ثقلین (با تفاسیر خاص خود زیدی ها) از اشتراکات زیدیه و امامیه است.

مجادلات زیدیه و امامیه

در امامت، تقیه، مهدویت و مباحث غیبت امام زمان(عج) زیدی ها با امامیه مجادلات زیادی کردند.

زیدی ها می‌گویند شما شیعیان که امام را ضروری می‌دانید چرا امام زمان(عج) غایب شده در حالی که از دیدگاه زیدی ها امام باید همیشه حاضر در صحنه باشد زیدی ها تقیه را قبول ندارند یعنی امام و شیعیان نباید تقیه کنند.

مجادلات زیدیه با اسماعیلیان

زیدی ها با شیعیان در رد اسماعیلی ها یعنی باطنی گری مشترکند ولی زیدی ها با اسماعیلی ها در به دست آوردن قدرت سیاسی درگیر بودند.

جریانهای فکری زیدیه 

زیدی ها از نظر فکری یکپارچه نبودند جریانهای مختلفی دارند و هم اکنون نیز دارند.

زیدیه به سه گروه جارودیه، صالحیه و سلیمانیه تقسیم می‌شوند.

تندروترین و رادیکالترین جریان شیعی در تکفیر شیخین، جارودیه است.

صالحیه موضع مسالمت آمیزی دارند افعال خلفا را توجیه می‌کنند و می‌گویند که امام علی(علیه السلام) خود خلافت را واگذار کرده است.

زیدی ها دو جریان سنتی و روشنفکر دارند سنتی ها مثل جارودی ها هستند و روشنفکرها در صنعا زندگی می‌کنند روشنفکرها گرایش سنی گری دارند در عین اینکه حضرت علی(علیه السلام) را در خلافت احق می‌دانند.

در یمن جریانی به شوکانیه زیدی معروف هستند که حدیث گرای افراطی اند و از نظر فکری به وهابیت نزدیک اند.

زیدی ها کجا حضور دارند؟

زیدی ها یکی یا قرن در مغرب دور در مراکش بودند ادریس بن عبدالله بن حسن بن حسن و نسل او با قبایل بربر متحد شدند به خاطر اینکه قبایل بربرها که در آنجا ساکن بودند دل خوشی از خلفای عباسی نداشتند با ادریس همکاری کردند و از وی حمایت کردند ادریس در مراکش حکومت ادریسیان را تشکیل داد آثار ادریسیان هم اکنون نیز در مراکش وجود دارد.

زیدی ها در شمال ایران حضور داشتند اولین سلسله مستقل شیعی که بعد از حکومت حضرت علی(علیه السلام) حکومت تشکیل دادند اینها بودند داعیان حسنی مرکز حکومتشان ساری بود.

ناصر کبیر از شاگردان امام هادی(علیه السلام) و امام حسن عسکری(علیه السلام) است بعد از وفات امام حسن عسکری(علیه السلام) ناصر کبیر به شمال ایران آمد، حکومت تشکیل داد و سلسله ناصریه را تاسیس کرد.

سلسله ناصریه در قرن دوم و سوم در چالوس و لاهیجان حکومت قوی داشتند و از قرن چهار تا ده بین چالوس و سفید رود بودند به همین خاطر در این مناطق امام زاده‌های زیادی داریم، این قسمت ها مکان امنی بود مردم شمال زردشتی بودند ناصر کبیر اینها را مسلمان و زیدی کرد مردم شمال از عربها دل خوشی نداشتند به همین خاطر از ناصر کبیر حمایت کردند ولی در زمان صفوی تغییر مذهب ایجاد شد.

زیدیان یمن

زیدیان یمن به قاسمیان معروف اند چون به قاسم بن رسی منتسب هستند.

زیدیان با شعار سیاسی کارشان را شروع کردند مدعی مباحث کلامی و فقهی نبودند تقیه امام محمد باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) را بر نمی‌تافتند و همیشه در رکاب جنگ بودند.

در زیدیه قاسم ابن ابراهیم معروف به قاسم رسّی کار فکری و فرهنگی در عراق تاسیس کرد زیدیان وی را امام می‌دانند هرچند وی قیام نکرد و کشته نشد این طور توجیه می‌کنند که وی اراده قیام داشت ولی نتوانست.

کلام زیدیه به قاسم رسّی بر می‌گردد وی با ائمه شیعیان میانه خوبی نداشت در کتابهایش به ائمه در مورد سن و سال امام جواد(علیه السلام) و گرفتن وجوهات طعنه‌های زیادی زده است.

قاسم رسّی نوه ای دارد به نام یحیی بن حسین بن قاسم معروف به الهادی الی الحق که برای زیدیان خیلی مهم است. 

نواده قاسم به یمن رفت یمن جایی است که منبع تشیع بود اسلامشان از اول علوی بود و از اهل بیت(علیه السلام) حمایت می‌کردند. 

یمنی ها با دعوت هدفمند سید حسنی زیدی ۳۵ ساله مواجه می‌شوند الهادی الی الحق در آنجا آقا بزرگ شیعیان و امام آن منطقه می‌شود و به امام هادی(نباید با امام هادی شیعیان اشتباه گرفته شود) معروف می‌شود.

هادی الی الحق فقه جدش قاسم رسّی را تحت الشعاع قرار داد و از آن زمان تا امروز زیدیان یمن، هادوی هستند همانطور که ما فقه خود را جعفری می‌نامیم آنها نیز فقه و کلام خود را هادوی می‌دانند.

زیدیان به زید بن علی به خاطر حرکت انقلابی و جهادی اعتزاز و افتخار می‌کنند در حالی که زید نه فقه و نه مسائل فکری دارد.

جریان سلفی زیدی

جریان سلفی زیدی بیشتر در شخصیت شوکانی، ابن امیر صنعانی و محمد بن ابراهیم الوزیر جلوه می‌یابد.

مهمترین شخصیت این جریان محمد بن علی شوکانی است وی قاضی القضات زیدی ها بود وی تفکرات حدیث گریانه و سلفی دارد حتی کتابهایش را وهابی ها در دانشگاههای سعودی تدریس می‌کنند.

این جریان"الشوکانی الزیدی"جریان طرد شده زیدی هاست.

جریانهای معاصر زیدی ها

۱ـ جریان محافظه کاری زیدی؛ اینها به خاطر جبر زمانه از انقلابی گری دست کشیده اند، به تقیه روی آورده اند و در شمال یمن دارای حوزه‌های علمیه هستند.

۲ـ جریان سنتی تحول خواه اینها ضمن اینکه به اصول خود معتقدند بازی زمانه را قبول کرده در جامعه هستند و در انتخابات شرکت می‌کنند.

۳ـ جریان روشنفکری مدرن اینها افرادی هستند که به روزتر فکر می‌کنند

جبنش حوثی ها

زیدی ها در حال از بین رفتن بودند ۵۰ سال بود که حکومت زیدیان ساقط شده بود زیدی ها اعتقادشان در مورد حکومت این بود که در راس حکومت باید سید باشد در حالی که اکنون حکومت، جمهوری است چون حوزه‌های علمیه شان حکومتی بود و در زیدیه خمس نیست حوزه ها در حال از بین رفتن بود.

وهابیت به برکت پولهای نفت از نظر فکری و فرهنگی حمله می‌کرد بعد از انقلاب جمهوری اسلامی ایران، زیدیان به طرف آرمانهای امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی روی آورده بودند و شعارهای انقلاب ایران برایشان جذاب بود در کل زیدی ها در حال از بین رفتن بودند که جنبش حوثی ها پیش آمد.

حوثی ها از دل جریان محافظه کاری که حکومت را به دست داشتند بیرون آمدند و تحت تاثیر ایده ها و اندیشه‌های امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی قرار گرفتند.

رهبری این جریان شهید حسین الحوثی است که با التزام به مبانی زیدی و تمجید از انقلاب اسلامی و امام، اندیشه‌های امام خمینی(ره) را تفسیر زیدی کرد حوثی ها در روز قدس و روز برائت از مشرکین به خیابانها می‌آمدند شعار بر علیه آمریکا و اسراییل سر می‌دادند و روز عاشورا به یاد امام حسین(علیه السلام) عزاداری می‌کردند.

در ۲۰۰۲ و ۲۰۰۱ علی عبد الله صالح برای خوش رقصی در مقابل جورج بوش با این تبلیغات که حوثی ها خرابکار و تروریست اند برای قربانی تقدیم کردن به جورج بوش در جنگ ناعادلانه به حوثی ها حمله کرد و حسین الحوثی رهبری این جریان شهید شد این جنگ باعث تقویت حوثی ها شد و قبایل دیگر زیدی با حوثی ها همکاری کردند علی عبدالله صالح ۶ جنگ بر حوثی ها تحمیل کرد ولی حوثی ها در شمال ارتش را شکست دادند ۵۰ پادگان را خالی کردند در آخرین جنگ عربستان هم دخالت کرد ولی زور عربستان نیز به حوثی ها نرسید.

اکنون ما را متهم می‌کنند که از زیدی ها حمایت می‌کنیم ولی این طور نیست زیدی ها نگاه همگرایانه با آرمانهای انقلاب و امام دارند.

حوثی ها اکنون قدرت بسیج یک میلیون نفری از هفت میلیون نفر شیعیان یمن دارند و بقیه جریانهای زیدی از اینها طرفداری می‌کنند.

رهبری کنونی حوثی ها عبدالمالک بدرالدین الحوثی است وی ادعای امامت نمی‌کند اکنون زیدی ها یک طرف قدرت در یمن اند.

مشکل زیدیه امروز این است که برعکس اسماعیلیان، تشکیلات ندارند به جای کار فرهنگی به سیاست پرداخته اند در یمن با جهان اسلام درگیر نبودند زیدی ها چون خمس ندارند حوزه‌های علمیه شان وابسته به دولت و حکومتی بود و چون الان در حکومت نیستند از این لحاظ ضعف دارند.

سید علی موسوی نژاد(استاد دانشگاه ادیان و مذاهب)

.img۱ { max-width:۴۰۰px; width: expression(this.width

سید علی موسوی نژاد(استاد دانشگاه ادیان و مذاهب) 
 





 



ابنا