امنیت نیست، از این کوچه به سرعت بگذر
شعر فاطمیه از کاظم بهمنی

درد سر، بین گذر، چند نفر، یک مادر،
شده هر قافیه ام یک غزل درد آور
ای که از کوچه ی شهر پدرت میگذری،
امنیت نیست، از این کوچه به سرعت بگذر
دیشب از داغ شما فال گرفتم، آمد:
"دوش میآمد و رخساره..." نگویم، بهتر
من به هر کوچه ی خاکی که قدم بگذارم
نا خود آگاه به یاد تو میافتم، مادر
چه شده؟ قافیه ها باز به جوش آمدهاند:
دم در، فضه خبر، مادر و در، محسن پر...
کاظم بهمنی
///
ارسال نظرات