حاج غلامرضا سازگار

شماره صفحه: 1

صحنه‌ی محشر کبراست؛ خلایق همه در محکمه‌‌ی عدل خداوند حکیم و همه در وحشت و اندوه عظیمند؛ هراسان همه از خشم جحیمند، گریزد پسر از مادر و مادر ز پسر، خلق همه منتظر اجر و صوابند و عقابند و حسابند و کتابند و عتابند و خطابند؛ نه راهی که گریزند ز تعقیب گناهی، نه امیدی نه پناهی، همه


دو زن طفل خوش منظری داشتند بر او دعوی مادری داشتند   یکی ادعا کرد که من زادمش یکی گفت من پرورش دادمش   یکی گفت این طفل جان من است یکی گفت تاب و توان من است   در این ادعاشان بپا خاستند قضاوت ز شیر خدا خواستند   علی هر دو زن را نصیحت نمود ولیکن نصیحت نبخشید س


مطالب‌‌مان را دنبال کنید




logo-samandehi

کپـی‌برداری از مطالب سایت فطرت با ذکر منبع در راه رضای خدا مجاز می‌باشد.