متفرقه


شماره صفحه: 1

مرید و مراد بازی، فرهنگ نه چندان درستی است که ریشه در عرفان و تصوف دارد. این فرهنگ با مفهوم استاد و شاگرد تفاوت‎های زیادی دارد که باید این دو را به شکل تطبیقی مورد مقایسه قرار داد. گرچه در ظاهر خیلی‎ها مفهوم مراد و مرید را در همان استاد و شاگردی بیان می‎کنند اما در عمق و ریشه، چیز دیگری را دنبال می‎


۱- کسی با تمرین و ممارست پیامبر نمی ‎شود؛ امام نمی ‎شود.پیامبری رشته ورزشی نیست. عارف بازی و صوفی‎گری هم نیست. پیامبری مقامی است که خدا می‎دهد و فقط خدا می‎دهد. می‎خواهد در سنین بالا باشد می‎خواهد چون حضرت عیسی (ع) در مهد باشد. پیامبری چیزی نیست که بگویی بعد از چهل سالگی و پختگی به دست می‎آید. اگر پ


۱ - مقام خلیفه اللهی خلیفه خدا؟ من و تو خلیفه خدا روی زمین هستیم؟ مزاح میکنی؟ قابلیت؟ کدام قابلیت؟ زمین خدا باید سردرگم بماند تا ما قابلیت خلیفة اللهی را رو کنیم؟ می  خواهی بگویی یزید خلیفه خدا بود؟ صدام مقام خلیفةاللهی داشت؟ وقتی خدا آدم را آفرید حرف از خلیفه به میان آمد، ملائکه صدای


دعای افتتاح از دعاهای معروف شب های ماه رمضان - همواره مورد توجه و عنایت محبان اهل بیت (علیهم السّلام) بوده است. دعای افتتاح در ماه نزول و توجه به قرآن، توجه به عترت به عنوان معلم قرآن را به ما می‌آموزد چون قرآن کریم نیکی ها را آموزش می‌دهد و اهل بیت علیهم السّلام الگوی عملی این


کرونا، مچ آدمی را خواباندچه کسی کرونا را به وجود آورد؟ آیا کمونیستها، آن را در آزمایشگاه‎های مخوف چین تولید کردند؟ آیا چشم‎بادامی‎ها تلاش کردند اینگونه دنیا را به سخره خود درآورند و رقبا را از سر راه برداند؟ یا اینکه آمریکایی‎ها چنین کردند و کار، کار انگلیسی‎ها بود؟آیا کرونا، خودش در اثر یکسری فعل و


حجیت خواببرخی دینشان به یک خواب بند استبعضی‎ها هم هستند که تمام دینشان در خواب دیدن خلاصه می‎شود. مدام خواب می‎بینند و برای چهارتا مثل خودشان تعریف می‎کنند و از اینکه لایق چنین خوابی هستند به خودشان افتخار می‎کنند و در پوست خود نمیگنجند. از آن بدتر، اینکه هرکسی باید مفتخر باشد که خواب


 دیگر هیچ وقت نگوییم خدا خیلی وقت است مرا فراموش کرده و مرا از یاد برده.؛ اویی که فراموش کرد ما بودیم و اویی که فراموش شد، خدا بود. اویی که نعمت‎های خدا را از یاد برد ما بودیم و اویی بازهم یادش نرفت بر ما نعمت ارزانی دارد، خدا بود.دیگر هیچ وقت نگوییم، فلان نعمت حق من بود؛ خدا باید آن را به من م


 خیلی از ما تند می‎رویم و برخی از ما عقب می‎مانیم. بزرگترین مثال تند رفتن و عقب ماندن در ماجرای غدیر رخ داد. آن‎هایی که از قافله پیامبر تندتر رفتند (حالا به دلیلش کاری نداریم) و پیامبر امر فرمودند که آن‎ها برگردند و آن‎هایی که عقب مانده بودند و پیامبر به آنها هم امر فرموده بودند که زودتر بیایید


 به مقادیر زیادی انسان نجیب، نیاز داریم. انسانهایی که پای حرفشان بنشینیم و صداقت گویی هایشان را بشنویم.سخنران زیاد است اما سخنی برای گفتن ندارند. مدعی زیاد است اما دلیلی برای ادعای خود ندارد. سخنور کم نیست اما اینکه روح سخن را در رفتارش ببینیم، بسیار کم استبه مقادیر زیادی مقداد و ابوذر نیاز دار


 قطعه زیبایی در فیلم ولایت عشق وجود داشت که از یاد نمی رود. در آن سکانس ویژه مامون خطاب به امام علیه السلام می گوید: من این ردای خلافت را از تن بیرون می آورم و از شما می خواهم که شما آن را به تن کنید که از امام می شنود:اگر این ردا را خدا بر تن تو کرده و حق است، اجازه نداری از تنت بیرون کنی و اگ


مطالب‌‌مان را دنبال کنید




logo-samandehi

کپـی‌برداری از مطالب سایت فطرت با ذکر منبع در راه رضای خدا مجاز می‌باشد.