حمله و احراق بیت

شماره صفحه: 1

سخنرانی حجة الإسلام معاونیان صوت زیبای علی فانی


  وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا (۸) إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّـهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا (۹) و غذا را در عین دوست داشتنش، به مسکین و یتیم و اسیر انفاق می کنند.  [و می گویند:] ما شما را فقط برای خشنودی خدا


ازدحام زیاد شده بود. جای سوزن انداختن در کوچه های منتهی به خانه علی و فاطمه (ع) نبود. گفت: آنها هم باید مثل دیگران باشند. مثل دیگران فکر کنند و مثل دیگران بیعت کنند. گفت: اهل این خانه باید با ما همراه شوند. گفتند: اگر همراه نشوند... بررسی روایات هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها در


مولف: عبدالزهرامهدیناشر: مولودکعبهمترجم:نوبت چاپ: اول۱۳۸۲تعداد صفحات: ۲۵۲قیمت: ۱۱۰۰ ریالمشخصات ناشر: پخش قم ۷۷۳۷۴۱۰


مولف: سید محمدحسین سجادناشر: مهر ثامن الایمهمترجم:نوبت چاپ: اول ۱۳۸۲تعداد صفحات: ۲۴۹قیمت: ۸۰۰۰ ریالمشخصات ناشر: قم فلکه صادقیه ابتدای بلوار نیایش پلاک ۲۴ ۷۷۴۹۲۶۵


منابع اهل سنت روایات بسیاری در کتاب‌های اهل تسنن وجود دارد که ثابت می‌کند خلیفه اول به همراه عده‌ای از دشمنان اهل بیت به خانه وحی همجوم برده و آن جا را به آتش کشیده‌اند در حالی که فاطمه زهرا سلام الله علیها به همراه نوادگان رسول خدا در داخل خانه بوده‌اند. ما در ا


رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در آخرین روزهای حیات خویش به امیرالمومنین (علیه السلام)فرمودند که سه مطلب مهم را به مردم برساند. امیرالمومنین (علیه السلام) در میان مدینه ندا زد: «أَلَا مَنْ ظَلَمَ أَجِیراً أَجْرَهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ...» آگاه باشید هرکس در مورد اجر اجیری ظلم کند پس لعنت خداون


مقدمه مظلومیت فاطمه زهرا و شهادت جانگداز او در عالم اسلام امری است که از نور خورشید هم واضح‌تر است. با این وصف از کسی که نمی‌خواهد خورشید را نظاره کند و یا اصولا چشم دیدن خورشید را ندارد نباید انتظار داشت به چنین حقیقتی اعتراف کند. زیرا خداوند در قرآن درباره اینان فرموده است: &l


چه کسی گفت نفرین بد است؟ فرزند یتیم، خانه، هوای سردناجوانمرد، غارت، خانهیتیم، آواره، بی‌پناهیتیم، نفرین،...باز می‌گویی نفرین بد است؟ شب، دزد، نان آور خانهدزد، چاقو، خونآه، نفرین، بیوه زن، فریادباز می‌گویی نفرین بد است؟ کبوتر،لانه، جفت...آتش، تنهایی، ظلم...باز می‌گویی


درد سر، بین گذر، چند نفر، یک مادر، شده هر قافیه ام یک غزل درد آور    ای که از کوچه ی شهر پدرت می گذری، امنیت نیست، از این کوچه به سرعت بگذر   دیشب از داغ شما فال گرفتم، آمد: "دوش می آمد و رخساره..." نگویم، بهتر   من به هر کوچه ی خاکی که قدم بگذارم نا خود آگاه


مطالب‌‌مان را دنبال کنید




logo-samandehi

کپـی‌برداری از مطالب سایت فطرت با ذکر منبع در راه رضای خدا مجاز می‌باشد.