خطبه حضرت فاطمه الزهرا (سلاماللهعلیها) به زنان مهاجرو انصار
شیخ طوسی و بزرگان از متقدیم شیعه در کتب خود این روایت را نقل کرده اند:
در روزهای پایانی عمر شریف و پر برکت صدیقه کبری حضرت فاطمه(سلاماللهعلیها) گروهی از زنان مهاجر و انصار برای عیادت به حضورش آمدند. آنان از احوال ایشان پرسیدند و گفتند:
ای دختر رسول خدا، امروز را با این بیماری چگونه آغاز کردهای؟
حضرت ابتدا خداوند را سپاس گفت و بر پدر بزرگوارش درود فرستاد و سپس فرمود:
«أَصْبَحْتُ وَ اَللَّهِ عَائِفَهً لِدُنْیَاکُنَّ قَالِیَهً لِرِجَالِکُنَّ لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ عَجَمْتُهُمْ وَ سَئِمْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ سَبَرْتُهُمْ»
به خدا سوگند، صبح کردم در حالی که از دنیای شما بیزارم و از مردان شما دلزدهام. آنان را پس از آزمودن، از خود راندهام و پس از آنکه به ژرفای احوالشان پی بردهام، از آنان خسته و رویگردان شدهام. چه زشت است سستی پس از آن همه استواری؛ چه ناپسند است بازیچه گرفتن امور جدی پس از آن همه تلاش و مجاهدت! چه تلخ است کوبیدن بر سنگ سخت و شکستن نیزهای که باید استوار بماند؛ چه ناپسند است فریبکاری در اندیشهها و لغزش در پیروی از هوسها!
«لبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَفِی الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ»(مائده آیه ۸۰)
آنان با رفتار خود، چه بد توشهای برای خویش پیش فرستادند؛ توشهای که خشم خدا را برایشان به همراه آورد و عذاب جاودانه را نصیبشان ساخت.
«لَا جَرَمَ لَقَدْ قَلَّدْتُهُمْ رِبْقَتَهَا وَحَمَّلْتُهُمْ أَوْقَتَهَا وَشَنَنْتُ عَلَیْهِمْ غَارَاتِهَا فَجَدْعاً وَعَقْراً وَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ وَیْحَهُمْ أَنَّى زَعْزَعُوهَا عَنْ رَوَاسِی الرِّسَالَهِ وَقَوَاعِدِ النُّبُوَّهِ وَالدَّلَالَهِ وَمَهْبِطِ الرُّوحِ الْأَمِینِ وَالطَّبِینِ بِأُمُورِ الدُّنْیَا وَالدِّینِ»
بیتردید، بار سنگین پیامدهای این انتخاب را بر گردنشان نهادم و مسئولیت آن را بر دوششان گذاشتم؛ و عواقب و هجومهای آن را متوجه آنان ساختم. پس بریده باد بینی ستمگران، و نابود و دور از رحمت خدا باد این گروه ستمپیشه! وای بر آنان! چگونه جایگاه خلافت و امامت را از استوانههای استوار رسالت، پایههای نبوت و هدایت، و جایگاه فرود آمدن روح امین و سرچشمه دانایی به امور دین و دنیا جدا کردند و آن را از جایگاه حقیقیاش به کنار راندند؟!
«أَلَا ذَلِکَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ»(الزمر آیه ۱۵)
آگاه باشید که این، همان زیان آشکار است.
«وَمَا الَّذِی نَقَمُوا مِنْ أَبِی الْحَسَنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ نَقَمُوا وَاللَّهِ مِنْهُ نَکِیرَ سَیْفِهِ وَقِلَّهَ مُبَالَاتِهِ لِحَتْفِهِ وَشِدَّهَ وَطْأَتِهِ وَنَکَالَ وَقْعَتِهِ وَتَنَمُّرَهُ فِی ذَاتِ اللَّهِ»
اما چه چیزی از ابوالحسن، علی(علیهالسلام)، بر آنان ناخوشایند بود؟ به خدا سوگند، از او جز صلابت شمشیرش، بیباکیاش در برابر مرگ، سختگیریاش در برابر دشمن، شدت ضربههایش و خشم و استواریاش در راه خدا ناخشنود نبودند.
«وَتَاللَّهِ لَوْ مَالُوا عَنِ الْمَحَجَّهِ اللَّائِحَهِ وَزَالُوا عَنْ قَبُولِ الْحُجَّهِ الْوَاضِحَهِ لَرَدَّهُمْ إِلَیْهَا وَحَمَلَهُمْ عَلَیْهَا وَلَسَارَ بِهِمْ سَیْراً سُجُحاً لَا یَکْلُمُ حَشَاشَهُ [خِشَاشُهُ] وَلَا یَکِلُّ سَائِرُهُ وَلَا یَمَلُّ رَاکِبُهُ»
به خدا سوگند، اگر آنان از راه روشن حق منحرف میشدند و از پذیرش دلیل آشکار سر باز میزدند، علی(علیهالسلام) آنان را به همان راه بازمیگرداند و به پیمودن آن وامیداشت. او این مسیر را با نرمی و استواری پیش میبرد؛ چنانکه نه مرکبش آسیب میدید، نه رهروانش از حرکت بازمیماندند و نه سوارانش به ملال و خستگی دچار میشدند.
و آنان را به آبشخوری زلال، گوارا و سرشار میرساند؛ چشمهای که دو سوی آن لبریز است و آبش هیچگاه تیره و آلوده نمیشود. سپس سیراب و بینیاز بازشان میگرداند و در نهان و آشکار، خیرخواه و دلسوز آنان میبود.
او از دنیا بهرهای فراوان برای خود نمیخواست و از داراییهای آن چیزی جز سیراب کردن تشنه و سیر کردن نیازمند نصیبش نمیشد. آنگاه برای مردم روشن میشد که چه کسی از دنیا رویگردان است و چه کسی دلبسته آن؛ چه کسی راستگوست و چه کسی دروغگو.
«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ»(اعراف آیه96)
و اگر مردم آبادیها ایمان میآوردند و تقوا پیشه میکردند، برکات آسمان و زمین را بر آنان میگشودیم؛ اما آنان حق را تکذیب کردند و ما نیز به سبب آنچه خود به دست آورده بودند، گرفتارشان ساختیم.
«وَالَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْ هَؤُلَاءِ سَیُصِیبُهُمْ سَیِّئَاتُ مَا کَسَبُوا وَمَا هُمْ بِمُعْجِزِینَ»(الزمر51)
و ستمکاران این گروه نیز بهزودی گرفتار پیامدهای بد کردار خویش خواهند شد و هرگز نمیتوانند از کیفر آن بگریزند.
«أَلَا هَلُمَّ فَاسْمَعْ وَمَا عِشْتَ أَرَاکَ الدَّهْرَ عَجَباً …»
هان! پیش آیید و بشنوید؛ تا زندهاید، روزگار شگفتیهای بسیاری به شما نشان خواهد داد. و اگر در شگفت میشوید، شگفتتر از همه، سخنان آنان است.
ای کاش میدانستم به کدام پشتوانه تکیه کردند، به کدام ستون اعتماد نمودند، به کدام دستگیره چنگ زدند و بر کدام خاندان و ذریهای پیشی گرفتند و گستاخانه دست دراز کردند! چه بد سرپرست و چه بد همراهی برگزیدند.
«وَبِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا»(کهف آیه50)
و چه بد جایگزینی است آنچه ستمکاران به جای حق برگزیدند.
سپس حضرت فرمود:
به خدا سوگند، آنان پرهای انتهایی و کمتوان را به جای پرهای پیشین و نیرومند نشاندند و بخش فرودست را جایگزین بخش برتر کردند. پس خاک بر بینی مردمی که گمان میکنند کار نیکو انجام میدهند!
«أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَکِنْ لَا یَشْعُرُونَ»(بقره آیه12)
آگاه باشید که آنان خود فسادگراناند، اما درنمییابند.
«وَیْحَهُمْ»
وای بر آنان!
«أَفَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدَىٰ فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ»(یونس آیه35)
آیا کسی که به سوی حق هدایت میکند، سزاوارتر است که از او پیروی شود، یا کسی که خود راه را نمیشناسد و نیازمند هدایت دیگری است؟ شما را چه شده است و چگونه داوری میکنید؟
هشدار درباره پیامدهای انتخاب نادرست
«أَمَا لَعَمْرِی لَقَدْ لَقِحَتْ فَنَظِرَهٌ رَیْثَمَا تُنْتَجُ ثُمَّ احْتَلَبُوا مِلْءَ الْقَعْبِ دَماً عَبِیطاً وَذُعَافاً مُبِیداً هُنَالِکَ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ…»
به جان خودم سوگند، بذر این ماجرا بارور شده است؛ پس اندکی درنگ کنید تا ثمرهاش آشکار شود. آنگاه به جای شیر، کاسههایی آکنده از خون تازه و زهر کشنده خواهید دوشید. در آن هنگام است که اهل باطل زیانکاری خود را درمییابند. و آنگاه، پس از آنچه پیشینیان بنیان نهادهاند، اهل باطل شناخته خواهند شد. پس از دنیای خود دلخوش باشید و با آسودگی خاطر در فتنهای که پیش رو دارید، آرام گیرید؛ اما خود را برای شمشیری برّان، یورش ستمگری تجاوزکار، آشوبی فراگیر و سلطه مستبدانه ظالمان آماده کنید؛ سلطهای که سهم و بهره شما را ناچیز میگذارد و جمع شما را چون کشتزاری دروشده، پراکنده و نابود میسازد.
«فَیَا حَسْرَتَىٰ لَکُمْ وَأَنَّىٰ بِکُمْ وَقَدْ عَمِیَتْ عَلَیْکُمْ»
پس دریغ و افسوس بر شما! چه خواهید کرد؟ در حالی که حقیقت بر شما پوشیده مانده است، «أَ نُلْزِمُکُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا کَارِهُونَ»(هود آیه28)
آیا میتوانیم شما را به پذیرش آنچه از آن ناخشنودید، وادار کنیم؟
بازگشت زنان و رسیدن خبر به مردان
سوید بن غفله میگوید: زنان مهاجر و انصار پس از آنکه از محضر حضرت فاطمه(سلاماللهعلیها) بازگشتند، سخنان ایشان را برای مردان خود بازگو کردند. سخنان حضرت در میان آنان پیچید و سرانجام گروهی از مهاجران و انصار، در حالی که عذرخواهی میکردند، به دیدار ایشان آمدند.
آنان گفتند: ای سرور زنان جهان! اگر ابوالحسن، علی(علیهالسلام)، پیش از آنکه پیمان خلافت بسته و بیعت استوار شود، این موضوع را با ما در میان گذاشته بود، هرگز از او روی نمیگرداندیم و دیگری را بر او ترجیح نمیدادیم.
حضرت فاطمه(سلاماللهعلیها) در پاسخ فرمود:
از من دور شوید! پس از این همه کوتاهی و تقصیر، دیگر عذری پذیرفته نیست و پس از چنین سستی و قصوری، دیگر جایی برای ادعای جبران باقی نمیماند.
واپسین سخن؛ عذری که پذیرفته نشد
در این هنگام، عذرخواهی آن گروه نتوانست اندوه و رنج حضرت فاطمه(سلاماللهعلیها) را فروبنشاند. آنان میخواستند با این سخن که اگر علی(علیهالسلام) پیشتر با ایشان سخن گفته بود، از او رویگردان نمیشدند، کوتاهی خود را توجیه کنند؛ اما حضرت، که حقیقت ماجرا را بهخوبی میدانست، دیگر عذری برای آنان نمیدید.
سوید بن غفله در ادامه روایت میگوید که مهاجران و انصار، چون دریافتند عذرخواهیشان در دل دختر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) اثری نگذاشته است، ناامید و زیاندیده به خانههای خود بازگشتند.
حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) نیز همچنان از آنان دلآزرده بودند؛ در حالی که جراحات و آسیبهای ناشی از دفاع از امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، روزبهروز جسم مطهر ایشان را رنجورتر و توانشان را تحلیل میبرد. سرانجام، آن بانوی بزرگوار در حالی به شهادت رسیدند که رنج آن جراحات بر پیکرشان و آزردگی از آنان در دلشان باقی مانده بود.

