1 - مقام خلیفه اللهی 

خلیفه خدا؟ من و تو خلیفه خدا روی زمین هستیم؟ مزاح میکنی؟ قابلیت؟ کدام قابلیت؟ زمین خدا باید سردرگم بماند تا ما قابلیت خلیفة اللهی را رو کنیم؟ می  خواهی بگویی یزید خلیفه خدا بود؟ صدام مقام خلیفةاللهی داشت؟ 

وقتی خدا آدم را آفرید حرف از خلیفه به میان آمد، ملائکه صدایشان درآمد. گفتند این خون می  ریزد؛ فساد می  کند.

معلوم است که مقصود خدا از خلیفه، همه آدم  ها نبوده اند. من و تو نبوده  ایم حتی آدم  های خوب و دوست داشتنی اطرافمان هم نبوده  اند. یکی بوده است که کارش کارستان باشد. یکی مثل رسول الله (ص)؛ یکی مثل علی بن ابیطالب (ع) یکی مثل سلیمان (ع) یکی مثل عیسی مسیح (ع)

 

2 - این علم غیب را از کجا آورده بود؟

وقتی حرف از علم غیب می شود، زود می  گویند ای فغان! ای داد و بیداد! دچار شرک شده  ای. علم غیب فقط از آن خداوند است. اما نمی  دانند که یعقوب به بازگشت یوسف هنوز امید داشت. می  گفت بروید و بگردید و یوسف را پیدا کنید. پیراهن خونین را دیده بود اما می  دانست که یوسف زنده است. نه اینکه ظن داشته باشد؛ بلکه می‏دانست. راستی از کجا می  دانست؟ این علم غیب را از کجا آورده بود؟ 

3 - حیات برزخی فرعونیان

فرعونیان نه فقط در آخرت که در حیات برزخی خود نیز طعم آتش را می  چشند. آن  ها بر آتش عرضه می  شوند و هر روز و شب در عذاب خواهند بود. و این دلیلی است بر این مدعا که حیات برزخی، امری است انکار ناشدنی. بخوانیم قرآن را که فرمود: 

النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْهَا غُدُوًّا وَعَشِیًّا وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ...

عذاب آنها آتش است که هر صبح و شام بر آن عرضه می‌شوند؛ و روزی که قیامت برپا شود (گفته می  شود:) «آل فرعون را در سخت‌ترین عذابها وارد کنید!» ()

4 - ما را به خیر تو امید هست! 

مردم به خیرش امید دارند و از شرّ او در امانند. خطبه متقین؛ نهج البلاغه

چقدر راحت، چقدر گویا و چقدر همه فهم امام علیه السلام آدرس آدم حسابی  ها را داده  اند! همینکه می  بینی یکی برای مردم شری ندارد و درد و رنج برای دیگران، نمی  کارد یعنی که احتمالا با یک متقی روبه  رو هستیم. 

 

5 - چه کسی بدی را با خوبی جواب می  دهد؟!

مطمئنا بیشتر آدم  ها سعی می  کنند خوبی را با خوبی پاسخ بدهند. اما درجه بالاتری از انسانیت نیز وجود دارد. آن جایی که انسان نه تنها بدی را با نادیده گرفتن، بلکه با خوبی کردن پاسخ دهد.

عْفُو عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ یُعْطِی مَنْ حَرَمَهُ (نهج البلاغه / خطبه متقین)

کسی را که به او ستم کرده می  بخشد و به آن کس که محرومش ساخته عطا می  کند.

6 - دوصد گفته چون نیم کردار نیست

تا دلت بخواهد مدعی وجود دارد؛ اما کو مرد عمل؟ مردمان تا دلت بخواهد هارت و پورت می‏کنند و توجیه می بافند و کم کاری می  کنند.

اما متقین اینگونه نیستند. آنها: گفتار را با عمل آمیخته مى  کنند 

یَمْزُجُ ... الْقَوْلَ بِالْعَمَلِ  (نهج البلاغه، خطبه متقین)

7 - علم و صبر

تا به حال شده است به عاقبت یک کار کاملا آگاه باشی؟ یا اینکه مسیر رسیدن به هدف را بهتر از دیگران بدانی؟ در چنین حالتی، صبوری و تحمل در برابر اشتباه دیگران در همان کار، بسیار برایت سخت خواهد بود. مخصوصا اگر عنان کار را کسانی در دست گرفته باشند که کمترین صلاحیتی ندارند.

اما متقین، علم همراه با صبر دارند. یعنی گرچه می ‏دانند، اما صبوری می  کنند. چشم پوشی می کنند...

نهج البلاغه خطبه متقین

8 - حضرت خضر و علم غیب

حضرت خضر از خیلی چیزها خبر داشت. ماجرای آن کشتی را می  دانست و آن را سوراخ کرد. ماجرای آن نوجوانی که طغیانگر بود و آن دیوار...

حضرت خضر اینها را از کجا می  دانست؟ جز این است که این علم را خدا به او داده بود؟ جز این است که این علم، همان است که در عرف به آن می  گوییم: علم غیب؟

علم غیب همان چیزی است که به خاطر اعتقاد به آن، به ما می  گویند غالی! علم غیب همان چیزی است که خداوند به برخی بندگانش آن را داده و این اصلا چیز پیچیده  ای نیست.

9 - معجزات خدا را ندیدیم

سرگذشت بنی اسرائیل را که می شنویم سرزنششان می  کنیم. مثلا مگر نه این است که حضرت موسی با معجزات آشکار آن  ها را از دست فرعون نجات داد؟ پس چرا دوباره سرکشی کردند و گوساله پرست شدند؟

ما هم گاهی اوقات همینگونه می  شویم. در گرفتاری  ها و سختی ها، خداخدا می  کنیم اما مشکل که برطرف می  شود همه چیز را فراموش می  کنیم. بد نیست قبل از سرزنش بنی اسرائیل، نگاهی هم به خودمان بیاندازیم. ببینیم که ما هم معجزات خداوندی را در زندگی خود دیده  ایم اما آن ها را فراموش کرده  ایم.

 

10 - جنگ و اختلاف میان ستاره ها!

از برادران غیرشیعه می شنویم که "صحابه" ستاره هدایت هستند و مو لای درز این حرفها نمی  رود و اگر کسی کوچکترین حرفی بزنمد مورد هجمه و حمله قرار می  گیرد. اما نمی  دانیم با بسیاری از اختلافات و ضد و خوردها و حتی جنگ میان این صحابه و ستارگان هدایت چه کنیم؟ چگونه این تناقض را حل کنیم؟ چگونه؟!