چطور ممکن است انبیا به ایمه (علیهم السلام) توسل کرده باشند، در حالی که در زمان حیات انبیا، ایمه هنوز خلق نشده بودند؟

روایت مورد شبهه:
عن الرضا (علیه السلام)، قال: لمّا أشرف نوح (علیه السلام) علی الغرق، دعا الله بحقنا فدفع الله عنه الغرق و لما رمی ابراهیم فی النار دعا الله بحقنا فجعل الله النار علیه برداً و سلاماً و إن موسی علیه السلام لما ضرب طریقاً فی البحر دعا الله بحقنا فجعله یبساً و إن عیسی علیه السلام لما أراد الیهود قتله دعا الله بحقنا فنجی من القتل فرفعه الله.
منبع روایت: بحار الأنوار،ج 26، ص 325، وسایل الشیعة، ج 4، ص 1143.

متن شبهه:
چطور ممکن است انبیا به ایمه (علیهم السلام) توسل کرده باشند، در حالی که در زمان حیات انبیا، ایمه هنوز خلق نشده بودند؟

منابع پاسخ:
الدر المنثور، جلال‌الدین سیوطی؛
مستدرک صحیحین، حاکم نیشابوری؛
وفاء الوفاء، سهمودی.

خلاصۀ پاسخ:
ملاک و معیار در شفاعت خواستن و توسل، اعتقاد به جایگاه و نزدیکی مخلوقی خاص در پیشگاه خالق است؛ لذا همین‌که انبیای الهی از جایگاه و مقام والای ایمه نزد خداوند (هرچند در آینده) اطلاع داشته باشند و به آن معتقد باشند کافی است تا به آنها متوسل شوند؛ هرچند ایمه (علیهم السلام) غایب باشند و همین مطلب درکتب اهل سنت آمده است.

پاسخ کامل:
توسل انبیای الهی به پیامبر اسلام (صلی اللـه علیه و آله) و ایمه (علیهم السلام) در پیشگاه خداوند مسیله‌ای است که تنها ویژۀ شیعیان نیست، بلکه اهل سنت هم در کتابهای خود از آن یاد کرده‌اند و روایاتی را در این مورد آورده‌اند؛ از جمله سمهودی از علمای اهل سنت در کتاب وفاء الوفاء می‌نویسد:
مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پیشگاه خداوند از پیامبر (صلی اللـه علیه و آله) و از مقام و شخصیت او هم پیش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولد و هم بعد از رحلتش هم در عالم برزخ و هم روز رستاخیز.1

سپس وی روایت معروف توسل آدم (علیه السلام) به پیامبر (صلی اللـه علیه و آله) را از عمر بن خطاب نقل می‌کند:
آدم به خاطر اطلاعی که از آفرینش پیامبر اسلام در آینده داشت به پیشگاه خداوند چنین عرضه کرد: «یا رب، أسیلک بحق محمد لمّا غفرت لی».2

همچنین سیوطی از قول ابن‌عباس نقل می‌کند که از پیامبر (صلی اللـه علیه و آله) دربارۀ آیۀ ﴿فتلقّی آدم من ربّه کلمات﴾ پرسیدم که مراد از کلماتی که خداوند توبۀ آدم را به خاطر آنها پذیرفت چیست؟ حضرت فرمود: «سأل بحق محمد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین إلّا تُبتَ علیَّ فتاب علیه».3

حاکم نیشابوری در مستدرک صحیحین آورده است:

هنگامی که آدم مرتکب اشتباه شد گفت: «یا رب، أسیلک بحق محمد لما غفرت لی»؛ آن‌گاه خداوند به او فرمود: «چگونه محمد (صلی اللـه علیه و آله) را شناختی در حالی که او را هنوز خلق نکرده‌ام آدم گفت: «زمانی که مرا خلق کردی دیدم بر پایه‌های عرش جملۀ لا إله الا الله محمد رسول الله... نقش بسته است».4

با توجه آنچه گذشت چه مانعی دارد که انبیا (علیهم السلام)، به خاطر اطلاعی که از آفرینش ایمه (علیهم السلام) در آینده داشته‌اند و به خاطر اطلاع از عظمت و مقام این خاندان در درگاه الهی برای رهایی از هموم وگرفتاریهای خود به آنها توسل بجویند؟ آیا دلیلی بر رد آن هست؟ از طرفی باید توجه داشت که ملاک و معیار در استشفاع و توسل اعتقاد به جایگاه و نزدیکی مخلوقی خاص در پیشگاه خالق است؛ لذا همین‌که انبیا (علیهم السلام) از جایگاه و مقام والای انبیا در نزد خداوند (هرچند در آینده) اطلاع داشته باشند و به آن معتقد باشند کافی است تا به آنها متوسل شوند؛ هرچند ایمه غایب باشند.


1. وفاء الوفاء، سمهودی، ج 3، ص 1371.
2. همان.
3. الدر المنثور، ج 1، ص 135.تفسیر آیۀ 37 سورۀ بقره.
4. مستدرک صحیحین، دار المعرفه، بیروت، 1406، ج 2، ص 615


به نقل از وبلاگ کبوتران عاشق



وبلاگ کبوتران عاشق