چرا یادآوری واقعه ‏ی عاشورا قلب هر شیعه ‏ای را درهم می‏ فشارد و اشک را بر دیدگان روان می‏ سازد؟ چرا گروهی به بهانه‏ های گوناگون شادمانی را تبلیغ می‏ کنند؟

 

پاسخ: ایام محرم هر ساله یادآور خاطره‏ی تلخ جنایتی است که در سرزمین کربلا روی داد. جنایت فجیع و دل خراشی که حتی خاطره‏ی آن و تصویر آن در ذهن هول آور و وحشت زاست، دل را به درد می‏آورد و اشک را جاری می‏کند. و حتی تصور این که این واقعه به دست موجوداتی به ظاهر انسان روی داده باشد هر انسانی را از انسان بودنش شرمسار می‏کند و او را به اقامه‏ی عزا وادار می‏کند. عزایی که هرگز تکراری و کهنه نمی‏شود و با هیچ عزا و حزن دیگری مقایسه نمی‏گردد.

نگاهی بر عاشورا

آن چه در کربلا مشاهده می‏کنیم، امام عظیم الشأنی چون اباعبداللّه‏ الحسین علیه‏السلام است که به همراه خاندانش بنا بر هزاران دعوتی که کوفیان از ایشان داشته‏اند به کوفه مسافرت می‏کند، آنان در راه به لشکر کوفیان بر می‏خورند. کاروان امام از لشکر کوفه پذیرایی می‏کند، آنها و حتی اسبانشان را سیراب می‏کند، اما لشکر، راه را بر امام می‏بندد. امام می‏فرمایند: مرا به سوی خود دعوت کردید اینک اگر پشیمانید و حضور مرا خوش ندارید من باز می‏گردم. اما لشکریان مانع می‏شوند و بین امام و آب فاصله می‏اندازند. امام و کاروانیان به تشنگی می‏افتند. عطش غالب می‏شود اما دریغ از قطره‏ای آب. کاروان نه راه پیش دارد نه راه پس. لشکریان می‏گویند یا بیعت کنید و بمانید، و یا به تیغ جنگ راهی دیار آخرت شوید. و آنان شهادت را انتخاب می‏کنند. در شب عاشورا حضرت یاران خویش را مرخص می‏کنند تا در جنگی ناخواسته کشته نشوند، بیعت خویش را برمی‏دارند و با اینکه می‏دانند با رفتن آنها تنها خواهند ماند، آنها را به گریز از مهلکه ترغیب می‏کنند، اما گروهی از یاران حضرت قبول نمی‏کنند و می‏مانند. روز عاشورا فرا می‏رسد. لشکریان، مدافعان تشنه را یکی یکی به شهادت می‏رساند. ناگهان امام اطراف خود را نگاه می‏کند، و تنهایی خویش را می‏نگرد. به لشکر کوفه می‏فرماید: چرا خون مرا مباح می‏شمارید، و آن را می‏ریزید. گناه من چیست؟ ما که بنای نبرد و جنگی نداشتیم. بگذارید بگویم چرا به اینجا آمدیم آنگاه انصاف دهید که آیا باید مرا بکشید یا نه. اما لشگریان توجه نمی‏کنند و پاسخ سخن حضرت را با سنگ می‏دهند، سنگ بر پیشانی می‏نشیند و خون جاری می‏شود.

وجوه گوناگون واقعه‏ی عاشورا

واقعه‏ی عاشورا دارای رویه‏های متعددی است:

۱ـ در یک سو امامی را مشاهده می‏کنیم که ولی خداست و خلیفه به حق رسولش. او آن کسی است که پیامبر او را بر سینه خود جای می‏دادند و بر لبان و گونه‏ی او بوسه می‏زدند. به شادمانیش شادمان می‏شدند و به اندوهش اندوهناک. او یکی ازدو سرور جوانان بهشتی است، فرزند فاطمه علیهاالسلام تنها دختر رسول خداست، شخصیتی که رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله درباره‏ی او فرمودند:

«حسین منی و أنا من حسین»

حسین از من و من از حسینم.

یقینا چنین شخصیتی پس از مرگ در جایگاه وعده داده شده‏اش در بهشت قرار می‏گیرد.

۲ ـ از دیگر سو، امامی را مشاهده می‏کنیم که مجسمه‏ی کامل پایمردی، صلابت و شجاعت است. صحنه‏ی کربلا در روز عاشورا نمایشگاه زیباترین جلوه‏های پایمردی و دلاوری بوده است. آنگاه که می‏بینیم کسانی که چون در شرایط دشوار گرفتار آمدند و عطش امانشان را بریده است، چون امام خود را در معرض آسیب دیدند، دلاورانه مبارزه کردند تا کشته شدند. آنان برای کسب رضایت پروردگار از هیچ کوششی کوتاهی نکردند و هیچ سختی‏ای آنان را سست ننمود.

۳ـ از سوی دیگر ددمنشی دشمن است، هر چه در این سو جوانمردی و بزرگواری است در سوی دیگر ددمنشی است و دنایت، جرم است و جنایت. و هر چه در این سو اطاعت از خدا موج می‏زند، در سوی دیگر مخالفت با او و عصیانش بیشتر نمایانگر می‏شود.

۴ـ و در نهایت ماییم که این پیکار را نظاره می‏کنیم. شاهدیم که چگونه به امامِمان ـ سالار شهیدان ـ جسارت می‏شود و چه نامرد مردمی لبه‏ی تیغ شمشیر به سوی او گرفته‏اند. و نیز شاهدیم که چگونه لشگریان عمر سعد بر کشته‏های کربلا هلهله می‏کنند...

و عجب این است که گروهی کینه‏توزانه لبخند می‏زدند و جگر اسرا و بازماندگان را می‏آزردند و گروهی نیز کینه‏ی درونی خویش را با آرایش الفاظ زینت داده و شادی را تبلیغ می‏کنند؛ و چون از شادیشان می‏پرسی گاه می‏گویند چون امام حسین علیه‏السلام با چنین شهادت دردناکی به آن درجه و رتبه‏ی الاهی نایل شد شادمانیم و گاه می‏گویند از دلاوری آن امام شادی می‏کنیم و...

و اکنون شایسته است که وجدان بیدار انسانهای آگاه را به داوری بخوانیم، که اگر مادری نیکوکار را مظلومانه کشتند و فرزندان او را از نعمت مادر محروم کردند درباره‏ی قاتل چه باید بگوییم آیا از اینکه مادری را به بهشت رسانده است او را مورد تفقد قرار دهیم و یا به خاطر جنایتش اشد مجازات را بر او جاری کنیم و آیا به فرزندان آن مادر به جهت بهشتی شدن مادرشان تبریک و شادباش گوییم و یا اینکه باید با سوز دل آنها را همراهی کنیم، و همدردی خویش را نثار ایشان نماییم.

سیره رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در قبال شهادت حضرت حمزه

رفتار رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و ایمه علیهم‏السلام بهترین الگو در برخورد با این شهادتهاست.

در جنگ احد حمزه سیدالشهداء دلیرانه و جسورانه جنگید و شهید شد و به رفیق اعلی سفر کرد. به راستی پیامبر در فراق حمزه چه کردند؟

آنچه پیامبر انجام دادند این بود زنان مدینه را دعوت کردند تا به در خانه حمزه بیایند و بر مصیبتش گریه و زاری کنند. آری! پیامبر که رفتارش برگرفته‏ی از وحی است در مصیبت حمزه سید الشهداء از مردم خواستند بر حمزه گریه کنند، در مصیبتش محزون باشند، به در خانه‏ی حمزه بروند و به عزاداری مشغول گردند.

سیره اهل بیت در قبال شهادت امام حسین علیه‏السلام

ننگ آن ظلمی که در کربلا رخ داد تا پایان جهان پایدار است، چرا که حرمت امامی ریخته شد که جهان هرگز چون او را به خود ندیده است. لذا تعجب نمی‏کنیم وقتی امام زمان علیه‏السلام را می‏بینیم که در عزای جد بزرگوارشان پس از گذشت سالیان متمادی از واقعه‏ی عاشورا چنین می‏گویند:

«و لأندبنک صباحا و مساءا و لأبکین علیک بدل الدموع دما»

ای ابا عبداللّه‏! هر صبح و شام بر تو ناله و ندبه می‏کنم و اگر اشک چشمم خشکید بر تو خون می‏گریم.

آری! مصیبت عزای حسینی همچنان باقی است و علو مقام آن امام و پایمردی و مقاومت ایشان در کربلا بر عمق مصیبت ما می‏افزاید، که چنین مقام والایی در میان ما انسانها موجود بود و این گونه مورد تعرض و آسیب و هتک قرار گرفت. جای دارد هر انسانی تا پایان عمر خویش بر این مصیبتی که بر مظلوم بزرگ تاریخ رفته است محزون و مغموم باشد.


 



سایت فطرت