چرا در اذان اشهد ان علیا ولی الله می‌گویید و به ولایت علی(علیه‌السلام) گواهی می‌دهید؟

 

شایسته است در پاسخ این سؤال، نکات ذیل در نظر گرفته شوند:

۱- فقهای شیعه همگی در کتاب‌های فقهی خود؛ اعم از استدلالی و غیره، تصریح می‌کنند که شهادت بر ولایت علی(علیه‌السلام) جزء اذان و یا اقامه نیست و هیچ کس حق ندارد آن را به عنوان جزء آن دو بر زبان جاری کند.

۲- علی(علیه‌السلام)، از دیدگاه قرآن، یکی از اولیای خدا قلمداد گردیده است و در همان آیه، به ولایت وی بر مؤمنان تصریح می‌نماید، آنجا که می‌فرماید: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَوةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ؛ تنها سرپرست شما خدا و رسول او و کسانی هستند که ایمان آورده‌اند و نماز را به پای می‌دارند و در حال رکوع، زکات می‌پردازند.»[۱]

روایات صحاح و مسانید اهل سنت نیز بر این امر تصریح نموده‌اند که آیه شریفه در حق علی(علیه‌السلام) آنگاه که در حال رکوع، انگشتر خود را به فقیر بخشید فرود آمده است.[۲] هنگامی که این آیه در باره علی(علیه‌السلام) نازل گشت، حسان بن ثابت این واقعه را چنین به نظم درآورد:

فأنت الذی أعطیت إذا أنت راکع قدتک نفوس القوم یا خیر راکع

فأنزل فیک الله خیر ولایة و بینها فی محکمات الشرایع

تو آن کسی هستی که در حال رکوع، بخشش نمودی، جان‌ها فدای تو باد ای برترین رکوع کنندگان.

پس خدا بهترین ولایت را درباره تو فرو فرستاد و آن را در احکام خلل ناپذیر شریعت‌ها بیان فرمود.

۳- پیامبر گرامی فرمود: «انما الاعمال بالنیات؛ میزان و حقیقت واقعیت هر عملی، به نیت انسان بستگی دارد». 
بنابراین هرگاه «ولایت علی(علیه‌السلام)» یکی از اصولی که قرآن بدان تصریح فرموده است باشد، و از سوی دیگر جمله یاد شده به قصد جزییت گفته نشود و جزیی از اذان محسوب نگردد، چه مانعی دارد که این حقیقت نیز، در کنار شهادت بر رسالت پیامبر گرامی بازگو گردد؟

در اینجا مطلبی لازم به گفتن است و آن این که: اگر افزودن جمله‌ای بر اذان، امری است غیر مستحسن و بدین جهت بر شیعه خرده گرفته می‌شود، این دو موردی که در زیر می‌آوریم چگونه توجیه می‌گردد:

۱- تاریخ صحیح گواهی می‌دهد که فصل «حی علی خیر العمل» جزء اذان بوده است[۳] در حالی که در دوران خلافت خلیفه دوم به تصور این که مردم با شنیدن آن گمان می‌برند که نماز بهترین عمل‌ها است و دیگر به سراغ جهاد نمی‌روند، آن را حذف کرد و به همین حالت باقی ماند.[۴]

۲- جمله «الصلوة خیر من النوم» در زمان رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) جزء اذان نبوده و بعدها بر فصول آن اضافه گریده است[۵] و لذا شافعی، در کتاب «الاّم» می‌گوید: «اکره فی الاذان الصلوة خیر من النوم لان ابا محذورة لم یذکره؛ یعنی برای من خوشایند نیست که در اذان بگویم: الصلوة خیر من النوم؛ زیرا ابا محذوره (یکی از راویان و محدثان)، آن را (در حدیث خود) نیاورده است.»[۶]

 

 

 

[۱] - مایده، آیه ۵۵. 
[۲] - مدارک نزول این آیه در مورد مذکور، بیش از آن است که در اینجا گردآوری شود. لکن از میان این مدارک انبوه، به برخی از آن‌ها اشاره می‌نماییم: 
[۳] - کنزالعمال، کتاب الصلوة: ج ۴، ص ۲۶۶ – عن الطبرانی: «کان بلال یؤذن بالصبح فیقول: حی علی خیر العمل. و سنن بیهقی: ج ۱، ص ۴۲۴ و ۴۲۵ و موطاً مالک: ج ۱، ص ۹۳. 
[۴] - کنزالعرفان: ج ۲، ص ۱۵۸ - کتاب «الصراط المستقیم و جواهر الاخبار و الآثار» ج ۲، ص ۱۹۲. – شرح التجرید(قوشچی)، مبحث امامت: ص ۴۸۴ - «صعد المنبر و قال: ایها الناس ثلاث کن علی عهد رسول الله انا انهی عنهن و احرمهن و اعاقب علیهن و هی متعة النساء و متعة الحج و حی علی خیر العمل». 
[۵] - کنزالعمال، کتاب الصلوة: ج ۴، ص ۲۷۰. 
[۶] - به نقل از «دلایل الصدق»:‌ج ۳، القسم الثانی، ص ۹۷


 



موسسه بین المللی سبطین