پایه گذاران جنایت کربلا و ظلم به اهل البیت علیهم السلام

· قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام لِلْمُفَضَّلِ: لَا کَیَوْمِ مِحْنَتِنَا بِکَرْبَلَا، وَ إِنْ کَانَ کَیَوْمِ السَّقِیفَةِ وَ إِحْرَاقِ الْبَابِ عَلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ زَیْنَبَ وَ أُمِّ کُلْثُومٍ وَ فِضَّةَ وَ قَتْلِ مُحَسِّنٍ بِالرَّفْسَةِ لَأَعْظَمُ وَ أَمَرُّ، لِأَنَّهُ أَصْلُ یَوْمِ الْفِرَاشِ.[1]

حضرت صادق علیه السلام به مفضّل فرمود: روزی مانند روز مصیبت ما در کربلا نیست، هرچند روز سقیقه و آتش زدنِ درِ خانه بر امیرالمؤمنین، و فاطمه، و حسن، و حسین، و زینب، و امّ کلثوم علیهم السلام، و فضّه، و کشتن محسن با ضربه پا بر سینه، بزرگ تر و تلخ تر است، زیرا آن روز، روز بستر سازی برای مصیبت کربلا بود.

· عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: وَ اللَّهِ مَا أُسِّسَتْ مِنْ بَلِیَّةٍ وَ لَا قَضِیَّةٍ تَجْرِی عَلَیْنَا أَهْلَ الْبَیْتِ إِلَّا هُمَا أَسَّسَا أَوَّلَهَا، فَعَلَیْهِمَا لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلَایِکَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ.[2]

حضرت باقر علیه السلام فرمود: به خدا قسم، اندوه و مصیبتی پایه گذاری نشده است و حکمی علیه ما اهل بیت جاری نشده است، مگر آن که آن دو نفر، بنیان آن را گذاشتند، پس لعنت خدا، فرشتگان و مردم بر آن دو باد.

· عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بَکْرٍ الْأَرَّجَانِیِّ قَالَ: صَحِبْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی طَرِیقِ مَکَّةَ مِنَ الْمَدِینَةِ فَنَزَلْنَا مَنْزِلًا یُقَالُ لَهُ عُسْفَانُ، ثُمَّ مَرَرْنَا بِجَبَلٍ أَسْوَدَ عَنْ یَسَارِ الطَّرِیقِ مُوحِشٍ، قَالَ: هَذَا جَبَلٌ یُقَالُ لَهُ الْکَمَدُ، وَ هُوَ عَلَی وَادٍ مِنْ أَوْدِیَةِ جَهَنَّمَ، وَ فِیهِ قَتَلَةُ أَبِی الْحُسَیْنِ علیه السلام... مَا مَرَرْتُ بِهَذَا الْجَبَلِ فِی سَفَرِی فَوَقَفْتُ بِهِ إِلَّا رَأَیْتُهُمَا یَسْتَغِیثَانِ إِلَیَّ، وَ إِنِّی لَأَنْظُرُ إِلَی قَتَلَةِ أَبِی فَأَقُولُ لَهُمَا: هَؤُلَاءِ إِنَّمَا فَعَلُوا مَا أَسَّسْتُمَا.[3]

عبدالله اَرَّجانی گفت: با حضرت صادق علیه السلام از مکّه به مدینه می رفتیم که به محلّی رسیدیم که به آن عُسفان می گفتند. سپس از کوهی سیاه و وحشتناک عبور کردیم. حضرت فرمود: به این کوه، کَمَد گفته می شود. این کوه در کنار وادیی از وادی های جهنّم است. در آن وادی، قاتلین پدرم حسین بن علیّ علیه السلام نگاه داشته شده اند. من هرگاه در سفرهایم از کنار این کوه می گذرم، آن دو نفر را می بینم که به من استغاثه و التماس می کنند. پس من به قاتلین پدرم نگاه می کنم و به آن دو می گویم: آنها پدرم را کشتند به خاطر آنچه شما پایه آن را گذاشتید.

· قَالَ الحسینُ علیه السلام فِی یَومِ عاشُورَاء: إِلَهِی إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقْتُلُونَ رَجُلًا لَیْسَ عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ ابْنُ نَبِیٍّ غَیْرُهُ... فَوَضَعَ یَدَهُ عَلَی الْجَرحِ فَلَمّا امْتَلَأَتْ رَمَی بِهِ إلَی السَّماءِ،...، ثُمَّ وَضَعَ یَدَهُ ثانِیاً فَلَمَّا امْتَلَأتْ لَطَخَ بِها رَأسَهُ وَ لِحْیَتَهُ، وَ قالَ: هَکَذَا أَکُونُ حَتَّی أَلْقَی جَدِّی رَسُولَ اللهِ وَ أَنَا مَخْضُوبٌ بِدَمِی وَ أَقُولُ: یَا رَسُولَ اللهِ، قَتَلَنِی فُلَانٌ وَ فُلَانٌ.[4]

حسین بن علی علیه السلام در روز عاشورا فرمود: بارالها، تو می دانی که آنان کسی را می کشند که فرزند پیامبری جز او روی زمین نیست، پس دستش را بر جراحاتش نهاد و وقتی پر از خون شد به سوی آسمان پرتاب کرد. سپس بار دیگر دستانش را پر از خون کرد و سر و ریش خویش را خونی کرد و فرمود: با این هییت و خون آلود، جدّ خود، رسول خدا صلّی الله علیه و آله را ملاقات می کنم و به او عرض خواهم کرد: ای رسول خدا، فلانی و فلانی مرا کشتند.

· مرحوم علامه حلّی در نهج الحقّ از تاریخ بَلاذِریّ نقل می کند:

لَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ علیه‌السلام کَتَبَ عَبْدُاللهِ بْنُ عُمَرَ إِلَی یَزِیدَ بْنِ مُعَاوِیَةَ: «أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتِ الْمُصِیبَةُ وَ حَدَثَ فِی الْإِسْلَامِ حَدَثٌ عَظِیمٌ وَ لَایَوْمَ کَیَوْمِ الْحُسَیْنِ» فَکَتَبَ إِلَیْهِ یَزِیدُ: «أَمَّا بَعْدُ یَا أَحْمَقُ فَإِنَّنَا جِیْنَا إِلَی بُیُوتٍ مُنَجَّدَةٍ وَ فُرُشٍ مُمَهَّدَةٍ وَ وَسَایِدَ مُنَضَّدَةٍ، فَقَاتَلْنَا عَنْهَا، فَإِنْ یَکُنِ الْحَقُّ لَنَا فَعَنْ حَقِّنَا قَاتَلْنَا، وَ إِنْ کَانَ الْحَقُّ لِغَیْرِنَا فَأَبُوکَ أَوَّلُ مَنْ سَنَّ هَذَا وَ ابْتَزَّ وَ اسْتَأْثَرَ بِالْحَقِّ عَلَی أَهْلِهِ.»[5]

وقتی حسین بن علی علیه السلام به شهادت رسید، عبدالله بن عمر به یزید بن معاویه نامه ای نوشت و در آن نامه گفت: «پیشامدی عظیم و مصیبتی مهمّ، و حادثه ای بزرگ در اسلام اتّفاق افتاده است، و هیچ روزی مثل روز حسین نخواهد بود». یزید نیز در پاسخ عبدالله چنین نوشت: « ای احمق، ما به خانه هایی آراسته با فرش های آماده و بالش های فراوان وارد شده ایم. ما برای این موارد جنگیدیم. اگر اینها حقّ ما باشند که برای حقّ خود دفاع کرده ایم، و اگر حقّ دیگران باشد که پدرت، اوّل کسی بود که این سنّت را بنا کرد، حقّ را با نیرنگ گرفت، و حقّ را از صاحب آن غصب کرد».

· مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار می نویسد:

وَ لَنِعْمَ مَا قِیلَ: «مَا قُتِلَ الْحُسَیْنُ إِلَّا فِی یَوْمِ السَّقِیفَةِ»، فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی مَنْ أَسَّسَ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَی أَهْلِ بَیْتِ النَّبِیِّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ.[6]

چه خوب گفته ای است که: « حسین بن علی علیه السلام کشته نشد مگر در روز سقیفه»، پس لعنت خدا بر کسی باد که بستر ظلم و جور بر اهل بیت نبیّ صلوات الله علیهم اجمعین را پایه گذاری کرد.


[1] - الهدایة الکبری، ص417

[2] - الکافی، ج 8 ،ص245/بحارالأنوار، ج30 ،ص269به نقل از کافی

[3] - بحارالأنوار، ج6،ص288 به نقل از کامل الزیارات/کامل الزیارات، ص326-327

[4] - بحارالأنوار، ج 45، ص53 به نقل از لهوف

[5] - بحارالأنوار، ج 45، ص 328 به نقل از نهج الحق/ نهج الحق، ص356/الطرایف، ج1،ص247

[6] - بحارالأنوار، ج 45، ص 328