و باز سخن آن روز

هنوز،سینه صحرا پر از خاطره آن روز است.آن روزی که بی انصافان امروز،شب می پندارندش.
هنوز صدای موج کلام او،که مصداق رحمت الهی است، در ذره ذره جان صحرا به تلاطم است، تا که چندی یکبار طوفانی شود و صدا را به این سو و آن سو کشاند.

ایشان این آیه را خواندند:
هان مردمان! « به خدا و رسول او و نور همراهش ایمان آورید (تغابن/8)».« پیش از آنکه چهره ها را تباه و باژگونه کنیم، یا چونان اصحاب روز شنبه (یهودیانی که بر خدا نیرنگ آوردند) رانده شوید.» (نساء/47)
پس از آن،ادامه دادند:
به خدا سوگند که مقصود خدا از این آیه،گروهی از صحابه اند که آنان را با نام و نَسَب می شناسم لیکن به پرده پوشی کارشان مأمورم. پس بدانید که هر کس باید پایه کار خویش را مهر و یا خشم علی در دل قرار دهد (و بداند که ارزش عمل او وابسته به آن است).

گویا ایشان، اشارتی میکنند به افرادی خاص.کسانی که در آن آیات، خداوند وصفشان فرموده است و زیاده گفتن من در مورد آنان بیهوده است.
در مورد آنان میخواهی بیش بدانی؟(اگر خواستی بدانی کلیک کن)

قطره ای بود از باران غدیر



غدیر