وهابیت، فرقه‌ای که باید از نو شناخت

جمع آوری و نگارش: م ـ ک (سامی)
چکیده:
وهابیت فرقه‌ای است ظاهراً اسلامی، ولی در اصل بر ضد اسلام است. این فرقه دارای عقاید خاصی است که بر طبق آن عقاید، تمام مسلمانان را به غیر خودشان مشرک می‌دانند. بنا به عقیده آنها هرکس که قبرهای انبیاء و اولیاء الهی را مسح کرده ویا آنها را ببوسد و یا در کنار آنها نماز خوانده و یا چراغ روشن کند، مشرک است همچنین اگر کسی به این بزرگواران متوسل شود و یا از آنها طلب شفاعت کند، آنها را با خدا شریک قرار داده است. با توجه به اهمیت موضوع برآن شدیم تا مقداری برای آشنایی خوانندگان عزیز با فرقه وهابیت که در حال حاضر خود را سرمدار جهان اسلام معرفی می‌کند و برای اربابان خویش از هیچ جنایاتی با ریختن خون افراد بیگناه و مردم نمی‌گذرد و حال به فکر تخریب امکان مقدس اسلام افتاده است ودرصد این هستند که جای دشمن اسلام را عوض نمایند و مسلمانان را به جان یکدیگر اندازند، همان چیزی که دشمن سالها به دنبال آن است، متاسفانه با چهره اسلام معرف خشونت و... شده است. که دشمن نیز از این فرصت استفاده کرده و هر طوری شده می‌خواهد چهره آن را خشن و بی‌سواد، مخالف علم و... برای جهانیان معرفی کند و جایگزین برای خود در اذهان جهانیان گردد که متاسفانه با عملکرد ناصحیح این گروه ملحد بی‌دین و جنایت کار و خشن و کج‌فهم تا حدودی نیزموفق نیز شده است.

• وهابیت، مکتبی که باید از نو شناخت متاسفانه با سرمایه برخی از کشورهای عربی که سلطنت و پادشاهی خود را مرهون این فرقه ضاله می‌دانند، وهابیت یکی از نوظهورترین و تاثیرگذارترین باورها در بخش کمی از جهان اسلام شده است. داعیان و پیروان این مکتب به ظاهر اسلامی، در سراسر جهان در حال تبلیغ و نشر اسلام به روایت و قرایت خود (بی‌دینی، بی‌سوادی و خشک مقدس و جنایتکار) می‌باشند در سالها و دهه‌های اخیر، توفیقات فراوانی را به دست آورده‌اند. مراکز دینی بسیار فراوانی را در اقصی نقاط جهان با پولهای نفت و پشتیبانی اربابان خود (آمریکا جهانخوار) به راه انداخته و گاه به صورت جنبش‌های نظامی، سیاسی، اجتماعی و... نمود پیدا کرده و تاثیرات گسترده ای در سرنوشت جهان اسلام به خود اختصاص داده‌اند.
بیشتر جنبش‌های سیاسی در جهان عرب و حتی سایر نقاط جهان (از حجاز تا پاکستان، افغانستان و چچن) حداقل در قرن اخیر و به ویژه در بیست و اندی سال گذشته مانند:
القاعده، اخوان المسلمون، طالبان، جماعت اسلامی مصر، التکفیر والهجره و... به طور مستقیم و یا غیر مستقیم با این بینش فکری مربوط شده اند.واز میسر اصلی خود منحرف وبجای برخورد با دشمن اسلام،در حال برخورد با جهان اسلام هستند.

• سر حلقه وهابیت در جهان اسلام مؤسس وهابیت بنیانگذار آیین وهابیت شیخ محمد بن عبدالوهاب است که او خود مبتکر این افکار نیست، بلکه مبتکر این اندیشه‌های باطل و خطرناک شخصی است به نام ابن تیمیه که در قرن هفتم می‌زیسته است. لذا بجاست که ابتدا با ابن تیمیه آشنا شویم سپس با شاگرد او محمد بن عبدالوهاب. اگر چه عبدالوهاب قرن‌ها پس از ابن تیمیه زندگی می‌نمود و وهابیت نام و عنوان خود را از عبدالوهاب اخذ نموده است، اما ابن تیمیه، شاید نخستین و برجسته‌ترین عالم و دانشمند اسلامی سنی مذهبی بوده باشد که اندیشه‌هایش قرن‌ها بعد مورد توجه عبدالوهاب قرار گرفته و مکتب وهابیت بر اساس بنیان‌های فکری او بنا شده است. لذا بررسی دیدگاه‌های ابن تیمیه نسبت به عبدالوهاب از اولویت برخوردار است.

ابن تیمیه کیست؟
ابن تیمیه در سال ۱۲۶۳ میلادی در حران از شهرهای ترکیه کنونی که زمانی در سرزمین تاریخی شام قرار داشت و اینک اثری ار آثارش باقی نمانده، به دنیا آمد و در سال ۱۳۲۸ میلادی بعد از ۶۵ سال مبارزه و تعلیم و تعلم وفات یافت. او ابوالعباس احمد بن عبدالحلیم، معروف به ابن تیمیه و از علماء حنابله بود که در سال 728 ه وفات کرد، تولد او در سال 661 ه بوده است.(1)
ارزیابی افکار ابن تیمیه ابن تیمیه نه تنها با نوشته‌ها و فعالیتهایش دردی را از جامعه اسلامی دوا نکرد، بلکه با مطرح کردن یک سری افکار خلاف عقاید عامه مسلمین و خلاف عواطف دینی و احساسات مذهبی مسلمانان اختلافات و جنایاتی را پایه ریزی کرد که تا امروز جهان اسلام را به تلاشی و تفرقه و ناهنجاری دچار کرده است
استاد بزرگوار جناب آقای جعفر سبحانی در کتاب ارزشمند خویش «الوهابیة فی المیزان» می‌نویسد:
چون نظرات او مخالف عقاید مسلمانان بود لذا علماء معاصرش درصدد جلوگیری از افکار انحرافی او برآمدند، و بر علیه او اعلام جنگ کرده حکم به فسق و انحرافش کردند، البته این واقعه بعد انتشار افکار ابن تیمیه بود. این اعلام مخالفت به طور کلی در دو جبهه انجام شد:

1- تألیف کتب و نوشتن ردّ بر افکار و عقاید وی، که در این زمینه کتب زیادی نوشته شده، از قبیل، شفاءالسقام، نوشته 2- تقی الدین سبکی، و الصوایق الالهیه نوشته سلیمان بن عبدالوهاب.

2- صدور حکم و فتوی بر علیه وی، که از جمله می‌توان قاضی القضاة مصر «بدر بن جماعه» را نام برد، ایشان درباره ابن تیمیه و افکار او این چنین نوشته است: زیارت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله یک سنت مستحب است و علماء بر آن اتفاق نظر دارند، و هر کس آن را حرام بداند لازم است علماء او را از این طرز تفکر بر حذر دارند، تا دست بردارد، و اگر قبول نکرد باید حبس شود و رسوای خاص و عام شود.(2)
حال تصور کنید شخصی که این ارزش افکارش است، خود سردمدار مکتبی شود؛ مکتبی که می‌خواهد در آینده بر حرمین و ام القرای اسلام حاکم شود، آنوقت چه مشکلاتی برای جهان اسلام ایجاد خواهد کرد! ریوس مسایلی که ابن تیمیه مطرح کرده است:
بهتر است در اینجا ریوس مسایلی را که ابن تیمیه مطرح کرده برای خوانندگان عزیز یادآور شویم، این مسایل عبارت اند از:
1- باید خدا را با صفات خبریه و به همان معانی لغوی اش و بدون تصرف توصیف کرد، مانند استواء بر عرش، و اینکه دارای دست است؛ و دارای صعود و نزول است.
2- بار سفر بستن جهت زیارت پیامبر و تعظیم آن حضرت حرام است، و این بدان جهت است که منجر به شرک می‌شود.!!
3- توسل به اولیاء و صالحین حرام است.
4- استغاثه به اولیاء خدا و خواندن آنها حرام است.
5- بنا بر قبرها و تعمیر آنها حرام است
6- بیشتر از آن فضایلی که در صحاح و سنن در حق علی و آل علی آمده صحیح نیست.(3)

با توجه به مسایلی که او مطرح کرده است، انسان به این نتیجه می‌رسد که ابن تیمیه درصدد محو تمام ارتباطات معنوی بین یک مسلمان و اولیاء خدا بوده است، خصوصاً ارتباط یک مسلمان با پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه آله و اهل بیت گرامی اش، و این همان چیزی است که دشمنان از صدر اسلام و خصوصاً بعد از رحلت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله در پی آن بوده اند.
البته ما در بحثهای آینده با لطف خداوند به تمامی مسایل ابن تیمیه که همان عقاید وهابیان است پاسخ کافی خواهیم داد، ولی اکنون در پی شناخت شخصیت ابن تیمیه هستیم.

محمد بن عبدالوهاب کیست؟
اکنون نوبت آن رسید که محمد بن عبدالوهاب، احیاگر افکار ابن تیمیه و مؤسس آیین وهابیت را نیز بشناسیم. محقق بزرگوار استاد سبحانی می‌نویسد:
بعضی‌ها مثل زینی دحلان معتقدند که محمد بن عبدالوهاب در سال 1111 هـ متولد شده و در سال 1207 هـ وفات یافته است که با این حساب سن او هنگام وفات 96 سال بوده است.
محل تولد محمد بن عبدالوهاب طبق نقل استاد سبحانی، محل تولد شیخ محمد بن عبدالوهاب در روستایی به نام، از توابع «نجد» بوده است.(5)
سالی که نکوست از بهارش پیداست. محمد بن عبدالوهاب از همان اوان جوانی و ابتدای تحصیلات خود آثار انحراف فکری را با خود حمل می‌کرد، تا جاییکه اساتید او و همین‌طور پدر و برادرش که خود از علمای دین بودند، نشانه‌های گمراهی را او مشاهده می‌کردند.
میرزا ابوطالب اصفهانی که خود معاصر محمد بن عبدالوهاب بوده گوید: او ابتدا از محضر علماء مکه و مدینه استفاده کرد و آنان در وی آثار گمراهی را مشاهده می‌کردند، پدرش عبدالوهاب از علماء صالح بود، او نیز آثار گمراهی را در فرزندش مشاهده می‌کرد و او را سرزنش می‌کرد، و مردم را نیز از او برحذر می‌داشت، برادرش شیخ سلیمان نیز با او مخالف بود و کتابی نیز در ردّ او نوشت، او در ابتدا شوق وافر داشت در مطالعه اخبار مدعیان نبوت مثل مسیلمه کذّاب...(6)
نام مذهب محمد بن عبدالوهاب:
شاید خوانندگان عزیز تا به حال این سؤال در ذهنشان خطور کرده باشد که اگر مؤسس آیین وهابیت محمد بن عبدالوهاب است چرا این آیین به نام او نامگذاری نشده است و به نام پدرش نامگذاری شده است اینک جواب این سؤال:
استاد سبحانی در کتاب آیین وهابیت ص 5 می‌گوید:....علت اینکه این مسلک را به نام خود شیخ «محمد» نسبت نداده‌اند یعنی محمدیة نگفته‌اند، این است که مبادا پیروان این مذهب نوعی شرکت با نام پیامبر صلّی اللّه علیه و آله پیدا بکنند و از این نسبت سود استفاده نمایند(7)
سفرهای محمد بن عبدالوهاب:
از نوشته‌های نویسندگان برمی‌آید که محمد بن عبدالوهاب به شهرهای مختلفی سفر کرده است که اکثراً جهت تحصیل علم بوده است. استاد سبحانی از قول احمد امین می‌نویسد:
شیخ محمد جهت تکمیل تحصیلاتش به مدینه سفر کرد، بعد از آن به بسیاری از شهرها سفر کرد، حدود چهار سال در بصره ماند و ده سال در بغداد و یک سال در کردستان و دو سال در همدان، سپس به اصفهان سفر کرد و فلسفه اشراق را در اصفهان فراگرفت، سپس به قم سفر کرد، بعد از آن به شهر خود بازگشت، حدود هشت ماه از مردم کناره گرفت، بعد از آن همراه با دعوت خودش میان مردم آمد.(8)
همانطور که قبلاً نیز تذکر دادم، اندیشه وهابی چیزی نبود که آن را محمد بن عبدالوهاب به وجود آورده باشد بلکه این افکار، افکار ابن تیمیه است که در زمان خودش زمینه انتشار و انسجام آن فراهم نشد و پس از او شاگردش ابن قیم هم هر چه تلاش کرد نتوانست به نتیجه ای برسد، ولی بعدها محمد بن عبدالوهاب، زمینه انتشار و انسجام آن را به وجود آورد و با همدستی قدرت طلبان و صاحبان نخوت جاهلی و وعده تسلط، توانست اندیشه وهابیت را انتشار داده آن را حاکم کند. استاد سبحانی در کتاب الملل و النحل می‌نویسد:
در سال 1160 محمد بن عبدالوهاب وارد درعیه شد، در آن زمان محمد بن سعود جدّ ال سعود در آنجا حاکم بود، آن دو با هم قرارداد همکاری بستند، محمد بن عبدالوهاب وعده تسلط و حکومت بر سرزمین «نجد» و حومه را به ابن سعود داد و همینطور وعده غنایم سرشار، در مقابل ابن سعود نیز باید مجال را جهت نشر افکار محمد بن عبدالوهاب باز کند، تا برنامه‌های خود را آن طور که می‌خواهد پیاده کند، و دعوت خودش را مطرح کند.(9)

گویند امیر سعود بر جنگ در راه خدا با محمد بن عبدالوهاب بیعت کرد!!! همانطور که می‌دانید آدم کچل از خداوند زلف، و آدم کور از خداوند چشم می‌خواهد، حاکمان بی‌دین همیشه در هوای تسلط بر مقدرات مردم و گسترش قلمرو، و انسانهای دارای عقده حقارت در هوای برتری طلبی معنوی و جلب انظار از هر راهی که باشد هستند، و این قضیه درباره امیر سعود و محمد بن عبدالوهاب مصداق پیدا کرد، هر دو طالب تسلط بودند منتهی هر کدام به نوعی. استاد سبحانی می‌نویسد: بعد از پیمانی که محمد بن عبدالوهاب با امیر سعود بست، احساس قدرت کرد و احساس کرد که حکومت منطقه، او را یاری خواهد کرد، لذا شیخ محمّد اعوان و انصار و طرفداران خود را جمع کرد و آنها را برای جهاد تحریک و تشویق کرد، آنگاه به شهرهای مختلف مسلمان نشین مجاور نامه نوشت و از آنها خواست که دعوت او را گردن نهند. اینجا بود که اگر مسلمانان از پذیرفتن دعوت او سر باز می‌زدند کشته می‌شدند و اموالشان به غارت می‌رفت و خانواده هاشان به اسارت کشیده می‌شدند. و اینچنین شعار می‌دادند:(داخل آیین وهابیت شو والاّ نصیب مردان کشته شدن و نصیب زنها بیوه شدن و نصیب فرزندان یتیمی خواهد بود).(10)
آیا ابن تیمیه سلفی است؟ دلباختگان ابن تیمیه یا بهتر بگوییم «مگسان جمع شده گرد شیرینی» که دنیای خویش را در دوستی او می‌جویند سعی بر آن دارند که او را سلفی معرفی کنند، ولی این تهمتی است که هرگز و به هیچ وجه واقعیت ندارد.
استاد سبحانی در کتاب الملل و النحل خویش این چنین آورده است:
اگر سلفیه را یک مذهب و مسلک هم بدانیم آن عبارت است از عدم تخطی از روش سلف صالح در طی 7 قرن، لکن آراء و افکار ابن تیمیه درست در طرف خلاف آراء و افکار سلف صالح است، چرا؟ زیرا در طی قرن‌ها مسلمانان قبر پیامبر را احترام می‌کرده اند و آن را زیارت می‌کرده اند و هیچگاه زیارت قبر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله شرک محسوب نمی‌شده و اصلاً زیارت قبر آن حضرت و قبور اولاد و همسران او بدان جهت بود که او پیامبر توحید است، با این حال ابن تیمیه این سیره باقی مانده از صحابه را مخالفت می‌کند. از این گذشته، مسلمانان از صدر اسلام، تا زمان ابن تیمیه به پیامبر و آثار آن حضرت تبرک می‌جسته اند و این را شرک نمی‌دانسته اند، تا جاییکه شیخین وصیت کردند که در کنار پیامبر دفن شوند، چون برای مکانی که پیامبر صلّی اللّه علیه و آله در آن دفن شده بود شرافت قایل بودند. از طرفی سلف صالح، هم در زمان حیات پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و هم بعد از رحلت آن حضرت به آن حضرت استغاثه می‌جسته اند و از آن حضرت طلب استغفار می‌کردند و هیچ یک این را شرک نمی‌دانسته اند، ولی ابن تیمیه استغاثه و توسل به پیامبر را انکار کرده با این حال خود را سلفی می‌داند(4) آیا این یک تهمت نیست که ما ابن تیمیه را سلفی بدانیم، آیا این مصداق «کوسه و ریش پهن» نیست!! این بود مختصری پیرامون شناخت ابن تیمیه. پاره‌ای از افکار و اصول اعتقادی ابن‌تیمیه به شرح ذیل است:

1- پروردگار ما که منزه است از گفته‌های ستمگران و نادانان؛ در مکان رفیع و بلندی قرار دارد، همواره در حال تغییر و تحول از حالی به حال دیگر است و همچون ما گاهی غضبناک و گاهی مسرور، گاهی متحرک و گاهی ساکن است.؟!! (العیاذ بالله)
2-خداوند همچون آفریدگانش از اجزاء و اموری ترکیب‌شده و مانند تمام ترکیب‌شدگان نیازمند به اجزاء خود است.؟!! (العیاذ بالله)
3- خداوند جسم است و دارای جهت و سوی خاصی است و از جایی به جای دیگر انتقال می‌یابد و ذات مقدس او به اندازه عرش است نه بزرگ‌تر و نه کوچک‌تر؛؟!! (العیاذ بالله) » بالاتر است خداوند از این نسبت‌های زشت و از این کفر واضح، خداوند او و پیروانش را ذلیل کرده و هم عقیده‌های او را پراکنده گرداند.» «آمین»
4- آتش جهنم نابود خواهد شد و حرارتش از بین خواهد رفت.؟!!
5- پیغمبران از گناه معصوم نیستند.؟!!
6-پیغمبر اسلام ص رتبه و مقام ویژه‌ای که قابل احترام باشد ندارد؛ اعتبار و توسل و واسطه‌گری بین خدا و آفریدگان را ندارد.؟!!
7- هر کسی که به قصد زیارت قبر او عازم سفر شود معصیت کرده، و بنابراین سفر او سفر معصیت است و نماز چنین فردی سفری، کوتاه نمی‌تواند باشد.؟!!

توسل به قبر احمد بن حنبل به حکایت ابن جوزی شاگرد ابن تیمیه متفکر وهابیت:
ابن جوزی در مناقب احمد بن حنبل از عبدالله بن موسی حکایت می‌کند:
من وپدرم در یک شب تاریک برای زیارت احمد بیرون رفتیم. در آن هنگام آسمان تاریک تر شد. پدرم گفت:پسرم بیا به وسیله این عبد صالح (ابن حنبل) به خداوند متوسل بشویم تا او راه را برای ما روشن سازد چرا که من از سی سال تاکنون هر وقت که به او متوسل می‌شوم حاجتم برآورده می‌شود. مناقب احمد (ابن جوزی) ص (۲۹۷)

نتیجه بحث:
در چندین مطالب قبلی که در مورد زیارت قبور بحث و بررسی نمودیم می‌توان این نتیجه را گرفت، این همه دلایل و شواهد تاریخی دلالت دارد که استغاثه و توسل و دعا در کنار قبر پیامبر اکرم(ص) و سایر مردگان صالح امری رایج و شایع بین مسلمین بوده است؛ چرا که امام شافعی در رفع حاجاتش متوسل به ابی حنیفه می‌شد (قضیه اش نقل شد) و نیز بزرگ حنابله در هر مشکلی به قبر امام موسی بن جعفر علیه السلام متوسل می‌شد واحمد بن حنبل به شافعی متوسل می‌شد(نقل نموده ایم) ابن خزیمه و ابن حبان به قبر امام رضا علیه السلام توسل می‌جستند و برای برآورده شدن حاجاتشان به آن امام همام استغاثه می‌کردند اهالی سمرقند در کنار قبر بخاری طلب باران می‌کردند و عایشه مسلمین را امر می‌کرد که برای طلب باران به قبر نبی اسلام صلی الله علیه واله وسلم توسل جویند و استغاثه نمایند شخصیت‌هایی از صحابه و بزرگان اهل سنت از فقها و غیره به قبرهای انبیا و صحابه و صالحان استغاثه می‌کردند.

با این همه آیا ابن تیمیه جرات دارد به اینها برچسب شرک زند و آنها را کافر بنماید؟ شیخ سلامة العزامی به نیکویی گفته است:
این مرد (ابن تیمیه) حتی بر جناب پیامبر (ص) هم جسارت نمود و گفت:
کسی که اهنگ حرکت برای زیارت نبی کند گناه کرده است و هر کس پیامبر (ص) را بعد از وفاتش صدا بزند و از او استغاثه کند شرک ورزیده است.


1) الوهابیة فی المیزان نوشته استاد سبحانی ص 46.
2) الوهابیة فی المیزان ص 46
3) الملل و النحل استاد سبحانی ج 4 ص 25
4) الملل و النحل، استاد سبحانی ج 4 ص 26
5) الملل و النحل ج 4 ص 332
6) الملل و النحل استاد سبحانی ج 4 ص 333
7) آیین وهابیت، استاد جعفر سبحانی ص 5
8) الملل و النحل ج 4ص 332
9) الملل و النحل استاد سبحانی ج 4 ص 335
10) الملل و النحل استاد سبحانی ج 4 ص 337

ضمیمه:
برخی از جنایات فرقه ضاله وهابیت در گذشته وحال:
جنایات وهابیان در کربلا و نجف و سایر بلاد عراق در سالروز عید غدیر در هیجدهم ذیحجه سال 1216 هجری قمری امیر سعود بن عبد العزیز وهابی با سپاهی متشکل از بیست هزار مرد جنگی به شهر کربلا حمله ور شد. کربلا در این ایام در نهایت شهرت و عظمت بود و زایرین ایرانی و ترک و عرب بدان روی می‌آوردند. «سعود» پس از محاصره شهر سرانجام وارد آن گردید و کشتار سختی از مدافعین و ساکنین و زنان و کودکان آن نمود و برخی عدد کشته شدگان را یکصد و پنجاه هزار تن! نوشته اند و می‌گویند جوی خون در کوچه‌های کربلا به راه افتاد و جالی این که اسم این کار را «جهاد فی سبیل الله» و مبارزه بار نشر توحید می‌گذارند!

• پس وهابی‌ها حرم مطهر حسین بن علی علیه السلام فرزند حضرت زهرا دختر پیامبر را ویران نموده و ضریح مبارک آن حضرت را از جای خود کندند و … حبیب بن مظاهر را سوزاندند و تمام ذخایر و نفایس حرم حسینی را چپاول کرده و اسبانشان را در صحن حرم مطهر بستند و در حرم شریف قهوه دم کردند و آن چنان در حرم مطهر،فساد و ویرانی بار آوردند که فاجعه کربلا و حادثه روز حره و کردارهای بنی امیه و متوکل عباسی تکرار شد.
کربلا پس از این حادثه به وضعی درآمد که شعرا برای آن مرثیه می‌گفتند.وهابیها در مدت متجاوز از دوازده سال،گاه و ناگاه به شهر کربلا و اطراف و همین طور به شهر نجف حمله می‌کردند و غارت و کشتار می‌نمودند.
وقایع کربلا را بسیاری از مورخان شرق و غرب و حتی مورخان سعودی نوشته اند.می توانید به کتابهای تاریخ المملکه العربیه السعودیه،عنوان المجد فی تاریخ نجد،تاریخ العربیه السعودیه نوشته دانشمند مشرق«ناسی لیف»و مفتاح الکرامه سید جواد عاملی و کتب دیگری مراجع فرمایید.
- در نهم ماه صفر در سال 1221 شبانگاه قبل از صبح،وهابیان به نجف حمله کردند و اهالی نجف را غافلگیر نمودند حتی برخی از وهابیان از دیوار سور نجف بالا آمدند و نزدیک بود شهر نجف را متصرف شوند و حرم شریف امیرالمؤمنین علی علیه السلام را تخریب نمایند که از امیرالمؤمنین علی علیه السلام کرامات آشکار شد و معجزات روشن ظاهر گشت و از سپاهیان وهابی بسیاری کشته شدند و ناامید برگشتد. در جمادی الثانی سال 1222 وهابیان به بیست هزار جنگجو ـ بلکه بیشتر ـ شبانه به نجف حمله کردند ولی با مقاومت مردم روبرو شدند و به شهر حله حمله کردند و سپس به کربلا حمله نمودند و این شهر را در روز روشن محاصره کردند.اهالی کربلا پشت دروازه شهر مقاومت کردند کشته‌ها دادند و از دشمن نیز بکشتند و سرانجام وهابیان بازگشتند و در عراق فساد و تباهی راه انداختند.

• در شعبان و رمضان 1225 وهابیان غزه،که توانایی حمله به شهرهای نجف و کربلا را نداشتند،اطراف نجف اشرف و کربلا را احاطه کرده و راه‌ها را بستند و در امتداد دو فرسنگ یا بیشتر از کوفه تا کربلا زایرین را محاصره کرده بودند و زایرین امام حسین و امیرالمومنین علی علیه السلام را که از زیارت نمیه شعبان به وطن‌های خود باز می‌گشتند اموالشان را غارت نموده و به قتل می‌رساندند.

• در سالهای 1345 و 1346 نیز بارها وهابیان به نواحی مختلف عراق حمله برده و قتل و غارت می‌کردندو گوسفندان و احشامشان را می‌گرفت و خودشان را هم کشتار می‌کردند.سرانجام کار به جایی کشید که عراقی‌ها به دولت انگلیس شکایت کرده و گفتند یا شما جلوی وهابیها را بگیرید و یا ما خود شخصا از خویشتن دفاع کنیم که در پایان هواپیمای لشکر عراق وهابیان را عقب راند.

• در روز عاشورای 1425 هجری قمری وهابیان با نام گروه القاعده با انفجارهای متعدد در کربلای معلی ما بین صفوف عزاداران حسینی فاجعه کربلا را تکرار نمودند که باعث به شهادت رسیدن تعداد زیادی از عزاداران اعم از مرد و زن و بچه شد.

• در روز 25 رجب 1426 هجری قمری مصادف با شهادت امام موسی کاظم علیه السلام وهابیان با نام گروه القاعده با پخش غداهای مسمون و ایجاد ترس و رعب و انفجارات متعدد در کاظمین ما بین صفوف عزاداران امام موسی کاظم جنایت دیگری را مرتکب شدند که باعث به شهادت رسیدن حدود 1500 نفر اعم ا ز مرد و زن و بچه شد.

• پس از اشغال عراق توسط امریکا و متحدانش،وهابیان از این فرصت ایجاد شده توسط اربابانشان استفاده کردند و برای اقامه اعتقادات شومشان و ضربه زدن به اسلام و ایجاد تفرقه بین مسلیمن بارها و بارها مردم مظلوم عراق اعم از شیعه و سنی ما عرب و کرد،زن و مرد،بزرگ و کوچک،پیر و جوان را هدف اقدامات تروریستی خود قرار داده اند و آنها را به خاک و خون کشیده اند به حدی که قلم از ذکر آنها ناتوان و شرمسار است. جنایات وهابیت در طایف در ذیعقده سال 1217 هجری قمری پس از جنگهای متعددی که بین اهالی طایف و سپاه وهابیان جنایتکار رخ داد سرانجام اهالی طایف تسلیم شده و درخواست عفو و امان نمودند ولی وهابیان خیانتکار پس از ورود به قلعه طایف با هر کسی که مصادف می‌شدند به قتل می‌رساندند و زمین قلعه را با خون مردان،زنان و کودکان رنگین کردند.

وهابیان حتی به کودکانی که در گهواره آرمیده بودند و اطفال شیرخواری که در آغوش مادرانشان بودند رحم نکردند و همه را سر بریدند و به خاک و خون کشیدند و گروهی ازمردم را که از شهر خارج شده و فرار کرده بودند دنبال کردند و کشتند.پیکر چاک چاک آن بینوایان را طعمه جانوران نموده،آنچه مال و ثروت یافتند به یغما بردند و مجددا سه روز بعد وهابیها برای افرادی که در داخل خانه‌ها مخفی شده بودند امان نامه فرستادند و این بار نیز وهابیها خیانت کرده و این افراد بیجاره را که اکثریت آنها را زنان و کودکان تشکیل می‌دادند لخت کرده و به مدت 12 روز بدون آب و نان بر فراز تپه ای محاصره نمودند،گاهی با چوب و چماق آنها را می‌زدند و گاهی سنگ جاف به سوی آنها پرتاب می‌کردند و سرانجام پس از 12 روز سلحشوران دلاور اهل طایف که تا آخرین نفس سنگر خود را ترک نکرده بودند، و دیگر اندوخته غذایی و رزمی نداشتند به وعده‌های مزدورانه وهابیهای بی ایمان اعتماد کرده و با دست خالی از سنگرهای خود بیرون آمدند و هابیها اینها را نیز بر فراز تپه قرار دادند و همگی را از دم شمشیر گذراندند و مدت 16 روز پیکرهایشان بر فراز تپه طعمه درندگان و پرندگان بود.
پس از این قتل عام‌ها، وهابی‌ها در جستجوی خانه به خانه آنچه از مال و منال یافتند غارت و سرقت نمودند و به دنبال به دست آوری اموال تمام خانه‌های شهر و حتی توالت‌ها را کندند و کتابهای خطی نفیس و دیگر از قبیل قرآن کریم، کتب تفسیر، حدیث و دیگر علوم قرآنی و اسلامی همگی در زیر پای چکمه‌پوشان وهابی لگدمال شد، جلدهای چرمی گرانقیمت که توسط هنرمندان اسلامی برای مصاحف شریفه تهیه شده بود، در طول قرون و اعصار همانند مردمک دیدگانشان از آنها محافظت می‌کردند تبدیل به کفش و چاروق گردید.

وهابیها چون از قتل عام مردم طایف و تقسیم غنایم جنگی فارغ شدند،براساس عقاید پوچ و باطلشان تمامی گنبد و بارگاهها و قبور متبرکه و مراقد مطهره و مساجد و مدارس دینی را ویران نموده و با خاک یکسان نمودند و حتی قبر شریف بسیاری از صحابه و علما را نبش نموده و بی حرمتی نمودند.
مجددا وهابیان در سال 1343 هجری قمری طایف را محاصره کردند و به زور وارد طایف شدند و مردم را اعم از مرد و زن و اطفال از دم تیغ گذراندند و رقم کشته شدگان که در میان آنها علما و صلحا کم نبودند نزدیک دو هزار نفر بود.آنها اموال مردم را غارت کردند و چنان کارهای زشت مرتکب شدند که از شنیدن آنها مو بر بدن انسان راست و دل هر انسانی کباب می‌شود.چنانکه شافعی‌ها و برخی پرده داران و خدمتگزاران کعبه مکرمه که برای ییلاق به طایف آمده بودند دیده می‌شدند.
طبق متون به دست آمده وهابیان آن چنان جنایاتی مرتکب شدند که زبان از بیان و قلم از جریان شرم دارد. جنایات وهابیون در سوریه در سال 1225 هجری قمری وهابیان به شام(سوریه فعلی)یورش بردند و دارایی همه مردم را تاراج کردند و غلات را سوزاندند و مردمان بی گناه را کشتند و زنان را اسیر کردند و کودکان را به قتل رساندند و خانه‌ها را ویران ساختند و فساد و آشوب به راه انداختند. جنایات وهابیان در اردن در سال 1343 جمعی از وابیها ناگهان به اردن حمله بردند و به مردم بی اطلاع و بی خبر«ام العمد» و همسایه آن هجوم آوردند و مردان و زنان بی گناه را کشتند و غارت کردند ولی طولی نکشید که با رانده شدن برخی و اسارت برخی دیگر عقب نشستند پس اسیران وهابی به فرمان انگلیس آزاد شدند و به پناهگاههایشان رسانده شدند.
مجددا در سال 1346 وهابیان با سپاهی متشکل از سی هزار نفر به اردن حمله کرده و قتل و غارت و خونریزی به راه انداختند. جنایات وهابیان در یمن در سال 1341 وهابیان با حجاج یمنی که خلع سلاح بودند و هیچ گونه وسیله دفاعی با خود نداشتند رو برو شدند.
آنان ابتدا با حجاج همراه شدند و به ایشان امان دادند ولی بعدا نیرنگ به کار بردند و وقتی که به دامنه کوه رسیدند وهابیان در قسمت بالا و پهنای کوه قرار گرفتند و حجاج یمنی در پایین کوه قرار گرفتند سپس وهابیان دهانه توپ‌ها را به سوی حجاج یمنی گرفته و همه را به گلوله بستند و تمامی حجاج یمنی را که هزار نفر بودند کشتند به جز دو مرد که فرار کردند و جریان کشتار وحشیانه حجاج یمنی را به دست وهابیان به اطلاع مردم رساندند.
جنایت وهابیان در حج و تعطیلی حج در سال 1219 به سبب فتنه و آشوبهایی که وهابیان در مسیر حجاج و عرفات ایجاد کرده بودند و محاصره مکه توسط وهابیان حتی یک تن از حجاج نتوانستند به زیارت کعبه بیایند.
در سال 1220 هجرق قمری که وهابیها بر مکه تسلط پیدا کرده بودند عراقی‌ها از حج و زیارت خانه خدا ممنوع شدد. در سال 1221 نماینده وهابی‌ها نزد سرپرست حجاج شامی آمده و گفت:
به شرط عدم همراه داشتن محمل اجازه ورود به مکه و انجام حج را خواهید داشت و در نتیجه حاجیان شامی از همان محل به شام برگشتند و آن سال حج را برگزار نکردند. در سال 1221 محمل مصری‌ها به دست سعود حاکم وهابی‌ها آتش زده شد و پس از پایان برنامه حج کسی از طرف سعود ندا در داد که سال دیگر کسی که ریش بتراشد نباید به حج بیاید و ضمنا این آیه قرآن را خواند:
«یا أیها الذین آمنوا انما المشرکون نجس فلا یقربوا السمجد الحرام بعد عامهم هذا»
ترجمه: ای مؤمنان بدانید که مشرکان پلیدند پس از این سال دیگر به مسجد الحرام نزدیک نشوند.
و از همین سال کاروان حج شامی‌ها و مصری‌ها و به طور کلی غیر از وهابیان به اتهام شرک از اقامه حج و زیارت خانه خدا ممنوع شدند. بنابراین کاروان حجاج عراقی از سال 1220 و کاروان حجاج شامی از سال 1221 و کاروان مصر از سال 1222 قطع گردید.بدین ترتیب برنامه حج از عراق چهار سال،از شام سه سال و از مصر دو سال قطع شد تا اینکه در سال 1224 هجری قمری نخستین دولت سعودی و وهابی سرنگون شد و مدینه منوره و مکه معظمه از آلودگیهای وهابیان پاک شد و حج آزاد گشت.
به واسطه حمایت‌های انگلیس مجددا با تشکیل دومین دولت سعودی و تسلط مجدد وهابی‌ها بر مدینه منوره و مکه معظمه در سال 1924.م محدودیت‌هایی برای حجاج ایجاد شد. در سال 1341 وهابیان با حجاج یمنی که خلع سلاح بودند روبرو شدند و به آنان امان دادند ولی بعدا خیانت کرده و وقتی که به کوه رسیدند از کوه بالا رفته و دهانه توپ‌ها را به سوی حجاج یمنی گرفته و تمامی حجاج را که هزار نفر بودند کشتند.
در سال 1343 هجری قمری به دلیل جنگ میان وهابیان و اهالی مکه و جده در این سال نیر برنامه حج کاملا تعطیل گشت. 6 ذی الحجه ـ در سال 1344وهابیان به دلیل حرام دانستن برخی اعمال حجاج مصری در منی، مصریان را به سنگ بسته و عده ای از حجاج مصری را کشتند. در سال 1407 وهابیان به حجاج ایرانی و سوریه ای و لبنانی،در ایام حج و در مکه ـ حرم امن الهی ـ به جرم سر دادن فریاد برایت از مشرکین و کفار حمله کردند و کشتار فجیعی از حاجیان در حال احرام و در حرم امن الهی کردند و مکهاین حرم امن الهی را بر شور اربابان انگلیسی و امریکایی خود ناامن نمودند و ایرانیان را عزادار و قلب مسلمانان آزاده جهان را جریحه دار نمودند و ایرانیان را به مدت 3 سال از به جا آوردن اعمال حج محروم نمودند.
وهابیان را در تعطیلی حج و کشتار حجاج نباید سرزنش کرد چرا که آنان فقط به قولی که محمد بن عبد الوهاب به … و انگلیسی‌ها در مانع شدن مردم از حج داده است عمل می‌کنند!!!
جنایات وهابیان در افغانستان در اواخر سال 1372 شمسی شخص وهابی به نام طالبان در افغانستان وارد صحنه نبرد گردید و با گوویج از سوی کشور پاکستان و عربستان سعودی و آمریکای ام الفساد تقویت شد ودر شهریور 1375 شمسی کابل پایتخت افغانستان را تصرف کرد و سپس به کشتار مسلمانان مجاهد و مجاهدان شیعی مذهب روی آورد. و صدها هزار مسلمان را به خاک و خون کشید و باعث عقب ماندگی افغانستان شد.
جهت اطلاع خوانندگان چند نمونه از کشتار بیرحمانه و جنایات ضد اسلامی و انسانی طالبان ذکر می‌گردد.

در جهاد سال 1377 شمسی اجلاسیهای در پیشاور تشکیل دادند و 160 نفر از مفتی‌های درباری مزدور اهل سنت و وهابی جمع شده و به رایزنی پرداخته و سرانجام فتوایی را صادر کردند که همه مردان شیعه و پسر بچه‌های شیعه بالای هفت سال به قتل برسند و زنان و دختران و پسران کمتر از هفت سال شیعه به عنوان برده و کنیز به اسارت درآیند، پس از صدور فتوای ملاهای مزدور و از خدا بی خبر کشتار و قتل و غارت شیعیان توسط حکومت طالبان آغاز گردید.
در روز شنبه 17/5/1377 شمسی زنان و مردان و کودکان شهر مزار شریف از روی بامها به رگبار بسته شدند و اهالی شهر را قتل عام کردند و پس از آن به بیمارستانها رفته و بیمارهای شیعه مذهب را روی تخت خواب بیمارستان به شهادت رساندند و در روز دوشنبه 19/5/1377 شمسی اجساد هزاران شیعه روی زمین انباشته شده و طعمه درندگان شده بود.
در شهر میمنه هم طالبان به محله شیعیان رفته و تعداد زیادی از زنان و مردان و کودکان آنان را در تکیه خان جمع کرده و بر سر آنها نفت ریخته و طعمه حریق نمودند. ملا منان نیازی در سخنرانی خود رسما اعلام کرد که هر کس یکی از اهالی هزاره یا یک شیعه را در خانه خود پنهان کند ما آن خانه را با اهلش به آتش
می‌کشم.
سپس گفت:امیرالمؤمنین ما(یعنی ملا عمر)برای مردم مزار شریف عفو عمومی داده اما این عفو شامل شیعه‌ها و هزاره ای‌ها نمی‌شود. در سنگچارک و بلخاب و بامیان و یروان و کاپیسا و … شکم بانوان حامله شیعه را پاره می‌کردند و جنین آنان را بیرون آورده و سرش را می‌بریدند.زبان مردان و پستان زنان شیعه را نیز می‌بردند و چشمهای آنان را از حدقه بیرون می‌آوردند.(این مطالب در ابتدای عنوان «جنایات افغانستان» بیاید:
در روز جمعه عاشورای سال 1267 هجری قمری شیعیان قندهار در حسینیه‌ها جمع و سرگرم عزاداری برای عترت طاهره و ذراری پاک پیغمبر و سبط رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بودند که ناگهان وهابیان جنایتکار و سنی‌های متعصب با انواع اسلحه به حسینه‌ها وارد شدند و جمع کثیری از شیعیان بی دفاع حتی اطفان آنان را به فجیع ترین وضعی به قتل رسانیدند و اموالشان را به تاراج بردند و سالها شیعیان آزادی عمل نداشتند و حتی در روزهای عاشورا دو،سه نفری در سردابهای خانه ماجرای ریحانه رسول الله و مقتولین و مظلومین کربلا عزاداری می‌نمودند (نقل از شبهای پیشاور ـ چشمدیدها تألیف عبد القیوم فدوی ـ عزاداری سنتی شیعیان).
جنایات وهابیان در پاکستان در سال 1979 میلادی با تأسیس سپاه صحابه – این ارتش نظامی و تروریستی- در کشور پاکستان تا به امروز هزاران نفر از شیعیان مظلوم و بی گناه پاکستان اعم از مزد و زن و پیر و جوان به جرم داشتن مذهب حقه تشیع و دفاع و حمایت از ولایت اهل بیت رسالت علیهم السلام به دست «سپاه صحابه» و «لشکر جنگ لی»که از عمال وهابیت می‌باشند در نقاط مختلف پاکستان ترور شده و به شهادت رسیده‌اند.
مزدوران کوردل وهابی سپاه صحابه،هر روز تنی جند از شیعیان شیفته و عاشقان دلسوخته حسینی را به شهادت می‌رسانند و غالبا مغزهای متفکر را نشانه می‌روند.تعداد جوانان و فرهیختگان شیعه،که با ترور ناجوانمردانه سپاه صحابه،شربت شهادت نوشیده و به پیشوای محبوب خود حضرت اباعبدالله الحسین پیوسته اند از شعار بیرون است.

بر اساس گزارش «هرالد» گروه وهابی سپاه صحابه در شهر «هری پور»یک حسینیه،شش خانه و دو مغازه شیعیان را به آتش کشیدند،در شهر «مالو والی»به حسینیه شهر حمله کرده و گروهی را مجروح و شهید نمودند،و در «کوهات»نیز با نارنجک به حسینیه شهر حمله کردند و شعیان را به شهادت رساندند و در«حیدر آباد» به دسته عزاداران حمله ور شده،24 نفر را مجروح و شهید نمودند و در 4 جمادی الاول 1424 هجری قمری به مسجد جامع کویته حمله نموده و بیش از پنجاه نفر از نمازگزاران را به جرم ارادت به خاندان عصمت و طهارت به خاک و خون کشیدند.و در میان شهدا تعداد بسیاری زن و بچه به چشم می‌خورد.(نقل از کتاب عزاداری سنتی شیعیان).
جنایات وهابیان در مکه در هشتم ماه محرم سال 1218 وهابیان سرانجام با تهدیدات و ادعات فراوان وارد مکه معظم شدند و تمامی مسلمانان و اهالی مکه را کافر خواندند مادامی که به فرقه ضاله وهابیت نپیوندند و عصر همان روز سعود حاکم وهابی‌ها گفت:
فردا این قبه و بارگاه‌ها و این بت‌هایی را که درست کرده اید بدست خود ویران کنید تا برای شما جز خدا معبودی نماند. صبح فردا وهابیان متحجر و خرافی به همراه مردم مکه که از ترس وهابیان را همراهی می‌کردند،بیل و کلنگ به دست راه افتادند و گنبدهای زیادی را که در گورستان مقلی بود با خاک یکسان کردند آن گاه گنبد زادگاه حضرت رسول و فاطمه زهرا و گنبد و بارگاه حضرت خدیجه ام المؤمنین و عبد المطلب و حضرت ابوطالب را خراب کردند.در تاریخ حیرتی آمده:
«وهابیان گنبد روی زمزم و نیز گنبدهایی را که در اطراف کعبه قرار داشت ویران کردند.»

وهابیان تمام مکانهایی را که مزار صالحان در آنها قرار داشت جستجو کردند و آنها را خراب نمودند.آنان موقع خراب کردن سرود می‌خواندند و طبل می‌زدند و آواز می‌خواندند و در دشنام به صاحبان قبرها ره افراط می‌سپردند و می‌گفتند:
«ان هی الا اسماء سمیتموها» یعنی این‌ها نام‌هایی است که شما از پیش خود در آوردید. حتی گفته شده آنها روی قبر سید محبوب بول کردند! سه روز نگذشت که تمام آثار و اماکن تاریخی اسلام که بیانگر فرهنگ و تمدن درخشان اسلامی بود ویران شد و از برگزاری نمازهای متعدد در مسجد الحرام جلوگیری به عمل آمد و ذکر صلوات بر پیامبر و ذکر یا ارحم الراحمین پس از اذان جلوگیری نمودند و به علمای مکه دستور دادند که عقاید و کتابهای محمد بن عبدالوهاب را بر مردم تشریع نموده و کتاب «کشف الشبهات»او را تدریس نموده و مخالفت نمودند و بر مردم مکه جور و ستم فراوان روا داشتند و بر اثر همین اذیت و آزارها سرانجام مردم مکه با کمک شریف غالب (والی جده) توانستند وهابی‌ها را از مکه بیرون برانند ولی مجددا وهابیان در سال 1219 ق با چند گروه از نواحی مختلف به سوی مکه معظمه حمله ور شده،شهر مکه را به محاصره خود درآوردند.

در این محاصره که ماه به طول انجامید، اهالی مکه فشارهای طاقت فرسایی را متحمل شدند به صورتی که در اوایل محاصره، گوشت پرندگان چون کبوتر، در اواسط گوشت حیواناتی چون گربه و سگ و در اواخر گیاهان و برگ درختان به عنوان رفع گرسنگی مورد استفاده قرار می‌گرفت تا بدانجایی رسید که مردم از ترس اینکه مبادا وهابیان بر آنها تسلط پیدا کنند، از شدت گرسنگی می‌مردند؛ برخی همین طور که راه می‌رفتند می‌افتادند و می‌مردند و مرده بچه‌ها کوچه‌ها را پر کرده و حتی صف اول نماز جماعت در مسجد الحرام به دشواری پر می‌شد و سرانجام اهالی مکه ناچار به امضای مصالحه با وهابیان در سال 1220 هجری قمری شدند و وهابیان تا سال 1224 هجری قمری بود مکه تسلط داشتند و در این مدت اذیت‌های فراوانی را بر مردم مکه روا داشتند.
از دانشمندان اهل سنت توسط وهابیان بی دلیل به شهادت رسیدند و بسیاری از اعیان و اشراف بدون هیچ اتهامی به دار آویخته شدند و هر که در اعتقادات مذهبی ثابت قدم بود به انواع شکنجه‌ها تهدید می‌شد و در مدت این چهار سال حج تعطیل شد تا اینکه دولت عثمانی به کمک اهالی مکه آمده و در سال 1224 هجری قمری سرزمین مقدس مکه را از لوث وهابیان جنایتکار پاک نمود.
مجددا با حمایت‌های سخاوتمندانه نیروهای انگلیسی وهابیان در سال 1343 وارد شهر مکه شدند و جنایات خود را از سر گرفتند و در همان سال برنامه حج تعطیل گشت و در سال 1344 وهابیان برخی از اعمال حجاج مصری را در منی حرام دانسته و آنها را به سنگ، بستند و عده ای از حجاج مصری را در منی کشتند. 6 ذی الحجه در سال 1407 وهابیان حجاج ایرانی و حجاج آزاده دیگر کشورها را به جرم سر دادن فریاد برایت از مشرکین در مکه به خاک و خون کشیدند و حرم امن الهی را به دستور اربابان خود(آمریکا و انگلیس و اسراییل)با خون حجاج رنگین نمودند.

جنایات وهابیان در مدینه در سال 1220 سعود حاکم وهابی‌ها پس از تصرف مکه دو گردان وهابی به قصود مدینه به سوی دار الهجره رسول اکرم گسیل داشت و نامه ای برای اهالی مدینه فرستاد که آنان را به اطاعت از خود ترغیب نماید ولی اهالی مدینه بر اثر جنایات وهابیان در طایف دچار وخشت شدند و به نامه سعود بن عبد العزیز جواب ندادند و در نتیجه سپاهیان وهابی مدینه را محاصره نمودند و راههای ورودی مواد غذایی و بشر چشمه«زرقا»را و یران نمودند و بدین ترتیب اهالی مدینه را دچار قحطی، گرانی و بی آبی نمودند و پس از ماهها اهالی مدینه مجبور به تسلیم و قبول شرایط وهابیان شدند ولی هرگز از ظلم و تعدی وهابیان رهایی نیافتند.
در سال 1221 وهابیان کلیه جواهرات و اشیای گرانبهای حرم مطهر پیامبر و حرم مطهر ایمه بقیع علیهم السلام را به غارت بردند آنان سه عدد قرآن نفیس چهار صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و یاقوت گرانبها به غارت بردند و از جمله اشیای غارت شده عبارت بود از چهار عدد شمعدان زمردین،که به جای شمع در آنها یک قطعه الماس شب‌ها و درخشنده بود سیصد دانه مروارید بزرگ،یک پارچه سنگ زمرد بزرگ،یک ظرف طلا و حدود صد قبضه شمشیر با غلاف‌های مطلا به طلای خالص و مرصع به الماس و یاقوت با دسته‌هایی از زمرد و پشم و با آهنی از «موصوف»که نام خلفا و شاهان گذشته روی آنها کنده کاری شده بود که ابدا نمی‌شد آنها را قیمت گذاری کرد.
وهابیان پس از این عمل قبیح مردم را از زیارت قبر پیامبر منع و جلوگیری نمودند و بسیاری از گنبد و بارگاههایی را که در شهر مدینه و بقیع بود ویران کردند و در سال 1221 زوار شامی و در سال 1222 زوار مصری از زیارت مدینه منوره و حرم پیامبر اکرم ممنوع شدند. سرانجام وهابیان پس از چهار سال قتل و غارت جور و ستم بر اهالی مدینه با حمله عثمانیها از بین رفتند.
ولی متأسفانه مجددا در سال 1343 هجری قمری وهابیها با حمایتهای بی دریغ و سخاوتمندانه انگلیسی‌ها به مدینه منوره وارد شدند و با گرفتن فتوای زور از علمای مدینه بر جواز ویران کردن قبور و زیارتگاه‌ها در هشتم شوال 1343 هجری قمری تمامی گنبدها و بارگاه‌ها و ضریح‌هایی که در مدینه و اطراف آن بود ویران کردند از جمله ویرانی‌ها وهابی‌ها در مدینه عبارتند از خراب کردن گنبد و بارگاه حضرت عبدالله پدر رسول الله و حضرت آمنه مادر رسول الله و مزار همسران پیامبر و مزار اسماعیل بن جعفر الصادق و دیگر بزرگان و حتی گنبد مرقد مطهر نبوی را هم به توپ بستند و از همه این موارد دردناکتر تخریب گنبد و بارگاه مضاجع مطهره ایمه بقیع علیهم السلام و اهل بیت رسول الله بود وهابیان حتی دیوارها و صندوق و ضریحی را که روی قبرهای شریف قرار داشت و برای آن هزار ریال مجیدی صرف شده بود. کاملا از بین بردند و از این زیارتگاه جز تلی از سنگ و خاک باقی نگذاشتند. و 8 شوال 1343 هجری قمری به خاطره ای تلخ و دردناک برای جهان تشیع تبدیل گشت.
تخریب آثار تاریخی و باستانی اسلام اینک جهت رعایت اختصار توجه خوانندگان ارجمند را به فهرست برخی از آثار و اماکن تاریخی اسلام که بیانگر فرهنگ و تمدن اسلامی بود و به واسطه تحجر و کوته فکری فرقه ضاله وهابیت ویران شده جلب می‌کنیم:
• بارگاه آمنه بنت وهب مادر پیامبر گرامی اسلام
• بارگاه ام المؤمنین حضرت خدیجه کبری بنت خولید علیها السلام.
• بارگاه و مسجد حضرت حمزه سیدالشهداء در احد
• بارگاه حضرت ابوطالب پدر گرامی امیرالمؤمنین
• بارگاه حضرت عبدالمطلب جد پیامبر گرامی اسلام و امیرالمؤمنین
• بارگاه حضرت حوا در جده
• بارگاه حضرت عبد الله پدر پیامبر در مدینه
• بیت الاحزان،خانه ای که حضرت زهرا علیها السلام در آنجا در سوگ پدرش می‌گریست.
• مسجد سلمان در مدینه منوره
• خانه حضرت زهرا علیها السلام در کوچه حجر در مکه مکرمه
• جایگاه نفس الزکیه در مدینه منوره
• خانه رسول الله در مدینه،خانه ای که حضرت هنگام هجرت به مدینه در آنجا مستقر شد.
• خندقی که مسلمانان در جنگ خندق حفر نمودند
• بارگاه پیامبر خدا،یسع علیه السلام،در روستای اوجام در قطیف
• مسجد جوانان در احساء،دومین مسجدی که پس از مسجد رسول الله در آن نماز جمعه برگزار شد.
• مسجد عباس بن علی در روستای مطیرفی در احساء
• زادگاه پیامبر اسلام،خانه ای که در آن پیامبر گرامی اسلام در شعب هواشم در مکه مکرمه متولد شد
• خانه ام المؤمنین حضرت خدیجه بنت خویلد در مکه مکرمه
• مسجد الشمس در مدینه منوره محل یکی از معجزات بزرگ رسول خدا
• خانه حمزه بن عبد المطلب عموی گرامی پیامبر
• خانه ارقم، که پیامبر و یارانش در آغاز بعثت در آن گرد می‌آمدند
• بارگاه شهدای بدر و جایگاهی که برای پیامبر در غروه بدر نصب نمودند
• خانه حضرت علی علیه السلام که امام حسن و امام حسین علیهم السلام در آن متولد شدند
• دیوار اطراف شهر مدینه منوره
• خانه حضرت امام جعفر صادق در مدینه منوره
• محله بنی هاشم در مدینه منوره
• مسجد تنبه الوداع
• مسجد البغله و بسیاری دیگر از بقاع متبرکه و اماکن مقدسه
• قبرستان المعلی در مکه مکرمه که بارگاه و مقبره برخی از اهل بیت علهیم السلام و یاران پیامبر در آن قرار دارد.
• نشانه ورود و خروج فاطمه بنت اسد مادر امیرالمؤمنین پس از تولد آن حضرت از کعبه
• بارگاه‌های متعدد در قبرستان بقیع
• بارگاه ملکوتی ایمه بقیع علیهم السلام
نکته قابل توجه اینکه این ویرانگری‌های آثار تاریخی اسلام در حالی صورت می‌گیرد که رژیم سعودی و وهابیان از آثار یهودیان در مدینه منوره حافظت و نگهداری می‌کنند؛ و با نصب تابلوهای هشدار دهنده مردم را از نزدیک شدن به آنها باز می‌دارند. امید است ضمن آشنایی با افکار وعقاید وجنایتهای این گروه منحرف وملحد شما نیز به معرفی ان بپردازید تا ضمن معرفی چهره آن بتوانیم گمراهان را نیز نجات دهیم ما امروز وظیفه سنگینی داریم دفاع از اسلام ناب محمدی (ص) که متاسفانه اینها می‌خواهند چیز دیگری را از اسلام به جهان نشان دهند خشونت و... در حالی که دین اسلام دین رحمت و ریوفت است



سایت بازتاب