نقش امام باقر(ع) در صورت بندی جهان بینی تشیع

جایگاه ادیان در عصرجدید وحاکمیت عقلانیت سراسری کجاست؟ دین و یا ادیان در عصر رسانه و جهانی شدن چگونه جلوه خواهند کرد؟ آیا سکولاریسم غربی به معنای پیروزی عقلانیت ریاضی بر شریعت مذهبی است؟ در صورت حیات مذهب در عصرجدید ماهیت آن در جوامع پساسکولار چگونه است؟کدام یک از ادیان ابراهیمی یا غیر ابراهیمی با اقبال بیشتری مواجه خواهد بود و چرا؟ نحوه رویارویی فکر اسلامی با عصر جدید چگونه باید باشد؟ اسلا م اروپایی به چه معناست و راهکارهای آن برای بحران های پیش رو چیست؟ و اما وضعیت تشیع در عصر جدید چگونه است؟کلیت جهان اسلا م و غرب چه تعریفی از آن دارند واین تعریف تا چه اندازه با حقیقت تشیع هماهنگ است؟ چگونه می توان تشیع و فکر دینی _ سیاسی حقیقی آن را معرفی و احیاء کرد؟ دورنمای مطالعات شیعی و معرفی امامان شیعه در محافل دانشگاهی داخلی، اسلامی و غربی چگونه است؟

پرسش های بالا و صدها پرسش دیگر از این دست مهم ترین سوالاتی هستند که دین پژوهان و هویت اندیشان عصر جدید را به خود وا داشته است و بدیهی است ادیانی که در صدد پاسخی منطقی به پرسش های بالا نباشد شیوه زیست و پویایی آنها در عصر جدید که جهانی مبهم و البته اندکی کم التفات به ادیان است دشوار خواهد بود.

تشیع از جمله ادیان(مذاهبی) است که به نظرمی رسد کم رنگ شدن مرزها و حا کمیت های سیاسی، انقلاب رسانه ای، شبه دموکراتیک شدن فضای بین المللی و... یاریگر آن خواهد بود. تحقیقات بی طرف در باب وضعیت ادیان در جهان کنونی نشان می دهد که امروزه بسیاری از شخصیت ها و عقاید شیعه چون گذشته دیگر برای مردم دنیا نا آشنا نیست. کربلا و قیام ا مام حسین (ع)، امام علی (ع)و شخصیت متعالی اش از تولد تا شهادت، حضرت فاطمه(س)، اعتقاد به منجی و مهدویت و... مهم ترین عقاید و ایده هایی هستند که آگاهی نسبت به آنها عمومیت یافته و سخن گفتن در باب آنها نیازمند تقیه یا هر چیز دیگری نیست. امروزه مجموعه عقاید شیعی از دستگاههای فقهی، کلامی وفلسفی گرفته تا عرفان وگرایش های تصوف منسوب به تشیع در محافل علمی و روشنفکری دنیا مورد بحث و گفتگو قرار می گیرند ومهم ترین مجلات تخصصی دین شناسی و فلسفی غرب ابایی از چاپ مقالات و یادداشتهای مرتبط با علما و متفکران شیعی و از همه مهم تر شیعه دوازده امامی ندارند. همگی این تحولات معنایی جزاین ندارد که تشیع از انزوا به درآمده است بگونه ای که هم می تواند مورد تحقیق و پژوهش های علمی معتبر قرار بگیرد و هم الهام بخش تحولات و جنبش های سیاسی - ا جتماعی باشد.

تا اواسط قرن نوزده که به تدریج نگاه برخی از فلاسفه ودین شناسان غربی (مستشرقین) به گونه ای متفاوت متوجه فکر اسلامی گردید تشیع نه تنها در مطالعات اسلامی جایگاهی نداشت بلکه در مواردی هم که به ندرت بدان توجه میشد از زاویه اسلام سنی و متأثراز گفتمان اهل سنت بود که شیعیان را گروهی منزوی، منحرف ازصراط مستقیم که کژ آیین اند ودر مذ هب غلو می کنند معرفی می شدند. به عبارت دیگر اغیاری بودند که ماهیت شکل گیری آنها سیاسی بوده و فاقد مبانی فکری و عقیدتی قابل تأملی می باشند. برچسب سیاسی بودن مذهب تشیع کافی بود تا متفکران قابلی را برای مطالعه و پژوهش به خود جلب نسازد.

رودلف اشتروتمان(1877-1960)، مرحوم ماسینون (96-1883)، هانری کربن (1903-1978)، مادلونگ، هانیتس هالم، حسین جعفری (جفری)، موجان مومن، امیر معزی و... با هر انگیزه ای که داشتند کمک های شایان توجهی به تجدید حیات مطالعات شیعی کردند و برخی از آنها نیز مطابق روایات دلبسته شیعه شدند که از جمله آنها مستشرق معروف مرحوم هانری کربن است که علی رغم برخی انتقادات از نوع نگاه وشیوه معرفی تشیع به جهان غرب اما خدماتی شایانی انجام داد که گفت وگو های وی با مرحوم علامه طباطبایی از شهرت خاصی برخوردار شد.کربن برخی از متفکران شیعی را همچون سیدحیدر آملی کشف کرد و جدای از جهان غرب به جهان شیعی نیز شناساند وکوشید تا با تأ کید بر این امر که فلسفه اسلامی با ابن رشد به پایان نرسیده و درجهان شیعی و ایران به نمایندگی از ملاصدرا حیاتی پرفروغ یافته است محافل دانشگاهی غرب را مهم متوجه سازد که ابن رشد پایان فلسفه اسلامی نیست واین خود نقطه عطفی بود که در جای خود پیرا مون آن بسیار سخن رفته است. هر یک از این شرق شناسان کنجکاوانه بخشی از جهان بینی شیعه را گرامی داشتند و همین جاست که برای کربن از زوایه گنوستیکی رازواری و باطن نگری فکر شیعی اعتبار می یابد و قرایت خاصی عرضه می دارد که مرحوم حایری یزدی با نگاهی تحلیلی بر آن است که کربن فهمی اشتباه داشت و عملاً فلسفه اسلامی را چیزی شبیه به تیوسوفی یا جادو معرفی کرد که البته این نظریه از نگاه نگارنده قابل تامل و تردید است. خلاصه آن که در پرتو مطالعات جدید هژمون و سیطره مطالعات اسلامی با نگاه سنی شکسته شد و به تدریج فرق مختلف شیعه اعم از زیدیه، اسماعیلیه، کیسانیه، دوازده امامیه،و...و حتی بسیاری از رهبران و امامان فرق تشیع چون امام علی (ع)، امام محمدباقر(ع، وداعیانی چون ناصر خسرو قبادیانی، قاضی نعمان، شیخ مفید و... مورد توجه قرار گرفتند و بسیاری از حوادث و تحولات تاریخی مهم چون مسیله سقیفه یا کربلا که تا آن زمان ساده و قابل فهم جلوه می کرد با تردید مواجه شدند و شیعه بعنوان گفتمانی جدی و رقیب مورد پژوهش قرار گرفت.

از جمله این کتابها و آثار که میتوان آن را متعلق به نسل دوم مستشرقین شیعه شناس دانست کتاب"نخستین اندیشه های شیعی:تعالیم امام محدباقر (علیه السلام)"است که توسط خانم دکتر ارزینا آر. لالانی نوشته شده است که در سال 2000 توسط مرکز تحقیقات اسماعیلی لندن منتشر شده است.نگارنده چند سال پیش به هنگام نگارش پایان نامه ام که پیرا مون"اندیشه های سیاسی ضد خلافت با تأکید بر شیعیان نزاری"بود با این کتاب آشنا شدم ودرصدد برآمدم تا مقاله ای پیرامون آن به نگارش درآورم که بعد از اطلاع از نقد وبررسی مرحوم حامد الگار (اسلام شناس انگلیسی) و اتان کولبرگ براین کتاب و ترجمه ‌آنها به فارسی از نوشتن مقاله پشیمان شدم. اینک بعد از چندسال مناسب دانستم تا بار دیگر کتاب را در یاداشتی کوتاه معرفی و بررسی کنم. به ویژه آنکه مطالعه ای تخصصی و اختصاص یافته به پنجمین امام شیعیان ا مام محمد باقر(ع) است که در نوع خود اثری کم نظیر محسوب می شود.

اثر حاضر به همت مترجم نامدار کشورمان جناب آقای دکتر فریدون بدره ای ترجمه گردیده و توسط نشر فرزان منتشر شده است.کتاب در هفت فصل سازمان یافته که از مقدمه، اندیشه امامت پیش از امام محمد باقر (ع)، جنبه هایی اززندگی وسیره امام محمد باقر (ع)، نظریات امام محمد باقر(ع) درباره امامت، نظریات ا مام محمد باقر(ع)درباره بعضی از مسایل کلامی (ایمان، فقه، قضا و قدر و توحید)، ا مام محمد باقر(ع) در حوزه های اهل حدیث، سهم ا مام محمد باقر(ع) در فقه شیعه(نبیذ، جهر در بسم الله، اذان‏‏‏،قنوت، نماز جنازه)عناوین فصول هفت گانه اند، که ما البته به تک تک آنها نخواهیم پرداخت.

نقطه قوت اثر تحقیقی خانم لالانی بهره گیری گسترده از آثار کلاسیک تشیع وتلاش برای نشان دادن نقش امام محمد باقر(ع) در سالهای بعد از قیا م عاشورا و مشا جرات سیاسی- عقیدتی زمانه است. خانم لالانی در ابتدا می کوشد تا سرگذشت شیعه را بعد از سقیفه توضیح دهد و اینکه احساس بی عدالتی و نارضایتی به جانشینی ابوبکر در سقیفه نه تنها هیچ گاه از بین نرفت بلکه همیشه زنده ماند. برای بسیاری از حاضران سقیفه علی(ع) افضل یاران رسول الله (ص) بود که هم نسبت نزدیکتری با پیامبر داشت و هم در بسیاری از غزوات وجنگهای صدراسلام سپهسالار بود و این در جامعه قبیله ای و متعصب عرب معنای ویژه ای داشت. در فصول بعدی نویسنده می کوشد تا بستر اجتماعی ومعرفتی عصر بعد از عاشورا را ترسیم نماید که منجر به تحولات سیاسی -اجتماعی وفکری - عقدیتی مهمی در کلیت جامعه اسلامی گردید. ظهور گروههای شیعی چون زیدیه که قایل به امامی انقلابی وشمشیر به دست بودند، کیسانیه که پیروان مختار و محمدبن حنیفه بودند، خوارج که سنت سیاسی خاصی را می پسندیدند و خطای ا مام مسلمین را منجر به ارتداد وی می دانستند، مرجیه که نقطه مقابل خوارج بودند و با دوری از هرگونه داوری اخلاقی و سیاسی نسبت به رفتار و اعمال خلایق نوعی اعتزال سیاسی را پیشنهاد می کردند. در کنار این جنبشها و حرکت های سیاسی نهضت ها و گروههای دانشی تری چون جبریه، قدریه، بتریه، جارودیه، طالبیه، غلات شیعه، بیانیه، حربیه، خوارج صفریه و نهضت پارسایان شایان توجه اند که به گرمی بازار پرسشگری و بحث های کلامی و فکری دامن زده اند. موضوعات مهمی چون مسیله ولایت و رهبری، صفات ا مام، قضا وقدر، توحید، سنت و احادیث نبوی و... چالشی ترین مسایلی اند که در این عصر بر فضای فکری جامعه اسلامی سایه انداخته وپاسخی جامع را می طلبید،و این جاست که نقش ا مام محمد باقرعلیه السلام حایز اهمیت می شود و عملاً به مرجعی برای پاسخ به پرسشهای علمی جامعه اسلامی تبدیل میگردد بگونه ای که اگر اکنون بستر جهاد به شیوه حسین بن علی (ع) موجود نیست جهاد علمی پایداری را آغاز می‌نماید.

امام محمدباقر (ع) با عرضه نظریه ای در باب امامت در صدد حل مسیله رهبری مسلمین برآمده و نقشه راهی را نشان می دهد که در نتیجه آن بسیاری از مدعیان رهبری جامعه به حاشیه رانده می شوند و در همین راستا رهبری حقیقی مسلمین مطابق قرآن و سنت در خاندان پیامبر که صاحبان علم حقیقی اند محصور می ماند.

در صورت بندی این نظریه جدید برتری و شایستگی امام به الهام و تقدیر الهی است و نه قیام سیاسی (آنگونه که زیدمدعی بود). قیام سیاسی تنها بخشی از ویژگی لازم امام است و با مجموعه ای از استدلالات که شرح آن در کتاب آمده زیدیان را به بن بست نظری می کشاند.وجود علم و عصمت ویژگی دیگری است که وصف ذاتی امام است و این به تقدیر الهی از آدم تا علی بن ابی طالب (ع) ادامه داشته واکنون در زریه فرزندان ایشان مکتوم است،این مسیله نیز بسیاری از مدعیان را بی اعتباری می ساخت و به تدریج پیروان پرشماری از اعراب وموالی بر گردایشان مجتمع شدند. برتری علمی و اجتهادی ایشان به گونه ای بوده که مرجعیت ایشان در عرصه حدیث و مباحث عقیدتی برهمه فرق ا مری بدیهی بود و لقب باقرالعلوم صفت ویژه ایشان دانسته می شد. مالک بن انس، شافعی، ابن حنبل و بسیاری از بزرگان فرق اسلامی ایشان را بعنوان “ ثقه” پذیرفته واز ایشان مکرر روایت کرده اند و حتی عده ای به گونه ای خود خوانده خود را وصی ایشان در سرزمین های دیگر معرفی می کردند که وجود این دسته خود یکی از دردسرهای این امام معصوم شمرده می شد. عبدالله بن عطاء مکی گفته است که هر گز ندیده دانشمندان در حضور کسی این همه احساس حقارت و کوچکی کنند که در برابر ابوجعفر (ع) احساس حقارت می کنند (ص 137).

فصل چهارم کتاب به ذکر مبانی قرآنی و حدیثی نظریه ا مامت می پردازند که امام محمد باقر(ع) مورد تفسیر وروایت قرار داده است. به عبارت دیگر امام با بهره گیری از آیات مختلف وروایات موثق نبوی در عصری آشوب زده به صورت بندی گفتمانی سیاسی-عقیدتی پرداخت که در نتیجه آن تثبیت امامت حقیقی خاندان پیا مبر و اینکه فلاح و رستگاری در سایه علم الهی ا مامان میسراست منجر شد.در این قرایت امامان صاحب علم مطلق ازلی و ابدی، حجت خدا، نورالله، عین الله،امه وسط‏ و همان اولوالامرند که اطا عت وبرتری آنها نه تنها واجب است بلکه به اعتبار آیات مختلفی که در کتاب ذکر گردیده وظیفه ای است که به بندگان خدا توصیه شده است.

نویسنده دلایلی را در تأیید موفقیت تلاشهای امام محمدباقر علیه السلام یاداور می شود؛ نخست وجودپیروان گسترده که حامی دستگاه فکری منسجم و مستدل وی شدند ودیگر پروش امام جعفر صادق علیه السلام که نظریه ا مام محمد باقر (ع) رادر ابعاد مختلف بسط وگسترش داد وبنیان یکی از فرق مهم اسلامی را بر اساس آن استوار ساخت.

نتیجه گیری
در ابتدا کوشیدیم تا پرسش هایی که پیرامون مذهب مبتلا به جهان مدرن است مطرح نماییم ودر ادامه معرفی اجمالی از اثر تحقیقی و ارزشمند خا نم لالا نی داشته باشیم تا شاید جویندگان متون تحقیقی را به اثری مطلوب پیرامون تشیع و امام محمد باقر (ع) رهنمون شده باشیم.

واقعیت آن است که تاریخ واندیشه های نهفته در آن نمی میرند وتاریخ صدر اسلام به صورت ویژه ای مشمول این قاعده است ؛ به نظر می رسد که تقریباً همه جریانهای سیاسی ــ عقیدتی معاصر جهان اسلام بر شکافهای اسلام مابعد سقیفه استوارند و هر جنبشی یا تحولی لاجرم اگر بخواهد بازیگر قابلی باشد چاره ای جز تفسیری مستند و مستدل از سقیفه ندارد. سقیفه حادثه ای است که به اعتبار گروهی (البته به حق) بعد از آن بنای کژاندیشی و انحراف از اسلام راستین گذاشته شد و این بنا تا سریا کج خواهد ماند مگر آنکه در نهایت جهان را بندگان شایسته خدا به ارث ببرند.

برای گروهی بزرگتر و جمهور مسلمانان سقیفه همانی است که می باید می شد و هر تلاشی بایستی با رعایت همان قواعد وسنت های اصیل صورت بگیرد. اگر شیعه آرمان خود را به ورای تاریخ یا آینده موکول می داند ودر تکاپوی آن است، اهل سنت آرمان خود را درصدر اسلام و عصر خلفای راشدین می بیند که عرصه ظهور سنتی اصیل بوده است.

دراین نوشتار بر آن بودیم که شاید بتوان در زبان فارسی کتب و مقالات جامع تر از کتاب خانم لالانی یافت اما در زبان انگلیسی این کتاب اثری است بی نظیری وتلاشی است (به گمان ما) در خور پاداش مادی و معنوی. جهان نگری تشیع برای حضوری پویا در عصر جدید چاره ای جز توجه ویژه به عرضه تحقیقاتی مستدل و مستند ندارد، و بایستی به گونه ای عمل شود تا برخی نگاههای غیرواقع بینانه و سطحی محافل علمی جهانی نسبت به تشیع زدوده شود.باید کوشید تا معرفی شیعه فراتر از اظهاروابراز احساسات که در جای خود ارزشمند است مورد توجه باشد به عنوان مثال باید بستری فراهم گردد تا امکان ترجمه بسیاری از متون فلسفی و کلامی شیعی به زبانهای خارجی فراهم آید.


*دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه تهران
1- lalani, arzina R. Early shii thought: tha teachings of Imam Mohamad al baqir, I.B.tauris association with the institute of Ismaili studies,2000,London.

2- دکتر ارزینا آر.لالانی. نخستین اندیشه های شیعی(تعالیم امام محمد باقرعلیه السلام)ترجمه دکترفریدون بدره ای. نشر فرزان روز.
حبیب الله فاضلی پیرکاشانی*

تابناک