نقد کتاب شاهراه اتحاد (نصوص امامت) نوشته آقای حیدر علی قلمداران-7

خداوند متعال می فرماید:

وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً واحِدَةً .

یعنی خداوند اراده تکوینی برای امت واحده شدن امت نکرده است ، بلکه این امر تشریعی در مورد تمام افراد بشر نیز بیان شده است:

وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ لا یَزالُونَ مُخْتَلِفین (118 / هود)

اگر خدایت می‏خواست، همه مردم عالم را امت واحدی می‏کرد ولی همواره انسانها با هم اختلاف دارند

به عبارت دیگر خداوند اراده تکوینی برای ایجاد وحدت بین مسلمین نکرده و بر عکس فرموده است:

إِنَّ رَبَّکَ یَقْضی‏ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ


خدای تو روز قیامت میان آنها در آنچه اختلاف می‏کردند، حکم خواهد کرد .

حال وظیفه ما چیست؟ وظیفه ما این است که خود را در میان گروهی که بر حق هستند قرار دهیم و وظیفه ای نداریم از طرفین اختلاف بخواهیم تا دست از اعتقادات شان بردارند و با هم وحدت ایجاد کنند.

بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَی الْباطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَکُمُ الْوَیْلُ مِمَّا تَصِفُونَ (18 / انبیاء)

بلکه ما حق را بر سر باطل می‏کوبیم تا آن را در هم شکند و یکباره نابود شود، پس وای بر شما از این توصیفی که می‏کنید

خوب چگونه میشود بین حق و باطل ایجاد وحدت کرد ؟

مهم این است که ما در گروهی باشیم که محور اتحادشان دین و اعتقاد صحیح و مورد خواست و رضای الهی است در غیر این صورت ستیزه جویی با اعتقاد اصیل امامت به انگیزه یکسان سازی اعتقادات مسلمین و رفع افتراق میان مسلمین هدف ممدوح و مرضی خدا نخواهد بود. در ادامه نقد نشان خواهیم داد که امامت، جوهره و اساس اسلام حقیقی پس از اصول توحید و نبوت و معاد می باشد.آیه وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا اشاره به این نکته دارد که عدم تفرق وقتی که با اعتصام به حبل خدا همراه باشد مورد نظر خداست. نویسنده (حبل الله) را قرآن معرفی کرده است و حال آنکه اگر قرآن واژه حبل الله را به جای قرآن بکار گرفته،قطعا نظر خاصی داشته است و اگر نویسنده از آیه وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا که قران گفته است، میخواهد حسبنا کتاب الله را اراده کند، بالبداهه باطل است. چرا که خود قرآن به مبین قرآن و تبعیت از رسول و اخذ از ایشان دعوت می کند، ولی اگر منظور نویسنده چنین نباشد، ما هم قبول داریم که باید به کتاب خدا اعتصام کرد.

خدای متعال می فرماید:

وَ أَنَّ هذا صِراطی‏ مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (153 / انعام )

این راه راست من است. از آن پیروی کنید و از راههای دیگر پیروی نکنید که شما را از راه خدا منحرف می‏کنند. اینها سفارشات پروردگار به شماست شاید پرهیزکار شوید.

در عین حال در آیه دیگر به پیامبر می فرماید:

یس وَ الْقُرْءَانِ الحکِیمِ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلیَ‏ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ

پس پیامبر به شهادت حق متعال که إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلیَ‏ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ هم بر صراط مستقیم است و هم مردم را به صراط مستقیم دعوت می کند. البته منظور از صراط هم می تواند راه خدا باشد و هم راه پیغمبر باشد و تناقضی هم ندارد و با آیات دیگر تایید می شود. این راه همان راهی است که خدا امر می کند آن سبیل را تبعیت کنید و متفرق نشوید.

این آیه خود دلالت بر عصمت پیامبر نیز دارد که به جای خویش از آن گفتگو خواهیم کرد.حال ادعای ما این است که همین پیامبر به جانشینی امامان پس از خویش امر و دعوت نموده است.

در طی این نوشتار ما دلایل خود را مشروحا ارایه خواهیم نمود لیکن ذکر این نکته ضرورت دارد که آقای حیدر علی قلمداران در کتاب حکومت در اسلام حداقل تا این مرحله اعتراف نموده اند که پیامبردر"غدیر خم "امیر المومنین را به عنوان یک جانشین اصلح به مردم توصیه و معرفی نمودند و همین اعتراف قلمداران حجت ما و ایشان در روز قیامت خواهد بود که ما به دستورپیامبر عمل کردیم و شما نکردید. حال خوانندگان محترم خود قضاوت کنند که آیا شیعیان بر صراط مستقیم می باشند یا مخالفین ایشان؟

به آیه ذیل دقت فرمایید:

وَ کَیْفَ تَکْفُرُونَ وَ أَنتُمْ تُتْلیَ‏ عَلَیْکُمْ ءَایَاتُ اللَّهِ وَ فِیکُمْ رَسُولُهُ وَ مَن یَعْتَصِم بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلیَ‏ صرَِاطٍ مُّسْتَقِیم‏: (آل عمران / 101)

و چگونه کافر خواهید شد در صورتی که آیات خدا بر شما تلاوت می‏شود و پیغمبر خدا میان شماست؟ و هر کس به دین خدا متمسّک شود محققا به راه مستقیم هدایت یافته است. در این آیه اعتصام به خدا را معدل هدایت شدن به راه مستقیم معنا کرده است ودر خود آیه آیات خدا و رسول خدا هر دو بیان شده اند. یعنی اعتصام به خدا به معنای دست یازیدن به آیات خدا و شخص رسول خدا می باشد و این همان هدایت یافتن به راه مستقیم است (یعنی آیه 101 آل عمران آیات الهی و رسول خدا را آیه معرفی میکند ) و این همان راهی است که شیطان قصد اغواگری از آن را دارد وَ لَأُغْوِیَنهَُّمْ أَجْمَعِینَ إِلَّا عِبَادَکَ مِنهُْمُ الْمُخْلَصِین و همان راهی است که راهرو آن توفیق عبادت خدا و نه عبادت غیر خدا را در آن می یابد.

وَ إِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقیم‏ (36 / مریم)

باید آیات مزبوط به صراط های مستقیمی که قران معرفی کرده را باهم جمع نمود تا مشخص شود چه جا هایی را خدا بعنوان صراط مستقیم معرفی کرده است ؟ خداوند در باره پیامبر میفرماید: پیامبر هدایت به صراط مستقیم میکند. جمع آیات قران، الله و رسول را هادی به سوی صراط مستقیم معرفی می کند. در انتها میفرماید آنکس که بسوی راه مستقیم در حرکت است در حقیقت او مرا عبادت میکند و کسی که در آن راه نیست خدا را عبادت نمی کند. در نقطه مقابل، خدای متعال، اجتماع و اتحاد مخالفین پیامبر و کافرین را اتحادی صوری و ظاهری معرفی می کند.

تحَْسَبُهُمْ جَمِیعًا وَ قُلُوبُهُمْ شَتیَ‏ ذَالِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا یَعْقِلُونَ (حشر/ 14) شما آنها را جمع و متّفق میپندارید در صورتی که دلهاشان سخت متفرق است، زیرا آن قوم دارای فهم و عقل نیستند.

توجه داشته باشیم، قلوب افراد بی ایمان، پراکنده است و اتحادشان عمیق و اصیل نیست. در مقابل مومنین، با عبرت گیری از این پیام الهی بایستی در پی وحدتی حقیقی و راستین باشند و این مقدور نیست مگر اینکه محوریت قرآن و پیامبر قطب وحدت مسلمین گردد.

وَ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَا تَنَزَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَ تَذْهَبَ رِیحُکم‏ (انفال /46)


و همه پیرو فرمان خدا و رسول باشید و هرگز راه اختلاف و تنازع نپویید که در اثر تفرقه ترسناک و ضعیف شده و قدرت و عظمت شما نابود خواهد شد، بلکه همه باید یک‏دل، پایدار و صبور باشید. در این آیه اطاعت از خدا و رسول هر دو ذکر شده است. که موجب وحدت می باشد.

پس خلاصه اینکه در همه جای قران، امت به معنای جماعت نیست و هر صراطی نیز منظور خدا نیست.



وبلاگ آقای حسینی ورجانی