نقد کتاب شاهراه اتحاد (نصوص امامت) نوشته آقای حیدر علی قلمداران-5

نویسنده در ابتدای کتاب بعنوان پیش در آمد به انگیزه ای عقلی و اجتماعی برای نگارش این کتاب پرداخته و مسیله اتحاد کلمه و اتفاق امت و جماعت را مطرح می نماید.

ترجمه از آیه و برداشت از وحدت:

نویسنده اینگونه نتیجه گیری می کند که اعتقاد به امامت منصوص در مکتب اهل بیت عاملی است که موجب تفرقه در بین امت اسلام گردیده است و اگر امروز این اعتقاد اصیل, منزوی و متروک گردد، اتحاد جامعه مسلمانان حاصل شده و افتخارات گذشته مسلمین باز می گردد.

به منظور تثبیت این مطلب در صفحه 1 کتاب به دو آیه از آیات قرآن استناد جسته است:

إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ (انبیاء / 92)

همانا این امت شما امت واحده است من پروردگار شما هستم پس مرا عبادت کنید.

وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاتَّقُون (مومنون /52)

همانا این امت همگی از یک امت واحدی هستند و من خدای شمایم بنا بر این از من بترسید.

نویسنده کتاب مبتنی بر این دو آیه مدعی شده است که خدای متعال به وحدت دعوت نموده است، آن هم وحدتی که مورد نظر نویسنده کتاب می باشد . ضمن اینکه نویسنده مطرح می کند یگانگی در نظام خلقت و نظم آن نمایانگر نوعی وحدت در عالم تکوین است و عدم هماهنگی عالم تشریع و تکوین ضایعه ای بزرگ تلقی می شود:

"در عالم همه چیز طبق روال صحیح پیش میرود لذا هیچگاه گربه گرگ را پاره نمی کند و سگ گندم نمی خورد"

نویسنده به آیه (103 و 105) آل عمران نیز تمسک جسته که خدای متعال می فرماید:

وَ اعْتَصِمُواْ بحَِبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ لَا تَفَرَّقُواْ ... وَ لَا تَکُونُواْ کاَلَّذِینَ تَفَرَّقُواْ وَ اخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ ... (105) آل عمران

ایشان ( حبل الله) را قرآن ترجمه نموده و محوریت قرآن را تنها محور اتحاد مسلمین بیان می کند و با استناد به آیه

وَ أَنَّ هَذَا صرَِاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ وَ لَا تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبِیلِهِ ذَالِکُمْ وَصَّیکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (انعام / 153)

چنین مطرح می شود که تمسک به قرآن تنها راه اتحاد کلمه و راه مستقیم خدا است و عدم تمسک به آن یا افزودن محورهای دیگر موجب تفرق امت می شود و این سفارش و بلکه امر الهی است.

پاسخ ما:

اگر چه ما می پذیریم که اتحاد کلمه و وحدت جامعه امری نیکو و پسندیده و موجب سربلندی و افتخار یک جامعه می گردد، اما موضوع وحدت و مبانی و محورهای این اتحاد مهم تر از نفس وحدت و اتحاد می باشد . بدیهی است که اجتماع به کفر و اتحاد بر یک امر غیر اخلاقی و هماهنگی در ظلم به ضعیف، نه معقول است و نه مورد امضای شرع می باشد، بلکه در این موارد تفرقه و تکروی مورد رضای الهی است.

اگر نویسنده به مضامین آیات استناد شده دقت کافی می کرد در می یافت که آن آیات نیز احکام و آیین الهی را اصل و اساس گرفته و همگان را دعوت می نماید تا حول این دیانت مرضی خدا اجتماع نموده و متفرق نشوند و مشروعیت این اتحاد به جهت مشروعیت موضوع و محور اتحاد است و نه نفس اجتماع و وحدت انسانها. در ترجمه و بیان آیات

إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ (انبیاء / 92)

همانا این امت شما امت واحده است من پروردگار شما هستم پس مرا عبادت کنید

و

وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاتَّقُون (مومنون /52)

همانا این امت همگی از یک امت واحدی هستند و من خدای شمایم بنا بر این از من بترسید.

بایستی دقت کرد که واژه (امه) با رجوع به قرآن کریم و کتب لغت به معانی مختلفی استعمال شده است:

1.امه به معنای جماعت است که شاید در هشتاد درصد آیات قرآن امه به همین معنا می باشد :

" کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاس‏..." شاید معنای جماعه برای لفظ امه معنای اولی و حقیقی باشد . برخی از مفسرین امت را به جماعت هدفدار، جماعتی که دارای یک هدف مشخص باشند معنا کرده اند.

2.امه به معنای آیین و مله و دین و روش

"بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلی‏ أُمَّة..."(زخرف /22)

إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلی‏ أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلی‏ آثارِهِمْ مُقْتَدُون‏ (زخرف /23)

بسیاری از مفسرین در آیه(انبیاء/ 92) و (مومنون /52 ) نیز واژه (امه) را به معنای دین و عقیده گرفته اند نه به معنای جماعت.

3. آیه ای که خداوند فقط شخص ابراهیم را به امه تعبیر کرده است:

إِنَّ إِبْراهیمَ کانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنیفاً وَ لَمْ یَکُ مِنَ الْمُشْرِکینَ (120) نحل

ابراهیم، خود امتی بود مطیع پروردگار و به راه مستقیم حرکت می‏کرد و از مشرکان نبود.

در این آیه به یکنفر یعنی خود ابراهیم هم اطلاق امه شده مثل این است که خداوند"تمام نسل ابراهیم را در خود ابراهیم خلاصه کرده"و به امه تعبیر کرده است.

4. آیاتی که خداوند زمان را به امه تعبیر نموده است:

وَ لَینِ‏ْ أَخَّرْنَا عَنهُْمُ الْعَذَابَ إِلیَ أُمَّةٍ مَّعْدُودَة... (8 / هود )

اگر ما عذاب را از آنها تا مدّت محدودی تأخیر اندازیم‏...

وَ قَالَ الَّذِی نجََا مِنهُْمَا وَ ادَّکَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّیُکُم بِتَأْوِیلِهِ فَأَرْسِلُونِ (45 / یوسف)

یکی از آنهایی که از زندان نجات یافته بود، بعد از چند سال یاد یوسف افتاد.

5. حتی امه فقط خاص انسانها نیست بلکه قران جماعت حیوانات و طیور را به امه تعبیر کرده است:

وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طایِرٍ یَطیرُ بِجَناحَیْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ... (38 / انعام)

هیچ جنبنده‏ای در زمین نیست و نه پرنده‏ای که به دو بال پرواز کند، مگر اینکه امتهایی همانند شما هستند.

با رجوع به آیات قرآن و بیان مفسرین و قراین متصله موجود در آیات فوق، برای امت معانی دیگری چون جماعت، گروهی از جنبندگان روی زمین، مدت زمان، مهلت، یک انسان تاثیر گذار که سازنده و راهبر گروهی از انسانهای دیگر است، نیز بکار رفته است.

ما می گوییم محوری که مردم باید حول آن وحدت داشته باشند باید به تعیین الهی و مشروع باشد، تا این وحدت مرضی خدا باشد.



http://www.h-varjani.blogfa.com/post-158.aspx