نقد و بررسی کتاب ((خرافات وفور در زیارات قبور)) نوشته سید ابوالفضل برقعی-7

عالم قبر و برزخ در سخنان حضرت علی علیه السلام (9)
در مقاله قبل بیان داشتیم که آقای برقعی به عبارات پیشین و پسین جملات ((فَهُمْ جِیرَةٌ لَا یُجِیبُونَ دَاعِیاً وَ لَا یَمْنَعُونَ ضَیْماً وَ لَا یُبَالُونَ مَنْدَبَةً)) از خطبه 110 نهج البلاغه توجهی نکرده و در ترجمه فرازهای فوق مرتکب اشتباهات عدیده شده است. همچنین توضیح دادیم که فاعل اجابت نکردن به فریاد خواهی مردگان (لَا یُجِیبُونَ دَاعِیاً)، قبور همسایه می باشد، نه زندگان روی زمین. و عرضه داشتیم که همسایگان سایر قبور به ندبه و فریاد تازه مردگان غیر مومن بی اعتناء هستند ، و بر خلاف ادعای آقای برقعی، حضرت علی علیه السلام نمی خواهند بفرمایند که تازه مردگان نوحه و گریه زندگان روی زمین را نمی شنوند. همچنین توضیح دادیم که نفس آگاهی و فریاد خواهی انسانها در عالم قبر، نشانه فهم و ادراک و حیات روح می باشد، نه عدم علایم حیاتی.

اینک ادامه خطبه:
"إِنْ جِیدُوا لَمْ یَفْرَحُوا وَ إِنْ قُحِطُوا لَمْ یَقْنَطُوا جَمِیعٌ وَ هُمْ آحَادٌ وَ جِیرَةٌ وَ هُمْ أَبْعَادٌ مُتَدَانُونَ لَا یَتَزَاوَرُونَ وَ قَرِیبُونَ لَا یَتَقَارَبُونَ حُلَمَاءُ قَدْ ذَهَبَتْ أَضْغَانُهُمْ وَ جُهَلَاءُ قَدْ مَاتَتْ أَحْقَادُهُمْ لَا یُخْشَی فَجْعُهُمْ وَ لَا یُرْجَی دَفْعُهُمْ اسْتَبْدَلُوا بِظَهْرِ الْأَرْضِ بَطْناً وَ بِالسَّعَةِ ضِیقاً وَ بِالْأَهْلِ غُرْبَةً وَبِالنُّورِ ظُلْمَةً فَجَاءُوهَا کَمَا فَارَقُوهَا حُفَاةً عُرَاةً قَدْ ظَعَنُوا عَنْهَا بِأَعْمَالِهِمْ إِلَی الْحَیَاةِ الدَّایِمَةِ وَ الدَّارِ الْبَاقِیَةِ کَمَا قَالَ سُبْحَانَهُ (کَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِیدُهُ وَعْداً عَلَیْنا إِنَّا کُنَّا فاعِلِینَ)"

ترجمه:
"اگر باران بر ایشان ببارد شاد نمی شوند، و اگر تنگدستی به آنها رو آورد نومید نمی گردند، گرد هم آمده اند ولی تنها می باشند، و همسایه ‏اند در حالیکه از هم دورند، به هم نزدیکند ولی به دیدار یکدیگر نمی ‏روند، و در کنار هم هستند اما به هم نزدیک نمی شوند، بردبارانی هستند که اختیارشان از کفشان برفته است، نادانانی هستند که کینه شان از بین رفته است ،
از فریاد ایشان کسی ترسی ندارد، به دفع آنها هم کسی امیدی ندارد، روی زمین را به زیر زمین و فراخی آنرا به تنگی و آشنایی با اهل را به غربت و بی کسی تبدیل نموده اند، همانگونه که برهنه به دنیا آمدند، همانگونه برهنه از آن جدا گشتند، با کردارشان از دنیا بسوی زندگانی همیشگی و سرای ابدی کوچ کردند، چنانکه خداوند سبحان می‏فرماید: همچنانکه در آغاز، خلق را ایجاد نمودیم، آنها را باز می گردانیم، و این وعده ما است که انجام خواهیم داد."

توضیح:
إِنْ جِیدُوا لَمْ یَفْرَحُوا: بارش باران در دنیا ایشان را بوجد نمی اورد، زیرا آنها از دنیا فارغ شده و سرگرم تیره بختی خودشان می باشند و به دنیا دیگر نظرندارند، و این مطلب، برخلاف نظر آقای برقعی که دنیای قبر را عالم سکون و عدم علایم حیاتی می داند، میرساند که مرده درون قبر دارای فهم و شعور و سرگرم مسایل زندگی جدید خودش است و لذا باران باریدن در دنیای بیرون از قبر او را به وجد نمی اورد. بار دیگر این نکته را یادآوری می کنیم که این حالات، مخصوص افراد خارج از دایره ایمان و غیر مومنین است و ما در جای دیگر این حقیقت را بیان کرده ایم که خیرات و برکات و اعمال صالحه دنیای روی زمین و بستگان متوفی، به سرور و شادمانی و راحتی مومن متوفی می افزاید.

وَ إِنْ قُحِطُوا لَمْ یَقْنَطُوا: قحطی هم تاثیری برای این کافرین ندارد، زیرا اصلا ثمرات مادی دنیا هیچ تاثیری در زندگی درون قبر ایشان ندارد.
جَمِیعٌ وَ هُمْ آحَادٌ : همه مردگان در قبرستان در کنار هم ولی تک تک به سر می برند، به دلیل اینکه بعضی مومن و بعضی کافر هستند، و همانگونه که گفته شد، کسی فریادرس غیر مومنین نمی باشد.
وَ جِیرَةٌ وَ هُمْ أَبْعَادٌ: ظاهرا همسایه ولی به جهاتی که در سطور پیشین گفته شد از هم دورند.
مُتَدَانُونَ لَا یَتَزَاوَرُونَ: به هم نزدیک هستند ولی نمی توانند یکدیگر را زیارت کنند و با هم در رفت وآمد باشند.
وَ قَرِیبُونَ لَا یَتَقَارَبُونَ: در کنار هم هستند ولی نمی توانند به هم نزدیک شوند.
حُلَمَاءُ قَدْ ذَهَبَتْ أَضْغَانُهُمْ: بردباری برای کسی معنا دارد که اجازه کار دست خودش هست. اما در اینجا او اختیار ی ندارد که بردبار باشد. این افراد در عالم قبر صبورانی هستند که به اجبار صبور هستند.
وَ جُهَلَاءُ قَدْ مَاتَتْ أَحْقَادُهُمْ: بی خبرانی هستند که آنقدر در قبر دچار مشکل می باشند که در فکر حسادت نیستند.
لَا یُخْشَی فَجْعُهُمْ : از فریاد ودرد و اندوه او کسی باک وترسی ندارد.
وَ لَا یُرْجَی دَفْعُهُمْ : به دفع ایشان هم کسی امیدوار نمی شود به دلیل اینکه اینها وجود دنیوی ندارند.
اسْتَبْدَلُوا بِظَهْرِ الْأَرْضِ بَطْناً وَ بِالسَّعَةِ ضِیقاً وَ بِالْأَهْلِ غُرْبَةً وَ بِالنُّورِ ظُلْمَةً: این افرادی که مرده اند، روی زمین را به قبر و سعه و فراخی آن را به تنگی و همراهی اهل و عیال را به غربت و نور را به ظلمت تبدیل کرده اند و این نشان میدهد که در مورد مومن باید عکس این مطلب باشد، یعنی برای مومن، داخل قبر"روضه من ریاض الجنه" است.

به عبارت دیگر، همان صله و همان آشنایی و همان نور که برای مومن در دنیا نور بوده است، در داخل قبر نیز نیز برای مومن نور خواهد بود. اکنون جای دارد که مطلب خود را با حدیثی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم که امیرالمومنین علی علیه السلام آنرا نقل فرموده اند، مزین کنیم:
عَنْ أَصْبَغَ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ عَلِیٍّ ع فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَیِذٍ آمِنُونَ قَالَ فَقَالَ لِی عَلِیٌّ بَلَی یَا أَصْبَغُ مَا سَأَلَنِی أَحَدٌ عَنْ هَذِهِ الْآیَةِ وَ لَقَدْ سَأَلْتُ النَّبِیَّ ص کَمَا سَأَلْتَنِی فَقَالَ لِی سَأَلْتُ جَبْرَیِیلَ ع عَنْهَا فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ حَشَرَکَ اللَّهُ وَ أَهْلَ بَیْتِکَ وَ مَنْ یَتَوَلَّاکَ وَ شِیعَتَکَ حَتَّی یَقِفُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ تَعَالَی فَیَسْتُرُ اللَّهُ عَوْرَاتِهِمْ وَ یُؤْمِنُهُمْ مِنَ الْفَزَعِ الْأَکْبَرِ لِحُبِّهِمْ لَکَ وَ أَهْلِ بَیْتِکَ وَ لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع یَا عَلِیُّ شِیعَتُکَ وَ اللَّهِ آمِنُونَ فَرِحُونَ یَشْفَعُونَ فَیُشَفَّعُونَ ثُمَّ قَرَأَ فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَیِذٍ وَ لا یَتَساءَلُونَ
بحارالانوار جلد 46 صفحه 177 به نقل ا زتفسیر فرات کوفی

ترجمه:
أصبغ بن نباته از علی بن ابیطالب علیه السلام در مورد فرمایش خداوند متعال:"وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَیِذٍ آمِنُونَ"سوال می کند. جضرت علی علیه السلام فرمودند: ای أصبغ! هیچ کس در مورد این آیه از من سوال نکرده بود و من نیز در مورد همین آیه از رسول خدا سوال کردم. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمودند: من در مورد این آیه از جبرییل پرسش کردم: جبرییل گفت: ای محمد! وقتی که روز قیامت بر پا شود، خداوند تو و اهل بیت تو و کسی که بر ولایت تو باشد وپیروانت را بر می انگیزاند، تا اینکه در پیشگاه خداوند متعال می ایستند، پس شیعیان را می پوشاند و آنان را از فزع اکبر به واسطه محبتشان به تو و به اهل بیت تو و به علی بن ابیطالب در امان می دارد. رسول اکرم (ص) قرمودند: ای علی! والله شیعیان تو شادمان و در امان هستند، شفاعت می کنند و شفاعت می شوند، سپس رسول اکرم (ص) این آیه را تلاوت فرمودند:"هیچ نسبی بین ایشان وجود ندارد و ایشان سوال نخواهند کرد."

همانگونه که مشاهده می شود، رسول خدا (ص) هیچ نسبی را به جز نسب اهل بیت و ولایت خودشان، برقرار و مفید فایده نمی دانند.

ادامه توضیح خطبه:
فَجَاءُوهَا کَمَا فَارَقُوهَا حُفَاةً عُرَاةً قَدْ ظَعَنُوا عَنْهَا بِأَعْمَالِهِمْ إِلَی الْحَیَاةِ الدَّایِمَةِ وَ الدَّارِ الْبَاقِیَةِ َمَا قَالَ سُبْحَانَهُ (کَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِیدُهُ وَعْداً عَلَیْنا إِنَّا کُنَّا فاعِلِینَ) : همانگونه که برهنه خلق شدند و به دنیا آمدند، برهنه نیز از آن جدا و وارد قبرهایشان می شوند و آنچه که با خود به سرای دیگر می برند، اعمالشان می باشد

وبلاگ حسینی ورجانی



وبلاگ حسینی ورجانی