بسم الله الرحمن الرحیم

نقد و بررسی نظریه آقای حیدر علی قلمداران پیرامون آیه شریفه (وَ لا تُصَلِّ عَلى‏ أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى‏ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ ( توبه  84)

 

آقای قلمداران از آیه شریفه (لاتصل علی احد مات ابدا و لا تقم علی قبره ) نتیجه  می گیرد که بنابر این آیه می توان بر قبر مؤمن قیام کرد و مراد از قیام بر قبر در این آیه عملی است که پس از انجام نماز میت صورت می گیرد مانند کندن قبر ،‌گذاردن میت ، گذاردن لحد ، ریختن خاک. این عمل را خداوند برای مؤمن جایز  و برای کافر نهی کرده است .قیام در این آیه اصلا ناظر بر زیارت مؤمن نیست .

چنین عملی  یعنی زیارت قبور  درهیچ دینی وآیینی از شرایع حقه الهیه وجود ندارد و همچنین  این حکم   در کتاب و سنت اسلام نیز مشاهده نمی شود و تاریخ مسلمین صدر اسلام و سیره  نبویه نیز از وجود چنین عملی خالی و بی خبر است. تا جایی که عایشه بعد از 30-40 سال در حکومت معاویه وقتی سر قبر برادرش عبدالرحمن رفت مورد ملامت قرار گرفت و این ملامت به خاطر عملی بود که رسول خدا از آن نهی کرده بود .

نقد و بررسی :

در ابتدای کلام به گفتار بعضی از دانشمندان و مفسرین در عمومیت اطلاق عبارت (لا تقم علی قبره ) یعنی "نهی از ایستادن بر قبر منافق" در آیه شریفه اشاره می کنیم  .در اقوال آتی  قیام بر قبر هم مراسم دفن راشامل می شود و هم زیارت را.

    الف ـ دانشمند شهیر آقای جعفر سبحانی در  کتاب " زیارت القبور فی الکتاب و السنه" ذیل آیه (لاتصل علی احد منهم مات ابدا و لاتقم علی قبره انهم کفروا بالله و رسوله وماتوا و هم فاسقون            توبه 84)

می گوید:

 آیه در صدد انهدام  شخصیت و شکستن حزب منافقین است. خداوند در این آیه  دو امر را  نسبت به منافق نهی کرده  تا حزب و شخصیت آنها  خرد کند:

 1- نماز بر ‌آنها نخوان 

2- قیام بر قبر آنها نکن.

مفهوم آیه این است که این دو امر برای مؤمنی که مرده است مطلوب است.

 این که خداوند تبارک و تعالی می فرماید:( ولاتقم علی قبره)  به معنی این است که فقط قیام موقع دفن مورد نظر نیست ، بلکه   قیام بر سر قبر مومن عمومیت دارد و فقط به زمان دفن منحصر نمی شود و پس از دفن و زیارت را نیز شامل می شود. 

ب - سیوطی در تفسیرش ذیل آیه شریفه ( و لاتقم علی قبره) می گوید :

(لدفن او زیاره) .

سیوطی  نهی در  عبارت ( و لاتقم علی قبره) را هم برای دفن و هم برای زیارت قائل است .

ج - آلوسی بغدادی نیز می گوید :( علی قبره یعنی عند قبره)

علی به معنی نزد قبر می باشد. ایشان  می خواهد بگوید : قیام کنار قبر عمومیت پیدا می کندو معنای آیه چنین می شود: کنار قبر منافق هم به هنگام دفن و  هم برای زیارت نایست.

د - شیخ اسماعیل حقی می  گوید:

 (و لا تقم علی قبره) ای و لا تقف عند قبره للدفن او للزیاره و الدعاء)

ترجمه : و بر کنار قبر او قیام نکن یعنی : نزد قبر او برای دفن و زیارت و دعا توقف نکن .

همانگونه که مشاهده می شود ، ایشان (و لا تقم علی قبره ) را منحصر در مراسم دفن نکرده است .

ب - بیضاوی در تفسیرش گفته است :

(و الحق مع من اخذ باطلاق الآیه)

ترجمه : حق با کسی است که آیه را مطلق بگیرد. یعنی نگوید: اگرفقط موقع دفن کنار قبر رفتی قیام نکن بلکه هرموقع که کنار قبر رفتی قیام نکن .در نظر بیضاوی آیه  عمومیت را می رساند.

 او توضیح می دهد و می گوید:

آیه از دو فرمان  تشکیل شده است :

1-            (و لا تصل علی احد منهم مات ابدا)

2-           (ولا تقم علی قبره)

لفظ "احد" در اینجا بر سیاق نفی آمده است . بیضاوی می گوید: این لفظ افاده عموم می کند. یعنی این که شما می توانید بر تمام مومنین نمازو دعا بخوانید  و یا قیام بر قبور(زیارت ) آنها بنمایید و برای  هیچ منافقی هم نباید این دو کار را انجام بدهید. بیضاوی ادامه می دهد :

‌این دو نهی در آیه شریفه  استغراق  زمانی دارد و معنای آن این می شود :

( درهیچ زمانی تو بر قبر منافق نماز به جای نیاور و قیام بر قبرش نکن و معنای مخالف  آیه این می شود که تو می توانی در تمام زمان ها بر سر قبر مومن با یستی نه صرفا در در زمان دفن.

پس معنا این می شود(  لاتصل علی احد من المنافقین فی ای وقت کا ن) .

 بر هیج  یک از منافقین در هیچ زمانی صلوه بر جای نیاور.

پس با تذکر دومطلب یکی استغراق در جمیع افراد و دیگری استغراق در زمان  نتیجه می شود که خدا نهی کرده از اینکه بر میت منافق  نماز بخوانی و یا صلوه به جای بیاوری.استغراق زمانی نشان می دهد که صلوه می تواند دعا باشد و شاهد این مثال  این است که  صلوه میت فقط هنگام دفن نیست بلکه قابلیت تکرار در تمام زمان ها را دارد.

 اگر استغراق زمانی در آیه مراد نمی بود ، هیچ  نیازی  به آوردن لفظ (ابدا) نبود و همان که می گفت (لاتصل علی احد منهم مات) کافی بود. پس لفظ (ابدا) تمام زمان ها و مکان هارا  در بر می گیرد.

با توجه به مطالب  فوق تفسیر آقای قلمداران از آیه شریفه (ولا تقم علی قبره) به کندن فبر و سنگ لحد و خاک سپاری و مراسم تدفین نادرست است .

پیرامون این ادعای  آقای قلمداران که ( زیارت در هیجیک از شرایع حقه الهیه وجود نداشته و کتاب و سنت نبویه  و تاریخ مسلمین صدر اسلام از این عمل خالی است ) در مقالات آینده سخن خواهیم گفت .