مصحف حضرت فاطمه سلام الله علیها

سوال: آیا پیامبر و اصحاب او قرآن فاطمه را می دانستند و از آن خبر داشتند؟ اگر پیامبر آن را نمی دانست و از آن خبر نداشت چگونه اهل بیت از آن باخبر بودند؟در حالیکه او پیامبر بود. و اگر آن را می دانست و از آن خبر داشت چرا آن را از امت پنهان کرد؟ حال آنکه خداوند می فرماید:"یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک....."

مصحف حضرت زهرا سلام الله علیها

به نقل های گوناگون از علمای شیعه و سنی، حضرت زهرا سلام الله علیها بعد از رحلت رسول اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم دچار حزن شدیدی شدند، بدین جهت جبرییل به نزد ایشان می‌آمد و به سبب مرگ پدرشان به ایشان دلداری و تسلی خاطر می‌‌داده و همچنین از جایگاه پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم و کسانی که از ذریه‌ی حضرت فاطمه سلام الله علیها خواهند بود؛ خبر می داد و حضرت علی علیه السلام این سخنان را مکتوب می کردند. به این مجموعه ی مکتوب، صحیفه حضرت زهرا سلام الله علیها اطلاق می شود.

این مصحف شامل اخبار آینده تا قیامت است و پس از شهادت آن حضرت در نزد امیرالمؤمنین علی علیه السلام ، سپس در نزد دیگر ایمه علیهم السلام قرار گرفت. لذا اهل بیت علیهم السلام از محتوای آن باخبر بودند.(1)

محمد بن مسلم از امام صادق علیه اسلام نقل می کند: فاطمه علیها السلام مصحفی از خود بجای گذاشتند که قرآن نیست. (2)

و علی بن سعید از امام صادق علیه السلام روایت می کند: بخدا سوگند مصحف فاطمه سلام الله علیها نزد ماست و در آن حتی یک آیه از کتاب ا... نیست. (3)

معنای مصحف

به آن چه متشکل از برگ های نوشته شده میان دو جلد باشد، مصحف گویند. (4)در زبان عربی به چیزی که در آن می نویسند صحیفه و جمع آن را صحف گویند.

شایسته است یادآور شویم واژه ی مصحف در قرآن وارد نشده و جزء نام های قرآن نیز شمرده نشده است. (5)

نکته اساسی این است که:

آیا خداوند موظف است آن دسته از علوم ویژه ی الهی خود را که به انبیاء و اولیایش داده است را در اختیار همگان قرار دهد؟

کاملاً واضح است که انبیاء و اولیاء الهی علیهم السلام رسالت خویش را تماماً ابلاغ نموده و در رساندن علوم مورد نیاز مردم و آن چه خداوند برای آنان فرستاده است، کوتاهی ننموده اند، ولی با این همه از علوم ویژه ای اطلاع دارند که مردم از آن بی خبرند. در همین خصوص به ذکر نمونه هایی از علوم خاصی که خداوند به برخی از انبیاء و برگزیدگان خود عطا نموده است، می پردازیم و خواهیم دید تمام علومی را که خداوند به آنان داده است را به دیگران آموزش نداده اند:

انبیــــــاء

حضرت یوسف علیه السلام یکی از پیامبران الهی هستند که از کودکی بعنوان برگزیده ی خداوند قرار گرفتند و خداوند به ایشان علم تأویل خواب آموخت. (یوسف 6) (6) در حالی که برادران آن حضرت نه تنها از این علم آگاهی نداشتند بلکه بر او مکر و حسد بردند. (یوسف 5) (7) و خود آن حضرت فرموده اند:"بار الها مرا سلطنت و عزت بخشیدی و علم رؤیا و تعبیر خواب را به من آموختی"

(یوسف 101) (8)

این در حالی است که خداوند ایشان را مأمور به آموختن این علم به دیگران ننمود و رسالت ایشان فقط دعوت به یکتا پرستی بود.

حضرت یعقوب علیه السلام نیز با این که از پیامبری فرزند خود، حضرت یوسف علیه السلام خبر داشتند اما نه تنها آن را به دیگر فرزندان خود نگفتند بلکه به یوسف علیه السلام هم سفارش نمودند که"زنهار برادران خود را از این امر با خبر نکن"(یوسف5،4) (9)

از دیگر نمونه ها می توان از حضرت داوود علیه السلام یاد کرد که بسیار نیرومند بود. (ص 17) (10) و خداوند کوه ها (ص 18) (11) و مرغان (ص 19) (12) را مسخر او کرده بود و به او قوه‌ی درک حقایق و تمیز حق از باطل را داده بود (ص 20) (13) وحضرت سلیمان علیه السلام که وارث ملک داوود علیه السلام شدند به مردم گفتند:"ما را زبان مرغان آموختند و از هرگونه نعمت عطا کردند. این همان فضل و بخشش آشکار است. (نمل 16) (14) و سپاهیان سلیمان علیه السلام از گروه جن و انس و مرغان؛ هر سپاهی تحت فرمان رییس خود در رکابش حاضر آمدند (نمل 17) (15) تا آن جا که به وادی مورچگان رسید، موری گفت: ای موران همه به خانه های خود داخل شوید مبادا سلیمان علیه السلام و سپاهش ندانسته شما را لگدمال کنند (نمل 18) (16). سلیمان علیه السلام از گفتار مور بخندید و گفت: پروردگارا مرا توفیق شکر نعمت خود که به من و پدر من عطا فرمودی عنایت فرما...."(نمل 19) (17)

همانطور که می دانیم حضرت داوود علیه السلام و حضرت سلیمان علیه السلام این علوم ویژه ی الهی خود را که همان تکلم با پرندگان و فهم سخن مورچگان بود را نه تنها به دیگران تعلیم ندادند بلکه انحصاراً در قلمرو دانش خود آنان بود.

از دیگر نمونه ها می توان به داستان برخورد حضرت موسی علیه السلام با حضرت خضر علیه السلام اشاره کرد که بنده ای از بندگان خاص خداوند بود و به او رحمت و لطف ویژه عطا نمود و هم از نزد خود، وی را علم بیاموخت (کهف 65) (18) حضرت خضر شرط همراهی حضرت موسی علیه السلام با خویش را را در عدم پرسش از حکمت های کارهایش قرار دادند. در حالی که می دانستند حضرت موسی علیه السلام قادر به صبر بر آن ها نخواهند بود. (کهف 70) (19) و هرگاه که حضرت موسی علیه السلام به او اعتراض می کردند، حضرت خضرعلیه السلام بیان می کردند که:"آیا به تو نگفتم تو هرگز بر آن که با من صبر کنی توانایی نخواهی داشت."(کهف 78،75،72) (20)

بر اساس آیات قرآنی خداوند علمی را به حضرت خضر داده بود که به حضرت موسی علیه السلام نداده بود.

غیر انبـــــیاء

آصف بن برخیا یکی از جن یانی بود که در رکاب حضرت سلیمان علیه السلام بود (نمل 39) (21) و به دلیل آگاهی از قسمتی از علم کتاب دارای قدرت عظیمی بود که توانست در چشم بر هم زدنی تخت بلقیس را نزد حضرت ســلیمان علیه السلام حاضر کند و این را فضلی از طرف خداوند بیان می کند. (نمل 40) (22)

هم چنین خداوند به حضرت لقمان مقام علم و حکمت عطا کرد (لقمان 12) (23) در حالی که نبی نبود و وظیفه‌ی تبلیغ نیز نداشت.

نتیجــــه

1- مصحف به مجمو عه ای مکتوب که میان دو جلد است، اطلاق می شود و اختصاص به قرآن ندارد.

2- خداوند نه تنها متعهد نشده بلکه اذن نیز نداده است، علوم ویژه ی الهی،که اختصاص به انبیاء و اولیایش دارد، در اختیار همگان قرارگیرد، بلکه بخشیدن این علوم یکی از الطاف خاص خداوند به آنان است. همان گونه که در قرآن آمده:"هر فضل و نعمتی به دست خداست که او به هر که بخواهد می بخشد و خداوند دارای فضل و رحمت بی پایان است". (حدید 29) (24) و (جمعه 4 و مایده 54) (25).

3- همچنین پیامبران و اولیاء الهی آن چه را که مورد نیاز مردم بوده است به آنان ابلاغ نموده اند و موظف به تعلیم و تبلیغ علوم خاص الهی که از آن آگاهی داشته‌اند، به دیگر مردم نبوده‌اند و صرفاً در حیطه‌ی علم و دانش خود آنان بوده است. بنابراین در این خصوص نمی‌توان به پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم در مورد عدم آگاه نمودن مردم از مطالب صحیفه ی حضرت زهر ا سلام الله علیها ایراد وارد کرد.

4- بر طبق اعتقاد شیعه علم پیامبر صلی الله و علیه و آله وسلم جامع و فراگیر است و به تمامی علوم به اذن و اراده‌ی الاهی آگاهی دارند."انا مدینه العلم....." (26)

5- در همه‌ی دوران ها افراد عالمی وجود داشتند که به علومی فراتر از دیگران احاطه داشته‌اند، چه در میان انبیاء علیهم السلام و چه غیر انبیاء و یکی از ویژگی های خاص هر نبی احاطه به علوم الهی ویژه ای است که دیگران از آن آگاهی ندارند. (اعراف 62) (27) و (یوسف 86،96) (28).

پاورقی ها:

1-بحار،ج26،ص38 2-بحار، جلد 26، ص 41 3-همان مدرک، ج 27، ص 271، ح 3 4-صحاح اللغه و صحاح العربیه / جوهری، ج 4، ص 1383- و تاج العروس / زبیدی، ج 6، ص 161 5-الاتقان فی علوم القرآن، ج 1، ص52 6-وَ کَذلِکَ یَجْتَبیکَ رَبُّکَ وَ یُعَلِّمُکَ مِنْ تَأْویلِ الْأَحادیثِ وَ یُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ عَلی‏ آلِ یَعْقُوبَ کَما أَتَمَّها عَلی‏ أَبَوَیْکَ مِنْ قَبْلُ إِبْراهیمَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبَّکَ عَلیمٌ حَکیمٌ. 7-قالَ یا بُنَیَّ لا تَقْصُصْ رُؤْیاکَ عَلی‏ إِخْوَتِکَ فَیَکیدُوا لَکَ کَیْداً إِنَّ الشَّیْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبینٌ. 8-رَبِّ قَدْ آتَیْتَنی‏ مِنَ الْمُلْکِ وَ عَلَّمْتَنی‏ مِنْ تَأْویلِ الْأَحادیثِ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّنی‏ مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنی‏ بِالصَّالِحینَ. 9-إِذْ قالَ یُوسُفُ لِأَبیهِ یا أَبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لی‏ ساجِدینَ. قالَ یا بُنَیَّ لا تَقْصُصْ رُؤْیاکَ عَلی‏ إِخْوَتِکَ فَیَکیدُوا لَکَ کَیْداً إِنَّ الشَّیْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبینٌ. 10-اصْبِرْ عَلی‏ ما یَقُولُونَ وَ اذْکُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ. 11-إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَ الْإِشْراق. 12-وَ الطَّیْرَ مَحْشُورَةً کُلٌّ لَهُ أَوَّاب. 13-وَ شَدَدْنا مُلْکَهُ وَ آتَیْناهُ الْحِکْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطاب. 14-وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُدَ وَ قالَ یا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّیْرِ وَ أُوتینا مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبین. 15-وَ حُشِرَ لِسُلَیْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّیْرِ فَهُمْ یُوزَعُون. 16-حَتَّی إِذا أَتَوْا عَلی‏ وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ یا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساکِنَکُمْ لا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ. 17-فَتَبَسَّمَ ضاحِکاً مِنْ قَوْلِها وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْنی‏ أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتی‏ أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلی‏ والِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْنی‏ بِرَحْمَتِکَ فی‏ عِبادِکَ الصَّالِحین. 18-فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْما. 19-قالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنی‏ فَلا تَسْیَلْنی‏ عَنْ شَیْ‏ءٍ حَتَّی أُحْدِثَ لَکَ مِنْهُ ذِکْراً. 20-قالَ أَ لَمْ أَقُلْ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (72) قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَکَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (75) قالَ هذا فِراقُ بَیْنی‏ وَ بَیْنِکَ سَأُنَبِّیُکَ بِتَأْویلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً (78) 21-قالَ عِفْریتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِکَ وَ إِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمین. 22-قالَ الَّذی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ أَنَا آتیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنی*‏ أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَنْ شَکَرَ فَإِنَّما یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَریم. 23-وَ لَقَدْ آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَةَ أَنِ اشْکُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ یَشْکُرْ فَإِنَّما یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمید. 24َ أَنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ. 25-ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ (4) ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ. 26-بحار،ج10،ص119،با ب 8 27-أُبَلِّغُکُمْ رِسالاتِ رَبِّی وَ أَنْصَحُ لَکُمْ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُون. 28-قالَ إِنَّما أَشْکُوا بَثِّی وَ حُزْنی‏ إِلَی اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُون(86) فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشیرُ أَلْقاهُ عَلی‏ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصیراً قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ.(96)

سایت فطرت