قرآن به تنهایی کافی نیست

از پای سخن‌رانی آقای جمالی بازگشته بودم. از نظر عموم، آقای جمالی یک آدم مرتب و منظم، یک سخن‌ران درجه یک و یک صاحب قلم و اندیشه بود که وقتی سخن‌رانی می کرد همه خشکشان میزد.در راه بازگشت از خانه به سخنان او فکر می کردم.

«خود بسندگی قرآن راه را برای مسلمین باز می گذارد، اگر ما بدانیم که قرآن به عنوان یک منبع الهی به تنهایی برای پیش‌برد اهداف اسلامی کافی است، دیگر اختلافی بوجود نخواهد آمد.به شرطی که بپذیریم قرآن به تنهایی کافی است»این جملات از سخن‌رانی آقای جمالی ذهنم را کاملاً احاطه کرده بود. با خودم می‌گفتم در این سخنان یک تناقضی وجود دارد، هرچه فکر می کردم تا دلیل این تناقض را بیابم به جایی نمی رسیدم. آقای جمالی سعی کرده بود به مخاطب بفهماند قرآن به تنهایی کافی است.

به خانه که رسیدم، سریع به سمت نرم افزار قرآنی که تازه خریده بودم رفتم.تا به کار افتادن کامپیوتر،کلماتی که از یک آیه‌ی قرآن را در ذهن داشتم مرور می‌کردم...

صفحه جستجوی نرم افزار را آوردم،کلمه لِتُبَیِّنَ را مورد جستجو قرار دادم، آن آیه که قبلاً شنیده بودم را پیداکردم.آیه چنین بود:
«وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ(نحل44)
ما ذکر را بر تو فرستادیم تا برای مردم، آن چرا که بر ایشان نازل گشته، تبیین(روشن) کنی»

راستی اگر قرآن به تنهایی کافی است، چرا خداوند در آن از یک روشنگر آیات سخن به میان آورده است؟اگر قرآن دارای صفت خود بسندگی است، پس تکلیف این آیه چه می‌شود؟



خودبسندگی قرآن