فتنه است... باکی نیست؟!


حذیفه صاحب سر پیامبر بوده و او اسامی منافقین را می‌دانسته‌است.
نقل است که عمربن‌خطّاب از حذیفه راجع به فتنه‌ای که همچون موج دریا، متلاطم و موّاج است، سؤال‌می‌کند.
حذیفه می‌گوید: «این همان فتنه‌ای است که میان تو و وقوع آن تنها یک در بسته است.»
عمر می‌پرسد: «این در گشوده‌می‌شود یا شکسته‌می‌شود؟»
حذیفه می‌گوید: «البته شکسته‌می‌شود!»
عمر می‌گوید: «اگر این در شکسته‌شود، بهتر است از این‌که تا قیامت بسته‌نشود!»
در ادامه‌ی خبر، ذکرشده که صحابه گفتند عمر از آن در، به صورت یقینی اطّلاع داشت، آن‌گونه که می‌دانیم قبل از فردا شبی هست...

این در کدام در است که عمر از شکستن آن باکی نداشت، اگرچه که طوفان فتنه‌ای عجیب در پس آن باشد؟

در حقیقت، مطلب چیست که خلیفه‌ی دوّم از گشودن فتنه هیچ پرهیزی نداشت؟
__________________________________________________

حدثنا قتیبة حدثنا جریر عن الأعمش عن أبی وایل عن حذیفة رضی الله عنه قال قال عمر رضی الله عنه أیکم یحفظ حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم عن الفتنة قال قلت أنا أحفظه کما قال قال إنک علیه لجری فکیف قال قلت فتنة الرجل فی أهله وولده وجاره تکفرها الصلاة والصدقة والمعروف قال سلیمان قد کان یقول الصلاة والصدقة والامر بالمعروف والنهی عن المنکر قال لیس هذه أرید ولکنی أرید التی تموج کموج البحر قال قلت لیس علیک بها یا أمیر المؤمنین بأس بینک وبینها باب مغلق قال فیکسر الباب أو یفتح قال قلت لا بل یکسر قال فإنه إذا کسر لم یغلق أبدا قال قلت أجل قال فهبنا أن نسأله من الباب فقلنا لمسروق سله قال فسأله فقال عمر رضی الله عنه قال قلنا فعلم عمر من تعنی قال نعم کما أن دون غد لیلة وذلک أنی حدثته حدثنا لیس بالأغالیط

صحیح بخاری - ج 2 - ص 119