به هرمیزان عظمت و تاثیرگذاری حماسه ی سیدالشهدا حضرت امام حسین علیه السلام، در جوامع روشن ترشود، حملات علیه آن نیز، افزون تر می گردد. همینطور، فهرستی ازاین هجوم ها ازسوی مخالفان عاشورا گزارش شد که یکی از آنها مخالفت با عزاداری به عنوان عاملی بسیارمهم در زنده نگه داشتن یاد و خاطره اسف بار و دلخراش واقعه ی عاشورا، است.
گرچه تصمیم داشتم در طی دو ماه عزاداری محرم و صفر، مطالب متناسب را ادامه دهم، اما کامنتی به دستم رسید که سویه ی بحث را تغییر داد و مرا به بحث بیشتر در مورد اقامه ی عزا، متمرکز ساخت. پیش از پرداختن به پاسخ این کامنت، بیان مقدمه ای ضروری است (البته پیشاپیش از این که شاید مطلب اندکی تخصصی باشد، اعتذار می طلبم).
تجربه و بررسی طولانی مدت ام در زمینه ی شبهات اهل سنت، نشان می دهد یکی از شاخصه های عمده ی طراحان شبهه علیه تشیع، استناد ناقص به منابع شیعی است. آنان می کوشند با استناد به تالیفات شیعی و احادیث حضرات ایمه ی اطهار علیهم السلام، ثابت کنند که عقاید و عملکرد شیعیان، نادرست و باطل است. برای توضیح بیشتر در مورد « استناد ناقص به منابع شیعی » باید گفت: گاهی از یک حدیث، قسمتی از آن را انتخاب می کنند که برای غرض آنان کارایی دارد؛ و گاهی حدیث به شکل کامل نقل می شود اما احادیث دیگری که بیان گر منظور آن حدیث است، مورد اشاره قرار نمی گیرد.
در قرآن مجید آیات بسیاری وجوددارد که بدون بررسی و توجه به سایر آیات، منظور آنها روشن نمی شود. برای واضح شدن این مسیله لازم، است به نمونه ای ازاین موضوع بسیار مهم بپردازیم. یکی ازمسایل مهم، مسیله ی « عام و خاص » است؛ یعنی ابتدا آیه ای حکمی را برای یک موضوع به شکل عام، اثبات یا نفی می کند وسپس در همان سوره یاسوره ای دیگر، مواردی از آن عموم خارج می شود و برای آن موارد حکم دیگری اثبات می گردد. برای مثال، در یک آیه می خوانیم: « مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید » (1) و در آیه ی دیگر می فرماید: « حرام شده است بر شما، مادران تان و دختران تان و خواهران و عمه ها و خاله ها و …. ». (2) چنان که روشن است، ابتدا به شکل عام در مورد ازداوج سخن می گوید، و در سوره ای دیگر، اصنافی از زنان را غیرقابل ازدواج معرفی می فرماید. موارد « عام و خاص » در کتاب خدا بسیار زیاد و فراوان است؛ اما پژوهش درباره ی این آیات، کار اهل تخصص است. به طور کلی اظهار نظر درباره ی مسایل دینی و به دست آوردن نظر خداوند، کار هر کسی نیست و مانند تمام رشته ها، تخصص می طلبد.
نسبت به احادیث، کار اندکی پیچیده تر می شود؛ چون یک پیش نیاز دیگر نیز وجود دارد و آن این که ابتدا باید سند حدیثی که مورد استناد قرار می گیرد، بررسی شود. این کار هم نیاز به دانش مرتبط دارد و باید علم « رجال » و علم « درایه » مورد توجه قرار گیرد.
در نتیجه هرگز نمی توان استناد به کتاب خدا و سنت پیامبر اکرم علیه وآله السلام و حضرات ایمه ی اطهار علیهم السلام را بدون دانش تخصصی، کاری منطقی و روش مند دانست.
پس از این مقدمه، به بحث در مورد کامنتی که به آن اشاره شد، می پردازیم. در این کامنت، با استناد به احادیثی که در تالیفات علمای شیعه وجود دارد، عزاداری برای حضرت اباعبدالله الحسین سلام الله علیه را امری مذموم، مورد نهی، ساخته و پرداخته ی غالیان و منحرفان و در جهت مطامع برخی از علمای شیعه، دانسته است. نویسنده ی کامنت که نام « حق طلب » را برای خویش انتخاب کرده، چنین می نویسد:

نمی دانم چرا شما غالیان این قدر از آشکار شدن غلوی که در مذهب اهل تشییع کرده اید می ترسید تا خرافات شما آشکار شود و عوامی را که گرد خویش جمع نموده اید از دور تان پراگنده شوند… میدانم خودتان خوب می دانید که نوحه کشی و اعمال خرافی که تحت عنوان عزاداری حسینی انجام می دهید هیچ اساس و بنیادی در اسلام ندارد و این اعمال در تمام مذاهب اسلامی مذمت شده است حتی علمای بزرگ اهل تشییع نتوانسته اند چشم روی این خرافات پرستی ببندند وبرای تنویر افکار شیعیان بارها آن را محکوم نموده و بدعت خوانده اند. اما اگر شما ملاهایی که نمی توان شما را شیعه گفت با آشکار شدن این حقایق بنیاد قدرت خویش را ویران می بینید و با راه اندازی چنین خرافه ها تنور سیاست خویش را گرم کرده اید. به راستی همانطور که خودتان گفته اید برانگیختن احساسات مردم با قمه زنی و سینه کوبی و زنجیر زنی همین اعمال است که پایه های حکومت شما ملاهای غالی را بر مردمی که از احساسات شان سو استفاده می کنید مستحکم می کند. غالیان همان کاری را با تشییع کرده اید که پولس مسیحی با مسیحیت کرد…. بگذارید تا حقیقت آشکار شود و شیعیان بدانند که شما غالیان چقدر تشییع را به انحراف کشانیده اید. اینک شماری از این نظریات را ذکر می کنم امید که مانند پیام قبلی حذف نکنید و برای آن پاسخ مقنع داشته باشید.

این درحالی است که نویسنده ی کامنت، هیچ یک ازنکاتی که درمقدمه ی این پست بیان کردیم را مدنظر قرارنداده است؛ نه بحث سند احادیث مورد استنادش رامطرح کرده و نه به بررسی و پژوهش در سایر روایات موضوع عزاداری بر سیدالشهدا حضرت امام حسین علیه السلام، نشسته است.اگر عزاداری به عنوان موضوعی برای تحقیق نگریسته شود، باید تمام روایات و احادیثی که در این زمینه وجود دارد، مورد بررسی و پژوهش قرار گیرد و مراحل علمی به شکل روش مند، طی گردد، تا یک تحقیق منطقی و صحیح، ارایه شود.کاملا هویداست که چنین نوشته هایی ویژگی های برجسته ای دارند؛ غیر منطبق بر روش علمی بررسی احادیث است، از روی عناد و دشمنی نوشته می شوند، هدف آنها از بین بردن مهم ترین عقاید شیعه است.ادامه ی پاسخ به این کامنت را در پست بعد، پی خواهم گرفت؛ اما به شکل مختصر باید گفت: آری! در برخی روایات اشکالی از برخورد با مصایب، مورد نهی قرار گرفته است، اما وقتی نوبت به عزاداری برای سیدالشهدا حضرت امام حسین علیه السلام می رسد، قضیه تفاوت می کند؛ روایات و احادیث در مورد عزاداری که از رسول اکرم و ایمه ی اهل بیت علیهم السلام، به دست مان رسیده، بی اغراق، بسیار انبوه و فراوان است. براساس آنچه در مقدمه عرضه گردید، باید تمام این مطالب در کنار هم قرار گیرد و نتیجه به دست آید. روشی جز این شیوه، نشان از عدم دانش یا غرض ورزی دارد.عزاداری یکی از مهم ترین روش های شیعیان برای زنده نگاه داشتن یاد و نام آن امام مظلوم علیه السلام است. این روش از چنان تاثیر گذاری برخوردار است که وهابیون آن را برنمی تابند و هر ساله با حمله کردن به مجالس، عده ای از عزاداران را به شهادت می رسانند.از سوی دیگر، کامنتی که بخشی از آن را نقل کردیم، نشان می دهد که جدا از حملات فیزیکی، توسل به دروغ و بخشی نگری، ابزار دیگری برای از بین بردن عزاداری است. در این کامنت، سعی شده تا با استناد به منابع حدیثی و فقهی شیعه، اثبات شود آنچه امروز به عنوان عزاداری متداول است، مورد نهی حضرات ایمه علیهم السلام و فقهای شیعه رضوان الله علیهم است.
پست قبلی، مقدمه ای برای روش شناسی بررسی احادیث و نشانگر عدم اعتبار علمی مقالاتی از قبیل کامنت مورد بحث بود. در این پست قصد داریم به یاری خداوند متعال و عنایت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، پرده ای دیگر از بغض وهابیون متعصب نسبت به اهل بیت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را نمایش دهیم. لذا ابتدا عین مطالب موجود در آن کامنت، نقل می شود و سپس پاسخ لازم بیان می گردد؛ قضاوت نهایی به عهده ی شما دوستان اهل مطالعه و دقیق. پیشاپیش از طولانی بودن و اندکی تخصصی بودن مطلب، عذرخواهی می کنم.

• نوحه خواندن بر میت
وهابی: ابن بابویه قمی یعنی شیخ صدوق، می گوید: « یکی از روایاتی که از پیامبر ثابت و قبلاً گفته نشده این است که رسول الله ـ صل الله علیه و آله وسلم ـ فرموده: « النیاحة من عمل الجاهلیة»[3] (نوحه کشیدن از اعمال جاهلیت است). از محمد باقر مجلسی با لفظ:« النیاحة عمل الجاهلیه» [4]: (نوحه کشی رفتار و عمل جاهلیت است) نقل شده است.

پاسخ: بنابر رویه ی علمی در بررسی احادیث، در سند و محتوای آن، دقت می کنیم.

الف- سند؛ این حدیث، در شمار مرسلات شیخ صدوق قدس سره است و ارسال موجب ضعف سند است، چنان که فقهای شیعه به این مشکل تصریح فرموده اند؛ از جمله مرجع فقید شیعه، مرحوم آیت الله العظمی خویی قدس سره، چنین می نویسد: «… و هی مضافا الی ضعف سندها… » « این روایت علاوه بر ضعفی که در سند دارد… » (1)
توجه: متاسفانه در ترجمه ی عبارت نیز عمدا یا سهوا، اشکال وجود دارد. در شبهه ی وهابی نوشته شده: یکی از روایاتی که از پیامبر ثابت و… ؛ در حالی که در منبع مذکور، کلمه ی « ثابت » وجود ندارد، بلکه کلمه ی « الموجزة » ثبت شده که به معنی « کوتاه » است، یعنی شیخ صدوق قدس سره، احادیث کوتاه و بی سابقه ی رسول اکرم صلوات الله علیه وآله را نقل کرده است.

ب- محتوای حدیث؛ بر فرض صحت این حدیث، باید با روش علمی، به فهم دقیق مراد آن پرداخت تا روشن شود آیا ناله و مرثیه سرایی برای میت، به طور کلی غیر مجاز است، یا خیر. در پاسخ این سوال، به طور مختصر باید گفت: مرثیه و نوحه خواندن برای میت، انواعی دارد؛ و اگر آنچه برای میت گفته می شود، درست و مطابق واقع باشد، هیچ اشکالی ندارد.
اکنون با استناد به اندکی از روایات معصومین علیهم السلام و نظرات فقهای شیعه قدس سرهم، به پاسخ تفصیلی می پردازیم.

1- هنگامی که رسول خدا علیه وآله السلام از جنگ احد به مدینه بازگشتند، از هر خانه ای که کسی از آن به شهادت رسیده بود، صدای نوحه شنیدند، ولی از خانه ی عموی شان حمزه، صدایی نشنیدند؛ پس فرمودند: اما برای حمزه کسی نمی گرید، پس مردم مدینه تصمیم گرفتند بر هیچ شهیدی نوحه و گریه نکنند مگر این که ابتدا بر حمزه نوحه و زاری نمایند، این رسم تا امروز باقی است. (2)

2- حضرت صدیقه ی طاهره علیهاالسلام، پس از رحلت پدرشان حضرت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه وآله، کنار مرقد مطهر ایشان می رفتند، مشتی از خاک قبر را برداشته، بر چشم می نهادند و چنین نوحه می کردند: ماذا علی من شم تربة احمد…. (3)

3- در کتاب اکمال الدین به سند صحیح نقل شده که یکی از دختران حضرت امام صادق علیه السلام، فوت کرد، پس حضرت علیه السلام، یک سال بر او نوحه کردند. سپس فرزند دیگری از ایشان مرحوم شد، امام علیه السلام یک سال نیز بر او نوحه نمودند. سپس اسماعیل (فرزند دیگر امام علیه السلام) از دنیا رفت، پس امام علیه السلام، در مصیبت او، جزع و بی قراری شدیدی کردند و نوحه قطع شد. کسی به ایشان عرض کرد: آیا در منزل شما نوحه می شود؟ امام علیه السلام پاسخ دادند: وقتی حمزه از دنیا رفت، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: اما کسی بر حمزه گریه نمی کند. (4)

4- در زیارت حضرت امام رضا علیه السلام که از حضرت امام جواد علیه السلام نقل شده، چنین می خوانیم: ای کسی که پیش از شهید شدن، به فرزندان و خانواده اش فرمان داد بر او نوحه سرایی کنند. (5)
پس از نقل گوشه ای از روایات شیعی که در آنها به وضوح نوحه سرایی دیده می شود و حتی در مواردی این کار مورد دستور حضرات معصومین علیهم السلام قرار گرفته، نوبت به نقل نظر برخی از علما و فقهای شیعه، می رسد.

1- محقق حلی قدس سره، با استناد به اموری از جمله رفتار حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام، می نویسد: نوحه سرایی بر میت، با شمردن فضایل او بدون دروغ گویی و ستم میت و کارهای میت که موجب خشم الهی است، جایز است. (6)
2- علامه حلی قدس سره: نوحه سرایی به باطل، به اجماع علما باطل است، اما اگر به حق باشد، جایز است. (7)
3- شهید اول قدس سره: نوحه سرایی با کلام نیکو و شمارش فضایل میت، اگر با اعتماد به راست گویی باشد، مجاز است. (8)
4- میرزای قمی قدس سره: نوحه سرایی اگر با کلام نیکو و راست گویی باشد و فضایلی که در میت موجود بوده بیان شود، چه با شعر باشد یا نثر، جایز است. (9)
5- محقق بحرانی قدس سره: ظاهر فقهای شیعه آن است که از این احادیث (که نهی از نوحه سرایی می کنند) رویگردانی کرده و آنها را تاویل نموده اند، به این صورت که آنها را بر نوحه سرایی ای که مشتمل بر گفتارهای نادرست و مورد نهی باشد، حمل کرده اند؛ چنان که ظاهر حدیث (نوحه سرایی، از اعمال جاهلیت است) همین است. (10)
6- مرحوم آیت الله العظمی خویی قدس سره: حدیثی که شیخ صدوق قدس سره نقل کرده است، علاوه بر ضعفی که در سند دارد، قابل حمل بر نوحه سرایی باطلی است که در عرب مرسوم بوده؛ این برداشت ناشی از کلمه ی « من عمل الجاهلیة » است، با توجه به مناسبت حکم و موضوع. (11)

7- آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دام ظله: گفتار کسانی که از روی دشمنی با اهل بیت علیهم السلام، می گویند: صفویه این شعایر را پایه گذاری کرد و مردم را به سوی انجام آن سوق داد، نمی تواند ضرری به تفکر شیعی و اصالت آن وارد کند؛ چون احادیث صحیح و متواتر دلالت می کنند که نبی اکرم و ایمه ی معصومین علیهم السلام، بوده اند که نوحه سرایی، گریستن، گریاندن و تظاهر به گریه را سنت کرده اند و آنان علیهم السلام ریشه ی شعایر حسینی علیه السلام هستند. (12)

با توجه به این مطالب، به ادامه ی کامنت وهابی توجه فرمایید.

ـ مجلسی، نوری و بروجردی از رسول الله صل الله علیه وسلم، روایت می کنند که فرمود: «صوتان ملعونان یبغضهما الله اعوال عند مصیبه و صوت عند نغمة یعنی النوح و الغناء»[5].: (دو آوازند که لعنت شده اند و خداوند را به خشم می آورند؛ آه و واویلا کردن در هنگام مصیبت و آواز خواندن با موسیقی)!!

ـ در نامه ای که امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ به رفاعة بن شداد نوشته، آمده است: « ایاک و النوح علی المیت ببلد یکون لک به سلطان»[7]: (تو را بر حذر میدارم که در شهری حاکم باشی و در آن جا، بر مرده ای نوحه شود!)

آنچه نقل شد، گوشه ای است از احادیث و کلمات فقهای شیعه در مورد نوحه سرایی و توضیح احادیثی که از این کار نهی کرده است. بنابراین نمی توان بدون طی مراحل علمی و روش مشخص، به نتیجه گیری از یک حدیث پرداخت که این کار نشان دهنده ی جهالت و نیز عناد و دشمنی نسبت به تشیع و اهل بیت پیامبر اکرم علیه وآله السلام است.

در پست بعدی به تحلیل و بررسی ادامه ی کامنت وهابیون در رد عزاداری بر سیدالشهدا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام خواهیم پرداخت، انشاءالله.

—————————————————————————————–
پی نوشت ها:
1- کتاب الطهارة، مرحوم آیت الله العظمی خویی قدس سره، جلد9، صفحه230، ناشر: لطفی
2- وسایل الشیعة، الحر العاملی قدس سره، باب88 از ابواب دفن
3- المعتبر، المحقق الحلی قدس سره، جلد1، صفحه345، ناشر: موسسة سیدالشهدا علیه السلام، قم
4- الحدایق الناضرة، المحدث البحرانی قدس سره، جلد4، صفحه166، ناشر: موسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المقدسة
5- بحار الانوار، العلامة المجلسی قدس سره، جلد99، صفحه53 (زیارت جوادیه)
6- المعتبر، المحقق الحلی قدس سره، جلد1، صفحه345، ناشر: موسسة سیدالشهدا علیه السلام، قم7- منتهی المطلب، العلامة الحلی قدس سره، صفحه446، چاپ سنگی
8- ذکری الشیعة فی احکام الشریعة، الشهید الاول قدس سره، جلد2، صفحه57، ناشر: موسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، قم
9- غنایم الایام، المیرزا القمی قدس سره، جلد3، صفحه557، ناشر: مرکز النشر التابع لمکتب الاعلام الاسلامی
10- الحدایق الناضرة، المحدث البحرانی قدس سره، جلد4، صفحه167، ناشر: موسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المقدسة
11- کتاب الطهارة، آیت الله العظمی الخویی قدس سره، جلد9، صفحه230، ناشر: لطفی
12- لمحات، آیت الله العظمی الصافی الگلپایگانی دام ظله، صفحه280، ناشر: موسسة البعثة



وبلاگ بیایید بیشتر بدانیم (سید حیدر حسینی)