شرک

انواع شرک کدام است؟معنای عبادت چیست؟شرک در اطاعت چیست؟

این مقاله شرح شرک در عبادت است. در این قسمت، گونه های مختلف شرک تعریف می شوند و در مورد شرک در عبادت بحثی عمومی خواهیم داشت و سپس شرک در نتیجه‌ی پیروی از امام ساختگی و رد امام منتصب الهی (ع) را بیان خواهیم کرد. در قسمت دوم، روی شرک در نتیجه‌ی پیروی از رأی و رد حدیث بحث خواهد شد. در قسمت سوم، دامنه ی توانایی عقل و تفاوت آن با رأی معرفی می گردد. در قسمت چهارم، اجازه‌ی درخواست کمک از کسانیکه توسط خدا به عنوان نگهبان و ولی ما منصوب شده اند، بحث می شود و در پایان معنی قرآنی از طرف غیر خدا (من دون الله) بررسی می شود.
اینکه توحید و شرک چیستند مهم ترین اصول برای هر مسلمان است، و می توان معنی آنرا در بسیاری از آیات قرآن تحقیق کرد. خدا بدون هیچ ابهامی در قرآن اخطار داده است که هرگز کسی را که در شرک بمیرد نخواهد بخشید و جایگاهش برای همیشه جهنم خواهد بود. این موضوع ذهن بسیاری از شیعه را مغشوش کرده است. البته، اگر ما شیعه‌ی راستین باشیم (مثلا پیرو راستین اهل بیت(علیهم السلام))، با این مفهوم و یا دیگر پیامدهای آن مشکلی نخواهیم داشت و عطش ما با آموزش اهل بیت(علیهم السلام) رفع می شود. متأسفانه، از بدترین کاستی های خیلی از ما این است که با وجود ناآگاهی در علم حدیث، سعی می کنیم تفسیر مستقلی از قرآن و دیگر مباحث مربوطه داشته باشیم و فراموش می کنیم که ببینیم اهل بیت(علیهم السلام) در این باره چه می گفتند و چه تفسیری ارایه می دادند. و این با ابتدایی ترین مشخصه هایی که ما را به عنوان وفادار به ولایت اهل بیت(علیهم السلام) متمایز می کند، تناقض دارد.
بیچارگی دیگر این است که ما در معنی و ترجمه‌ی بسیاری از آیات قرآن که شرک را بیان می کند، دچار اشتباه اهل سنت می شویم و تعجبی ندارد که این بیماری به ما نیز سرایت می کند.
با توجه به قرآن و حدیث، دو نوع شرک وجود دارد. نوع اول شرک فرد به خدا است. اگر کسی بیش از یک خدا را قبول کند، با توجه به آیات قرآن چنین فردی مشرک و نجس است. کسانیکه ادعا می کنند خدا جسم دارد یا هر چیز دیگر که آفریده‌ی خود اوست، و یا در اصول صوفیان به اتحاد وجود باور دارند، در این گونه از شرک سقوط کرده اند. ما متون زیادی داریم که به وضوح توضیح می دهند بین خالق و مخلوق جدایی کامل است, خدا از مخلوق جداست و مخلوق هم از خالق جداست. بین ما و او هیچ گونه اشتراک وجودی نیست. ما فقط می گوییم خدا عدم نیست، اما او را از هر موجودیتی که می شناسیم پاک و مبرا می دانیم. از آنجا که بحث در مورد این گونه از شرک فراتر از هدف این مقاله است، افراد علاقه مند می توانند برای توضیح جامعتر به"کتاب التوحید"نگاشته ی شیخ صدوق (رضی) مراجعه کنند که مجموعه‌ی بزرگی از روایات را در این زمینه گردآوری کرده است.
هدف این مقاله گونه‌ی دیگر شرک است که موضوع بسیاری از آیات قرآن است و مشکل بسیاری از مسلمانان. این شرک در عبادت، پرستش واطاعت است.
در زبان عربی"عبادت"معادل خضوع بی نهایت و یا اطاعت همراه با فروتنی است. در معتبرترین و ارزنده ترین فرهنگ عربی یعنی"لسان العرب"ج3 ص273 آمده است که"العبادة"اطاعت همراه با فروتنی است.
تعریف شرک برای وهابیون و دیگران کاملاً با تعریف اهل بیت (علیهم السلام) متفاوت است. وهابیون- کسانیکه به خاطر برداشت سطحی شان از دین معروف شده اند- می گویند کسی که جز خدا را بخواند و از او چیزی بخواهد مرتکب شرک در عبادت است.
به عبارت دیگر تعریف اهل بیت مطابق با فرهنگ است که اطاعت و عبادت را برابر می داند. اگر ما از فرد یا عقیده ای اطاعت کنیم بنده و عابد آن هستیم. اگر فرد (یا عقیده) که از او اطاعت می کنیم از طرف خداست (یا گفتارش از طرف خداست)، پس در حقیقت خدا را پرستش می کنیم و این تنها راه داشتن توحید در عبادت است.
شرک در اطاعت چیست؟
اگر فرد یا عقیده ای که از آن اطاعت می کنیم از جانب خدا نباشد در حقیقت به جای خدا طاغوت را پرستش کرده ایم که شرک کامل است. فردی که چنین است شاید در ظاهر مسلمان باشد، اما مطابق قرآن و حدیث مشرک است. این گونه از شرک لزوماً فرد را از لحاظ جسمی نجس نمی کند اما مطمیناً ایمان را ضایع می کند، ایمانی که لازمه ی رستگاری است. آنچه برای این فرد باقی می ماند ظاهر اسلام است و تمام وظایفی که به عنوان یک مسلمان از سوی اسلام به او محول شده است. در روز قیامت، او هیچ امتیازی از اسلام نخواهد داشت و مانند گونه‌ی اول مشرکین با او رفتار خواهد شد.
اکثر آیات قرآن بیشتر روی گونه‌ی اخیر شرک بحث می کنند. وهابیون می گویند شیعیان جزو این گونه از مشرکین قرار می گیرند چراکه در گفتار، طلب کمک از اهل بیت دارند(گرچه منظور شیعیان کمک از جانب خدا و با واسطه‌ی اهل بیت(علیهم السلام) است). از طرف دیگر، تفسیر سنت، کسانی را که اهل بیت(ع)(کسانی که از سوی خدا منصوب شده اند) و پیروی از آنان را رد می کنند، جزو این گونه از مشرکین قرار می دهد و تمام این آیات به آنان بر می گردد. با توجه به قرآن و حدیث، این مطلب شامل کسی می شود که از امام ساختگی پیروی می کند، همانطور که شامل کسی است که از عقیده‌ی شخصی خودش پیروی می کند و یا دنباله روی خواسته‌ی خودش در دستورات دینی است. چنین افرادی چیزدیگری جز خدا را می پرستند.
حال اجازه دهید که در تعریف این گونه از شرک با سنتی از اهل بیت(ع) شروع کنیم که با توجه به آیات قرآن بیان شده است. خدا در بخشی از قرآن در مورد حضرت مسیح می فرماید:
"آنان روحانیون و راهبان خود را خداوندانی سوای الله در نظر گرفته اند(اربابان من دون الله)"(9:31)
در تفسیر آیه‌ی فوق، ابوبصیر(رضی) روایت می کند امام صادق(ع) فرمود:
"به خدا قسم، آنان مردم را به پرستش خود، دعوت نمی کنند و اگر چنین کاری می کردند هیچ کس آنان را تصدیق نمی کرد. بهرحال، از وقتی آنان حلال را حرام کردند و حرام را برای خود حلال، خود را پرستیده اند با آنکه نمی دانند."
الکافی ج1، ص 53، حدیث شماره 1؛ج2، ص397، حدیث شماره 7 - المحاسن، ص246 - وسایل الشیعه، ج27، ص124، حدیث شماره 33386 - بحارالانوار، ج2، ص98،حدیث شماره 50
هم چنین در این زمینه از امام صادق(ع) نقل است که:
"آنان در واقع روحانیون را به عنوان خداوند نگرفته اند، اما از روحانیون اطاعت می کنند؛ پس به نوعی آنان را به عنوان خداوند گرفته اند."
روضة الواعظین، قسمت اول، ص21 - وسایل الشیعه، ج27، ص132، حدیث شماره 33402
عمرو ابن ابی المقدام روایت می کند امام باقر(ع) می فرماید:
"قسم به خدا که آنان روزه و نماز را بجا نمی آورند، اما از آنان در طریقی اطاعت می کنند که نافرمانی از خداست."
وسایل الشیعه، ج27، ص133، حدیث شماره 33406 - بحارالانوار، ج2، ص97، حدیث شماره 47

اهل تسنن نیز روایت مشابهی از رسول نقل می کنند:
عدی ابن خطام، هنگامیکه آیه‌ی 9:31 را شنید، گفت:"اهل کتاب، روحانیون و راهبان خود را نمی پرستیدند."پیامبر پاسخ داد:"آنها بی تردید این کار را می کردند. راهبان و روحانیون، چیزهای ممنوع را قانونی کردند و قانون را غریب کردند. پیروانشان نیز از آنها اطاعت می کردند، پس آنها را پرستیده اند."[صحیح ترمذی و مسند احمد حنبل]
در تفسیر آیه‌ی 81-82 از سوره‌ی مریم:"و غیر از خدا معبودهایی برگزیدند که مایه‌ی عزتشان باشد. چنین نیست، بلکه به زودی منکر عبادتشان خواهند شد و مخالف آنها خواهند بود."ابو بصیر(رضی) روایت می کند: امام صادق(علیه السلام) فرمود:
"معنی این آیه چنین است که معبودهایی که غیر از خدا پرستیده شده اند، در روز قیامت بر ضد عابدین خود درآمده و پرستیده شدن خود را نفی می کنند."سپس امام می افزاید:"در اینجا منظور از پرستش رکوع و سجود نیست. بلکه معنی اصلی اطاعت کردن است. به هرحال اطاعت مخلوق و نافرمانی خدا همانا پرستش آن است."
تفسیر علی بن ابراهیم القمی، ب2، ص55، زیل آیه 81-82 از سوره‌ی مریم - وسایل الشیعه، ج16، ص155، حدیث 21231 - بحارالانوار، ج72/69، ص94، حدیث 6
علاوه بر این خداوند در قرآن آورده است:
ای فرزندان آدم بر شما امر نکردم که شیطان را نپرستید؟همانا او دشمن آشکار شما است. و شما باید مرا بپرستید. این راه راستین است.(یس 60-61)
مشخص است که عبادت شیطان یعنی اطاعت او در تضاد با پرستش خداست. حقیقت این است که در زمین کسی با آزادی مطلق وجود ندارد و آزادیها نسبی است. کسانیکه خود را از بندگی خدا آزاد می شمارند، بنده‌ی خواسته هایشان هستند و به بندگی شیطان تن داده اند. از سوی دیگر آنان که به خدا ایمان آورده اند، از بندگی شیطان رها شده اند و چه انتخاب هوشمندانه ای!
در این باره ابراهیم بن ابی محمود روایت می کند: امام رضا(ع) فرمود:
"رسول خدا(ص) فرمود: کسی که به گوینده ای گوش فرا می دهد و به او متمایل می شود، به یقین او را پرستیده یا بندگی کرده است. پس اگر گوینده از سوی خدا باشد، آن فرد خدا را پرستیده است و اگر گوینده از سوی شیطان باشد او شیطان را پرستیده است."
وسایل الشیعه، ج27،ص128، حدیث 33394 - عیون الاخبار الرضا، ج1، ص303، حدیث 63- الکافی، ج6، ص434، حدیث 24 (حدیث مشابه از امام الجواد(ع))
تنها راه رستگاری اطاعت از خدا در طریقی است که تعیین کرده نه در طریقی که ما می خواهیم. حدیث شایان توجهی وجود دارد از امام صادق(ع) با توجه به دستور خدا به ابقلیس برای سجده بر آدم(ع). در اینجا فقط قسمتی را که به بحث مربوط می شود را بیان می کنیم: امام صادق(ع) می فرماید:
"ابلیس گفت: من از او برترم. تو مرا از آتش و اورا از خاک آفریده ای (اعراف،12). بنابراین نخستین کسی که قیاس کرد ابلیس بود که خودبین شد. خودبینی نخستین گناهی بود که انجام شد. ابلیس گفت: پروردگارا! اگر مرا از سجده به او معاف کنی، من تو را آنچنان پرستش خواهم کرد که هیچ فرشته‌ی مقرب و هیچ رسولی نکرده است. پروردگار جواب داد: من از پرستش تو بی نیازم. همانا پرستشی را می خواهم که بگونه ای باشد که من می خواهم، نه بگونه ای که تو می خواهی. اما ابلیس از سجود سر باز زد و خدا فرمود: خارج شو که مطرود شده ای و تا روز قیامت نفرین من بر توست."(ص 77-78)
تفسیر علی بن ابراهیم القمی، ج1،ص42 - بحارالانوار، ج11، ص141،حدیث 7
حدیث فوق چند مطلب را روشن می کند. نخست اینکه خداوند بیان می کند که سجده بر آدم برابر است با پرستش خدا. به بیان دیگر تصدیق آدم، پرستش خداست. دوم اینکه اگر فردی تا حدی خدا را پرستش کند که هیچ کس آنچنان پرستشی نکرده باشد اما خلیفه اش را تصدیق نکند، پس به هیچ عنوان خدا را نپرستیده است.
در مجموع می بینیم که ابلیس باور دارد، الله پروردگار اوست، چراکه می گوید:"پروردگارا!"اما تا زمانیکه نمی خواهد خلیفه‌ی خدا را بپذیرد، خودبین است و طریق دیگری را برای پرستش خدا پیشنهاد می کند(طریقی ورای حکم خدا)! روح پرستش اطاعت از حکم خداست. بنابراین، اگر کسی راهی که خداوند خواسته را آگاهانه پیروی نکند، مهم نیست عمل او چقدر بزرگ باشد؛ نه تنها هیچ سودی برای او ندارد، بلکه همانطور که در انتهای آیه‌ی فوق اشاره شد، نفرین خدا نیز شامل حال اوست.
برای اینکه خدا را در راهی که می خواهد پرستش کنیم لازم است از افرادی که تعیین کرده اطاعت کنیم. در حدیث معروفی روایت شده که: امام صادق(ع) به نقل از امام علی(ع) می فرماید:
"من بنده ای از بندگان محمد(ص) هستم."
الکافی، ج1، ص90، حدیث 5 و8، کتاب التوحید، شیخ صدوق، ص174، حدیث 3، الاحتجاج، ج1، ص210، بحارالانوار، ج3،ص283
هر مسلمانی می داند که امام علی(ع) اولین کسی است که یکتاپرستی را در جهان پذیرفته است؛ پس چگونه او می گوید بنده‌ی پیامبر است؟ جواب این است که برای او جز بندگی خدا انتخاب دیگری وجود ندارد، اما در بندگی پیامبر و اطاعت از او در همه‌ی زمینه ها انتخاب دیگری هم هست. خدا در قرآن می فرماید:
"هر که پیامبر را اطاعت کند، به راستی خدا را اطاعت کرده.(4:80)"
از حدیث و آیه‌ی فوق می توان نتیجه گیری کرد که بندگی یامبر همانا بندگی خداست و راه دیگری برای بندگی خدا وجود ندارد چراکه این تنها دری است که خدا گشوده است.
البته گونه‌ی مخصوص عبادت که همان سجده است تنها برای خداست. همه‌ی شیعیان دوازده امامی تنها برای خدا سجده می کنند. اعمالی در عبادت هست که ما دستور داریم تنها برای خدا بجا بیاوریم مثل نماز و رکوع و سجود. انجام ندادن این مناسک برای غیر خدا، به تنهایی پرستش و اطاعت از فرمان رسول(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت(علیهم السلام) است، کسانیکه آنرا فقط شایسته‌ی خدا دانسته اند. قابل توجه است که ذات سجده برای بشر شرک نیست همانگونه که پیش از حضرت آدم و حضرت یوسف اجرا شد اما خداوند از طریق رسول و امامانش به ما اطلاع داده که انجام چنین کاری در قبال بشر دیگر جایز نیست. پس چنین عملی را شرک می نامیم تنها به این دلیل که برخلاف فرمانی است که خدا از طریق اهل بیت(ع) به ما دستور داده است، بنابراین جزو شرک در پرستش قرار می گیرد. شرک شدن آن ناشی از ذات عمل نیست بلکه بخاطر عدم اطاعت از پروردگار است. در حقیقت، در دعایی پس از زیارت امام حسین(ع)، می گوییم:
"خدایا! من برای تو نماز، رکوع و سجود بجا می آورم... تو یگانه ای و هیچ کس شریک تو نیست... چراکه نماز، رکوع و سجود جز برای تو نباید باشد."
کعبه تنها مسیر سجده‌ی ماست؛ اما ما فقط برای خدا سجده می کنیم. همچنین اگر یک شیعه در برابر مقبره‌ی امامی سجده‌ی شکر به جا بیاورد، باید قصد سجده اش فقط برای خدا باشد، نه برای امام(علیهم السلام).
همانطور که ذکر شد، پرستش معنای وسیعی دارد که محتوای بیشتر آیات قرآن است؛ این معنا همان اطاعت همراه با خضوع بی نهایت است. اگر به جز افرادیکه از سوی خدا منصوب شده اند، افراد دیگری را اطاعت کنیم، جز خدا را پرستیده ایم. و اگر نمایندگان خدا را اطاعت کنیم همانا خدا را پرستیده ایم. در حدیثی روایت شده:
امام رضا(ع) فرمود:"دیده ام که مردم می پندارند باید بنده‌ی ما باشند(برای مثل ما را بپرستند). نه! در خویشاوندی من با پیامبر(صلی الله علیه و آله)! پدران من نیز چنین نگفته اند؛ بلکه من گفته ام به یقین مردم در اطاعت خود را عبید ما بدانند و در دین پیرو ما باشند."
الکافی، ج1، ص187، حدیث 10، وسایل الشیعه، ج23، ص261، حدیث29525، الامالی، الطوسی، ص22، حدیث27، الامالی، المفید، ص253، حدیث3، بحارالانوار، ج25، ص279، حدیث21
اما کسانیکه به خدا ایمان دارند، خدا را بیشتر دوست دارند، گرچه ستمکاران به هنگام دیدار عذاب دریابند که همه قدرت ها از آن خداست و عذاب خدا بسیار سخت باشد.
در حدیث زیر امام صادق(علیه السلام) از آیه 167-165:2 استفاده می کنند تا نشان دهد که انتصاب امام جز از جانب خدا برابر است با پرستش غیرخدا وآتش جاودانه برای آن است:
جابر می گوید:"از امام محمدباقر(علیه السلام) درباره این آیه پرسیدم:"هستند مردمانی که معبودانی غیرازخدا برای خود برمی گزینند وآنها را همچون خدا دوست دارند."(2:165)"امام پاسخ می دهند:"به خدا قسم که آنان دوستان فلان، فلان وفلان هستند. آن مردمان آنان را به جای امامانی قرار می دادند که خداوند برای مردم قرار داده است. و این کلام حق تعالی است که(امام آخر آیه فوق و دو آیه بعد از آن را تلاوت کرد که بیان می دارد آن معبودان کسانی هستند که به واسطه آن مردم تبعیت می شوند):"ستمکاران به هنگام دیدن عذاب دریابند که همه قدرت ها از آن خداست و عذاب خدا بسیار سخت باشد. در حال پدید آمدن عذاب رهبران از پیروان بیزاری جویند و پیوندها گسسته شود. پیروان خواهند گفت کاش بار دیگر به دنیا بازمی گشتیم و از پیشوایان گمراه بیزاری می جستیم -همانطور که آنها از ما بیزاری می جستند- خداوند بدینگونه اعمالشان را همچون مایه حسرت پیش چشمانشان می آورد و هرگز از آتش رهایی نخواهند داشت (2 - 165 تا 167)"سپس امام افزود:"به خدا قسم ای جابر آنان امامان ستمگری بودند و پیروانشان نیز."
الکافی، ج1، ص374، حدیث 11 - کتاب الغیبة، النعمانی، ص131، حدیث12 - الاختصاص، شیخ مفید، ص33 - بحارالانوار، ج72/69، ص137، حدیث23
دوباره در حدیث زیر امام روایت می کند"خواندن غیر خدا"معادلست با"تبعیت از امامانی جزآنانکه خدا معین کرده". حدیث از عبارت"ناصبی"استفاده کرده که به معنای"تعیین کننده یا گمارنده"است."ناصبی"در لسان حدیث شیعه در دو معنای نزدیک به کار رفته است. معنای اول"کسیکه علیه اهل بیت جنگ افروزی می کند"که همانی است که امروزه رایج است. به هرحال، معنایی که به طور گسترده در احادیث ما استفاده شده است(و همینطور در حدیث زیر که از پایان آن نیز مشخص است) معنای دوم است یعنی"کسیکه امامی جزآنکه خدا قرار داده برگزیند".
در تفسیر این آیات:"در آب جوشان سپس به آتش افروخته درآیند و چون به آنها گفته شود: آنچه را شریکان خدا می پنداشتید کجا هستند؟ گویند: آنها را از دست داده ایم. بلکه پیش از این چیزی را عبادت نمی کردیم. اینگونه خدا کافران را گمراه می کند.(40 - 72 تا 74)، ظریث الکناسی روایت می کند:
از امام محمدباقر(ع) پرسیدم:"فدایت شوم! وضعیت یکتا پرستانی که در زمان حضرت محمد(ص) از میان مسلمانان گنهکار شهادت داده اند، چیست؟ آنان در زمانی مرده اند که امامی نداشته اند و از ولایت شما بی اطلاع بوده اند."امام پاسخ داد:"آنها در قبرهایشان هستند و از آن بیرون نمی آیند(تا قیامت) و هر کسی از بین آنان که کردار نیک داشته باشد و خصومتی نشان ندهد، برای رسیدن به بهشت برای او راهی خواهد بود که خدا در غرب عالم قرار داده است. در روز قیامت خدا مقام آنان را با توجه به کارهای نیک و بدشان تعیین خواهد کرد و آنان را به بهشت یا جهنم خواهد فرستاد. وضعیت آنان به مشیت الهی بستگی دارد. در مورد معلولین ذهنی و کودکان نابالغ و غیره نیز اینگونه است. اما در مورد ناصبین از میان مردم اهل قبله(که همان مسلمانانی هستند که امام ساختگی برگزیده اند) باید در قبرشان راهی باشد به جهنم که خدا در شرق بنا نهاده است تا آتش، شعله، دود و غضب جهنم را بیاورد. پس سرنوشت آنان آتش جهنم است(همانطور که قرآن ذکر کرده است:)"سپس به آتش افروخته درآیند و به آنها گفته شود: آنچه را شریکان خدا می پنداشتید کجا هستند؟"(40 - 72 تا 74) معنای آن این است که امامی که ورای انتصاب خدا برگزیده بودید کجاست؟"
تفسیر علی بن ابراهیم القمی، ج2، ص260، زیر آیات 40 - 72 تا 74 - بحارالانوار، ج72/69، ص158، حدیث3

معنای خواندن اولیای خدا چیست؟
در تفسیر آیه:"و این مساجد از آن خداست و کسی را با خدا نخوانید. چون بنده خدا قیام کرد تا خدا را بخواند نزدیک بود سر هم فرو ریزند.(19-72:18)"تعدادی از امامان ما روایت زیر را نقل کرده اند که نشان می دهد خواندن امام علی(ع) برابر خواندن خداست. در این جا تنها حدیثی از امام سجاد(ع) آورده می شود:
امام باقر(ع) فرمود:"پدرم گفته است:"این مساجد از آن خداست و کسی را با خدا نخوانید.(72:18) اینطور معنی می دهد که هرآینه امامانی که از اهل بیت محمد(ص) هستند(کسانی که مکان/مردم ای هستند برای پرستش خدا) بنابر این پیشوایی جز آنان نگیرید. چون بنده خدا قیام کرد تا خدا را بخواند.(72:19) چنین معنی می دهد که هنگامیکه حضرت محمد(ص) مردم را به ولایت علی(ع) خواند، قریشیان نزدیک بود سر هم فرو ریزند(برای کشتن او)(72:19)."
تفسیر فرات الکافی، ص511، زیر آیات 19-72:18 - تفسیر علی بن ابراهیم القمی، ج2، ص389، زیر آیات 19-72:18- بحارالانوار، ج36، ص89، حدیث16
بعد از ظهور اسلام مردمی که به پیامبر(ص) و اهل بیت او ایمان نیاوردند، هرگز دینشان مورد قبول خدا قرار نمی گیرد:
"اگر کسی آیینی غیر از اسلام برگزیند، از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیانکاران است.(3:85)"
در شرح آیه فوق امام صادق(ع) می فرمایند:
"منظور کسی است که ولایت ما را قبول نداشته باشد."المناجیب، ج4، ص283 - بحارالانوار، ج23، ص358، حدیث12
کسانی که امامان را نفی می کنند، مشرک هستند. عبدالرحمن بن کثیر روایت کرده که:
با امام صادق(ع) به حج رفته بودیم و پس از کمی حرکت، امام(ع) از تپه ای بالا رفت که منظره کعبه و جمعیت آشکار بود. امام(ع) نظری بر مردم افکند وگفت:"چه غلغله زیادی و چه کم هستنند زایران راستی!"داوود الراقی گفت:"ای پسر رسول خدا! نباید خدا اعمال مردمی که اینجا می بینیم را بپذیرد؟"امام(ع) فرمود:"وای بر تو ای ابا سلیمان! خداوند شرک به خود را نمی آمرزد و جز آن هرکه را بخواهد می آمرزد(4:116). کسی که ولایت علی(ع) را انکار کند مانند بت پرست است."الاختصاص، المفید، ص303 - بصایرالدرجات، ص358، حدیث15- مستدرک الوسایل، ج1، ص157، حدیث247 -بحارالانوار، ج27، ص181، حدیث30

فطرت