سیب بهشتی

او در حالی پای به دنیا گذاشت که کم کم موهای پدر چهل و پنج ساله رو به سفیدی می رفت و مادر نیز به سن 60 سالگی رسیده بود.(1) امید و نشاط همراه با لبخندی از سر دلدادگی میهمان خانه پدر شد. نامش را چنان که خودش نیز بهشتی است، فاطمه گذاشتند تا جحیم و آتش، حساب کار دستشان آید.(2)
سیبی از بهشت به مولودی مبدل شد تا انسان را به بهشت رهنمون کند.(3) این همان رازی است که هر کس خواست از فاطمه(س) سخنی بر زبان براند یا سطوری را سرمشق دیگران کند، لب به اعتراف گشود که از فاطمه سخن گفتن سخت است که نه تنها علم، که دل می خواهد.
کنجکاوانه به دنبال نام قدسی فاطمه در لابه لای سخنان عدل قرآن یعنی اهل بیت(ع) گشتی زده تا در کنار دریای مالامال از عرفان، تشنگی خود را به قدر وسع برطرف کنیم و من هر چه بیشتر جلو رفتم به جای سیراب شدن، بیشتر تشنه دانستن شدم. این چه سری است که خود مجمع اسرار الهی است؟ این چه پدیده ای است که پیچیدگی مفاهیم بلند دانش و معرفتش ما را در پیچ پیچ جاده شناختش بر سر منزلهای پرنعمت متحیر می کند؟ بین اندیشه های بلند و سیره عملی او نه توان تفکیک است نه مجال انتخاب.

کردار انسان نشان از دو چیز است: یکی زیربنای فکری و دوم شاکله باطنی. حضرت فاطمه(س) مادر را خیلی زود از دست داد(4) و از آن پس نقش مادر را برای پدر به خوبی ایفا کرد. تا جایی که پیامبر(ص) نه تنها همدم وی شد که نگاه به دختر، جایگزین نگاه به مادرش آمنه شد. این اولین حرکت ارادی در زندگی ایشان است. کسی می تواند مدال مادری را به گردن آویزد که صفاتی چون رأفت، دلسوزی، فداکاری و پروانه وار گشتن گرد کسی را با تمام وجود داشته باشد و فاطمه (س) با تمام علاقه اش به پدر، غم بی مادری خود را با پدر شریک شد و پدر به پاس آن همه زحمت به زبان تشکر فرمود: ام ابیها (5)
چگونه است که دختری کم سن، به جایی می رسد که در وصفش پدر فرمود: مادر پدرش، و این نیست مگر شیوه رفتاری صدیقه کبری(س). گفته اند که در جریان برخی جنگها به سراغ پدر رفته و زخمها را مداوا می کرد، تیرها از بدن بیرون آورده و پانسمان می کرد و در یک کلمه پرستار پیامبر(ص) بود. (6)
نشان وابستگی پیامبر(ص) به دختر را در کثرت ملاقات پدر با دختر باید جستجو کرد، به صورتی که تاریخ از کتمانش عاجز است. هرگاه بر آستانه منزل فاطمه (س) قرار می گرفت با صدای رسا بر ایشان سلام می کرد و دختر نیز با روی باز، در خانه را باز کرده و پاسخ پدر را با لبخند می داد. پیامبر(ص) هر گاه برای جنگ یا مسافرت به خارج شهر قصد عزیمت می کرد، یک بار به هنگام خروج و یک بار هم پس از بازگشت کنار خانه حضرت فاطمه(س) آمده و با ایشان ملاقات می کرد.
جالب است که در یکی از این آمد و شدها، پیامبر(ص) به گردن دختر، گردن بندی دیدند و بدون هیچ کلامی روی برگردانده و قصد مراجعت کردند. دختر این نگاه معنادار پدر را به سان درسی سنگین خواند. سریع و بدون هیچ مقاومتی و حتی دریغ از یک کلمه «چرا؟» به منویات پدر عمل کردند. فقیر و سایل از راه رسید و دختر آن گردنبند را به وی بخشید. (7)

انقیاد و شکر
در یکی از روزها پیامبر(ص) به خانه فاطمه (س) آمدند، صحنه ای دید که اشک بر چشمان پیامبر(ص) پر شد، فاطمه در حالی که گندم آسیاب می کرد، به فرزندش نیز شیر می داد. فرمود: دخترم به زودی تلخی دنیا را به حلاوت آخرت جایگزین خواهی کرد و دختر در جواب پدر گفت: الحمدلله بر نعمتهای خداوندی و شکر بر آلاء پروردگار. حمد و شکر عملی است که نشان از پشتوانه فکری می باشد و سیره عملی حضرت حتی در سخت ترین لحظات زندگی(8) زبان قدردانی است و تا انسان به مقام کمال نرسد، فرهنگ تشکر را فرا نخواهد گرفت.
انقیاد و شکر، دو سیره زندگی بانوی بهشتی، فاطمه زهرا(س) است که در بسیاری از جاهای زندگی ایشان به چشم می خورد. وقتی این دو در طول زندگی انسان پررنگ شد، می توان آن زندگی را با صبغه الهی توصیف کرد. منشأ این نیز همان راضی بودن به رضای خداوند است و آیه نازل شد: «ولسوف یعطیک ربک فترضی».
اطاعت از پدر به عنوان رسول خداوند از دیگر برنامه های زندگی صدیقه کبری است و این را می توان در آن صحنه دید که با بیان سختی کار در منزل، تقاضای خادمی نمود و پدر در جواب به ایشان، اسم اعظم را یاد دادند و دختر با انبانی از عرفان به خانه بازگشت.همین رفتار از او شخصیتی بزرگ ساخته بود تا جایی که ام سلمه نقل می کند: فاطمه(س) شباهت زیادی به پدر داشتند. (9) و عایشه لب به اعتراف می گشاید که فاطمه(س) بعد از پدر، صادق ترین انسان بود. (10)
نماز عمیق ترین رابطه انسان با خداست. هر چه این رابطه پشتوانه فکری محکمی داشته باشد، شکل و محتوای آن نیز متفاوت خواهد بود و چون صدیقه کبری در زندگی چیزی غیر از خدا، نمی دیدند به همان خاطر، در نماز کمال لقا را کسب کرده و با رسیدن به مقام قرب، باب گفتگو را باز کرده و نماز را در قالب گفت و شنود اقامه می کردند و یک جریان دو سویه را به نمایش می گذاشتند.

سعادت
در قرآن نمونه های فراوانی از اطعام و احسان فاطمه(س) آمده است. کسی نیست که آیه و یطعمون الطعام علی حبه... (11) را نادیده بگیرد و کسی نیست که انکار کند که وی در شب عروسی، لباس سفید عروسی اش را نپوشید و خود با همان لباس عادی به خانه علی(ع) وارد شد و فردای آن روز با بیان برهانی در پاسخ پدر که فرمود: دخترم لباس عروسی ات را چه کردی؟ پاسخ داد: آن را به دختر یتیم و فقیری دادم با این کار هم فقیر شاد شد و هم پدر. (12)
اینها همه بخشی از پایبندی و تدوین حضرت فاطمه(س) است. ایشان در اجرای دستورهای خداوندی هیچ کوتاه نمی آمدند و با این که به خاندان وحی انتساب داشتند، این را برای خود امتیازی به شمار نمی آوردند.

مدیریت در زندگی
در زندگی مشترک با علی(ع) همواره دو نکته مدیریت سیاسی و اخلاق خانوادگی را به دقت مراعات می کردند. روزهای اول زندگی، با تقسیم کار، وظایف هر دوی آنها روشن شد. البته زندگی کاملاً ساده و فقیرانه بود.
این نوع زندگی عاشقانه که با کنار آمدن نداشته های هم شروع و با داشته های معنوی، عرفانی، ادامه می یابد فقط در سایه اندیشه های عمیق امکان پذیر است. این است که تفکیک سیره زندگی از اندیشه فاطمه(س) به سختی امکان دارد، تا آدمی از درون به رشد و تعالی نرسیده باشد، قادر به اجرای چنین حرکتهایی در زندگی پرپیچ و خم نیست. این نداری اقتصادی یک طرف، مطالبه مردم از خاندان وحی نیز طرف دیگر. بارها اتفاق افتاده است که نان در خوان حضرت یافت نمی شد، اما حضرت از سر شرم و سخاوت، میهمان را بر سر سفره فرا می خواند و خود با درونی تهی از طعام سر بر بالین می گذاشت. (13)

ترویج فرهنگ دینی
یشان علاوه بر کارهای منزل، در امر ترویج فرهنگ دینی اهتمام نیز داشتند. زنان به منزل ایشان می آمدند و مسأله شرعی سؤال کرده و یا حدیث گوش می دادند. در باب علل تشریع برخی احکام و نیز پایه های فکری دینی احادیثی بیان کرده اند که نشان از جایگاه علمی این بانوی نمونه است و وی را به مقام محدثه نایل کرده است. (14)


1- زندگانی حضرت زهرا(س)، سید جعفر شهیدی
2- علت نام گذاری فاطمه(س) چنین است که این نام مانع می شود تا آتش جهنم محبین و دوستداران آن حضرت را در خود جای دهد.
- الحدایق الناضره، محقق بحرانی، ج 3، ص 296
4- مسایل عام الحزن /قاضی نعمان مغربی
5- معالم المدرستین، سید مرتضی عسکری، ص 197
6- ریاض الشریعه، محمدباقر مجلسی
7- همان/ ج 43/ص 84
8- همان
9- همان
10- همان
11- انسان/8
12- منتهی الامان - شیخ عباس قمی/ج1
13- همان
14- الاحتجاج / شیخ طبرسی



سایت بازتاب