زمینه سازی ظهور، آری یا نه؟ (2)

دراین قسمت به این سوال می پردازیم که:
مگر در روایات، شرط ظهور امام، تجمع این تعداد یار با وفا نیست؟ و آیا تربیت انسان ها به منظور کامل کردن این تعداد زمینه سازی برای ظهور محسوب نمی شود؟
استدلال اول:
عده ای که تربیت و پیدایش 313 یار مخلص امام را شرط ظهور می دانند معمولا به احادیثی استناد می کنند که در آن احادیث، اهل بیت شرط قیام قیام کننده را تجمع 313 نفر اعلام کرده اند که ازجمله آن ها این حدیث است که امام موسی کاظم(ع) خطاب به یکی از اصحاب خود فرموده است:
((یابن بکیر إنی لأقول لک قولا قد کانت آبایی تقوله: لوکان فیکم عده اهل بدر لقام قایمنا)) (1)
ترجمه: ((ای پسر بکیر، من به تو سخنی می گویم که پدران من نیز پیش از من آن را بر زبان رانده اند و آن این که اگر در میان شما به تعداد کسانی که در جنگ بدر بودند قیام کننده ما اهل بیت قیام می کرد.))
و برای استدلال خود به احادیث مشابه (2) دیگری نیز استدلال می کنند. اما نکته مهم در فهم ما از این احادیث وجود حرف شرط ((لو)) است. این حرف شرط در جایی به کار می رود که هم جمله شرط و هم جواب آن در گذشته محقق نشده اند. بنابراین، مطلب فوق صرفا یک گزارش از واقعه ای است که گذشته و تمام شده است و هرگز قانون و دستور العمل آینده را برای کسی تعیین نمی کند! یعنی امام کاظم می فرمایند در گذشته اگر چنین می شد قیام کننده ما نیز قیام می کرد اما حالا که اتفاق نیفتاده دلیل نمی شود که اگر اتفاق بیفتد پس دیگر الزاما باید قایم ما هم قیام کند. چون ممکن است شروط دیگری نیز به شرایط قیام قایم اضافه شود و یا کلا همین شرط نیز از بین رود!
نکته بعدی در فهم چنین احادیثی، سوء برداشت از واژه قایم است. گرچه ما می دانیم که لفظ قایمنا در روایات اهل بیت به حضرت مهدی اطلاق می شود اما باید دانست که در این دسته از احادیث، قایمنا حضرت مهدی نیست. زیرا طبق فرموده رسول خدا همه ما می دانیم که حضرت مهدی فرزند امام حسن عسکری است و داناتر از همه مردم نسبت به این مطلب، خود ایمه طاهرین هستند. پس وقتی حضرت مهدی هنوز به دنیا نیامده اند چگونه امام کاظم سخن ازقیام او به میان آورند؟ حتی اگر 313 نفر هم جمع شوند کسی که در زمان امام کاظم قیام می کند الزاما حضرت مهدی نخواهد بود و در نتجه قیام او هم قیام جهانی نخواهد بود. چرا که این امر خاص حضرت بقیه الله است. پس قایمنا در این دسته احادیث حضرت مهدی نیست و شرط تجمع 313 یار شرط ظهور اونیست!
استدلال دوم:
پس از بررسی احادیث فوق به طور خاص به این نکته می پردازیم که آیا وجود 313 یار امام زمان شرط لازم و کافی ظهور هستند؟ زیرا اگر بخواهیم وجود 313 یار وتربیت آن ها را زمینه ساز ظهور معرفی کنیم باید الزاما وجود این تعداد یار با وفا شرط ((کافی ولازم)) برای ظهور باشند که در این قسمت ابتدا عدم کفایت 313 یار امام برای ظهور را بررسی می کنیم و سپس به عدم لزوم آن ها می پردازیم.
ابتدا با یک مقایسه مختصر بین فرموده های معصومین به این مطلب اشاره می کنیم که اگر ظهور در احادیث منوط به وجود 313 نفر شده حداقل آن است که 313 نفر تنها شرط ظهور نیستند و شرایط دیگری نیز بر این قضیه حکمفرما است که ممکن است در آن احادیث ذکر نشده باشند. به عبارت دیگر، در هر قضیه شرطیه، تمام عوامل موثر در تحقق جزای شرط، بیان نمی شوند.

مثلا در احادیث داریم که امام صادق(ع) فرموده اند:
من قرأ سورة العنکبوت و الروم فی شهر رمضان لیلة ثلاث و عشرین فهو و الله یا ابا محمد من أهل الجنة و لاأستثنی فیه أبداً، و لاأخاف أن یکتب الله علی یمینی إثما، و إن لهاتین السورتین من الله مکاناً (3)

ترجمه: هر کس در شب بیست و سوم ماه رمضان سوره عنکبوت و روم را تلاوت کند به خدا سوگند او از اهل بهشت خواهد بود و هرگز کسی را از این حکم استثناء نمی کنم و بیم آن ندارم که در این سوگند خداوند گناهی بر من نویسد، و به راستی که در این دو سوره را نزد خداوند مقامی بلند است."
ملاحظه می شود که امام صادق(ع) چه تأکید شدیدی بر صحت آن دارند. هم قسم جلاله خورده اند و هم تصریح کرده اند که هیچ کس را استثنا نمی کنند. اما آیا با این همه تأکیدات، آیا کسی می تواند از این حدیث استفاده کند که شرط کافی برای ورود به بهشت خواندن دو سوره روم وعنکبوت است؟
و آیا اگر یک فرد ناصبی ودشمن اهل بیت در شب 23 ماه رمضان این کار را بکند کافی است که وارد بهشت شود؟
پس واضح است که هیچ گاه در ادبیات محاوره ای ((اگر قضیه ای به صورت شرطیه)) ذکر شد الزاما جواب شرط، تنها شرط مسیله نخواهد بود و کافی نخواهد بود.
پس نتیجه می گیریم که در احادیث مربوط به 313 یار - اگر حدیثی به صورت شرطی آمده باشد و شرط ظهور را وجود 313 نفر معرفی کرده باشد - جواب شرط، یعنی وجود 313 نفر، حتما دلیل کافی برای تحقق شرط یعنی ظهور امام زمان نیست و نخواهد بود و ممکن است شرایط دیگر ظهور، در احادیث دیگری بیان شده باشند.
استدلال سوم:

عدم لزوم 313 نفر برای ظهور:
برای تحلیل و بررسی این مطلب که وجود 313 نفر برای ظهور امام زمان لازم است و اگر این امر نباشد ظهور محقق نمی شود می توان یک گزاره شرطی نوشت و با استفاده از منطق گزاره ها نتیجه صحیح را استخراج کرد. صورت گزاره شرطی چنین است: وجود 313 یار لازم است تا امام زمان ظهور کند. به عبارت دیگر:
وجود 313 یار برای امام p=
ظهور کردن امام زمانq=

از منطق گزاره ها می دانیم که هر قضیه شرطیه با عکس نقیض خود هم ارز است. یعنی برای اثبات این مطلب که q شرط لازم p است باید نقیض q، نقیض p را نتیجه دهد و این دوگزاره هم ارز یکدیگر باشند. یعنی باید داشته باشیم: امام زمان ظهور نمی کند اگر 313 یار او وجود نداشته باشند. به عبارت دیگر:
ظهور نکردن امام زمان ~q=
نبود 313 یار با وفا~p=


حال برای اثبات لازم بودن وجود 313 یار برای ظهور هر دو گزاره باید با هم در احادیث آمده باشند چرا که هر دو گزاره از نظر منطقی هم ارز و وجود هر دو گزاره با هم شرط لزوم q(313 نفر)، است.
اما می بینیم که در احادیث وارد شده، فقط گزاره اول آمده و از عکس نقیض آن اثری یافت نمی شود. یعنی در احادیث - حتی نه به صورت شرطی - آمده که هر گاه 313 یار جمع شوند آن گاه امام دوازدهم ظهور می کند و هرگزچنین نیامده که امام زمان اصلا ظهور نمی کند اگر 313 یار جمع نشوند!
و چنین ادبیاتی، یعنی فقط گزاره اول، هیچ گاه لزوم شرط را به تنهایی نمی تواند بیان نمی کند و لزوم وجود 313 نفر برای ظهور ثابت نمی شود.
استدلال چهارم:
نکته مهم تر آن که احادیث مربوط به 313 نفر هیچکدام به صورت شرطیه نیستند تا حتی بتوان استدلال فوق را برای آنها ذکر کرد. چرا که استدلال های فوق در صورتی که از نظر منطقی صحیح باشند صرفا برای احادیثی هستند که به صورت شرطیه آمده باشند. اما می بینیم که هیچ حدیثی در زمینه 313 نفر به صورت شرطیه نیامده بلکه به صورت گزارشی هستند که بیان می کنند هرگاه حضرت مهدی ظهور کرد آن گاه 313 نفر نیز گرد او جمع می شوند! در حقیقت احتماع 313 یار به صورت نشانه وعلامت ظهور حضرت ذکر شده نه شرط آن!
امام جواد(ع) در این زمینه می فرمایند:
((... فإذا اجتمعت له هذه العده من أهل الإخلاص أظهر الله أمره فإذا کمل له العقد وهوعشره آلاف رجل خرج بإن الله عز وجل)) (4)
ترجمه: ((پس آن گاه که این تعداد از اهل اخلاص گرد ایشان جمع شوند خدا امر حضرتش را آشکار می کند و آنگاه که ده هزار نفر برای ایشان کامل شود به اذنخدای عز وجل خروج می کند.))
برای روشن شدن معنی دقیق این حدیث، ابتدا باید به معنی درست ((اجتمع)) توجه کنیم که منظور گرد هم آمدن و اجتماع 313 نفر است نه متولد شدن و یا تربیت آن ها. در این حدیث امام جواد(ع) نمی خواهند به پیدایش این تعداد یاران با اخلاص اشاره کنند و در این مورد که این افراد موجود شده اند یا هنوز به وجود نیامده اند سخنی بگویند بلکه خبر داده اند که پس از اجتماع آن ها گرد امام زمان (پس از اذن ظهور و آمدن حضرت در مکه) خدا امر ظهور را بر همگان آشکار می کند. واضح است که این سخن شرط ظهور نیست بلکه نشانه ظهور است. حال این فرمایش امام جواد(ع) را کنار سخنی از امیر مومنان قرار می دهیم تا معنی آن روشن تر شود. امیرالمومنین می فرمایند:
((إذا قام تجتمع الیه اصحابه علی عده اهل بدر و اصحاب طالوت و هم ثلاثمأه وثلاثه عشر رجلا کلهم لیوث)) (5)
ترجمه: ((هنگامی که (حضرت مهدی) قیام می کند یاران او گرد او جمع می شوند که به تعداد اهل بدر و اصحاب طالوت هستند تعداد آن ها 313 نفر وهمگا در شجاعت همچون شیر هستند.))
در این حدیث امیرمومنان اجتماع 313 نفر را پس از قیام حضرت مهدی ذکر می کند.
نتیجه:
ظهور امام زمان دلیلی غیر از اجتماع 313 نفر دارد که در احادیث ذکر نشده است و اگر صحبت از 313 نفر شده است این مطلب فقط نشانه ظهور امام زمان است که بلافاصله پس ازقیام او صورت می پذیرد و باید دانست که اگر چه احادیث مربوطه به صورت قضیه شرطیه بیان نشده اند - یعنی شرط ظهور را تجمع 313 نفر اعلام نکرده اند - ولی اگر باز هم به همان صورت شرطیه بیان می شدند نه لزوم وجود 313 نفر برای ظهور امام از آن ها استخراج می شد ونه این که دیگر وجود آن ها دلیل کافی برای ظهور بود و این مطلب از منطق گزاره ها به راحتی قابل اثبات است.
بنابراین تربیت فرزندان- اگر چه بسیار خوب و در احادیث بسیار سفارش شده - باید به منظور آمادگی برای جانفشانی در راه حضرت مهدی باشد نه به نیت ایجاد 313 نفر به منظور فراهم کردن زمینه ظهور. چرا که تربیت 313 نفر هیچ ارتباطی به ظهور و زمینه آن ندارد بلکه فقط یک علامت است!

در قسمت بعدی به این سوال می پردازیم که: پس خواست مردم چه می شود؟ بالاخره مردم باید بخواهند تا حضرت ظهور کنند؟ و آیا اصولا خواست مردم هیچ تأثیری در ظهور امام ندارد؟

پی نوشت ها:

1- مشکاه الأنوار ابوالفضل علی طبرسی باب ثانی ص 63 و 64
2-{ امام صادق(ع): ما لو کملت العده الموصوفه ثلاثمیه و بضعه و عشر کان الذی تریدون-روزگار رهایی ص ۳۸۸
3-.ثواب الاعمال ص 234
4-کمال الدین وتمامالنعمه باب 36 ح 2.
5-الزام الناصب ج 2 ص 200

{با استفاده از کتاب راز پنهانی و رمز پیدایی دکتر بنی هاشمی }



ارسال شده توسط"ققنوس"