رحـمت امـام علیه السلام

قال الرضا (علیه السلام):

الامام....الاخُ الشَّقیِقُ وَ الأ ُمُّ البَرَّةُ بِالوَلَدِ الصَّغیرِ

امام (همچون) برادری دلسوز و مادری مهربان نسبت به فرزند کوچک است.

دیوارهای شهر طوس کم ­کم از دور دیده می­شد و کاروان در کمال آرامش و جلالت و هیبت به مسیر خود ادامه می­داد. اما ناگهان صدای ضجه و شیونی به گوش رسید. امام علیه السلام توقف نمودند و نگاهی به اطراف کردند.

کمی دورتر جمعی در حال تشییع جنازه­ بودند و اطرافیانش فریار برآورده بودند و اشک می ریختند. و فغان و فریاد اطرافیان آسمان را پر کرده است.

ناگهان امام پا از رکاب اسب خارج نموده و با شتاب به سوی آن جمع حرکت کردند و به محض آنکه به جنازه رسیدند آن را همچون مادری که نوزاد خود را در بغل می گیرد جنازه را در بغل گرفتند و پس از اندکی فرمودند: هرکس جنازه ­ی یکی از دوستان ما (اهل بیت علیهم السلام) را تشییع نماید همچون کودکی که از مادر متولد می­ شود پاک از هرگونه گناه شود.

آنگاه تشییع ادامه یافت تا به نزدیک قبری که از قبل برای او مهیا شده بودند رسیدند.

در این هنگام امام علیه السلام مردم را کنار زدند شتابان به طرف میت رفته خود را به آن رساندند دست مبارک را بر سینه­ اش گذاشته و او را به نام و نام پدرش صدا زدند و فرمودند: بهشت بر تو بشارت باد. از این لحظه به بعد دیگر ترس و وحشتی نخواهی داشت.

راوی این ماجرا می گوید: عرض کردم ای فرزند رسول خدا صلی­ الله­ علیه­ و­ آله جانم فدایتان باد! آیا این میت را می­ شناختید درحالی که شما قبلاً هیچ­گاه به این­جا نیامده بودید! امام علیه السلام فرمودند:


« آیا نمی­دانی که اعمال شیعیان ما در هر صبح و شب بر ما اهل بیت عرضه و آشکار می­شود پس اگر تقصیر و خطایی در اعمال­شان ببینیم از خداوند متعال برای آنها تقاضای عفو و بخشش می­ کنیم و اگر عمل صالح و خیری ببینیم خداوند را شکر نموده و از او برایشان پاداش نیکو طلب می­ نماییم پس چگونه آنها را نشناسیم.»

برگرفته از کتاب تجـلّی آفتــاب به قلم: دکتر حسین ضرابی

24