راهکار های مخالفین در مبارزه با حق

1-تحریف
یکی از حربه های مخالفین، تحریف حقایق است.تحریف،یعنی جابجا کردن حروف ودست بردن در متن بطوریکه معنای سخن تغییر کند.سرنوشت این تحریف گران دوری از رحمت خداوند است (نساء-46)
نمونه اول ، تحریف در کتاب"المعارف":
مخالفین برای اینکه گناه شهادت حضرت محسن از گردن خلفا برداشته شود،د ر متونی که ابراز به سقط حضرت محسن شده، دست برده وآنرا تغییر داده اند:
ابن شهر آشوب درکتاب مناقب آل ابیطالب ج3ص407می گوید:درکتاب معارف قتیبی آمده که محسن بر اثر ضربه شدید قنفذ (غلام عمر)از بین رفت.
محمد یوسف گنجی شافعی از علمای اهل تسنن درتایید این مطلب میگوید:او(شیخ مفید)میگوید فاطمه بعد از پیامبر فرزندی را سقط کرد که رسول خدا اورا محسن نامیده بود.این مطلب نزد هیچیک از اهل حدیث یافت نشد مگر ابن قتیبه.(1)
بر طبق گواهی شافعی که متوفای 658است تا قرن هفتم، جمله فوق درکتاب معارف ابن قتیبه وجود داشته است.حال به این کتاب مراجعه میکنیم ولی با کمال تعجب می بینیم بجای جمله فوق اینگونه آمده:
"محسن بن علی هلاک شد درحالیکه طفل کوچک بود"(2)
آری به همین سادگی"سقط جنین دراثر ضربه قنفذ"(در جریان هجوم به بیت) تبدیل به"وفات یک طفل صغیر"میشود تا هجوم کنندگان از زیر ضربه منتقدین خارج شوند.

نمونه دوم:تحریف درکتاب صحیح بخاری
مسلم بن حجاج نویسنده صحیح مسلم درمورد جریان فدک میگوید:
عمر خطاب به علی وعباس گفت شما آمدید وطلب ارث کردید ولی ابوبکر گفت که پیامبر فرموده"ما انبیاء ارث نمیگذاریم"وشما اورا دروغگو، گناهکار،حیله گر،وخاین دانستید.سپس ابوبکر مرد ومن جانشین رسول خدا هستم پس شما دو نفر مرا دروغگو، گناهکار،حیله گر،وخاین دانستید.(3)
این گفتگو،موضع ونظر امیرالمومنین را راجع به ابوبکر وعمر مشخص میکندوچون بیان این الفاظ؛ برای بسیاری از نویسندگان خوشایند نبوده،اصل گفتگورا نقل کرده ولی این کلمات را حذف نموده اند.
مثلا محمد اسماعیل بخاری در صحیح بخاری می نویسد: ابوبکر آن اموال را دراختیار گرفت ودر آن هنگام شما دونفر گمان کردید که ابوبکر چنین وچنان است.(4)
ملاحظه می کنید که برای تبلیغ شرافت جعلی خلفاء،اگر بتوانند وقایع تلخ وناگوار را حذف می کنند و اگر قابل حذف نباشد با کاربرد کلمات مبهم،زشتی آنرا کم می نمایند.

2- توجیه خلافکاریها:
نمونه اول:ابن ابی الحدید پس از تصدیق یورش به خانه صدیقه طاهره سلام الله علیها وغصب اموال ایشان توسط خلیفه (5)،اعتراف می کند که حضرت زهرا در حالی از دنیا رفتند که از ابوبکروعمر غضبناک بودند ووصیت کرده بودند که آندوبرجسد ایشان نماز نخوانند.بعد به توجیه اعمال زشت آنها پرداختهومیگوید این امور از آن چیزهایی است که بر ابوبکر وعمر بخشیده شده واولی وبهتر این بود که آندو ایشان را تکریم واحترام خانه اورا نگاه می داشتند اما از تفرقه وفتنه ترسیدند وآن چه گمان می کردند بهتر است،انجام دادند.پس جایز نیست به آندو بدبین باشیم وخداوند بخشنده است وبر فرض ثابت شود که گناهی بوده،گناه کبیره نبوده از گناهان صغیره محسوب می شود.
یعنی هجوم به خانه وحی، شهادت حضرت محسن وغصب اموال،همگی ترک اولی ویا حداکثر گناه صغیره ای بوده که چون با نیت خیر صورت گرفته،مورد عفو وبخشش خداوند گرفته است!!
. بنابراین آیات 57و58 سوره احزاب که می فرماید"کسانیکه مومنین ومومنات را اذیت کنند، گناه آشکاری مرتکب شده اند"و"کسانی که خداوند وپیامبرش رااذیت کنند،دردنیا وآخرت مورد لعن خداوند قرار گرفته وعذاب خوار کننده ای برایشان آماده شدهاست"(7)چون قابل توجیه با اعتقاد آقایان نیست،باید کنار گذاشته شوند!!!
آری به اعتقاد آقایان،اگر خلیفه هر خلافی را انجام دهد،نباید مورد طعن ولعن قرار گیرد، تا جایی که جناب غزالی در کتاب احیاءالعلوم ؛حتی یزیدبا آن همه قتل وجنایت رامستحق لعن نمی داند وصد البته هدف اواز منع لعن یزید ؛پیشگیری از لعن خلفاءاست،چرا که سعد الدین تفتازانی از علمای اهل تسنن،در مورد علت منع لعن یزید میگوید برای اینکه لعن به افراد بالاتر از او کشیده نشود.(8)

تلخیص وتصرف از کتاب حقایق پنهان –علی لباف

(1)کفایه الطالب ص413
(2)معارف ابن قتیبه ص92
(3)صحیح مسلم کتاب الجهاد والسیر باب حکم الفیی
(4)صحیح بخاری کتاب النفقات باب حبس الرجل ح5358
(5)شرح ابن ابی الحدید ج6ص50
(6)شرح ابن ابی الحدیدج6ص50
(7)این آیه را به این حدیث ضمیمه فرمایید که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:
"فاطمه پاره تن من است،کسی که اورا اذیت کند مرا اذیت کرده کسی که مرا اذیت کندخدا را اذیت کرده است".تا جایگاه خلفاء وارزش آنان را متوجه شوید.(مدرک حدیث:بخاری در صحیح ج 4 ص --210مسلم در صحیح ج 7 ص141احمد حنبل در مسند ج 4 ص 332حاکم نیشابوری در مستدرک ج 3 ص 158
(8)شرح المقاصد ج5ص311



تلخیص وتصرف از مقاله کتمان حقایق آقای علی لباف