دیدگاه قرآن و روایات درباره زیارت قبر پیامبراکرم(ص)

برخی محققان اهل سنت معتقدند به حکم قرآن می ‌توان از رسول خدا آمرزش خواست تا برای آنان دعا کند. به گفته آنان هر چند این بخش از قرآن مربوط به دوران زندگانی پیامبر است ولی درخواست آمرزش از او اختصاص به دوران زندگی او ندارد...

قرآن مسلمانان را دستور می‌دهد که به حضور پیامبر رسیده در محضر او از خداوند آمرزش بخواهند و از او بخواهند که او نیز برای آنان آمرزش بخواهد:

وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرَوا اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوَّاباً رَحِیماً[1]

و اگر آنان وقتی به خود ستم کرده بودند پیش تو می‌آمدند و از خدا آمرزش می‌خواستند و پیامبر [نیز] برای آنان طلب آمرزش می‌کرد قطعاً خدا را توبه‌پذیر مهربان می‌یافتند.

در جای دیگر خداوند منافقان را نکوهش می‌کند که هر گاه به آنان گفته می‌شود به حضور رسول خدا برسند تا برای آنان آمرزش بخواهد از این امر سر باز می‌زنند:

وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا یَسْتَغْفِرْ لَکُمْ رُسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُیُوسَهُمْ وَرَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَهُم مُسْتَکْبِرُونَ[2]

و چون بدیشان گفته شود بیایید تا پیامبر خدا برای شما آمرزش بخواهد سرهای خود را بر می‌گردانند و آنان را می‌بینی که تکبر کنان روی بر می‌تابند.

برخی محققان اهل سنت معتقدند مسلمانان امروزه نیز به حکم این آیه می‌توانند به حضور رسول خدا برسند و با آمرزش خواهی از خداوند از پیامبر بخواهند که برای آنان دعا کند. به گفتة آنان هر چند این آیه مربوط به دوران زندگانی پیامبر است ولی درخواست آمرزش از او اختصاص به دوران زندگی او ندارد زیرا این مقامی است که به رسول خدا به نشانه عظمت او داده شده است و با مرگ او از میان نمی‌رود.[3]
ممکن است گفته شود: آنچه در این آیات آمده حاکی از شیون پیامبر و نشانة بزرگی اوست ولی انجام این کار از سوی پیامبر تنها در دوران زندگی او امکان‌پذیر است نه پس از مرگ که رابطة ما با او قطع شده است. باید گفت مرگ رسول خدا در این باره تأثیری نداشته و مرگ و زندگی او از این نظر یکسان است چرا که:

1. مرگ از نظر قرآن پایان زندگی نیست بلکه دریچه‌ای است به جهان دیگر و گسترده‌تر که همه چیز آن برتر از جهان پیشین بوده و انسان در آن جهان زنده و بینا و شنواست. به ویژه شهیدان که پس از نوشیدن شربت شهادت نزد خدا روزی می‌خورند و از لذت روحی خاصی بهره‌مندند.[4]
2. در روایات فراوان از رسول خدا(ص) وارد شده است که فرشتگان درودی را که مسلمانان بر پیامبر می‌فرستند به او می‌رسانند چنان که می‌فرماید: بر من درود بفرستید درود شما در هر کجا باشید به من می‌رسد.
3. مسلمانان در سلام نماز مأمورند به پیامبر سلام کنند و درود بفرستند و بگویند:: « السلام علیک أیها النبی و رحمة الله وبرکاته »

این سلام جنبه تشریفاتی نداشته و سلامی است کاملاً راستین از زنده‌ای به زنده دیگر که همانند او شنواست. بنابراین پیامبر در جهان برزخ زنده بوده و ارتباط او با ما برقرار است سخن ما را می‌شنود و درخواست ما را پاسخ می‌گوید. در این صورت جا دارد که بگوییم دو آیه مورد نظر از معنای گسترده‌ای برخوردار بوده و هم اکنون ما را به حضور در حرم پیامبر فرا می‌خوانند و دستور می‌دهند به حرم پیامبر وارد شویم و از خداوند بخشش بخواهیم و از او بخواهیم برای آمرزش ما دعا کند. زیارت چیزی جز حضور زایر در محضر زیارت شونده و فرستادن درود و درخواست دعا نیست.

پیامبر اکرم (ص) خود فرمودند: هر کس به زیارت من بیاید در روز رستاخیز شفیع او خواهم بود. هر کس برای انجام وظیفة حج آهنگ مکه کند و مرا در مدینه زیارت نکند به او در روز رستاخیز ستم می‌کنم و آن کس که به زیارت من می‌آید شفاعت من بر او واجب شده و هر کس که شفاعت من بر او واجب شود وارد بهشت می‌شود. هر کس مرا در حال زندگی و پس از مرگ زیارت کند روز قیامت شفیع او خواهم بود. هر کس پس از درگذشت من قبر مرا در هنگام حج زیارت کند همانند آن است که در دوران زندگی‌ام زیارتم کرده است. صلوا علیَّ فانّ صلاتکم تبلغنی حیثما کنتم[5]

پس دو آیة بالا می‌توانند گواه قرآنی بر استحباب زیارت مرقد پیامبر باشند. همان گونه که در صدر اسلام نیز مسلمانان چنین می‌کرده‌اند. مفسران معتقدند احترام رسول خدا به دوران زندگی او اختصاص ندارد و پس از مرگ نیز احترام او باید محفوظ شود. حتی آیه‌ای نیز که مسلمانان را به آهسته سخن گفتن در محضر پیامبر(ص) امر می‌کند هم اینک نیز به قوّت خود باقی است آنجا که می‌فرماید:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ[6]
ای کسانی که ایمان آورده‌اید صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر مکنید.

از این رو در حرم آن حضرت نباید صدا به فریاد بلند کرد. و این آیة مبارک بر بالای ضریح آن حضرت نوشته شده است و قرن‌هاست که چشم‌نواز زایران مسلمان است. آیا زیارت قبر پیامبر از دیدگاه روایات پذیرفته شده است روایات مربوط به زیارت مرقد پیامبر اسلام(ص) در مجموعه‌های روایی شیعه و سنی وارد شده است. از آنجا که نقل تمامی این روایات در حوصلة نوشتار حاضر نمی‌گنجد در پاسخ به نقل برخی از این روایات بسنده می‌کنیم.
از عبدالله بن عمر نقل است که پیامبر(ص) فرمود:
من زار قبری وجبت له شفاعتی[7]
هر کس قبر مرا زیارت کند شفاعت او بر من لازم می‌گردد.

در روایتی از پیامبر(ص) آمده است که فرمود:
من جاءنی زایراً لاتحمله حاجة إلاّ زیارتی کان حقّاً علیَّ أن أکون له شفیعاً یوم القیامة[8]
هر کس تنها به انگیزة زیارت من به سویم بیاید بر من است که در روز قیامت شفیع او باشم. و در روایتی دیگر نیز فرموده است:
من حجّ فزار قبری بعد وفاتی فکأنّما زارنی فی حیاتی[9]
امام باقر(ع) به نقل از پیامبر گرامی اسلام فرموده‌اند: من زارنی حیّاً و میّتاً کنت له شفیعاً یوم القیامة[10]
امیرمیمنان(ع) فرموده‌اند:
أتموا برسول الله إذا خرجتم إلی بیت الله فإن ترکه جفاء و بذلک أمرتم و أتموا بالقبور التی الزمکم الله زیارتها و حقّها
هنگامی که آهنگ زیارت خانة خدا کردید حج خود را با زیارت پیامبر به پایان برسانید زیرا ترک زیارت او ستم به آن حضرت است و شما به این کار مأمور شده‌اید و با زیارت قبرهایی که به زیارت آنها فراخوانده شده‌اید حج خود را به پایان برسانید.

امام صادق(ع) از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل می‌کند که فرمود:
من أتی مکة حاجاً ولم یزرنی إلی المدینة جفوته یوم القیامة و من جاءنی زایراً وجبت له شفاعتی و من وجبت له شفاعتی وجبت له الجنة[11]
و نیز از امام صادق(ع) به نقل از پیامبر(ص) آمده است: مَن أتانی زایراً کنت شفیعه یوم القیامة[12]
با توجه به این روایات شیعه و سنی در استحباب زیارت قبر پیامبر(ص) اتفاق نظر دارند و در این باره اختلافی نیست.

--------------------------------------------
1. سورة نساء آیة 64.
2. سورة منافقون آیة 5.
3. شفاء السقام ص 81.
4. سورة آل‌عمران آیة 169 171 بقره آیة 154 یس آیة 26 ـ 27.
5. التاج الجامع للأصول فی أحادیث الرسول ج 2 ص 189. در این کتاب روایات صحاح شش‌گانه جز سنن ابن ماجه گردآوری شده است.
6. سورة حجرات آیة 2.
7. سنن دار قطنی ج 2 ص 278 باب المواقیت حدیث 194 الأحکام السلطانیه ص 105 این حدیث را علامة امینی از 41 مصدر حدیثی و فقهی نقل کرده است.
8. احیاء العلوم ج 1 ص 306 شفاء السقام ص 16 وفاء الوفاء ج 4 ص 1340. علامة امینی آن را از 16 مصدر نقل کرده است. ر.ک: الغدیر ج 5 ص 97.
9. سنن دار قطنی ج 2 ص 278 باب الموافقت حدیث 192 سنن بیهقی ج 5 ص 246 شفاء السقام ص 21 وفاء الوفاء ج 4 ص 1340. علامه امینی آن را از 25 مصدر نقل نموده است. الغدیر ج 5 ص 98.
10. قرب الاسناد ص 31 بحار الانوار ج 97ص 139.
11. علل الشرایع ص 460 بحارالانوار ج 97 ص140.
12. کامل الزیارات ص 12 بحارالأنوار ج 97 ص 142.



سایت فطرت