دفاع آیت الله میرزا جواد تبریزی از مظلومیت حضرت‌ز هرا (سلام الله علیها)

فرزند فقیه مقدّس، میرزای تبریزی قدس سره می گوید: یک روز عدّه ای از فضلا خواهان ملاقات با آقا شدند، آقا فرمودند: عصر تشریف بیاورید! بعد از اینکه به محضر آقا رسیدند در مورد بعضی از تشکیکات در مذهب با ایشان سخن گفتند، در این حال وضعیت آقا دگرگون شد به طوری که بسیار متأثر گردیدند.

مرحوم میرزا قدس سره خطاب به فرزند خود فرمودند: »این طلبه ها می گویند که شخص کذایی در بیروت، فلان حرف ها را در حق حضرت فاطمه ی زهرا (علیها السلام) زده و در قضیه ی هجوم، تشکیکاتی راه انداخته است.

بپرس و ببین قضیه چیست، چرا این حرف ها را زده و چطور جرأت کرده است؟ مگر کسی نیست که جلوی این ها را بگیرد؟

« مرحوم میرزا قدس سره به حدّی ناراحت شدند که سخت بیمار شدند و بعد از بررسی و فرستادن فاضل محترم حجت الاسلام شیخ مالک وهبه(حفظه اللَّه) برای نصیحت آن شخص، دیدند که فایده نمی کند، بنابراین ابتدا استفتایی را نوشته، آن گاه در درس خارج فقه خطبه ی آتشینی را ایراد کردند به طوری که حوزه یکپارچه تحت تأثیر قرار گرفت. 

ایشان بعد از درس فقه بلافاصله فرمودند: 

حال که سخن به اینجا رسید، باید درباره ی موضوعی صحبت کنم که امروزه مورد ابتلاء است. بعضی گمان می کنند و بعضی هم تعمّد دارند که این تصوّر را ایجاد کنند که همراهی و مماشات با اهل سنّت) که مسلمانند و باید حقوق و اموالشان محترم شمرده شود (به معنای دست برداشتن از اعتقادات شیعه است. 

از این رو برخی جاهلانه و بعضی عامدانه و باقصد تحریف عقاید شیعه و گمراه کردن دیگران دست به کار شدند. این اعتقادات، عقایدی است که اصحاب ایمه (علیهم السلام) متحمّل زحماتی شدند ونیز علمای بزرگ، سختی های زیادی را در طول زمان برای حفظ این اعتقادات تحمّل کردند. این عقاید، اساس تشیّع است واین گونه افراد منحرف، در صدد انحراف جوانانی هستند که در مورد حقایق مسایل دینی و تاریخ اسلام جستجویی نکرده اند و اطلاعی ندارند و از مبانی و پایه هایی که این مطالب و عقاید حقّه ی مذهب بر آن ها استوار است نیز شناختی ندارند. 

این گمراه کنندگان سخنانی می گویند که جوانان بی اطلاع آن را بپذیرند. به جای اینکه حقایقی را بیان کنند تا جوانان شیعه آن ها را یاد بگیرند، القای شبهه می کنند! 

روش ترویج مذهب شیعه بر پایه ی بیان حقایق استوار بوده است و در هر فرصت مناسبی با زبان نرم و با بهترین روش انجام شده است. قضیه ی تشیّع و آنچه را شیعه می گوید کاملاً واضح است. 
رسول خداصلی الله علیه وآله) به اتفاق شیعه و سنّی (فرمود: 
»إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَإِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْض؛ (۳۴) یعنی من دو چیز گرانبها و سنگین را در میان شما به یادگار می گذارم، قرآن و عترتم (علیهم السلام) که این دو هیچ گاه جدا نخواهند شد تا در روز قیامت کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.«


یکی از ادله ی قاطع شیعه که در آن هیچ خدشه ای نیست و اگر کسی بصیرتی داشته باشد، امکان جهل و نادیده گرفتن آن راندارد، همان چیزی است که مربوط به صدیقه ی شهیده، حضرت فاطمه ی زهرا (علیها السلام) است) هجوم به خانه ی حضرت علیها السلام). آن حضرت (علیها السلام) مقام و منزلت رفیعی نزد خدا دارد. مرحوم کلینی (رحمه الله) در »کافی« به سند صحیح نقل می کند که حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمودند: »… وَ کَانَ جَبْرَیِیلُ (علیه السلام) یَأْتِیهَا فَیُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَی أَبِیهَا وَ یُطَیِّبُ نَفْسَهَا وَ یُخْبِرُهَا عَنْ أَبِیهَا وَ مَکَانِهِ وَ یُخْبِرُهَا بِمَا یَکُونُ بَعْدَهَا فِی ذُرِّیَّتِهَا وَ کَانَ عَلِیّ (علیه السلام) یَکْتُبُ ذَلِک…؛ (۳۵) جبرییل بعد از رسول خداصلی الله علیه وآله بر فاطمه (علیها السلام) نازل می شد و با او درباره ی حوادثی که بر ذرّیه ی آن حضرت وارد خواهد شد، سخن می گفت و امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) آن سخنان را می نوشت. رسول خداصلی الله علیه وآله سفارشات زیادی در مورد دخترش فرمود، این دختر عزیز بعد از ۷۵ یا ۹۵ روز، بعد از رحلت پدرش به شهادت رسید، حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در شب، غسلش دادند و سپس در همان شب دفنش نمودند. به راستی چرا چنین شد؟ 

آیه مودّت است که خداوند فرمود: »قُل لاَ أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی« (۳۶) اکثر علماء اهل سنّت معترفند که منظور این آیه اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وآله است. از جمله: حاکم در مستدرک، ج ۳، ص ۱۷۲؛ هیثمی در مجمع الزواید، ج ۷، ص ۱۰۳و ج ۹، ص ۱۶۸؛ عمدة القاری، ج ۱۶، ص ۷۱؛ تثبیت الامامة، ص ۲۸؛ المعجم الکبیر، ج ۳، ص ۴۷ و…. 

به طور حتم، قدر متیقن آن فاطمه ی زهرا (علیها السلام) است، پس چه شد که آن حضرت را شبانه دفن کردند و قبرش مخفی است؟) صدای گریه ی فضلا و طلّاب به حدّی بود که صدا در گنبد مسجد اعظم می پیچید). 

این حادثه، نشانه و حجتی است برهمه که بر اساس حکمت انجام شد. 
آن مظلومه، چنین وصیّت کرد) مرا شبانه دفن کنید و قبر مرا به کسی اعلام ننمایید (و مولی الموالی، امیر المؤمنین علی (علیه السلام) به آن وصیّت عمل کرد »أَوْصَتْ فَاطِمَةُ أَنْ لَا یَعْلَمَ إِذَا مَاتَتْ أَبُو بَکْرٍ وَ لَا عُمَرُ وَ لَا یُصَلِّیَا عَلَیْهَا قَالَ فَدَفَنَهَا عَلِیّ (علیه السلام) لَیْلاً وَ لَمْ یُعْلِمْهُمَا بِذَلِک.« (۳۷) آنگاه که امیرمؤمنان فاطمه، آن بضعه ی اشرف کاینات را در شب با چشمی گریان و غمی گران دفن نمود، قَامَ عَلَی شَفِیرِ الْقَبْرِ وَ ذَلِکَ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ لِأَنَّهُ کَانَ دَفَنَهَا لَیْلاً ثُمَّ أَنْشَأَ یَقُولُ: 
لِکُلِّ اجْتِمَاعٍ مِنْ خَلِیلَیْنِ فُرْقَةٌ وَ کُلُّ الَّذِی دُونَ الْمَمَاتِ قَلِیلٌ 
وَ إِنَّ افْتِقَادِی واحد(وَاحِداً)بَعْدَ وَاحِدٍ دَلِیلٌ عَلَی أَنْ لَا یَدُومَ خَلِیلٌ 
سَیُعْرَضُ عَنْ ذِکْرِی وَ تُنْسَی مَوَدَّتِی وَ یَحْدُثُ بَعْدِی لِلْخَلِیلِ خَلِیل 
و این کار به دلیل اقامه ی حجت بر نسل های آینده بود تا در این باره فکر کنند که چرا قبر آن حضرت (علیها السلام) مخفی است؟! 
مرحوم کلینی (رحمه الله) فقط با سه واسطه از امام هفتم موسی بن جعفر (علیه السلام) به روایت صحیحه روایت می کند به این ترتیب که از محمد بن یحیی العطّار از عمرکی بن علی البوفکی از علی بن جعفر برادر امام (علیه السلام) از امام موسی بن جعفر (علیه السلام) روایت می کند که امام (علیه السلام) فرمود: »إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام) صِدِّیقَةٌ شَهِیدَة«. (۳۸) 
حضرت فاطمه ی زهرا (علیها السلام) در مواطن مختلف از حقانیت خود دفاع می کرد تا مقام علی بن ابی طالب (علیه السلام) را بیان فرماید: »همسرم جهاد کرد و خدمات بزرگی را تقدیم اسلام نمود« و حق با اوست. 

فاطمه علیها السلام، صدیقه ی شهیده است؛ یعنی هم راستگوست و در آنچه می گوید شک و شبهه ای نیست و هم شهیده ی راه حق است که در ادامه سخنان عرض خواهم کرد. 
روایتی را که مرحوم کلینی (رحمه الله) در همین صفحه در حدیث ۳ آورده است ملاحظه کنید که در آن آمده است: مولانا امیرالمؤمنین (علیه السلام) هنگام دفن فاطمه ی زهرا (علیها السلام) صورت خود را به سمت قبر رسول خداصلی الله علیه وآله نموده و عرضه داشت: »َ قَلَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی«؛ یعنی صبر و طاقتم در این مصیبت کم شده است. 
علی بن ابی طالب (علیه السلام) که در جنگ ها و صحنه های مختلف بیست و پنج سال صبر کرد، اما در فقدان فاطمه (علیها السلام) می گوید: »َ قَلَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی… وَ سَتُنْبِیُکَ ابْنَتُکَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِکَ عَلَی هَضْمِهَا«. 

خوب به آنچه می گویم توجّه کنید: »هضم« را به »ظلم« تفسیر کرده اند در حالی که هضم در اصل به معنای نقص است؛ یعنی وقتی چیزی را از کسی می گیرند، این کار نسبت به او ظلم است، و گاهی هم نقص بر حق کسی می شود مانند »غصب فدک«. در این روایات، هضم، نقص بر خود آن حضرت است) هضمها (نه هضم و نقص حق! وقتی این جمله را ضمیمه کنیم به فرموده ی فرزندش موسی بن جعفر (علیه السلام) که فرمود: »إِنَّ (فَاطِمَةَعلیها السلام) صِدِّیقَةٌ شَهِیدَة«، نتیجه چه خواهد بود؟! یعنی فاطمه ی زهرا (علیها السلام) را شهید کردند و بر او نقصی وارد کردند و آن نقص موجب شهادت آن حضرت شد. 

اما(با این دلایل واضح) اشخاصی که بعضی از آن ها معمّم هستند و منتسب به سادات می باشند (۳۹)، پیدا شده اند و شهادت حضرت زهرا (علیها السلام) را انکار می کنند؛ یعنی انکار قول امام موسی بن جعفر (علیه السلام) که فرمود: »إِنَّ (فَاطِمَةَعلیها السلام) صِدِّیقَةٌ شَهِیدَة«، آگاه و هشیار باشید و دیگران را هم بیدار کنید! 
من شنیده ام(و امیدوارم این گونه نباشد) که عدّه ای در این حوزه ی علمیه می خواهند مجلسی به نام شهید بزرگوار حاج آقا مصطفی خمینی (رحمه الله) برگزار کنند و از این شخص گمراه و گمراه کننده دعوت کنند تا در این مجلس سخنرانی کند و از خدا می خواهم که کار به این شکل نینجامد. این حوزه ی مقدّسه، رکن تشیّع است و مکلّف به حفظ تشیّع می باشد و کسی در این حوزه، نباید با این افراد که گمراه و گمراه کننده اند، این گونه تعامل و ارتباط داشته باشد به طوری که مسایل پیش جوان های ما برعکس واقع جلوه کند و دلیل بر خوبی این اشخاص شود و بگویند که: »مثلاً این شخص به حوزه رفته است و در جلسه ی فرزند بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران شرکت کرده و او را تجلیل و احترام کردند؛ پس این آدم خوبی است. خیر! همه باید بدانند این شخص به ساحت مقدّس حضرت فاطمه ی زهرا (علیها السلام) جسارت کرده و باید از ورود او منع شود«. 

متأسفانه می خواهند این شهید بزرگوار (سید مصطفی خمینی) را پیراهن عثمان کنند در حالی که اوبه اسلام و شیعه خدمت کرده است. این ها می خواهند مجلسی را به نام این شهید منعقد کنند و کنفرانس و همایشی را برپا نمایند تا امثال این اشخاص بیایند و حاضر شوند! 
می خواهم جمله ای را بگویم و خدا هم بر آنچه می گویم شاهد است: »دل ما خون است، این ها عقاید جوانان را فاسد می کنند. نامه هایی که از خارج به ما می رسد، ما را متحیّر می کند. 
ترویج این گونه اشخاص جایز نیست و اشکال شرعی دارد، مگر اینکه این شخص برگردد و بگوید: »هرچه گفته ام اشتباه بوده است« و عیبی هم در این نیست؛ زیرا انسان معصوم نیست و اگر چنین کند برادر ما خواهد بود و شخصی محترم به حساب خواهد آمد ولکن تا توبه نکرده و دست از عقاید منحرف خود برندارد، جایی در نزد محبّین اهل بیت (علیهم السلام) نخواهد داشت.« 
انسان باید با روشی تبلیغ کند که قرآن فرموده است »وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ« (۴۰) و این روش و خطاب شامل کفّار هم می شود چه رسد به برادران دینی ما و ما این کار را در حق این اشخاص انجام داده ایم. 
اکثر این مخالفین، تحت تأثیر القایات غلط روحانیون خود قرار می گیرند و اصلاً حق و باطل را نمی دانند و اکثر عوام جاهل قاصرند و برای نمونه عرض می کنم که: من در زمان اقامت در عراق، برای تبلیغ، مسافرت های زیادی به شمال عراق داشتم که شیعه و سنّی در آنجا هستند. یک روز از یک سنّی مذهب پرسیدم: »مذهب تو چیست؟« گفت: »حنفی!« گفتم: »آیا نام ابوحنیفه در قرآن آمده است؟« گفت: »حتماً! باید اسمش در قرآن ذکر شده باشد و معقول نیست که نام او در قرآن نباشد!« 

این اشخاص حقیقت امر را نمی دانند و دیگران به آن ها تلقین کرده اند و این ها هم تصدیق کرده اند و ما موظّفیم از مبانی حقّه دفاع کنیم، اگر هم با مخالفین مدارا می شود، بدین معنا نیست که از عقایدمان دست برداریم و عقب نشینی کنیم! 
اساس دین بر پایه ی تبلیغ استوار است و شماهم باید این مطالبی را که عرض کردم به دیگران برسانید و صدّیقه ی شهیده، حضرت فاطمه ی زهرا (علیها السلام) که شهادتش فرداست، اظهار حزن و عزا داشته باشید (۴۱). 

و مصیبت آن حضرت را یاد آور شوید، چون دوستان اهل بیت (علیهم السلام) این گونه اند که: »با حزن آن ها محزون می شوند و با شادی آن ها شاد می گردند.« 
همان گونه که قبلاً از روایت کلینی (رحمه الله)، نقل کردم امیر المؤمنین (علیه السلام) بعد از دفن فاطمه علیها السلام، رسول خداصلی الله علیه وآله را مخاطب قرار داد و عرض کرد: »فَاحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَال؛ یعنی او را سؤال پیچ کن و زیاد از او بپرس در مورد آنچه، امت تو با او کردند. چون دخترت مصایب زیادی را در دلش نگه داشت و کسی را در دنیا نداشت تا غصّه هایش را به او بگوید.« از این مطالب معلوم می شود که بعضی مصایب را حتی برای امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) هم بازگو نکرد!(گریه ی حضار) 
خدا را به عزّت و جلالش قسم می دهم که ما و شما را هدایت کند. 
این نعمت الهی است که درب های اهل بیت (علیهم السلام) بر ما باز است و اگر لطف و رحمت خدا نبود، ما هم از این هدایت بهره ای نمی بردیم. 
بدانید اهل بیت (علیهم السلام) با تحمّل همه ی مصایب در دنیا اجرشان پیش خدا محفوظ است. اما آنچه این امت برای رسیدن به شفاعت رسول خداصلی الله علیه وآله و به خصوص صدیقه ی طاهره (علیها السلام) دل به آن بسته است، همین گریه ها و همین مجالس است و همه ی این ها اسباب شفاعت می باشند. 
وقتی روز قیامت حضرت فاطمه ی زهرا (علیها السلام) در حالی که به شما عزیزان اشاره می کند، به خدا عرضه می دارد: »این محبّ من، عمری را بر اولاد من گریه کرده است« خدا حرف صدیقه ی شهیده (علیها السلام) را ردّ نمی کند و شفاعتش را بر نمی گرداند. 
باید اسباب نعمت را مغتنم بشماریم تا از دستمان نرود و تاآخر عمر برایمان بماند، ان شاء اللَّه. 
از خدای متعال مسیلت دارم که شما و همه ی مؤمنین را در عمل و تمسّک به اهل بیت (علیهم السلام) موفّق گرداند وهرکس را که قابل هدایت است، از این گونه افراد که به این طریق عمل می کنند و گمراهند و شهادت حضرت زهرا (علیها السلام) را انکار می کنند) چه عالمانه و چه از روی جهل (همه را هدایت بفرماید. اما عدّه ای که قابل هدایت نیستند، خدای متعال بهتر می داند که صلاح آنان چیست که درباره ی آن ها انجام دهد. واللَّه العالم، والحمد للَّه رب العالمین. 
منبع: سایت شفقنا به نقل از سیره عالمانه و پندهای حکیمانه استاد الفقهاء والمجتهدین آیت الله میرزا جواد تبریزی (ره) صفحه ۹۱



شیعه نیوز