در آیات قرآن داریم وظیفه ی پیامبر فقط ابلاغ است. چرا شیعه عقیده دارد که پیامبر حافظ عالم تکوین است؟

توضیح: خداوند متعال در آیه ی 40 سوره ی رعد می فرماید: انما علیک البلاغ و علینا الحساب. همچنین در آیه ی 99 سوره ی مایده می فرماید: و ما علی الرسول الا البلاغ. نیز در آیه ی 48 سوره ی شوری می فرماید: فما ارسلناک علیهم حفیظا ان علیک الا البلاغ.یعنی ای پیغمبر تو فقط مبلغ دین هستی و کار دیگر ی بر عهده ی تو نیست. تو نگهبان مردم نیستی چه برسد به این که نگهبان و سرپرست جهان باشی. رسولی که حفیظ مردم نیست چگونه حافظ زمین و آسمان است؟

پاسخ 1- از کجا معلوم است که در این آیات مراد از بلاغ فقط بلاغ دین باشد؟ این آیات می گوید: نیست بررسول مگر بلاغ. ولی موضوع بلاغ را محدود نکرده است. شاید فقط بلاغ و ابلاغ دین باشد و شاید مراد عام باشد یعنی رساندن دین و رساندن فیوضاتی که از جانب خدا به او افاضه می شود.

پاسخ 2- درمورد مسیله ی بلاغ و ابلاغ, مراد آیات این است که تو فقط مامور رساندن هستی. حساب اعمال و حساب نعمات بر ماست. یعنی تو در آن چه که مامور رساندنش هستی مسؤولیت مصرف آن با تو نیست.حساب اعمال مردم و حساب آن نعمات بر خود ماست.مثلا در جهت تبلیغ احکام, فقط بر تو ابلاغ است و الزام و اجبار مردم در عمل کردن به وظایف دینی بر عهده ی تو نیست. تو ابلاغ فرما. حساب آنان بر تو نیست و باکی بر تو نیست که ایمان نیاورند و کافر گردند. چنان که در جای دیگر قرآن هم این چنین فرموده است: و ما علیک الا یزکی (آیه ی 7 سوره ی عبس) و ما علیک من حسابهم من شیء (آیه ی 52 سوره ی انعام).

پاسخ 3- در مورد مسیله ی حافظ و حفیظ بودن خداوند در آیات دیگر حافظ و حفیظ بودن را به مخلوقات هم نسبت داده است. پس حفیظ و حافظ بودن پروردگار در مورد موجودات منافاتی با حفیظ و حافظ بودن غیر خدا ندارد. معنای آیه ی فما ارسلناک علیهم حفیظا این است که نگهدارنده ی همه نهایتا خداست. خداوند است که تمام موجودات را حفظ می کند و خداوند خیر حافظا و خیر الحافظین است. اما به صریح آیات قرآن ملایکه افراد انسان را به امر پروردگار حفاظت می کنند: ویرسل علیکم حفظه (آیه ی 61 سوره ی انعام) و ان علیکم لحافظین (آیه ی 10 سوره ی انفطار). پس حفیظ و حافظ بودن پروردگار در مورد موجودات منافاتی با حفیظ و حافظ بودن غیر خدا ندارد و بدیهی است که حافظ و حفیظ بودن مخلوق محدود به آن اندازه ای است که خداوند به او قدرت و توانایی این کار را بدهد. آیه ی « فما ارسلناک علیهم حفیظا » مانند آیه ی «و ما انا علیکم بحفیظ »(آیه ی 86 سوره ی هود) و آیه ی «وما انت علیهم بوکیل» (آیه ی 107 سوره ی انعام) می باشد. معنای این آیات این است که: تو وکیل و حافظ و نگهدار و قیوم آنان نیستی. واگر تو و دیگران چیزی را حفظ بنمایید, به قوت و قدرت خداست که به شما عنایت فرموده است و باز قیوم و نگهدار همه و قوای همه خداست. همچنان که آیات مالکیت پروردگار متعال با آیات و ادله ی مالکیت محدود مخلوقات فقیر بالذات منافاتی ندارد. و آیه ی شریفه ی « وکفی بالله شهیدا » (نساء آیه 79) با آیات کریمه ای که می فرماید خداوند متعال در میان خلق خود شهید و شهدا و اشهاد قرار داده است « فکیف اذا جینا من کل امه بشهید وجینا بک علی هؤلاء شهیدا »(آیه ی 41 سوره ی نساء) و نیز آیه ی « لکن الله یشهد بما انزل الیک انزله بعلمه و الملایکه یشهدون و کفی بالله شهیدا » (آیه ی 166 سوره ی نساء) منافات ندارد.



سایت فطرت