خداوند خود به پیامبر امر می کند که بگو «من جز ابلاغ رسالات خداوند, قدرت رسانیدن هیچ ضرر یا سودی به شما ندارم.» چگونه شیعه برای ایشان ولایت تکوینی قایل است؟

توضیح: خداوند در آیات 23-21 سوره ی جن می فرماید: قل انی لا املک لکم ضرا و لا رشدا. …و لن اجد من دونه ملتحدا. الابلاغا من الله و رسالاته. بگو من مالک ضرر و نفعی برای شما نیستم و من جز خدا پناهی نخواهم یافت جز این که من مبلغ پیغام های خدایم. یعنی من عهده دار تبلیغم نه تکوین.

پاسخ 1- اگر ضرر رساندن یا نفع رساندن به دیگران ممکن نباشد پس چگونه در توصیه های دینی امر و نهی راجع به آن صورت گرفته است؟ در آیات و روایات از ضرر رساندن به دیگران و حتی از آن که کسی به بدن خود ضرر رساند, نهی شده است. مثلا اگر استعمال آب برای بدن ضرر داشته باشد ؛ شخص باید تیمم نماید. یا اگر روزه برای بدن ضرر داشته باشد, روزه گرفتن حرام است. پس انسان ها مالک ضرر زدن هستند. و اگر ضرر رساندن ممکن نباشد, نهی از آن معنا ندارد. همچنین در آیات و روایات بسیاری نفع رساندن به بندگان خدا مدح شده است که نشان می دهد نفع رساندن به دیگران ممکن است. بنابراین باید گفت: پیغمبران - حداقل مانند دیگران - به تملیک پروردگار وبه آن اندازه که خداوند متعال بخواهد دارای قوت و قدرت و مالک نفع و ضرر خود و دیگران هستند.

پاسخ 2- دو آیه ی دیگر با همین مضمون وجود دارد که مراجعه به آنها مشخص می سازد منظور این است که من به ذات خود مالک نفع و ضرر شما نیستم. خداوند در آیه ی 188 سوره ی اعراف می فرماید «قل لا املک لکم نفعا و لا ضرا الا ما شاء الله » و در آیه ی49 سوره ی یونس نیز می فرماید « قل لا املک لنفسی نفعا و لا ضرا الا ما شاء الله.» اگر آیه ی مورد بحث در کنار این دو آیه و با روایات شریفه دیگر جمع و معنا گردد, روشن می شود که مراد این است که من به ذات خود و از نزد خود مالک ضرر و رشد شما نیستم مگر آنچه را خدا بخواهد. البته این دو آیه چون عبارت «الا ما شاء الله» را دارد قابل استفاده جهت منظور مستشکل نبوده است.

پاسخ 3- مستشکل بخشی از آیه را حذف کرده است که به درک صحیح معنی آیه لطمه میزند. شبهه کننده از بین آیات مورد استناد خود عبارت « قل انی لن یجیرنی من الله احد » را حذف کرده است و این عبارت مشخص می کند که آیات سیاقی خاص داشته است. پاسخ 4- مراجعه به تفاسیر مشخص می سازد که موضوع ضرر ورشد مذکوردر آیه کلی نبوده و بلاغ هم مربوط به موضوع خاصی بوده است: در مورد زمان نزول آیه, تفاسیر از کتاب کافی از حضرت امام موسی کاظم علیه السلام نقل کرده اند که: چون حضرت رسول صلی الله علیه و آله مردم را به ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام دعوت فرمودند, قریش جمع شدند و عرض کردند: ای محمد ما را از قبول ولایت معاف دار. پیغمبر فرمودند: امر نصب ولایت به اختیار خداست و در اختیار من نیست. آنان در باطن قبول نکردند و بیرون رفتند. پس آیه ی شریفه نازل شد. در تفسیر قمی در مورداین آیه ی شریفه فرموده: بگو اگر شما از امر ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام اعراض نمایید, من برای شما ضرری و منفعتی را مالک نیستم و بگو: اگر ولایت آن حضرت را کتمان نمایم احدی مرا از (عذاب) خدا پناه نمی دهد وغیر پروردگار را پناهی برای خود نمی یابم.



سایت فطرت