برخی اتفاقات تاریخی خط بطلانی هستند بر نظریاتی عجیب و غریب. آن اتفاقات به دلیل شهرت و قطعی بودنشان، پایه های نظریات سست را ویران میکنند و حقیقت را به خوبی نشان میدهند.

جنگ جمل یکی از این اتفاقات است که چند نظریه را به شدت زیر سؤال میبرد. نظریاتی چون:

«همه صحابه با امیرالمؤمنین علیه السلام هیچ مشکلی نداشتند و اتفاقاً رفیق گرمابه و گلستان بودند!»

در این سلسله مطالب میخواهیم گذری داشته باشیم به ماجرای جنگ جمل:

جنگ جمل به بهانه انتقام خون عثمان راه افتاد. بهانهای که یک تهمت بیشتر نبود. سپاه عایشه به همراهی طلحه و زبیر و برخی دیگر، به بصره حمله کردند و در طی این حمله، خونها بر زمین ریخت.

اما اینکه پیش از قتل عثمان، امیرالمؤمنین علیه السلام چه موضعی در مورد او داشتند را میتوان در خطبه ۲۴۰ نهجالبلاغه جستجو کرد:

وقتی عثمان گرفتار محاصره مردم شده بود و همان زمان نام حضرت علی (ع) بر سر زبانها برای خلافت بود، عثمان برای امام پیغام فرستاد که از شهر بیرون بروند بلکه صدای معترضان فروکش کند. امام در واکنش به این پیام عثمان، امام به ابن عباس فرمودند:

اى ابن عباس. عثمان چیزى نمىخواهد مگر آنکه مرا چون اشترى آبکش سازد، با دلوى بزرگ که پىدرپى بیایم و بروم. نخست نزد من فرستاد که از شهر بیرون شوم. آنگاه نزد من فرستاد که بازگردم. اکنون هم، کسی را فرستاده که از شهر بیرون روم. به خدا سوگند از او دفاع نمودم، به گونهاى که ترسیدم که گناهکار شده باشم.

با اینهمه امام بازهم پدیرفتند و مدینه را ترک کردند تا دیگر هیچ شائبهای باقی نماند و همه بدانند علی بن ابیطالب علیهالسلام هیچ نقشی در قتل عثمان نداشت. ولی عثمان که عرصه را بر خود تنگ دیده بود، دوباره از امام خواست که بگردند.

 

جالب اینجاست که هیچکس همانند امام از جان عثمان دفاع نکرد. دفاع کردنی که در مفهوم دوست داشتن عثمان نبود بلکه امام میخواستند جلوی ایجاد هرگونه تشنج در جامعه را بگیرند. وگرنه این جملات همه گویای عدم تایید و عدم رفاقت میان آنهاست.

حتی وقتی سپاه جمل به بصره حمله کرد، امام بازهم به آنها حمله نکردند و تلاش کردند، بلکه با مذاکره مسئله را حل و فصل کنند. امام پیش از آن نیز بارها با قاتلین عثمان و عثمان و در جریان جنگ جمل با قاتلینی که حالا خود را صاحب عزای عثمان معرفی کرده بودند و آتش جمل را به پا نموده بودند، بارها به گفتگو نشستند تا جلوی هرگونه جنگ و شورش و آشوب را بگیرند.

 

در این بین نیم نگاهی به موضع عایشه داشته باشیم. در حالیکه موضع امیرمومنان در برابر عثمان، موضع محافظی بود که وی را تایید نمیکرد موضع عایشه گونه‎ای دیگر بود و نهایتا دستور قتل عثمان را صادر کرد.

عثمان در پاسخ به حملات لفظی عایشه، او را شبیه همسران نوح و لوط خوانده بود که به شوهران‌ خود خیانت کردند. این نقل عثمان، واکنش شدید عایشه را برانگیخت و وی دستور قتلش را صادر کرد و گفت:  «اُقْتُلوا نَعْثَلاً فَقَدْ کفَر؛ نعثل را بکشید که او کافر شده است»

(ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۴۲۱. /  طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۴۵۹)

اما نهایتا این علی بن ابیطالب بود که متهم به قتل عثمان شد، آنهم توسط کسی که خودش فرمان قتل را صادر کرده بود.

ادامه دارد...

 



تحریریه سایت فطرت