تسلیم و سازش

مقدمه:
یکی از بهترین و والاترین نعمتهای خداوند، نعمت ولایت است که خدای تبارک و تعالی آن را به مومنان عطا کرده است. با داشتن این نعمت است که اسلام فرد کامل شده و به ایمان تبدیل میشود. بسیاری از احادیث، شرط ایمان را، معرفت نسبت به خدا، پیامبر و ایمه (ع) و نیز ارجاع امور به ایمه طاهرین و تسلیم بودن در برابر آنها معرفی میکنند.
امام صادق در این باره می فرمایند:
((بنده مؤمن نخواهد بود مگر اینکه خدا، پیامبرش و همة امامان را بشناسد و به معرفت امام زمانش نایل گردد. مسایل را به او ارجاع داده، تسلیم امام زمانش باشد.)) (1)
ما نیز اگر میخواهیم به درجات ایمان نایل گشته و در زمره مؤمنان باشیم باید نسبت به خدا، پیامبر و ایمه (ع) و به خصوص امام زمان خویش، معرفت داشته باشیم و در برابر آنها سر تسلیم فرود آورده، دستورات آنها را اجرا کنیم. ایمان به عصمت و مقام رفیع آنها داشته، در تمام مراحل زندگی خویش از آنها پیروی کنیم.
پس از بیان این مقدمه میخواهیم به این نکته بپردازیم که:
((آیا ایمه(ع) در برابر بعضی کارها که انجام میدهند - و ما ممکن است حکمت آنها را نفهمیم - باید از سوی ما بازخواست شوند؟ به عبارت دیگر، آیا از ایمه معصومین کارهای لغو، بیهوده و یا اشتباهی سر میزند که ما پس از آن، آن موارد را تحلیل کرده و ثابت کنیم که آن ها درست عمل کرده اند یا نه؟))
باید دانست که امکان صدور فعل لغو، اشتباه، بیهوده و گناه، چه سهوًا و چه عمدًا از موجودی که خالق متعال، او را خالص گردانیده و به وی علم و عصمت بخشیده است وجود ندارد. زیرا ارتباط آنها با عالم الوهیت و توفیق خداوند برای انجام همة امور خیر و نیز قرار گرفتن ارادة آنها در طول ارادة خدا موجب میشود تا همة کارهای آنها به امر خدا و در جهت رضای خدا صورت پذیرد، و در عمل این خداوند است که صاحب اصلی اعمال وکارهای آنها در عالم طبیعت است. چه اعمال تکوینی و چه اعمال تشریعی. در اعمال تکوینی چون خدا برخی از کارها و ارادههای تکوینی خود را از طریق آنها در عالم طبیعت انجام میدهد. در اعمال تشریعی چون خداوند آنها را نماینده خود و الگوی مردم قرار داده است تا احکام و قوانین او را برای مردم بیان کنند. بنابراین هر کاری که از آنها سر میزند عقلا باید صحیح و بری از هر گونه نقص و اشتباهی باشد.خداوند در قرآن کریم در وصف پیامبر خویش میفرماید:
((و او (پیامبر) از روی هوی وهوس سخن نمیگوید بلکه آن وحیی است که به او میشود.)) (2)
همانطور که میبینیم خداوند کریم در این آیه حتی سخن گفتن رسول خدا را وحیی میداند که از جانب او به پیامبر میشود. در زیارت جامعة کبیره نیز در وصف ایمه اطهار اینچنین آمده است:
((مطیع وپیرو خدایند، قایم به امر اویند، به ارادة او کار انجام میدهند)) (3)
پس با توجه به اینکه ایمه حجتهای الهی بر روی زمین و کارگزاران اراده خداوند هستند، تمام کارهای آنها به اذن حق و به فرمان خداوند متعال میباشد و از این رو است که اطاعت از آنها در آیات قرآن همردیف اطاعت خداوند شمرده شده است. (4)
و آنچه مسلّم است محبت و دوستی با خاندان پیامبر(ص) تکلیفی است که در دین اسلام بر عهدة ما نهاده شده و در بسیاری از آیات و روایات به آن ارج فراوان داده شده است. ولی فراتر از محبت و علاقة قلبی، همانا تسلیم بودن و سازگار کردن درون خود با این خاندان است. این همان معنای مسالمت و سازگاری است که ما باید نسبت به اهل بیت ودوستان ایشان داشته باشیم. در زیارت عاشورای امام حسین میخوانیم:
((إنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ)) یعنی، به درستی که من با کسی سازش میکنم که با شما سازش کند و در برابر شما تسلیم بوده، هر کاری را که از شما سر بزند بدون چون وچرا بپذیرد.
پس ما، گذشته از ابراز محبت و علاقة وافر نسبت به اهل بیت پیامبر(ص) باید در برابر رفتار وگفتار آنها خاشع بوده، به فرامین آنها گردن نهیم. و از انجام بسیاری از کارها که آن بزرگواران انجام میدهند و ما در مقابل، علم کافی به آثار آنها نداریم، قلباً راضی باشیم.
باید ایمان داشته باشیم که از خداوند متعال و جانشینان او بر روی زمین کارهای حکیمانه سر میزند و نیز امکان دارد که ما هم بتوانیم با تحقیق و بررسی، از بعضی حکمتهای کارهای آنها آگاه شویم. ولی آشکار نشدن حکمتهای بعضی امور بر ما، دلیل بر اشتباه بودن و یا بیهوده بودن آن کارها نیست. بلکه علت اصلی، جهل و نقص علم ما در برابر آنها است. در اینجا میتوان به ماجرای همراهی حضرت موسی با حضرت خضر که در اواخر سوره کهف آمده است اشاره کرد. در این آیات آمده است که پس از بر خورد حضرت موسی با خضر و آشنایی با او، موسی از وی درخواست می کند او را به عنوان همراه بپذیرد تا از علوم بیکرانش استفاده کند. اما خضر در پاسخ به او میگوید که تو نمیتوانی در برابر کارهایی که من انجام میدهم صبر پیشه کنی. و به او میفرماید:
((و چگونه میتوانی بر چیزی که اصلاً از آن آگاهی نداری صبر کنی؟)) (5)
اما موسی به او قول میدهد تا در برابر اموری که از وی سر میزند صبر نماید واز هر امری که بر او پوشیده میماند سؤال نکند تا اینکه خضر خود، موسی را از حکمت آن آگاه کند.
در طی این همراهی، حضرت موسی از برخی کارهای خضرشگفت زده میشود و به دلیل جهل (نسبت به آن امور خاص)، در برابر علم فراوان خضر صبر خویش را از کف داده، زبان به اعتراض باز می کند. اما پس از روشن شدن حکمتهای آن کارها، از بی صبری خویش پشیمان میشود. و در اثر همین جهل و اعتراض، از همراهی خضر و استفاده از دانش فراوان او محروم میشود. (6)
خداوند در این آیات به ما میفهماند که در برابر کارهای بزرگان دین که شاید برای ما بهت آور و عجیب باشد نباید صبر خود را از دست داده و با به کارگیری قوّة ایمان و عقل، این کارها را به خودشان ارجاع داده، در برابر آنها خاضع و خاشع باشیم.
از طرف دیگر، عدهای به خیال دلسوزی بیشتر، به بررسی این وقایع پرداخته تا حکمتهای موجود در این امور را پیدا نمایند و به دیگران بفهمانند که ایمه این کارها را عاقلانه و درست انجام دادهاند. در حالی که علت اصلی اعمال مقدس ایمه، هر چه که باشد کاملاً صحیح و امری الهی است. پس با ایمان و اعتقاد به عصمت و علوم الهی که در نهاد این خالص شدگان الهی وجود دارد، دیگر هیچ جایی برای کنکاش این امور به منظور اثبات درست بودن کارهایشان باقی نمی ماند.
البته باید به این مطلب نیز توجه کرد که ایمان به این امر، نباید ما را از نکته برداری و پندآموزی از این گونه وقایع غافل کند. اما این نکته برداریها و کشف حقیقتها باید به منظور ازدیاد ایمان باشد نه برای اثبات صحت و یا سقم صدور فعل توسط ایمه. چرا که این اعمال به صورت حکیمانه و خردمندانه از آنها سر میزند.
به عنوان مثال، اگر امام حسن صلح میکند، اگر امام حسین بیعت نمیکند تا شهید میشود، اگر حضرت علی در مواضعی تصمیماتی اتخاذ میکند و یا اگر حضرت مهدی غایب میشود، اینها همه اموری است که در اصطلاح، علت تامه آنها از طرف خدا صادر شده و می شود و این پروردگار یکتاست که ضامن انجام این کارهاست و البته بدون حکمت نیز نمیباشند.
پس همانگونه که گفتیم علم و ایمان به مقامات معصومین موجب میشود تا شخص آگاه در برابر امور مربوط به این بزرگان دین سکوت کردده و فقط پیرو دستورات صادره از ناحیة ی مقدس آنها باشد. وبالطبع، خود را در برابر آنان آنچنان بالا نبیند که در کارهای مربوط به آنها دخالت کرده و درست یا نادرستی آنها را به قضاوت بنشیند، بلکه تواضع نموده و از سر شوق بپذیرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشتها:
1- اصول کافی ج 1 ص 180 ح 2. 4 - سوره نساء آیه 59.
2- سوره نجم آیه 3 و 4. 5- سوره کهف آیه 68.
3- زیارت جامعه کبیره. 6- سوره کهف آیات 65 - 82



ارسال شده توسط"ققنوس"