تذکر:
1-مجموعه تحلیل های سریال مختارنامه که از سوی سایت فرهنگی اعتقادی فطرت ارایه خواهد شد صرفاً از زاویه ی مسایل اعتقادی است.
2-تحلیل و بررسی اعتقادی یک محصول فرهنگی حق محفوظی برای تریبون های فرهنگی- اعتقادی است و این نقد به معنای زیر سؤال بردن کل مجموعه نیست.
3-چنان چه در حوزه مسایل اعتقادی تحلیل و یا نظری شایان ذکر می بینید جهت درج برای ما ارسال کنید

تحلیل سریال مختار نامه(2)
مقایسه ای میان دو رویکرد

در قسمت نهم از سریال که در تاریخ ششم آبانماه هشتاد نه پخش شد. جناب میثم تمار علیه السلام مطلبی گفت که قطعاً قابل تامل است.(البته میثم فیلم مختارنامه). دیالوگ میثم چنین بود: در خیبر را عشق کند و گرنه علی هم آدمی بود مانند ما. عشق به خدا بازویش را به اینجا رساند.

خارج از هرگونه تعصب به این سؤال پاسخ دهیم که آیا امیرالمؤمنین علیه السلام انسانی است عادی؟ و پس از طی دوران عاشقی! به کمالاتی این چنین رسیده است؟

برای پاسخ به این سؤال باید دو ریکرد در گرایش به مولانا امیرالمؤمنین علیه السلام را بررسی کنیم.
در رویکرد اول، گرایش به امیر از جنس دوست داشتنی است عادی که مختص به شیعیان نمی شود. امثال شبلی شمیل که فردی است ماتریالیست و یا جرج جرداق مسیحی از فضایل امیر بسیار گفته اند. خوارزمی که سنی مذهب است در منقبت ایشان کتاب معروفی دارد تحت عنوان مناقب خوارزمی. در این رویکرد محبت به امام محبتی است از روی علاقه به مشخصه های نیکوی انسانی که البته قابل تقدیر است. میثم فیلم مختار نامه هم این گونه امام را دوست دارد حال آن که محبت و گرایش به امام در نزد شیعیان افق وسیع تری را جستجو می کند.
میثم تاریخ، همان میثم حقیقی -که متاسفانه در این فیلم به تصویر کشیده نشده است- برای امام یک مقام الهی قایل است. میثم به مقام الهی او سرسپرده است. قبول ولایت و سرپرستی امیرمؤمنان علیه السلام شعار میثم و بیان شیعیان است نه دوستیهای عامیانه.

برخی وجوه تمایز
همه ی انبیاء و اولیاء در برابر خداوند متعال تنها مخلوقی هستند که هر چه دارند از خداست و هرگونه کمالات آن ها اعطایی است از جانب حق متعال. اما انبیاء و ایمه اطهار علیهم السلام در برابر دیگر بندگان خدا همان مشخصه را دارند؟
مشکل اینجاست که گاهی در مقام خدا می نشینیم و برای دیگران ارزش تعیین می کنیم حال آن که بهتر است از موضع خود به بالا نگاه کنیم تا عظمت و بزرگی دیگران را درک کنیم.
با این مقدمات برخی وجوه تمایز امیرمومنان علیه السلام -به عنوان یک مرد الهی- را با یک انسان عادی بررسی می کنیم.

عصمت امام
عصمت امام و یا هر کدام از پیامبران یک امر دستوری و یا خواهش دل ما نیست. امام و یا پیامبر اگر دارای عصمت الهی نباشد به هیچ وجه قابل اعتماد نخواهد بود. بسیار فرق است بین این که امام علی علیه السلام را دوست داشته باشیم و فرمان او را بپذیریم و این که او را معصوم از کلام خطا و فرمان غلط و کردار نادرست بدانیم و فرمان پذیرش باشیم. در حالت اول نتیجه می شود هرچه پیش آمد خوش آمد و در حالت دوم اطاعت امر الهی است که اطاعت امر علی بن ابیطالب را واجب کرده است. چگونه خداوند امر کسی را مطاع کند و او را عصمت ندهد؟! که اگر چنین کند امر به اطاعت کسی داده که ممکن است یک فرمان اشتباهش عالمی را به باد دهد! آیا عقل چنین امری را می پذیرد؟ وآیا کسی که دارای عصمت الهی است یک فرد عادی است؟ و آیا میثم تمار این را نمی داند!؟ آیا اگر قرار است عشق انسان را به عصمت برساند مردم باید صبر کنند تا دوران عاشقی طی شود و هرگاه چنین شد تن به آن عصمت بدهند؟

قدرت امام
هنوز صدای درب خیبر از حلقوم تاریخ شنیدنی است. هنوز میدان نبرد با امر بن عبدود در حافظه ی تاریخ جای دارد و هزاران دلاوری عجیب دیگر. آیا ما ایشان را پهلوان می دانیم یا قدرت بازویشان را الهی می دانیم؟ شیعه به پهلوانی امیر دل نداده است، بلکه به قدرت الهیش دل بسته است. این تفاوت همان تفاوت دو رویکردی است که در ابتدا عرض شد.

علم امام
علم امام چطور؟ واقعاً از مشاورین مذهبی این فیلم می پرسیم آیا در قرآن نخوانده اید که:
و کل شیء احصیناه فی امام مبین
خداوند اگر ارداه کند کاری کند کسی جلودارش نخواهد بود حتی با فانتزی ترین تز های روشن فکری. حالا خداوند خواسته است که هر چیزی را در امام به شماره در آورد. آیا یک فرد عادی دارای چنین علمی است یا امام امیرالمومنین علیه السلام؟ آیا موضوعی با این دامنه ی اهمیت را باید با واژگان شاعرانه توصیف کرد؟ سخن انکار شعر نیست، سخن اعتراض به بیان خارج از انصاف است.

علم غیب امام نیز از این دست است که توضیح و تفصیلش را به لینک
تمام این موارد نشان از آن دارد که تنزل امیرمومنان و دیگر امامان و انبیاء الهی به یک انسان عادی از آموزه های شیعی و اسلامی به دور است.
اصولاً چنین نسبت خارج از انصافی را به مخترعین بزرگ و یا دانشمندان نمی دهیم اما متاسفانه در مورد حجج الهی برخوردهای نامناسبی داریم.

ولایت امام
ولایت مطلق و بی چون و چرای امام برای مسلمین و فرمان پذیری مردم از ایشان که مورد پذیرش جامعه ی شیعی است و کتب گویای اهل سنت نیز بدان معترف است به عنوان نقطه ی عطف کلام ماست. دوستان عزیزی که بازحمت بسیار در تلاش بودید مظلومیت امام حسین علیه السلام را نشان بدهید؛ خدا را به رعایت این نکته ی ظریف که اگر امر امام را واجب ندانیم هزاران بیان و هزاران صحنه ی مظلومیت شهیدان کربلا ما را به آن جا که باید نخواهد رساند. سینه زدن سینه زنی که امام را مفترض الطاعة می داند کجا و عزاداری دیگران کجا!
و راستی کجا اطاعت امر یک فرد عادی واجب است؟آن هم وجوبی الهی!
ای کاش شهریار زنده می شد و دوباره چنین می سرایید:

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مطالب مرتبط:
حذف تصاویرچهره حضرت ابوالفضل ازمختارنامه
تحلیل مختارنامه(1)
نقدی بر مناظره عبیدالله زیاد و مسلم بن عقیل در سریال مختارنامه
بیان امام محمد باقر علیه السلام در مورد مختار
قیام مختار ثقفی
هزینه ساخت سریال"مختارنامه"اعلام شد
مختار ثقفی روز عاشورا کجا بود؟
پاسخ به شایعات مختارنامه
چه کسانی به دست"مختار"کشته شدند؟
قیام مختار



فطرت