تارو پود مصطفی یک لاله بود آن هم بسوخت

(به مناسبت سوم جمادی الاخری _ شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام)
{... و اینجاست که انسیه حوراء(1)، تکلیف را وجدان کرده،استوار بر باور و اعتقاد خویش فریاد بر می آورد:
وا عجباهُ اَنسیتم یوم غدیر خم؟ (2)
شگفتا! آیا روز غدیر را فراموش کرد ه اید؟
او برای مردم عصر خویش پیوسته بر لب، یاد غدیر را جاری می سازد تا انسانها را بیاد پیمان فطری و دنیایی غدیر بیاندازد،
وقتی خیانت پیشه گان عذر تراشی می کنند که ای فاطمه، اگر علی خود را زودتر به سقیفه می رساند و برای مردم صحبت
می نمود، منحرف نمی شدند،
زهرا علیها السلام را فریاد دیگری ا ست، فریادی که موج آن در کوهسار زمان پیچیده شد تا نسلهای آینده هم بدا نند:
فما جعل اللهُ لأحدٍ َبَعْدَ غدیر خمٍ مِن حُجهٍ ولا عذرٍ (3)
بعد از غدیر، خداوند برای هیچ کس عذر و بها نه ای باقی نگذاشت

نیک بیاندیشیم که این سخنا ن را شخصیتی بزرگ بیا ن می کند، بانویی که
پیامبر(صلی الله علیه و اله وسلم) برای ابراز محبت به او هیچ گاه مصلحت اندیشانه کوتاهی نکرد، بلکه از هر فرصتی برای ا ثبات این عظمت – که او پاره تن خاتم پیامبران است – کوشید(4).

عایشه می گوید:
... و کانت اذا دخلت علی رسول الله قام الیها فقَبَّلها و رَحَّب بها و اخذ بیدها و اجلسها فی مجلسه.(5) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) همیشه، پیش پای فاطمه (علیهاالسلام) بر می خا ست ا و را می بوسید و دست او را گرفته و در جای خود می نشاند.
به راستی چگونه این نگین فروزنده توصیف شدنی ا ست، نگینی که سر تا پای وجودش غرق درطاعت خدا ست شما را به خدا آیا تصور عملکردی نا درست، از او صحیح ا ست؟

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم):
یا سلمان انّ ابنتی فاطمه مَلا الله قَلبها و جَوا رِحَها ایماناً و یقیناً الی مشاشِها تغرقت لطاعه الله.(6)
ای سلمان به را ستی که خدا قلب و تمام اعضای فاطمه تا استخوانهایش را از ایمان و یقین آکنده ساخته به گونه ای که ا و در اطاعت از پروردگار غرق است.
آیا این عارفه ی درگاه الهی را ممکن است امری ساده خشمگین سازد و سخنی بیهوده او را به رنج آورد، یا او همواره در ادای تکلیف کوشیده و تار و پود وجودش با ایمان گره خورده است؟‌که خشم او خشم خداست (7)
هرگز، خشمی بیجا برای او قابل تصور نیست که او معیار شناخت حقیقت است و محور کساء (8)، بهانه ی خلقت است ومادر پدر(9)

اکنون فکر کنید که او بر چه کسانی خشمگین بود
وشاید حال امیرالمو منین(علیه السلام)این گونه بود که:
روزها می نشست کنج خانه. به در ودیوار چشم می دوخت، چشمان اشک آلودش را بر روی هم می فشرد و خاطرات تلخ و شیرین روزهای گذشته، همچون سیل به ذهنش هجوم می آورد.
آن روز که این خانه ی گلین محقر را با یک دنیا امید و آرزو برای فاطمه (علیها السلام) سا خته بود، آن روزها که هر روز صبح، صدای دل نشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را می شنیدند که روبه روی ا ین در می ایستاد و می فرمود:
السلام علیکم یا أهل بیت النبوّه
آن روزها که تا در خانه را می گشود عطر گل یاس، خستگی و رنج جنگها را از تن و روحش می زدود. یادش بخیر، خنده های کودکانه زینب در آغوش مادر، بازیهای حسن و حسین با پیامبر(علیهم السلام).
عبادتهای شبانه فاطمه (علیها السلام) آنگاه که غرق نور می شد،چهره خندان علی (علیه السلام) وقتی که فاطمه (علیها السلام) را نگاه می کرد یادش بخیر...
و چقدر زود دست روزگار طومار شادی هایشان رادر هم پیچید...
هر روز در و دیوار خانه را به زیا رت می نشست، دست بر ضریح سوخته ی مقتل فاطمه (علیها السلام) می انداخت چون ابر بهاری اشک می ریخت.

جزوه ی – تارو پود مصطفی یک لاله بود آن هم بسوخت- ص5 تا 7و16و17 نماز گزاران مسجد الزهراء علیها السلام سناباد
(1) قال رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم): ان فاطمه خلقت حوریه فی صوره انسیه. تفسیر فرات کوفی. ص 321 ح 6،بحارالانوار، علامه مجلسی ج43 ص7 (2) نهج الحیاه ص 38 ح 16.
(3) نهج الحیاه ص 42 ح 18.
(4) فصول المهمه فی معرفه احوال الایمه (علیهم السلام)، ابن صباغ مالکی، ص 150
(5) بحار الانوار ج 37 ص 71.
(6) بحار الانوار ج 43 ص 46، مناقب آل ابی طالب (ع)، ابن شهر آشوب،ج3 ص 337.
(7) اشاره به حدیث نبوی: یا فاطمه ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک. کنز العمال، متقی هندی،ج 13 ص 674 ح 37725
(8) اشاره به حدیث کساء ((هُم فاطمهُ و أبوها و بعلها و بنوها)). این حدیث به طرق مختلف در میان دانشمندان اسلامی نقل شده است که برای بررسی اسناد حدیث کساء به کتاب ((فاطمه ی زهرا (علیها السلام))) گفتار علامه امینی مرا جعه کنید.
(9) ((و کنّاها امّ ا لحسن و امّ ا لحسین و امّ ا لمحسن و امّ ا لایمّه و امّ ابیها)) مناقب آ ل ابی طالب (علیهم السلام) ج 3 ص 357.




سایت فطرت