به سوی وحدت(1)
محبت به اهل بیت علیهم السلام در وحدت شیعه وسنی چه نقشی دارد؟
پرسش های دانشجوی اهل سنت

دانشجو: جناب آقای دکتر، سلام عرض می کنم..با توجه به این که پیامبر اکرم، از ما خواسته اند که نسبت به نزدیکانشان مودت داشته باشیم و این محبت، برای ما راهی را بسوی خداوند می گشاید، 1 لذا برای اینکه راه جدیدی بسوی خداوند برایمان گشوده شود و ضمناً دستور پیامبر اکرم را اجابت کرده باشیم و بالاخره چون محبت به اهل بیت واجب شمرده شده است، 2 بایدمودتمان را نسبت به اهل بیت بسیار بیشتر نماییم.
حال سوال بنده اینست، به نظر جنابعالی،با توجه به اینکه محبت به اهل بیت، مشترک بین سنی و شیعه می باشد،تقویت محبت به اهل بیت،جهت تشدید وحدت بین برادران شیعه و اهل سنت،، چه مقدار میتواند نقش داشته باشد؟
دکتر: باعرض سلام خدمت برادرگرامی، به نکته بسیار عالی اشاره فرمودید. آنچه در اسلام اصل است،وحدت، یگانگی،دوستی وبرادری است.خداوند متعال در آیه103 آل عمران به همگان دستور می فرماید:
"وَ اعْتَصِمُواْ بحَِبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ لَا تَفَرَّقُواْ وَ اذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَینْ‏َ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا"
یعنی همگی بحبل الهی چنگ زده وپراکنده نشوید، ونعمت الهی را بر خود بیادآوریدآن هنگام که با یکدیگردشمن بودید پس خداوندبین قلوب شما الفت ودوستی برقرار کرد، پس به سبب این لطف الهی، با یکدیگر برادر شدید.
درآیات بعد به کسانی که ایجاد تفرقه واختلاف نمایند، وعده عذابی بزرگ،در آخرت می دهد،زیرا این اختلاف وتفرقه، نتیجه ای جز ذلت مسلمین نخواهدداشت:
«ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ أَیْنَ ما ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاس»(112-آل عمران)یعنی ذلت وخواری بر آنان نوشته شده است مگر این که متمسک به ریسمانی از خداوند و ریسمانی از مردم بشوند.
بالعکس اگر خواستار عزت مسلمین هستیم،باید این وحدت وبرادری را تشدید بنماییم که:
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُواْ بَینْ‏َ أَخَوَیْکم» (10 –حجرات)
یعنی تنها رابطه ای که در بین مومنین برقرار است، برادری می باشد،(نه کمتر از آن)واین از افتخارات اسلام است که این چنین رابطه نزدیکی بین مسلمین ایجاد می کند وبعنوان یک وظیفه، به همگان دستور می فرماید که اگر اختلافی بین مسلمین ایجاد شد، باید آنرااصلاح ومرتفع نمود.
بالاتر این که، اسلام آن چنان منادی صلح ودوستی است که دستور می فرماید،هرگاه کسی به شما ستم وبدی نمود،برای اینکه با ظلم او مبارزه کنید،بدی اورا با خوبی پاسخ دهید،که این باعث می شود که دشمنی او به دوستی عمیقی تبدیل شود:
«وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّیَةُ ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ» (34-فصلت)
یعنی کار خوب با عمل بد مساوی نیست (لذا)بدی را با عمل خوب (یا خوبتر)دفع کن،در نتیجه کسی که با تو دشمنی دارد (آن چنان تغییر می کند که)گویی دوست صمیمی وگرمی برای تو می باشد.
دانشجو:آقای دکتر،این از دستورات افتخار آمیز اسلام است، ولی حقیقتا عمل به آن مشکل است.آیا می توانید نمونه هایی از آن را ارایه فرمایید؟
دکتر:الگوی ما در این زمینه،پیامبر اکرم واهل بیت علیهم السلام هستند:عیادت پیامبر اکرم صلی الله علیه واله از یهودی بیمار (که شکمبه شتر بر سر حضرت ریخته بود)، هدیه دادن شمشیر در میدان جنگ،از سوی امیر المومنین،به دشمن کافری که درخواست ذوالفقار از ایشان کرده بود، احسان و احترام امام حسن علیه السلام به مرد شامی که به ایشان جسارت کرده بود...،همگی باعث شدند که عداوت شدید این دشمنان، به دوستی عمیق تبدیل گردد.
نتیجه کلام اینکه وقتی ما موظف هستیم با دشمنان،اینگونه با دوستی وکرم برخورد نماییم،با دوستان،(ولو اختلاف عقیده ای با ما داشته باشند)باید با برادری وصمیمیت بیشتری عمل نماییم.
در واقع اولین دستور قرآن کریم به گروه های مذهبی، جمع شدن حول یک محور وعدم تفرقه وجدایی، بلکه تقویت دوستی وبرادری می باشد.اما در خصوص اینکه راه ووسیله افزایش اتحاد،چیست، دو نظریه وجود دارد:
1 - وحدت حول مشترکات، با درنظرنگرفتن اختلافات
2- وحدت از طریق افزایش مشترکات،با رفع اختلافات
در باره طریق دوم در مبحث آینده عرض خواهم کرد. اما درمورد نظر اول، حداقل کاری که جهت رسیدن به وحدت می توان انجام داد اینست که دو گروه، مشترکات خود را یافته و براساس این اصول مشترک، با یکدیگر متحد شوند، بدون اینکه اختلافات خود را مطرح نمایند. یعنی بطور مشخص، شیعه و اهل سنت در اعتقاد به خداوند متعال، پیامبر اکرم و قرآن کریم مشترک هستند.3 تذکر به این نکته باعث ایجاد همبستگی و همدلی در بین گروه های مسلمین شده و اتحاد آنان را بیشتر می سازد.
دانشجو: اتفاقاً درمورد خلیفه پیامبر نیز اشتراک داریم، چون علی رضی الله عنه، خلیفه اول برای شما و خلیفه چهارم برای ماست و در اصل خلافت ایشان مشترکیم.
دکتر: اجازه بدهید به‌ آیه103 سوره آل عمران بازگردم که می فرماید:
«وَ اعْتَصِمُواْ بحَِبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ لَا تَفَرَّقُواْ»
خداوند متعال در این آیه کریمه به مسلمین دستور می فرماید که از طریق چنگ زدن همگان به حبل الهی،با هم متحد شوند.
احادیث شریفه، در توضیح آیه کریمه، حبل الله را به قرآن کریم و عترت پیامبر اکرم صلی الله علیه واله، معرفی فرموده اند. حاکم حسکانی عالم شهیر اهل تسنن از قول پیامبر اکرم اینگونه نقل می کند:
«من احب ان یرکب سفینه النجاه و یستمسک بالعروه الوثقی و یعتصم بحبل الله المتین، فلیوال علیا و لیاتم بالهداه من ولده»4 یعنی هر کس دوست دارد که بر کشتی نجات سوار شده و به دستگیره محکم چنگ زده و به حبل الهی متمسک شود، پس باید علی را دوست و سرپرست بداند و فرزندانش را تبعیت نماید.
و نیز میگوید:.... عن ابان بن تغلب عن جعفر المحمد قال:نحن حبل الله الذی قال الله: «اعتصموا بحبل الله»
یعنی امام صادق علیه السلام فرموده اند:ما آن ریسمان الهی هستیم که خداوند فرموده"به ریسمان الهی چنگ بزنید"
آنچه از نقل این عالم سنی نتیجه می گیریم اینست که:
اعتصام همه مردم به اهل بیت علیهم السلام، باعث اتحاد آنها شده،از اختلاف در امان می مانند.لذاست که حاکم نیشابوری از ابن عباس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل میکند: «اهل بیت من، برای امتم، امان از اختلاف اند».5
شافعی رهبر یکی از چهار گروه اهل تسنن اعلام میدارد که حبل الله، ولایت ایمه اطهار علیهم السلام است و راه نجات، منحصرا در تمسک به آنها می باشد:
لما رأیت الناس قد ذهبت بهم
مذاهبهم فی ابحر الغی و الجهل
رکبت علی اسم الله فی سفن النجا
و هم اهل بیت المصطفی خاتم الرسل
و امسکت حبل الله و هو ولایهم
کما قدامرنا بالتمسک بالحبل
اذا افترقت فی الدین سبعین فرقه
ونیفاعلی ما جاء فی واشح النقل
و لم یک ناج منهم غیرفرقه
فقل لی لها یا ذالرجاحه والعقل
افی الفرقه الهلاک آل محمد
ام الفرقه اللایی نجت منهم؟ فقل لی 6
یعنی هنگامیکه دیدم، مردم به دریاهای گمراهی وجهل افتاده اند، سوار کشتی نجات شدم که (محبت) اهل بیت پیامبر است و متسمک به حبل الهی شدم که ولایت اهل بیت است و هنگامیکه مردم به هفتاد فرقه تقسیم شدند، ای انسان عاقل برای من بگو که آیا آل محمد(ص) جزو فرقه های هلاک شونده هستند یا فرقه نجات یابنده؟ پس اگر بگویی که جزو نجات یابندگانند که حرف درست همین است و اگر بگویی از گروه هلاک شونده اند، از عدل دور شده ای.
وقتی که این رهبر اهل تسنن با صدای بلند، اعلام میدارد که آل محمد، کشتی نجات اند و تنها کسانی از هفتاد فرقه نجات می یابند که متمسک به این حبل بشوند، چرا بعضی از تمسک به این عروه الوثقی دوری می کنند؟
دانشجو: جناب دکتر آیا آیه دیگری سراع دارید که بما توصیه کند به سراغ اهل بیت برویم؟
دکتر: خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
«یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین»7
یعنی ای ایمان آورندگان، تقوا پیشه کنید و با صادقین و راستگویان باشید.
خوارزمی از علمای اهل تسنن به نقل از ابن عباس، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت را بعنوان صادقین معرفی می کند. سبط ابن الجوزی،ابی نعیم، ابن مردویه و ابن عساکر به نقل از جابر و ابن عباس «کونوا مع الصادقین» را بدین گونه معنی می کنند: «با علی و اهل بیتش باشید».8
دانشجو: آقای دکتر شما با نقل این احادیث از کتب اهل تسنن می خواهید ثابت کنید که ما باید شیعه شویم؟
دکتر: نتیجه گیری با شماست ولی آنچه که الان می خواهم عرض کنم این است که برای تقویت وحدت امت اسلام،، محبت اهل بیت و خلافت امیرالمومنین را به محور های وحدت (خداوند متعال، پیامبر اکرم وقرآن کریم)اضافه نموده و روی آن تأکید نماییم زیرا هر دو گروه، اهل بیت را کشتی نجات 9و مانع گمراهی 10وامیر المومنین را خلیفه پیامبر اکرم میدانند.
لذا بر تمام علمای اهل تسنن و علمای شیعه است که برای افزایش وحدت، محبت اهل بیت و فضایل آنها را مطرح نمایند تا با تمسک باین حبل الهی وعروه الوثقی اولاً به نجات و هدایت قطعی برسیم و ثانیاً در عرصه اجتماع به وحدتی عمیق تر و پایدارتر دست بیابیم.
بدینوسیله با افزایش توجه برادران اهل تسنن به اهل بیت علیهم السلام، کدورتهای احتمالی در دل بعضی شیعیان نسبت به اهل تسنن برطرف و جایش را به محبت می‌دهد. زیرا که شیعه معتقد است «انی سلم لمن سالمکم 13یعنی من با هر کسی که باشما ایمه دوست باشد، دوست هستم.لذا تقویت دوستی اهل سنت با ایمه اطهار،سبب تقوبت دوستی شیعیان با اهل تسنن خواهد شدو طبیعی است که این افزایش محبت، اتحادی گسست ناپذیر در جامعه اسلامی ایجاد میکند.

با توجه به اینکه سخن بدرازا کشید،انشاء الله در مورد وحدت حداکثری، در گفتگوی آینده در خدمتتان هستم. التماس دعا، خدانگهدار.
دانشجو:خیلی متشکر هستم، موفق باشید.

پی نوشت ها
1. آیه 57 – فرقان:"و ما اسیلکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الا ربه سبیلا"یعنی من از شما اجر و پاداشی طلب نمی کنم مگر آن کسیکه بخواهد بسوی پرودگارش راهی بیابد. یعنی محبت به اهل بیت، راهی بسوی خداوند است و نفع آن بخود سالک طریق الهی می رسد.
2. ابن عباس نقل میکند که وقتی آیه «قل لا اسیلکم...» نازل شد، از پیامبر اکرم پرسیدم، این «قربی» که مودتشان بر‌ ما واجب شده چه کسانی هستند؟ حضرت فرمودند: علی و فاطمه و در فرزندشان رضی الله عنهم.از شواهد التنزیل لقواعد التفضیل ج 2 ص 194.
3. البته پذیرش این حرف با مسامحه است چون برخی از اهل تسنن، خداوند را قابل رویت با چشم سر دانسته، برای خداوند دست و پا و نشیمنگاه معتقد هستند در حالیکه شیعه، خداوند را غیر جسمانی و غیرقابل رویت میداند ونیز اهل تسنن برای پیامبر اکرم قایل به عصمت کلی نیستند. در حالیکه شیعه، ایشان و اهل بیت را بحکم آیه"انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا" از اشتباه و خطا مصون می داند و....
4. شواهد التنزیل ج 1 ص 168.
5. مستدرک حاکم ج 2 ص 149.
6. کتاب امان الامه من الاختلاف صافی ج 1 ص 134 به نقل از احمدبن عبدالقادر العجیلی در کتاب ذخیره المعاد و به کتاب رشفه الصادی از شریف حضرمی ص 25.
7. 119-توبه.
8. کتاب امان الامه من الاختلاف صافی ج 1 ص 134.
9. حدیث سفینه: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: مثل اهل بیت من مثل کشتی نوح می باشد که هر که آنرا سوار شده نجات یافت و هر کس آنرا ترک نمود غرق شد.
10. حدیث ثقلین:پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: من در بین شما دوچیز گرانبها بجای می گذارم کتاب خدا و عترتم که مادامی که به آنها چنگ بزنید، گمراه نمیشوید
11. زیارت عاشورا.
نویسنده: محمدرضا فاخری
dmrfakheri@yahoo.com

بعدی